نویسنده موریس هوفگن


منتشر شده ژاکوبین


ترجمه مجله هفته

سارا واگنکنشت خواهان کاهش کمک‌های نقدی به پناهجویان است که درخواست پناهندگی آنان رد شده است. اما این کار غیرمسئولانه و خلاف قانون اساسی خواهد بود – و نه تنها بار را به طور موثری از دوش مقامات محلی کم نخواهد کرد، بلکه وضعیت معیشتی فقرا را نیز بهبود نخواهد بخشید.

حزب جدید سارا واگنکنشت بدون شک خلاءی را در طیف احزاب پر می‌کند. عقیده او این است که ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند و کارگران باید درآمد بیشتری داشته باشند، اما از نظر اجتماعی، همه چیز باید مانند گذشته باقی بماند یا به حالت قبل بازگردد. حزب کارگران سوسیالیست دموکرات ترکیبی از چپ سنتی و جناح کارگری اتحادیه دموکرات مسیحی است. آیا این حزب دلیلی برای وجود دارد؟ بله، می‌توان گفت که دارد: حزب واگنکنشت دموکراسی را تقویت می‌کند اگر آنهایی که رای نمی دهند یا رای دهندگان ناامید احساس کنند که توسط این حزب نمایندگی می‌شوند.

با این حال، این وضعیت اولیه به این معنی است که واگنکنشت نه تنها باید سوسیال دموکرات‌های ناامید، بلکه رای‌دهندگان بالقوه حزب آلترناتیو برای آلمان را نیز متقاعد کند. او در نهایت می‌خواهد حزب آلترناتیو را از یک حزب اعتراضی تبدیل به یک حزب اصلی در میانه سیاست آلمان کند.

استراتژی او پوپولیسم است. گاه پوپولیسم چپ و گاه پوپولیسم راست. گاهی علیه ثروتمندان لاف می‌زند و گاهی به تحریک علیه بیکاران و پناهجویان می‌پیوندد. او در دو برکه به طور همزمان ماهیگیری می‌کند. این موضوع را می‌توان در انتخاب نامزدها نیز مشاهده کرد: گاهی فابیو دی ماسی و گاهی توماس گایزل.

مطمئناً، واگنکنشت روی لبه تیغ راه می‌رود. با این حال، زمانی که او در پوپولیسم راست خود بیش از حد اغراق می‌کند، خطرناک می‌شود – و راه رفتن روی طناب تبدیل به لغزش روی طناب می‌شود: زمانی که او با تقلید و اغراق به مواضع راست مشروعیت می‌بخشد و آنرا القا می‌کند.

واگنکنشت اخیراً نمونه‌ای دیگر از این موضوع را ارائه کرد – در مورد سیاست پناهندگی. همه در کشور می‌دانند که او در این مورد موضع محافظه‌کارانه‌ای دارد. این موضوع حتی قبل از اینکه او حزب چپ را ترک کند و حزب خود را تأسیس کند، مشخص بود. بنابراین ممکن است فکر کنید که او دیگر نیازی به اسم‌سازی برای خود در اینجا ندارد. با این حال، او این کار را انجام داد – با شدتی بی‌سابقه – و در نتیجه تصویر خود را رادیکال‌تر کرد.

واگنکنشت خواستار قطع کمک‌های مالی به پناهجویانی است که درخواست پناهندگی آنها رد شده است.

او به خبرگزاری آلمان گفت: «این موضوع برای مالیات دهندگان قابل توضیح نیست که دولت پس از رد درخواست پناهندگی، به پرداخت همان مزایا ادامه دهد.» «پس از یک دوره گذار، اگر وضعیت پناهندگی رد شد نداشته باشد، کمک‌های مالی باید متوقف شود.»

این امر نه تنها شامل کسانی می‌شود که در واقع باید ظرف سی روز کشور را ترک کنند و می‌توانند به طور قانونی اخراج شوند، بلکه شامل تمام افراد » تحمل شده » نیز می‌شود که اگرچه وضعیت پناهندگی ندارند، اما اجازه اقامت موقت دارند.
برای روشن‌تر شدن موضوع به اعداد و ارقام توجه کنید: حدود ۱۵ هزار پناهجوی رد شده بدون «ویزای تحمل» وجود دارند که باید از کشور خارج شوند یا می‌توانند به طور قانونی اخراج شوند، اما بیش از ۱۰۰ هزار نفر «ویزای تحمل» دارند.
واگنکنشت می‌گوید: «این غیرقابل قبول است که افرادی که هیچ شانسی برای ماندن در آلمان ندارند، سال‌ها از مزایای کامل اجتماعی برخوردار شوند.»
او خواستار ایجاد انگیزه برای بازگشت داوطلبانه پناهجویان رد شده است.
به گفته وی، «ما باید به کسانی که داوطلبانه به کشور خود باز می‌گردند، کمک مالی قابل توجهی ارائه دهیم.»
واگنکنشت همچنین خواستار سخت‌تر شدن قوانین پناهندگی است.
او می‌گوید: «ما باید به طور قابل توجهی قوانین پناهندگی را سخت‌تر کنیم تا از سوء استفاده از سیستم جلوگیری کنیم.»
این اظهارات واگنکنشت با انتقاد شدید سازمان‌های امدادی و مدافع حقوق پناهندگان مواجه شده است.
آنها می‌گویند که این پیشنهادها غیرانسانی و غیرقانونی است.
سخنگوی سازمان عفو بین‌الملل در آلمان گفت: «قطع کمک‌های مالی به پناهجویان رد شده، آنها را به فقر و فلاکت می‌کشاند.»
او همچنین گفت: «این پیشنهادها نقض آشکار حقوق بشر است.»
سازمان پناهندگان «Pro Asyl» نیز این پیشنهادها را محکوم کرد.

