
هیچ طرفی در اسرائیل «راه حل دو دولتی» نمی خواسته و نمی خواهد. و آنرا مفهوم نیز مرده میدانند.
نوشته کنوت ملنتین
یونگه ولت
ترجمه مجله هفته
آویگدور لیبرمن در مه غلیظ شایعات وحشیانه و انتشار اطلاعات نادرست هدفمند، ارسال «سیگنالهای» دیپلماتیک بدون ارزش و پیشنهادات ظالمانه درباره آینده نوار غزه پس از جنگ، ایدههای نه کاملاً جدید خود را به میان میآورد. حزب اسرائیل بیتنو که او رهبری می کند در برخورد با فلسطینیان یکی از تندروهای راست افراطی است، اما به شدت سکولار است و اتحاد دولت با گروه مذهبی ارتدکس یهودی را رد می کند.
لیبرمن در گفتگو با روزنامه راست افراطی انگلیسی زبان جروزالم پست که در روز جمعه منتشر شد، به همانطور که انتظار میرفت و با شدت راه حل دو کشوری را مرده خواند، اما او از پیشنهادها و خواستههای ائتلاف حاکم مبنی بر آزادسازی این منطقه محصور که مساحتی نصف شهر هامبورگ دارد، پس از اخراج مردم فلسطینی، برای سکونت یهودیان، یا به طور متناوب، قرار دادن آن تحت حکومت نظامی اسرائیل برای چندین سال و سپس «حکومت» آن به همراه کرانه باختری اشغالی توسط یک رژیم دست نشانده فلسطینی، فاصله گرفت.
بر اساس نظر لیبرمن، نوار غزه پس از «جابجایی» بخش بزرگی از ساکنان فعلی به شبه جزیره سینا، باید دوباره تحت حاکمیت مصر قرار گیرد، مانند دوره بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۷.
کرانه باختری میتواند در آینده بر اساس سه منطقهای که در توافقنامههای اسلو در اوایل دهه ۱۹۹۰ تعیین شده بود، بین اسرائیل و اردن تقسیم شود.
منطقه A: که در حال حاضر دولت خودمختار فلسطین در رامالله حاکمیت محدودی دارد، به همراه بخش کوچکی از منطقه B، به پادشاهی اردن ملحق خواهد شد.
منطقه C: شامل دره اردن و باقیمانده منطقه B، توسط اسرائیل ضمیمه خواهد شد.
طرح پیشنهادی واقعبینانه به نظر نمیرسد. با این حال، لیبرمن میتواند به هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده و مشاور امنیت ملی رئیس جمهور ریچارد نیکسون، که در دسامبر، کمی قبل از مرگش در وب سایت پولیتیکو پیشنهاد داده بود که اردن – مانند سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۷ – کنترل کرانه باختری را به دست آورد، استناد کند.
در هر صورت، نخست وزیر بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه صبح در جلسه کابینه بار دیگر تأکید کرد که با او هیچ راه حلی دو دولتی، که ظاهراً توسط ایالات متحده و انگلیس دنبال میشود، وجود نخواهد داشت. نتانیاهو پس از تشکر از جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، برای حمایت مادی و سیاسی اسرائیل در ویرانی مداوم و بدون محدودیت زمانی غزه، ادامه داد: «این به معنای عدم وجود اختلاف نظر نیست، اما تاکنون ما با تصمیمات قاطع و سنجیده موفق به غلبه بر آنها شده ایم.» به عنوان یک کشور مستقل که برای وجود و آینده خود میجنگد، «ما خودمان تصمیمات خود را میگیریم، حتی در مواردی که با دوستان آمریکایی خود همخوانی ندارد.»
با قاطعیت میتوان گفت که این موضوع برای هر جانشین احتمالی نتانیاهو نیز صدق میکند. هیچ حزب مهمی در اسرائیل «راه حل دو دولت» را در برنامه خود ندارد. حتی فراتر از آن، علیرغم وانمودسازیهای خلاف واقع در دهه ۱۹۹۰، در واقعیت هیچ سیاستمدار حاکم اسرائیلی و حتی هیچ سیاستمدار اپوزیسیون برجستهای هرگز حاضر به اعطای دولت به فلسطینیان نبوده است. این موضوع، برخلاف تصور غلط رایج، شامل اسحاق رابین، نخستوزیر ترور شده در سال ۱۹۹۵ نیز میشود. علاوه بر این، حزب کارگر او که در سال ۱۹۹۲ با ۳۴.۷ درصد آرا پیروز شد، پس از سالها خطمشی نامشخص، به حدی ضعیف شده است که -طبق تمام نظرسنجیها- در صورت برگزاری انتخابات مجدد، از رسیدن به حد نصاب ۳.۲۵ درصد آرا برای ورود به پارلمان باز خواهد ماند. به نظر میرسد دولتهای واشنگتن و لندن نیز برنامهای بیش از تکرار بازی ناعادلانه و بیاعتبار با امیدهای کاذب برای فلسطینیان در سر ندارند.
.

