نویسنده : بَری مورِی۱ / برگرداننده: ا. ص. پویا

منبع : صدای سوسیالیست۲، اوت 2023

دانش و امید، شماره ۲۰، آبان ۱۴۰۲

تنها در دوران اخیر بود -که با شرمندگی بی‌پایان- متوجه شدم، در مقایسه با تاریخ پیدایش بشر، شیوۀ زندگی سرمایه‌داری عمر بسیار کمی دارد. به دلایلی، هرگز به این جنبۀ جوانی سرمایه‌داری فکر نکرده بودم. آن چه را که حالا بدیهی به نظر می‌رسد و قبلاً درکی از آن نداشتم، این است که قبلاً تمام تمرکزم بر نیروی ویرانگر سرمایه‌داری و چگونگی تخریب زندگی مردم، تلاش برای دست و پنجه نرم کردن با دانش تئوری و عمل مارکسیستی، و تلاش برای ترسیم راهی جدید به جلو بوده است. همۀ این‌ها حداقل در تفکر من، منجر به ندیدن این نوباوگی نسبی سرمایه‌داری شد.

امروزه، آگاهی از این نکته چندان پُر اهمیت نیست، بلکه آن چه مهم است درهم شکستن طلسم تصوری است که به یقین در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم وجود دارد: این که سرمایه‌داری همیشه وجود داشته است؛ و این به‌نوبۀ خود تأییدی است بر این ایده که وجودش جاودان خواهد بود؛ و بنابراین، مبارزه با آن بیهوده است. و هم‌چنین ترویج این تفکر که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد،موضوعاتی هستند که از دید کسانی که به آنها آگاهند، بسیار «بدیهی» می‌نماید، اما این موضوعات برای دیگران چندان بدیهی نیست.

اغلب فعالان اجتماعی و چپگرا که برای ایجاد تغییر تلاش می‌کنند، دچاراین خطا می‌شوند. درواقع، ما اغلب از فقدان درک اساسی توسط بخش ناهمگون‌تر جمعیت درمورد این که چگونه استثمار می‌شوند و از این که چرا آنها به آنچه می‌گوییم گوش نمی‌کنند یا به آن عمل نمی‌کنند، سرخورده می‌شویم.

ارتشی از دانشمندان علوم سیاسی، روان‌شناسان و بسیاری دیگر از «مرشدان»۳ در طیف سیاسی راست، در خصوص این موضوع از هر زاویۀ قابل تصور بسیار قلم‌فرسایی کرده‌اند. قرار نیست آنچه که من در اینجا متذکر می‌شوم کشفی غیرمنتظره از راهبردی [استرتژی] جدید برای شروع یک انقلاب باشد، اما ممکن است به پذیرش بهتر پیام‌های ما کمک نماید.

درمورد روش‌های سخن گفتن یا توضیح مطالبی در مورد واقعیت جهان، روش‌های بسیار ساده‌ای وجود دارند که با کمک آنها می‌توان به آگاهی مردم کمک کرد. توضیح پیرامون عمر سرمایه‌داری یکی از این موارد آموزنده و آگاهی‌بخش است. وقتی به مردم می‌گویید، همان‌طور که من اکنون می‌خواهم بگویم، سرمایه‌داری تقریباً سیصد سال از عمرش می‌گذرد، به طرز عجیبی به شما نگاه می‌کنند و این باعث تعجب آنها می‌شود، زیرا تصور می‌کنند که سرمایه‌داری همیشه وجود داشته است.

بعد، وقتی می‌گویید که قبل از سرمایه‌داری دوران فئودالیسم و قبل از آن دوران برده‌داری بوده و الی آخر، توجه‌شان جلب می‌شود. آنها در مورد برده‌داری بسیار شنیده‌اند، اما نه دربارۀ فئودالیسم. مفهوم بازۀ زمانی هر یک از این دوران‌ها هرگز به وضوح نشان داده نشده است. این سؤال که فئودالیسم چیست و سازو کار آن چگونه بود، پرسش دیگری را پیش می‌کشد که تفاوت آن با سرمایه‌داری چه بوده و هست ؟

