
ده نماینده گروه سارا واگنکنشت در پارلمان آلمان روز پنجشنبه علیه طرح صلح حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان AfD در مورد درگیری اوکراین رای دادند. این در حالی بود که رای ممتنع هم به عنوان گزینشی منطقی هم قابل تصور بود ، رفتار رای گیری واقعی سارا واگنکنشت و همکارانش برای من را نا امید کرد.
از الکسی دانکواردت
ترجمه مجله هفته
شاید خوب باشد که توهمات زودتر از آنکه مادی شوند فرو بریزند. در این راستا، سارا واگنکنشت و پیروانش در پارلمان روز پنجشنبه حتی به همه ما حتی لطف هم کردند: نتیجتا باید جمع بندی کرد که «آنها نیز گره گشا نیستند.»
چه اتفاقی افتاد؟ حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان AfD در پارلمان یک طرح ارائه کرد که دولت فدرال را ملزم به ابتکار صلح در جنگ اوکراین می کرد و در این راستا نیز باید منافع امنیتی روسیه را در نظر بگیرد. کمیته امور خارجه پارلمان آلمان رد این طرح را توصیه کرد و در رای گیری نامی در مورد آن در صحن علنی پارلمان، به جز فراکسیون AfD و نمایندگان بدون فراکسیون خاصی که قبلا از آلترناتیو برای آلمان خارج شده بودند، همه نمایندگان مجلس به توصیه کمیته امور خارجه پارلمان آلمان مثل بچه آدم گوش دادند و در نتیجه علیه طرح AfD رای دادند.
این که اقلیت باقی مانده حزب «چپ» به رهبری گرگور گیزی و دیتمار بارش، وفادارانه از خط دولت پیروی کردند و همراه با حزب سوسیال دمکرات SPD، سبزها، FDPحزب لیبرال و فراکسیون دمکرات مسیحی ها که به همان اندازه همهی آنها روسیه ستیز هستند، رای دادند، دیگر برای کسی تعجب آور نیست. «چپ گیزی» مدت هاست که بخشی از آن «سس توافق» است که گرگور دجال هنوز ده سال پیش آن را مسخره می کرد. هیجان انگیز این بود که سارا واگنکنشت و نمایندگانی که با او از چپ جدا شدند، چگونه رای خواهند داد.
این اولین آزمون عملی بود که نشان دهد تشکل جدید تا چه حد جدی است و تا چه حد با خط جنگ فعلی دولت فدرال آلمان مخالفت است، و این آزمون را پیروان سارا واگنکنشت به طرز فاجعه باری رفوزه شدند.
همانطور که انتظار می رفت، این امر توسط طرفداران ائتلاف با این توضیح توضیح داده می شود که اگر واگنکنشت به این پیشنهاد رای موافق میداد از لحاظ سیاسی از بین می رفت زیرا مه با AfD همکاری میکرد. توضیحی که کم رنگ است و جواب نمیدهد. اول اینکه برای چنین مواردی گزینه امتناع رای وجود دارد، اگر چیزی را از نظر محتوایی نمی توان رد کرد، اما به دلایل بازی های سیاسی نیز نمی خواهی به طور علنی به آن رای دهید و به لحاظ تناسب رای هم، صدای شما به هر حال چیزی را تعیین نمی کند میتوان رای ممتنع داد. برای یک حزب اپوزیسیون به طور کلی توصیه می شود که برای اینکه همیشه با دولت در یک قایق قرار نگیرد و با مخالفان بد نام هم همکاری نکند، بیشتر از این راهکار استفاده کند.
دوماً، و این امر بسیار مهمتر است: رای دهندگانی که ممکن است به BSWگروه واگنکنشت رای دهند، می خواهند پایانی بر نمایش سیاسی منسوخ شده ببینند، نه ادامه آن را مشاهده کنند. آنها می خواهند دوران سیاستی صرفاً مبتنی بر موضوع باشند که برای امر درستی تلاش می کند و کار درستی را انجام می دهد، بدون توجه به لانتس، بیلد و X/توییتر(واگنکنشت از مشتریان دائمی تاک شو لانتس در تلویزیون حکومتی آلمان است). این واقعیت که نمایندگان BSW از کمپین های رسانه ای در مورد رای به طرح پیشنهادی AfD بیشتر میترسند از تا ناامیدی هواداران خود، نشان می دهد که این سیاستمداران نیز تا چه حد مخاطبان بالقوه خود و به طور کلی شهروندان این کشور را نمی شناسند. آنها نیز عمدتاً در حباب توییتر «چپگرای» لیبرال و سبز زندگی می کنند. این امر صلاحیت آنها را به عنوان نخبگان سیاسی جدیدی که آلمان به شدت به آنها نیاز دارد، به چالش میکشد و باعث تردید میشود.
