
آیا محور مقاومت در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال کسب اعتبار است؟
نظرسنجی ها و اقدامات عمومی اخیر نشان می دهد که محبوبیت محور مقاومت در غرب آسیا در میان اعراب خلیج فارس دوباره جان گرفته و احتمالاً از سطوح سال ۲۰۰۶ پس از جنگ حزب الله با اسرائیل فراتر رفته است.
جورجو کافیه رو
منتشر شده در کرادل
ترجمه علیرضا یوسفی
برای دهه ها، عربستان سعودی و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، بازیگران غیردولتی در محور مقاومت غرب آسیا، که به رهبری ایران هدایت می شود، را به عنوان یک تهدید جدی تلقی کرده اند.
حاکمان عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین به عنوان دولتهای ضد انقلاب، گروههایی مانند حماس، حزبالله لبنان و انصارالله یمن را نیروهایی میدانند که به طور خطرناکی وضعیت موجود منطقه، به ویژه سلطه امپراتوری غرب آن را به چالش میکشند.
یکی از دلایلی که برخی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواهان پایان دادن سریع به جنگ اسرائیل علیه غزه هستند، به ترس آنها از نحوه عمل گروههای وابسته به ایران و سود بردن آنها از گسترش بیشتر بحران به سایر نقاط منطقه باز می گردد.
چهار ماه پس از عملیات «طوفان الاقصی» حماس و جنگ متعاقب اسرائیل علیه غزه، جایگاه محور مقاومت در سراسر منطقه ارتقا یافته است. این امر فضای تلاشهای عادیسازی روابط با اسرائیل را کاهش داده و فشار ناخوشایندی بر رهبرانی که از قبل با تلآویو روابط دارند وارد کرده است.
حمایت از مقاومت در جهان عرب
با افزایش احساسات ضد آمریکایی در جهان عرب به بالاترین سطح از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، موجی از همدردی با بازیگران منطقه عرب که به طور فعال منافع آمریکا و اسرائیل را به چالش میکشند، در حال افزایش است.
ابراز حمایت شخصیتها و گروههای برجسته سنی در «جهان عرب» از بازیگران درون محور مقاومت، یادآور وحدت سال ۲۰۰۶ منطقه است، زمانی که اعراب از طیفهای مختلف، حزبالله را به خاطر عملکرد برقآسای آن در میدان نبرد علیه دولت اشغالگر تحسین کردند.
در سراسر منطقه، جنگ ۳۳ روزه به عنوان یک «پیروزی عربی» که باعث تحقیر اسرائیل شد، دیده میشد. جاشوا لاندس، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اوکلاهما، به تازگی در مقالهای در Responsible Statecraft نوشت که «حمایت جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، از جنگ اسرائیل علیه فلسطینیان، احساسات ضد آمریکایی و ضد غربی را در سراسر جهان عرب شعلهور کرده است. این جان جدیدی به جبهه مقاومت بخشیده است.»
احتمال تأثیر «رادیکالکننده» جنگ اسرائیل علیه غزه بر شهروندان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، برای مقامات دولتی در عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که مقامات آنها مدتهاست نیاز به کنترل افکار عمومی و سرکوب کنشگری مردمی را که مشروعیت آنها را تهدید میکند، به عنوان یک نگرانی جدی تلقی خواهد شد.
در عربستان سعودی و به احتمال زیاد در سایر نقاط خلیج فارس، شواهدی مبنی بر افزایش همدردی با حماس در حالی که این گروه مقاومت سرسختانهای در برابر تهاجم وحشیانه اسرائیل به غزه انجام میدهد، افزایش مییابد.
حماس
اندیشکده طرفدار اسرائیل، مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک (WINEP)، در ماه نوامبر ۲۰۲۳ در عربستان سعودی یک نظرسنجی انجام داد که نشان داد ۹۶ درصد از شهروندان پادشاهی با این جمله موافق هستند که «کشورهای عربی باید برای اعتراض به اقدامات نظامی اسرائیل در غزه، بلافاصله همه تماسهای دیپلماتیک، سیاسی، اقتصادی و هر گونه تماس دیگری را با اسرائیل قطع کنند.»
نظرسنجی وینپ همچنین نشان داد که درصد سعودیهایی که نگرش مثبتی نسبت به حماس دارند از ۱۰ درصد در آگوست ۲۰۲۳ به ۴۰ درصد افزایش یافته است.
میرا الحسین، جامعهشناس اماراتی و پژوهشگر در مرکز الولید بن طلال، دانشگاه ادینبورگ، به کرادل میگوید:
واقعیت این است که مردم خلیج فارس حامی مردم فلسطین هستند و مردم فلسطین از یک سو قربانی سیاست های افراطی اسرائیل و از سوی دیگر قربانی اختلافات گروه های فلسطینی شده اند.
جنبش انصارالله یمن
مردم عرب در سراسر منطقه نیز عملیات نیروی دریایی مورد حمایت انصارالله یمن علیه کشتی های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ را در چارچوب نسل کشی در غزه، اقدام مشروعی می دانند.
«مسئولیت حمایت» (R2P) که در سال ۲۰۰۱ توسط کمیته بین المللی مداخله و حاکمیت دولت توسعه یافت، از قتل عام های گسترده در رواندا و یوگسلاوی سابق در دهه ۱۹۹۰ به وجود آمد، زمانی که لیبرال های غربی معتقد بودند اقدام نظامی برای نجات جهان از نسل کشی و سایر جنایات جدی ضروری است.