نکتۀ مهم این است که به مردم نشان داده شود که برخلاف اعتقادشان، تغییر امکان دارد و در واقع در حال وقوع است. به این نکته هم می‌توان اشاره کرد که در واقع این انسان‌هایند که آن‌همه تغییر را ایجاد می‌کنند. اما همیشه این خطر وجود دارد که شور و هیجان بیش از حد فعال اجتماعی که تلاش می‌کند همه چیز زندگی را در کم‌تر از بیست دقیقه توضیح دهد، از حوصلۀ مخاطب فراتر رود. به‌راحتی می‌شود فراموش کرد که مردم باید سر کار بروند، باید پول آب و برق‌شان را بپردازند، خرید کنند و به فکر مراقبت از بچه‌هایشان باشند. و این هم عامل دیگری است که ما غالباً نادیده می‌گیریم: این که مردم در واقع در چرخه زندگی تحمیلی سرمایه‌داری گرفتار شده‌اند، بخشی از این گرفتاری ترس از همان سیستمی است که آنها را سرکوب می‌کند. چیره شدن بر این ترس، امر دشواری است.

کار جالب دیگری که می‌توان انجام داد این است که، وقتی مردم در مورد کار خود صحبت می‌کنند، از آنها بپرسیم که آیا می‌دانند که تمام دستمزد و هزینه‌هایی که کارفرمای‌شان برای دو یا سه روز اول هفته می‌پردازد، برای کل مخارج یک هفتۀ کسب و کار کفایت می‌کند، و عملاً کار دو تا سه روز بعدی آنها سود خالصی است که نصیب کارفرما می‌شود.

بسیاری از این واقعیت ساده شگفت‌زده می‌شوند و هرگز خود به این فکر نیفتاده‌اند. آنها اغلب می‌دانند که استثمار می‌شوند، اما از سازوکار آن بی‌خبرند. در ادامه وسوسه می‌شویم که به آنها بگوییم که در واقع بقیه هفته را مجانی کار می‌کنند و وارد مبحث ارزش اضافی مارکس شویم، اما تا همین جا کافی است. باید بذر نظریۀ خلق جهان در دو روز۴ را کاشت و پس از آن صبورانه شاهد رشدش بود.

این حرف‌های نه چندان عمیق علمی، مردم را به فکر وامی دارند. اما این که آنها با این آگاهی جدید چه خواهند کرد، بحث دیگری است.

«من صاحب خانه خود هستم.» آیا واقعا صاحب آن هستی؟ واقعیت این است که شما صاحب آن نیستید وحداقل تا ۲۵ و شاید هم ۳۵ سال بعد هم ، صاحب آن نخواهید بود. بانک، شرکت‌های وام مسکن یا مؤسسات طمع‌کار مالی صاحب خانۀ شما هستند. شما صرفاً تا زمانی که قسط را می‌پردازید از آن خانه استفاده می‌کنید و از آن نگهداری می‌کنید، و اگر در پرداخت قسط کوتاهی کنید، مجبور به تخلیه خانه می‌شوید.

فریب روانی ثروتاندوزی با خرید و فروش مسکن۵ در واقع همان بازی مار و پله۶ است. مادامی که قسط وام را پرداخت می‌کنید، خانه دارید، صرف‌نظر از فشار روانی (استرس) وارده بر زن و شوهر که مجبورند برای بازپرداخت وام مسکن هر دو کار کنند، آنها واقعاً صاحب خانه نیستند. می‌توان از مسکنی که در مالکیت عمومی است، با اجاره‌ای که مادام‌العمر با توجه به توان مالی خانواده‌ها تعیین می‌شود، برای مردم سخن گفت. آیا ما مفهوم مالکیت عمومی بر خانه‌ها را به اندازۀ کافی برای تودۀ مردم تشریح کرده‌ایم؟ و یا از نحوۀ اجرا و فواید آن برای آنها سخن گفته‌ایم؟

بدون‌شک، راه‌های ساده زیادی وجود دارند که می‌توان افراد را وادار به تفکر در مورد وضعیت خود کرد، بدون اینکه قیافۀ یک عقل کل به خود بگیریم و یا موجب شویم مردم از نادانی خود خجل شوند. ما بیشترتمایل داریم نتیجه‌گیری کنیم که مردم مایلند در مورد رویکرد علمی به زندگی بیاموزند، در حالی که واقعاً از نظر تاکتیک، هوشمندانه‌تر است که بگوییم: خوب، بیاییم ابتدا نظام سرمایهداری و فرهنگ آن را بررسی کنیم، این گفته برای آنها کم‌تر غریب می‌آید، چون در فرایند زندگی آن را تجربه می‌کنند.

