چشم ها را باید شست،
جور دیگر باید دید!

پیرامون موضع جمهوری خلق چین در مورد حل «مناقشه فلسطین- اسرائیل» *

مسعود امیدی

اول از همه حقیقت آن است که این به هیچ وجه یک «مناقشه» به مفهوم متعارف آن نیست و این عبارت اساسا نمی تواند بیانگر ماهیت آن چیزی باشد که به صورت نژادپرستی و جنایت آشکار علیه بشریت و جنایت جنگی و … در معرض دید و اعتراض گسترده جهانیان قرار دارد.
این موضع گیری ضمن اینکه مبتنی بر دفاع از صلح و حقوق بین الملل است، راهگشا به نظر نمی رسد. به نظر می رسد جهان با شرایط ویژه ای مواجه است که سازوکارهای متعارف و موجود دیپلماتیک و حقوقی موجود در آن برای مهار نژادپرستی و نئوفاشیسم جواب نمی دهند. و در واقع اگر جواب می داد، کار به اینجا نمی کشید. ضمنا عباراتی چون «درخواست از طرفین و …» در غزه تنها برابر رسوم دیپلماتیک بیان می شود و فاقد هر گونه بنیان مادی به نظر می رسند.
مهم ترین چیزی که می تواند بر این وضعیت تاثیر بگذارد و زمینه آتش بس را فراهم آورد، تغییر توازن قوا به زیان اقدامات نژادپرستانه اسرائیل است.
از یک سو باید آمریکا را برای این منظور تحت فشار بیشتری قرار داد و از سوی دیگر چین و روسیه به ویژه باید در این مورد نقش فعال تری بازی کنند.
تجربه نشان داده است و این بار نیز نشان می دهد که اسرائیل خود را مقید به رعایت ارزش های حقوق بین الملل و قطع نامه های سازمان ملل نمی داند. حتی اگر آمریکا وتو هم نکند، اسرائیل زیر بار تن دادن به قطع نامه شورای امنیت نمی رود. بنابراین باید دنبال راه های اجرایی و عملی و بازدارنده و فراتر از الزامات حقوق بین الملل بود.
چین و روسیه می توانند در این مورد ابتکار عمل را به دست بگیرند و به اسرائیل هشدار دهند . افکار عمومی جهان و حتی ۱۳ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت با این رویکرد موافقند. ساختار حقوقی و توافقات و قواعد حقوق بین الملل محصول شرایطی از توازن قواست.
پس از تخریب و فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ ، امروز آن توازن قوا تغییر کرده است و آن زمینه مادی برای تضمین اجرای قطع نامه های شورای امنیت دیگر وجود ندارد. الان زمانی است که این تعاریف و این ساختار باید متناسب با شرایط و نیازمندی های امروز جهان تغییر کند. چین و روسیه می توانند در اقدامی مشترک، ابتکار عمل این کار را به دست بگیرند و نقشی دوران ساز ایفا کنند که هم در جهت تقویت برآمد چندجانبه گرایی خواهد بود و هم آن را تثبیت کرده و بی بازگشت خواهد کرد . اما این اقدام چه می تواند باشد؟
این رویکرد می تواند دامنه وسیعی از اعتراضات وسیع ضدنژادپرستی و ضداسرائیل و آمریکا در کشورهای مختلف جهان به ویژه آمریکا گرفته تا اقدامات سیاسی با مشارکت بخش عظیمی از کشورهای جهان از قطع ارتباط با اسرائیل (و حتی آمریکا) تا به چالش کشیدن اسرائیل در مراجع حقوقی و دادگاه های بین المللی تا صف آرایی و مانور نظامی و هشدار در برابر آن باشد. البته این اقدام پرتنش خواهد بود .
اما راه دیگری در دسترس به نظر نمی رسد. اگر چین و روسیه چنین کنند، قطعا ایران و حتی ترکیه و رفته رفته بسیاری دیگر چون برزیل ، آفریقای جنوبی و … به آن اضافه خواهند شد و حتی عربستان هم از این استعداد برخوردار است. این رویکرد می تواند دوران ساز شود. رویکردهای امروز نژادپرستان حاکم بر اسرائیل به نظر نمی رسد، جایی برای تعامل باز گذاشته باشد. مدت هاست که رویکردهای مرسوم دیپلماتیک و حقوقی در مورد اسرائیل کارکردش را از دست داده است. جهان در شرایط پارادایم شیفت قراردارد. برنامه ریزی، هماهنگی، ابتکار، شجاعت ، ریسک پذیری و کنشگری فعال، لازمه مدیریت و فراتر از آن راهبری این شیفت و بحران است.