بسیاری در جهان عرب بر این عقیده اند که حملات انصارالله به حمل و نقل جهانی به همین ترتیب موجه است، در حالی که هیچ سیاستمدار غربی به R2P در رابطه با جنگ اسرائیل علیه غزه اشاره نمی کند. همانطور که محرمی توضیح می دهد:
«دیدگاه ها در مورد حوثی ها در بین مردم عرب به طور تاریخی تقسیم شده است. ملی گراها، مانند حامیان وحدت پان عربی، آنها را به عنوان یک جنبش آزادیبخش ملی که در برابر مداخله سلطنت های خلیج فارس که همسو با غرب دیده می شوند، مقاومت می کنند میبینند. از سوی دیگر، اسلامگرایان و برخی از رژیم های خلیج فارس، حوثی ها را یک جنبش افراطی شیعه می دانستند که به عنوان نماینده ایران عمل می کنند. آنها همچنین استفاده حوثی ها از سلاح های ایرانی علیه اکثریت سنی در یمن را مورد انتقاد قرار دادند. با این حال، رویدادهای اخیر منجر به تغییر در افکار عمومی عرب شده است. توقیف کشتی های اسرائیلی توسط حوثی ها و پس از آن حمله آمریکا و بریتانیا به آنها، از بخش های مختلف حمایت و همدردی جلب کرده است. برخی اکنون حوثی ها را متحد در مبارزه گسترده تر علیه اشغالگری اسرائیل در کنار فلسطینیان می بینند.»
حزب الله لبنان
بازیگری در محور مقاومت که از ۷ اکتبر کمترین شهرت را در خلیج فارس به دست آورده است، حزب الله لبنان است. شهروندان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان این سازمان لبنانی را به صورت منفی و فرقه ای می بینند.
یکی از عوامل اصلی این امر، مشارکت این جنبش در جنگ سوریه است. در حالی که اکثر کشورهای عربی خلیج فارس از اواخر ۲۰۱۸ روابط خود را با دولت دمشق ترمیم کرده اند، این نزدیکی با بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، لزوماً در بین مردم سعودی و سایر شهروندان شورای همکاری خلیج فارس خوشایند نیست.
مداخله نظامی حزب الله در سوریه که در ماه مه/ژوئن ۲۰۱۳ با نبرد القصیر تشدید شد، تا حد زیادی به این امر کمک کرد که بسیاری در شورای همکاری خلیج فارس گروه شیعه لبنانی را به عنوان بازیگری فزاینده ای شوم که به نمایندگی از منافع ایران در منطقه عمل می کند، ببینند. به گفته حسین جامعه شناس اماراتی:
«رژیم های خلیج فارس و مردم آنها به شدت به حزب الله شک دارند. علاوه بر عنصر فرقه ای، نقش حزب الله در سوریه فراموش نشده است. ادراک کلی در مورد واکنش اندک مقاومت آنها به جنگ جاری در غزه، باورها را در مورد فرصت طلبی سیاسی ایران در رابطه با فلسطین تقویت کرده است. به نظر می رسد حوثی ها یک استثنا هستند، زیرا مانند حزب الله به ایران وابسته دیده نمی شوند.»
برخی از کارشناسان بر این باورند که بازگرداندن حمایت گسترده عربی که حزب الله در سال ۲۰۰۶ از آن برخوردار بود، به چگونگی عملکرد نیروهای لبنانی علیه اسرائیل در آینده نزدیک بستگی دارد. همانطور که محرمی استدلال می کند:
«پس از مقاومت در سال ۲۰۰۶ علیه اسرائیل، حزب الله شاهد افزایش قابل توجهی در حمایت مردمی اعراب شد. با این حال، همبستگی این گروه با رژیم سوریه در طول قیام، برای بسیاری آن تصویر را مخدوش کرد. در حالی که مشارکت اخیر آن در جنگ علیه اسرائیل تا حدی مورد احترام قرار گرفت، اما تردید نسبت به محدوده مشارکت آن در میان بخش قابل توجهی از مردم عرب همچنان باقی است.»
او میافزاید: «مواجهههای آینده بین حزب الله و اسرائیل ممکن است شاهد احیای محبوبیت گستردهتر آن باشد. مسیر پیش رو احتمالا به اقدامات این حزب در صحنه عمل بستگی دارد.»
فشار در خلیج فارس
سخت است اغراق کنیم که عملیات طوفان الاقصی و رویدادهای پس از ۷ اکتبر چقدر غرب آسیا را تغییر داده است. همبستگی با فلسطینیان در غزه که توسط اتباع شورای همکاری خلیج فارس ابراز شده است، نشان دهنده احساس تجدید شده وحدت عربی در میان جوامع عرب به عنوان پیامد جنایات اسرائیل در این منطقه محاصره شده است که احساسات شدیدی را در سراسر منطقه برانگیخته است.
تحریم محصولات اسرائیلی، آمریکایی و آلمانی توسط اعراب خلیج فارس نشان می دهد که همبستگی گسترده با فلسطینیان در چهار ماه گذشته چقدر افزایش یافته است.
پس از فروکشیدن گرد و غبار در غزه، باید دید که آیا و چه زمانی این پویایی های اجتماعی در خلیج فارس باعث می شود مقامات شورای همکاری خلیج فارس سیاست های دولتی خود را در قبال اسرائیل-فلسطین و آمریکا تغییر دهند یا خیر.
به هر حال، رهبران عرب خلیج فارس، حداقل، با فشارهای جدیدی برای پنهان کردن تعامل خود با تل آویو و همچنین پاسخگویی به احساسات عمومی در زمانی که خشم نسبت به اسرائیل و آمریکا همچنان رو به افزایش است، مواجه خواهند شد.

