برای دولت اسرائیل آسان بود که دروغ چندین نسلی را حفظ کند. اما نتانیاهوکه وضعیتی سیاسی بسیار ناامید کننده ای دارد و میداند سلب حقوق فلسطینی ها در اسرائیل کاری بسیار محبوب است، تصمیم گرفت گفتن حقیقت را در این مورد افشا کند.

از کتلین جانستون

دولت اسرائیل اخیراً به طور غیرمنتظره ای اعتراف کرده است که نه تنها راه حل دو دولتی اصلا مطرح نیست، بلکه هرگز هم مورد بحث نبوده است.

بنیامین نتانیاهو اخیراً در کنفرانس خبری در تل آویو به این موضوع اعتراف کرد که استقرار یک کشور فلسطینی را به مدت چندین دهه خنثی کرده است و «افتخار» می کند.

مشاور ارشد نتانیاهو، مارک ریگف، به خبرنگار بریتانیایی پیرس مورگان گفت که یک کشور فلسطینی واقعی با ارتش و حاکمیت واقعی هرگز برای اسرائیل گزینه ای نبوده است. و او این را نتیجه «عقل سلیم» خواند که فلسطینیان در بهترین حالت باید وضعیتی «کمتر از یک کشور» داشته باشند.
سفیر اسرائیل در بریتانیا، تسپی هوتوفلی، هفته گذشته به شبکه اسکای نیوز گفت که «هیچ امکانی» برای راه حل دو دولتی برای مناقشه اسرائیل و فلسطین وجود ندارد.

برای دولت اسرائیل آسان بود که دروغ چندین نسلی را حفظ کند که همیشه از راه حل دو دولتی حمایت می کرده است، اما فلسطینیان آن را همیشه رد کرده اند، و ادعا کند که چنین توافقی تنها اکنون پس از ۷ اکتبر غیرممکن شده است. اما در حال حاضر، نتانیاهو در وضعیت سیاسی بسیار ناامید کننده‌ای قرار دارد و رد حقوق فلسطینیان در اسرائیل سیاستی بسیار محبوب است، بنابراین این احمق ها نمی توانند از گفتن حقیقت در این مورد خودداری کنند.

در واقع، این بسیار ساده است. پس از اینکه اسرائیل یک راه حل دو دولتی واقعی را با این استدلال رد کرد که فلسطین به این ترتیب می تواند تهدیدی نظامی باشد؛ و پس از اینکه یک راه حل دولتی واقعی را با این استدلال رد کرد که اعطای حقوق برابر برای همه به معنای پایان وجود اسرائیل به عنوان یک دولت قومی یهودی خواهد بود، تنها نسل کشی و پاکسازی قومی به عنوان گزینه های باقی مانده بودند.

کل موقعیت طرف اسرائیلی در بحث غزه بر این فرض استوار است که هیچ محدودیتی برای تعداد بی گناهانی وجود ندارد که می توان از نظر اخلاقی با پیروی از یک هدف نظامی کشت. از دیدگاه آنها، نه تنها کاملاً قابل قبول است که ده هزار کودک توسط حملات هوایی اسرائیل در غزه کشته شوند، بلکه کاملاً قابل قبول است که این تعداد صد هزار یا یک میلیون باشد. از نظر چارچوب اخلاقی حامیان اسرائیل، حماس می تواند یک دهم اسرائیلی هایی را که در ۷ اکتبر کشته است، کشته باشد و اسرائیل می تواند ده برابر بیشتر از آنچه کشته است، کودک بکشد – اقدامات اسرائیل در غزه هنوز هم توجیه می شود.
این دیدگاه برای افراد عادی و روان سالم، آشفته به نظر می رسد. البته، یک محدودیت برای تعداد افراد بی گناه وجود دارد که می توان در پی اهداف نظامی کشت، به ویژه اهدافی که می توان به صورت غیرنظامی حل کرد. تنها استثنائات، شرایطی هستند که هیچ راهی جز شکست دادن دشمن با تمام توان یا پذیرفتن نابودی خود وجود ندارد.

از آنجایی که هیچ استدلال منطقی وجود ندارد که حماس تهدیدی وجودی برای دولت اسرائیل باشد، و از آنجایی که راه هایی برای واکنش به ۷ اکتبر وجود داشت بدون اینکه حتی یک بمب انداخته شود، هیچ استدلالی وجود ندارد که نشان دهد کشتن همه این افراد بی گناه قابل قبول است، در حالی که هدف (کاملاً دست نیافتنی) شکست دادن مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل از نظر نظامی است.