توضیح سویم داغدالن از گروه واگنکنشت در سخنرانی خود قبل از رای گیری نیز در هیچ کجایش قانع کننده نیست.
این واقعیت که طرح پیشنهادی AfD، در برخی از نکاتش را بی معنی ترسیم می کند و این سوال را طرح میکند که یک آتش بس روسیه و اوکراین چگونه می تواند باشد، به هیچ وجه نباید از حالا نتیجه مذاکرات را پیش بینی کند. آنها تنها پیشنهادی هستند که آلمان وادار مند به عنوان میانجی وارد مذاکرات شود. و حتی اگر کسی با یک جزئیات مطرح موافق نباشد، اما همچنان بر استفاده از راه حل های دیپلماتیک تامید و حمایت می کند، و نه ادامه جنگ باز هم رای ممتنع درست است، اما نه رد صریح پیشنهاد مذاکره و آتش بس.
توضیح خود از رفتار رای گیری، که نماینده مجلس سویم داگدلن در سخنرانی خود قبل از رای گیری ارائه داد، نیز به هیچ وجه قانع کننده نیست. این واقعیت که طرح AfD در برخی موارد – نه کاملا غیر منطقی – نشان می دهد که توافق صلح روسیه و اوکراین می تواند به نظر برسد، به هیچ وجه نتیجه مذاکرات را پیش بینی نمی کند. انها تنها پیشنهادی هستند که المان با ان به عنوان میانجی وارد مذاکرات میشد. و حتی اگر شما با جزئیات مخالف باشید اما همچنان از راه حل های دیپلماتیک حمایت کنید، ممتنع انتخاب درستی است، اما رد اشکار نیست
هر کسی که من را بیشتر بشناسد، می داند: کمتر کسی آرزوی جدایی نیروهای سالم از حزب چپ را به اندازه من داشته است. من این خواسته را «جدایی اکنون!» را در پایان سال ۲۰۱۵ – زمانی که هنوز عضو بودم – مطرح کردم، زمانی که برایم روشن شد که بورژوا های بیوجدان به حزبی که توسط رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت تأسیس شده بود، نفوذ کرده و اکنون آنرا تحت سلطه خود درآورده اند. بورژواهایی که جایشان بیشتر در SPD، سبزها و در برخی موارد حتی در FDP بود. آنها نه تنها غالب بودند، بلکه از قدرت خود برای خنثی کردن هر گونه کار سیاسی نیروهای چپ کلاسیک در حزب نیز استفاده می کردند. حزب دیگر قابل نجات نبود و زمان سپری شده از آن زمان این ارزیابی را تأیید کرده است.
واگنکِشت، گامی را که در سال ۲۰۱۵ یا حداکثر در سال ۲۰۱۶ واجب بود، هشت سال به تعویق انداخت. هشت سالی که در آن نیروهای سوسیالیست در حزبی که باید میزبان آنها بود، محدود، فلج و به طور سیستماتیک تجزیه شدند. به همین دلیل، هشت سال اضافی هیچ مخالفت سوسیالیستی قابل شنیدنی با مرکل و شولتس وجود نداشت، که بدون شک به موفقیت AfD کمک کرده است.
ضربه رهائیبخش بسیار دیر وارد آمد، اما اکنون مشخص می شود که نیروهایی که واگنکِشت را از اسارت بابلی حزب بیرون آورده اند، دیگر آنقدرها هم سالم نیستند که در سال ۲۰۱۵ به نظر می رسید. اینکه آیا سندرم استکهلم در حال تأثیرگذاری است، آیا آنها تا حدی غیرقابل تشخیص تغییر کرده اند، یا آیا از ابتدا ارزیابی اشتباهی بود که به آنها بیش از فرصت طلبی سازگار با سیستم اعتماد کنیم، در نهایت مهم نیست: این گربه هیچ موش را نمی گیرد.
با رأی گیری دیروز، گروه واگنکنشت همدلی من را از دست داد.