در مورد مقولاتی مانند سوسیالیسم یا سوسیالیسم علمی نیز چنین است: اغلب این کلمات، بی‌میلی و ترسی را القا می‌کنند که توسط تبلیغات سیاه سرمایه‌داری و امپریالیسم از طریق مدرسه، کلیسا و رسانه‌ها ایجاد و به آنها دامن زده شده است. حتی کسانی که در این زمینه‌ها فعال هستند، عمدتاً به دلیل مککارتیسم۷ افسارگسیخته یا موارد مشابه، تمایلات واقعی سیاسی خود را به‌طور آشکار بروز نمی‌دهند. در ایرلند هم، کارزار (کمپین) مشابهی برای جلوگیری از طرح این مقولات وجود دارد، که بسیار هم موفق بوده است. طرح علنی این مقوله‌ها جرمی جدی است، اگر بتوانیم باید این کمپین را شکست بدهیم.

شما به‌طور دائم این جملات را می‌شنوید: دست بردارید، سوسیالیسم کارایی ندارد۸. بله، چنین است و شما به‌درستی باید دربارۀ واقعیت و مقبولیت چیزی که سوسیالیسم بنگاهی یا شرکت سهامی۹ نام دارد، تردید کنید. کمک‌های مالی دولتی، وام‌های ارزان بانکی و معافیت‌های مالیاتی،همگی بخشی از سیاست‌هایی است که سوسیالیسم بنگاهی، در چرخه‌های اقتصادی در پیش می‌گیرد۱۰. اما زوایای زیاد دیگری [از سیستم سوسیالیسم] هم وجود دارند که فکر می‌کنم سزاوار توجه‌اند و می‌توانیم ازآن زوایا نگاه کنیم. جوانب زیاد دیگری از سوسیالیسم (به استثنای سوسیال دموکراسی) وجود دارند که می‌توان به آنها رجوع کرد،بی‌آنکه حساسیتی را برانگیزد. به‌علاوه، آدم‌های زیادی هستند که در مورد [عدم کارایی سوسیالیسم بنگاهی] یا تأثیر آن بر زندگی‌شان چیزی نشنیده و از آن بی‌اطلاع‌اند. آیا نباید در جزوه‌های آموزش مقدماتی خود به آن اشاره کنیم؟ بطور کلی، نکتۀ اصلی این مقاله برای فعالان چیست؟ آیا چیزی گفته شد که قبلاً هزاران بار گفته نشده بود؟ قطعاً خیر.

اما مفید است که به خود یادآورشویم، گاهی دانسته‎های ذهنی ما را فریب می‌دهد و اغلب از اینکه مردم به آنها بی‌توجه‌اند، ناامید شویم. همیشه ایده‌ها و راه‌های جدیدی برای انتقال پیام ما وجود دارند. از سوی دیگر روشن است که ما نیازمند حمایت مردم و جوامع از [دیدگاه‌های] خود هستیم. این که ما با مردم در سطح خودشان صحبت کنیم، امری حیاتی است، البته، بدون کم‌رنگ کردن حقایقی که برای تغییر و یک جامعۀ انقلابی ورادیکال جدید ضرور می‌دانیم. به این خاطر، شاید لازم باشد برای افسانهزدایی۱۱ و آموزش خود وعموم مردم به‌طور دائم به دنبال راه‌های نوآورانه باشیم.

سرمایه‌داری با مهارت توانسته چهرۀ واقعی خود را از دید مردم سراسر جهان، پنهان کند. مردم را فریب داده تا هر گزینۀ دیگر را ناممکن بدانند. مردم گول سیستم نمایندگی پارلمانی «دموکراسی» بورژوازی را خورده‌اند. تأثیرات فرهنگی سرمایه‌داری در ذات (DNA) افراد نهادینه شده است که نیرویی بسیار قدرتمند است. اما واضح است که شکست‌ناپذیر نیست.