صلح می تواند با مذاکره با مقاومت فلسطینی و دستیابی به توافقی که برای همه مفید باشد، حاصل شود. وضعیت ناآرام و سوء استفاده کننده ۶ اکتبر نیز می تواند با رسیدگی به اشتباهات عظیم و چشمگیر ارتش و سرویس های اطلاعاتی اسرائیل که ۷ اکتبر را در وهله اول آنرا ممکن ساخت، بازگردانده شود.

اگر این دو گزینه را با گزینه جایگزین، یعنی کشتن هر هفته هزار کودک در یک عملیات نظامی در غزه، مقایسه کنیم، این دو گزینه به طور طبیعی در نظر یک فرد عادی و سالم برتر هستند.

یک راه حل صلح آمیز غیرممکن نیست، فقط نامطلوب است. نامطلوب است زیرا اسرائیل مدت هاست تلاش می کند فلسطینیان بیشتری را از کشور خود اخراج کند و «جنگ علیه حماس» به عنوان پوششی برای این هدف عمل می کند. ادعای اینکه اسرائیل چاره ای جز از بین بردن ده ها هزار نفر زیر لوا و بهانه مبارزه با حماس ندارد، آشکارا نادرست است؛ این کار را نمی کند، بلکه می خواهد. در نهایت، استدلال آنها این است: «ما باید همه این مردم را بکشیم، زیرا واقعاً می خواهیم»، که دفاعی موجه نیست.

پس از همه دروغ ها و جنایات هایی که در دو و نیم ماه گذشته شاهد بوده ایم، هر یک از ما باید به طور خودکار همه ادعاهای دولت اسرائیل را رد کنیم. و از فلسطینیان طلب بخشش کنیم زیرا ما همه چیزهایی را که آنها از نسل ها ادعا می کنند باور نمی کنیم.

نیوزویک مقاله ای از یک سرباز سابق ارتش اسرائیل با عنوان «تقاضای آتش بس یک تقاضای ضد یهودی است که یهودیان را به قتل عام خودمان تأیید می کند» منتشر کرده است.
بله، درست شنیدید، درخواست برای آتش بس اکنون ضدیهود است. آتش بس ها ضد یهود است. شعارهای طرفدار فلسطین نسل کشی است. جنگ صلح است. آزادی بردگی است. جهل قدرت است.

با داغ شدن فصل انتخابات، شهروندان ایالات متحده نباید به هواداران بایدن اجازه دهند بین «سیاست داخلی» و «سیاست خارجی» وحشتناک او تمایز قائل شوند. بچه های مرده بچه های مرده هستند. آنها صرف نظر از اینکه در کجای جهان زندگی می کنند به سادگی مرده اند و زندگی آنها از اهمیت کمتری برخوردار نیست.

گفتن اینکه یک سیاستمدار در سیاست داخلی نسبتا خوب است اما در سیاست خارجی بد است، مانند این است که زنی بگوید دوست پسرش آشپزی می کند، تمیز می کند و با او خوب رفتار می کند و تنها عیب او این است که اتفاقاً تعداد زیادی فاحشه را نیز می کشد. شما نمی توانید اعمال وحشتناک کشتار جمعی را از تصویر بزرگتر جدا کنید. نسل کشی بایدن در غزه و سیاست جسورانه هسته ای او در قبال روسیه، مشابه ترامپ، از بقیه دوره های ریاست جمهوری او جدایی ناپذیر یا قابل تمایز است.

تنها در صورتی که معتقد باشید که جان آمریکایی ها مهمتر از زندگی غیرآمریکایی ها است، تفکیک «سیاست داخلی» از «سیاست خارجی» مشروع است. اما این موضع از نظر اخلاقی قابل توجیه نیست و باید قاطعانه رد شود.

به اسرائیل بیایید، اینجا تنها جایی است که یهودیان می توانند در آن امن باشند!

باشه من اینجام سلام! چه کسانی به سمت ما تیراندازی می کنند؟

اوه، آنها می گویند ما به آنها ظلم می کنیم. آنها گاهی ما را می کشند، اما نگران نباشید، ارتش اسرائیل برای محافظت از ما آمده است.

چه لعنتی، حالا ارتش اسرائیل به سمت ما تیراندازی می کند!

اوه بله، گاهی ما را هم می کشند.

بیایید و به ارتش اسرائیل بپیوندید، جایی که دختران زیبا هستند و شعاع گلوله باران‌هایشان گاهی اوقات به صفوف خودشان هم می رسد.