
دیپلماسی سوسیالیستی
پیش کش کارگران و میهن دوستان ایران
دیپلماسی سوسیالیستی با خصلت خلاق نیروی زنده کار در روند ارزش آفرینی، سرمایه سازی در یک دور اقتصادی، با نقش تاریخی و منحصر به فرد نیروی مولد برای استمرار حیات مادی جامعه، بازآفرینی زیست جمعی انسان ها در جهان سرمایه داری، ارتباطی مستقیم و ارگانیک دارد. متوجه استقلال پرولتاریا در جنبش های ترقی خواهانه، مبارزات جاری زحمتکشان، رنجبران، محروم شدگان، بی حقوقان… در قبال ارتجاع، استبداد و استعمار، در برابر بورژوازی و امپریالیسم در سطح ملی و بین المللی است. متکی بر داده های محیط، امکانات موجود، عینی و ذهنی، مدیون کار و مبارزه نسل ها، تجربیات دور و نزدیک… با یک ضریب خطای قابل فهم برای تشخیص سره از ناسره، منافع عام جنبش های اجتماعی در دوران گذار از سرمایه داری… را نمایندگی می کند: آرایشی آگاهانه و هدفمند برای نفی مالکیت خصوصی، تسویه حساب با نظم مستقر، مناسبات استثماری و استعماری، دیوانسالاری پول در این یا آن جغرافیای معلوم سیاسی. مگر اینکه ایران « اسلامی »!؟ تافته ای جدا بافته باشد…
سخن برسر چگونگی مبارزه حرفه ای – مطالباتی ارزش آفرینان وطنی در قبال سرمایه داران ریز و درشت برای تامین نیازهای مصرفی، وسائل استمرار فیزیکی، تضمین اشتغال و مزد و آموزش… از سوئی، و پیکار طبقاتی – اجتماعی کارگران ایران در برابر خودکامگی سیاسی – دیوانسالاری « صدر اسلامی »! برسر حقوق شهروندی، حق و آزادی و استقلال از سوی دیگر، در اوضاع و احوال جاری است.
در این راستاست که سخت کوشان صبور وطنی ما – ایران سازان « خاموش »! می رزمند، می جوشند و می خروشند… آرام نمی گیرند. از شما چه پنهان که خشونت کور و احمقانه متولیان بیضه « اسلام »! متوجه همین جوش و خروش، جنبش مطالباتی، مبارزه کارگران شرکت واحد و هفت تپه و هپکو و فولاد اهواز… متوجه پیکار مترقی معلمان و پرستاران و دانشجویان، زنان و جوانان، متوجه دیپلماسی سوسیالیستی، استقلال پرولتاریاست. خرده پا نمی فهمد…
در این ارتباط، شتاب تند مدعی « انقلاب سرخ کمونیستی »! سوء ظن برانگیز، این بلند پروازی مشکوک و غلط انداز – حماقت « انقلابی »! با عقل سلیم منافات دارد. چرا که رهائی طبقه کارگر، بدون دخالت مستقیم، آگاهانه و سازمانیافته کارگران… !؟ بدون همبستگی روشنفکران مردمی، بدون همراهی میهن دوستان متعهد و دور اندیش، همدلی کارمندان اداری و امدادی و آموزشی… جفنگ، حرف مفت است. بزعم خرده پا، گویا مبارزات جاری کارگران در قبال سرمایه داران وطنی برای تامین نیازهای مصرفی، بخاطر تضمین اشتغال و مزد و آموزش… حتی پیکار متحد کارگران و روشنفکران مترقی در قبال خودکامگی سیاسی، دیوانسالاری « صدر اسلامی »!؟ برسر حقوق شهروندی، حق و آزادی و استقلال… در یک کلام، دیپلماسی سوسیالیستی در کردار، کاری عبث، اصلا ارزشی ندارد.
سال هاست که لشگر سرخورده های وطنی – « چپ و راست و میانه روها »! اکبر و اصغر و متوسط، کرد و لر و ترک و فارس… از حکمت و شرکاء ( بنی اسرائیل ) گرفته تا منفردین « معصوم »! اغلب دلال و کارچاق… با وجود اشاعه نافرمانی ها، اعتراضات و اعتصابات پی در پی، مبارزات کارگران و کارمندان، معلمان و پرستاران، شاغل و بیکار و بازنشسته، دانشجویان و روزنامه نگاران، زنان و مردان و جوانان، برآمد انجمن های صنفی، تحرک سندیکائی… با وجود گسترش انواع اقدامات غیر مجاز در قبال خودکامگی سیاسی – در برابر دیوانسالاری « صدر اسلامی »! انگار نه انگار، این ایران زنده و معارض، ایران خروشنده و مشتاق، فضول و فعال و ترقی خواه را، مطیع و مرعوب قالب می کند! با نشخوار جویده های منابع خبر فروشی و نظر چپانی، تعابیر آلوده و مسموم « متمدن ها »! اشغالگران آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و هلندی و اسرائیلی… آشکار و نهان استراتژی ویرانگر امپریالیسم آمریکا و شرکاء در بالکان و آسیای صغیر، خاور دور و نزدیک و میانه را موجه جلوه می دهد. گویا بی خبر از مقاصد شوم شرکت سهامی « ناتو » در اوضاع و احوال جاری جهان!؟ بنام نوعی « انقلاب سرخ کمونیستی »!؟ داد و قال می کند تا جلوی پیکار متحد کارگران و روشنفکران وطنی در برابر خودکامگی سیاسی – دیوانسالاری « صدر اسلامی »! برای حقوق شهروندی، حق و آزادی و استقلال را بگیرد. لزوم مبارزه ضد امپریالیستی میهن دوستان را « مشکوک »! در پرده ابهام قرار دهد…
رضا خسروی

