
بئربوک در مورد پدربزرگ نازی خود: «ما هیچ چیز نمی دانستیم»
مجله «بونته» به اسناد مربوط به خدمت سربازی پدربزرگ آنالنا بئربوک، وزیر امور خارجه آلمان، دست یافته و فاش کرده است که او نه یک سرباز ساده، بلکه یک نازی متعصب بوده است. اما این موضوع به تنهایی حائز اهمیت نیست، بلکه نحوه برخورد وزیر خارجه با تاریخچه خانوادگی خود است که چیزهای زیادی را درباره او آشکار می کند.
الکسی دانکواردت
ترجمه علیرضا یوسفی
این موضوع عجیب و غریب است. ما در سال ۲۰۲۱ از تمایل آنالنا بئربوک به رمانتیک سازی و تطهیر یک نازی و جنایتکار جنگی با صحبت های اغراق آمیز درباره پدربزرگ پدری خود آگاه بودیم. حتی در آن زمان در مورد این موضوع نوشتیم. و نه فقط ما، بلکه رسانه های دیگر نیز به این موضوع پرداختند.
با این حال، خود او مدعی است که از گذشته نازی والدمار بئربوک بی اطلاع بوده است. او در سخنرانی خود در کنار پل اودر در فرانکفورت و همچنین در مراسم معرفی خود در شورای آتلانتیک در بهار سال ۲۰۲۱، حضور پدربزرگ خود در جبهه شرقی جنگ را به عنوان نمادی از سنت اتحاد اروپا مطرح کرد. اما اکنون مدعی است که به تازگی از این موضوع آگاه شده است. به گفته او، اسناد مربوط به خدمت سربازی پدربزرگش که توسط مجله بونته منتشر شده، برای اولین بار چشمان او را به روی گذشته تاریک خانواده اش باز کرده است.
پدربزرگ بئربوک نه تنها یک مهندس در یگانی بود که توپ های ضد هوایی را تعمیر می کرد، بلکه -همانطور که در اسناد با لحنی ستایش آمیز ذکر شده است- یک هوادار متعصب نازی ها بود. در این اسناد به صراحت آمده است که «سرهنگ والدمار بئربوک، افسر جنگ، یک نازی بی قید و شرط است.»
او کتاب «نبرد من» هیتلر را بارها و (همانطور که در اسناد به طور واضح ذکر شده است) «با دقت» مطالعه کرده است. تنها چیزی که می تواند از این بدتر باشد این است که او آن را از حفظ بلد باشد. در سال ۱۹۴۴، نشان صلیب لیاقت جنگی با شمشیر به او اعطا شد، که یک نشان افتخار عالی نازی ها برای «خدمات ویژه در حین درگیری با دشمن یا خدمات ویژه در فرماندهی جنگ نظامی» بود. به طور قطع او یک سرباز ساده نبود که «فقط» وظیفه سربازی خود را انجام می داد. و چه بسا اگر مسیر او در جنگ جهانی دوم را با دقت دنبال کنیم، حقایق بیشتری آشکار شود.
اما آیا مهم است که پدربزرگ وزیر امور خارجه آلمان چه کسی بوده است؟ آیا همه ما محصول دوران کودکی خود نیستیم، دوران کودکی که هرچند آن را در درون خود حمل می کنیم، اما از آن فراتر می رویم؟ و آیا ستون نویس روزنامه بیلد با اشاره به این موضوع که تقریباً هر آلمانی در بین اجداد خود کسی را دارد که کم و بیش با ایمان به نازی ها خدمت کرده است، حق با او نیست؟
برخورد با این میراث، نحوه و عمق پردازش فکری آن، بسیار حائز اهمیت است. اما آنچه در مورد آنالنا بئربوک شاهدیم دقیقاً برعکس پردازش و عبور از گذشته است. او به نوعی به تاریخچه خانوادگی خود افتخار میکند و «عملکرد» پدربزرگ و مادربزرگ خود را مبنایی برای سیاست خارجی آلمان که به طور غیرمنطقی توسط رأی دهندگان به او سپرده شده و همچنین وحدت اروپا میداند.
اینکه وزیر امور خارجه هیچ چیز در مورد پدربزرگ خود و شرایطی که او در آن از روی پل اودر به سمت شرق رفت، نمیدانسته!!!، قابل باور نیست. امروز همچنین متوجه شدیم که گذشته والدمار، پدربزرگ، در خانواده موضوع بحث بوده است، به طوری که پدر آنالنا با پدرش در مورد آن بحث کرده و پدربزرگ در نهایت اعتراف کرده که در ارتش آلمان (Wehrmacht) بوده است. حتی بیشتر از این، او «نوعی کتاب خانوادگی» در مورد آن نوشته بود. حداقل بئربوک این را میدانسته و با این حال میخواست اروپا را بر شانههای پدربزرگش بنا کند. به طور واضح.
و این همه ماجرا نیست. مادربزرگ مادری او نیز وجود دارد که به گفته خود او نقش بسیار مهمی در تربیت او داشته است. او یک آلمانی از لهستان بود که بارها و بارها برای آنالنشن (آنالنای کوچولو) از سرنوشت سخت پس از جنگ آلمانیهای سیاسی صحبت میکرد. بدون زمینه مناسب، چنین روایتهایی میتوانند باعث رشد روسوفوبیا، نفرت از روسها و عطش انتقام شوند، که دقیقاً همان چیزی است که در وزیر امور خارجه مشاهده میکنیم و بارها آن را نقد میکنیم.
بئربوک هرگز چیزی را در زمینه درست قرار نداده است و اشکهایی که او اخیراً برای دوربینها در بوندستاگ برای سرنوشت زندانیان آشویتس ریخت، چندان در این موضوع تاثیری ندارد. زیرا آلمان و اروپا در حال حاضر نه علیه یهودیان، بلکه علیه روسیه وارد جنگ میشوند، کشوری که وزیر امور خارجه مطمئناً هرگز به تراژدیهای آن نپرداخته و هرگز در مورد آن اشک نریخته است.
هنگامی که این موضوع را درک کنید، تمام قطعات پازل به هم میچسبند و متوجه میشوید که چرا آنالنا بئربوک مصاحبه شغلی در شورای آتلانتیک را با موفقیت پشت سر گذاشت. او دقیقاً فرد مناسب برای گام نهادن در جای پای پدربزرگ خود و رهبری آلمان به سوی جنگ جهانی سوم است. از روی پل اودر و مستقیم به سمت شرق.