سازوکارهای شناخته شده و مرسوم در این شرایط فاقد اثربخشی است . این موضوع البته از پیچیدگی و ظرایف زیادی برخوردار است و دربردارنده ریسک های قابل توجهی نیز هست که باید در اتاق های فکر تخصصی مورد آنالیز قرار گرفته و مهندسی شود ، اما این ریسک ها به نوعی ویژگی تغییر شیفت و تغییر دوران است و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. چه بهتر که این تغییر شیفت بر محور مسئله فلسطین و نژادپرستی اسرائیل رخ دهد تا مهر و نشان خود را بر مناسبات جدید بین المللی بزند تا در جایی چون تایوان و …
مواردی چون راهکار دو دولت و … اگر چه ممکن است در شرایط طرح آن دارای پتانسیل های معین و قابل توجهی برای حل مسئله بوده باشد، در شرایط توازن قوای امروز و مناسبات و رویکردهای کنونی ، محلی از اعراب ندارند.
این تغییر شیفت می تواند با مجموعه دیگری از تغییرات مطلوب به صورت دومینووار ارکان جهان امپریالیستی را فروریزد و … و البته نیازمند راهبری از سوی یک اراده انقلابی و انترناسیونالیستی است. آیا شی جین پینگ و چین مانند استالین در اتحاد شوروی قادر به ایفای چنین نقشی و راهبری چنین تحولی خواهد شد یا دغدغه های اقتصادی و فنی طرح » یک جاده ، یک راه» و تمرکز بر جستجوی «منافع ملی» و … همچنان آن را در دایره ساختار موجود و صدور اطلاعیه و … نگه خواهد داشت ؟!
گفتنی در این مورد بسیار است. نگاه متعارف و مرسوم و جا افتاده در مدیریت استراتژیک مبتنی بر تجزیه و تحلیل SWOT یا تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف درونی و فرصت ها و تهدیدات بیرونی است . این نگاه در جستجوی استراتژی های برون رفت از بحران در چارچوب امکانات و شرایط موجود و انطباقی است. اما رویکرد دیگری در ارتباط با تحولات استراتژیک وجود دارد که مبتنی بر این فرض است که ورای مقدورات و شرایط و محدودیت ها و …، بهترین استراتژی خلق آینده است. این رویکرد بیشتر مبتنی بر برنامه ریزی و اراده است تا مقدورات و محدودیت ها و ….
این رویکرد از دامنه مقدورات فراتر می رود و به جای واکنشی بودن، کنش گرایانه است. به جای محافظه کاری ، مبتنی بر ریسک پذیری است. به جای پراکنده بودن و عدم انسجام در محورهای متعدد، متمرکز و یکپارچه و از جامعیت برخورداراست و دارای چشم انداز است . به جای تمرکز بر تحلیلی بودن ، بیشتر عملیاتی است . به جای نظاره گر بودن ، بیشتر مداخله گر و کنش گر است و به جای سنتی و متعارف بودن ، بیشتر نوآورانه و مبتنی بر خلاقیت و ابتکار است.
پیچیدگی ها و بحران گسترده در جهان کنونی ما به ویژه در ارتباط با نسل کشی و نژادپرستی آشکار امروز اسرائیل و آمریکا در غزه ، نیازمند رویکرد جدیدی برای مهار آن است که در چارچوب و در دایره تعاریف و سازوکارهای رایج دیپلماتیک و حقوق بین الملل و … یافت نمی شود. باید آن را ابداع کرد و البته تردیدی نیست که در این رویکرد باید توجه ویژه به حفظ صلح جهانی نیز داشت و … اما نباید از یاد برد که قرار نیست صلح جهانی همراه با تداوم و توسعه نژادپرستی و فاشیسم و نئوفاشیسم و … حفظ شود، بلکه دقیقا برعکس است یعنی اگر شانسی برای حفظ صلح جهانی وجود دارد، از مسیر جمع کردن بساط نژادپرستی و فاشیسم و نئوفاشیسم می گذرد. این حقیقت باید در جستجوی استراتژی خروج از بحران، محور توجه قرار گیرد و …‌
آری، به نظر می رسد چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید و …





* https://www.sedayemardom.net/?p=130096

Sent from Yahoo Mail – Shop Smart, Shop Organized