موضوع دیگری که اکثریت مردم آن را «طبیعی» و «عادی» تصور می‌کنند، سود است. متأسفانه، سود برای اکثر مردم، امری مقدس و بدیهی است، که مستلزم زیانی برای دیگری نیست. فلانی یک «کارآفرین بزرگ» است. چگونه می‌توان این روایت را تغییر داد؟ آیا به‌قدر کافی به این واقعیت اساسی اشاره کرده‌ایم که بدون کارگران، «کارآفرین»ی وجود نخواهد داشت؟ چگونه می‌توان به زبان خیلی ساده و قابل فهم برای عموم گفت که سود، چگونه و چرا تشکیل می‌شود و به‌هیچ‌وجه امر مقدسی نیست. حداقل این روش می‌تواند آغازی باشد برای بحث پیرامون نابرابری و استثمار در پایین‌ترین سطوح جامعه.

اگر این مقاله توانسته باشد به شروع گفتگو در مورد ایده‌هایی برای نوآوری کمک کرده، و احتمالاً الگو و قالبی اساسی برای توضیحات ساده توسط فعالان به جماعتی وسیع را ایجاد کند، قدمی به جلو برداشته است.

بنابراین اکنون، از همۀ فعالان می‌خواهیم که در مورد مشارکت، توسعه و گسترش این نوع فعالیت بالقوه نوآورانه فکر کنند. و سعی کنند که سادگی آن را حفظ کنند، زیرا ما نیازمندیم که مردمان ما با ما باشند، نه اینکه از هیبت ما یا از آنچه می‌گوییم بترسند.

1. Barry Murray                                 2. Socialist Voice, Ireland

3. Gurus                                              4. two-day revelation theory

کنایه از فرضیه پیدایش جهان در دو روز و تشابه آن با ارزش خلقشده در دو روز اول هفته است.

5. property ladder

در برنامههای تلویزیونی با این عنوان، خرید خانههای مخروبه، تعمیر آنها و فروش آنها به بهای گرانتر به عنوان روش کسب ثروت تبلیغ میشود.

6. snakes and ladders

7. McCarthyism

فعالیتهای شدید و افسار گسیخته راستگرایان آمریکایی به رهبری سناتور مک کارتی در تعقیب و ایذای نیروهای مترقی بعد از جنگ دوم جهانی.

8. Ah sure, socialism doesn’t work!

9. corporate socialism:

اشاره به نظام سرمایهداری در کشورهای غربی که سود حاصله از کسب و کار به جیب صاحبان سرمایه رفته و ضررهای دولت و کسب کارها به روش «سوسیالیستی» میان مردم توزیع میشود!

10. socialism-for-business cycle:

منظور سیاستهای شبه سوسیالیستی است که دولتهای سرمایهداری غرب در دورانهای کساد اقتصادی برای به حرکت در اوردن اقتصاد، در پیش میگیرند.

11. myth-bust

لینک مقالۀ اصلی:

یک پاسخ به “کنشگری اجتماعی نوآورانه؛ یادگیری با مردم – بَری مورِی – ا. ص. پویا”

  1. مهرداد دارستانی

    سوسیالیسم همه گمراهی و بدنامی خود را مرهون جادوی لنینیسم است .
    پیروان حقیقی لنینیسم دشمنان شماره یک سوسیالیسم بوده و میباشند .
    لنینیسم خالق و برانگیزاننده صهیونیسم و فاشیسم گردید که هم اکنون نیز ادامه دارد و هر از چندگاهی انقلاب نیز می‌کند 😂
    نابودی تفکر برابری و عدالت و سوسیالیسم همه هدف لنینیسم بوده و میباشد .
    تنها نگاهی به جایگاه لنینیستها در سطح جهانی بویژه در رابطه با فلسطین (پنجاه سال گذشته )را مورد پژوهش قرار دهید همسانی همانندی و همانگونگی صهیونیسم و لنینیسم را دیده و میبینیم .بیهوده نیست که در نتیجه سرمایه گذاری بلند مدت صهیونیستها همه چپ اروپا و غیر فلسطینی و غیر روس دنیا یا طرفدار اسراییل و اوکراین اند و یا مخالف حماس 💁
    پیدا کنید پرتغال فروش را 😂

    لایک

مقاله قبلی
مقاله بعدی