سخنگوی این سازمان گفت: «این پیشنهادها نشان می‌دهد که واگنکنشت هیچ درکی از وضعیت پناهجویان ندارد.»

او گفت: «پناهجویان به حمایت و کمک نیاز دارند، نه به مجازات.»

واگن‌کنشت تفاوتی بین این افراد قائل نمی‌شود. او همه را در یک کاسه می‌ریزد و به طور ضمنی مشروعیت وضعیت تحمل را زیر سوال می‌برد. در حالی که دلایل مشروع متعددی برای این وضعیت وجود دارد. به عنوان مثال، پناهجویانی که به دلیل خطر بازگشت به کشورشان، مانند جنگ داخلی در سوریه یا حکومت طالبان در افغانستان، وضعیت ویزا یا اقامت «تحمل» دریافت می‌کنند.

همچنین، افرادی که در حال گذراندن دوره آموزشی هستند، به بیماری سختی مبتلا هستند، فرزندی با مجوز اقامت دارند یا خویشاوندان نزدیکی با وضعیت تحمل دارند، می‌توانند از این وضعیت بهره‌مند شوند. علاوه بر این، افرادی که مدارک کامل ندارند و توسط کشور مبدأ پذیرفته نمی‌شوند نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

واگن‌کنشت خواهان قطع کمک‌های مالی به تمام این افراد است تا با اعمال فشار اقتصادی آنها را مجبور به ترک کشور، حتی با وجود مجوز اقامت، کند. به عبارت دیگر، او می‌خواهد با قطع یارانه، پناهجویان را تحت فشار قرار دهد. اینکه آنها مجبور به ترک تحصیل، رها کردن خویشاوندان یا حتی بازگشت به کشور تحت حاکمیت طالبان شوند، برای او اهمیتی ندارد. پیام او این است که به هر قیمتی شده باید از آلمان بروند.

این ایده نه تنها بی‌رحمانه، غیرانسانی و خالی از حس بشری است، بلکه پیامدهای ناگوار دیگری نیز دارد. ساده‌لوحانه است اگر تصور کنیم پناهجویان با این روش به کشورهایی که از آن فرار کرده‌اند باز می‌گردند. در واقع، قطع یارانه آنها، آنها را به سمت بازار سیاه و جرم و جنایت سوق می‌دهد. این یک اقدام غیرمسئولانه است.

سارا واگن‌کنشت از چارچوب قانون اساسی آلمان خارج می‌شود.

بسلامتی قانون اساسی آلمان! زیرا آنچه سارا واگن‌کنشت خواستار آن است، مغایر با قانون اساسی است. دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان در چندین حکم، حق اساسی بر تضمین حداقل معیشت انسانی را مطابق با اصل ۲۰ قانون اساسی آلمان به رسمیت شناخته است. در حکمی از سال ۲۰۱۲ آمده است: «این حق اساسی به طور یکسان برای اتباع آلمان و اتباع خارجی که در جمهوری فدرال آلمان اقامت دارند، محفوظ است.»

ده سال بعد، در سال ۲۰۲۲، دادگاه در حکمی دیگر فراتر رفت و روشن کرد که میزان پول نقدی که به پناهجویان تعلق می‌گیرد، نباید به «ملاحظات سیاست مهاجرتی» بستگی داشته باشد. دادگاه اعلام کرد: «کاهش مزایای پناهجویان و پناهندگان برای جلوگیری از انگیزه‌های مهاجرت به دلیل سطح مزایای بالا در مقایسه بین‌المللی، به هیچ وجه نمی‌تواند توجیه‌کننده کاهش سطح مزایا به زیر حداقل معیشت فیزیکی و اجتماعی-فرهنگی باشد.»

دادگاه تأکید کرد که کرامت انسانی که در اصل ۱ قانون اساسی تضمین شده است، از نظر سیاست مهاجرتی قابل نسبی‌سازی نیست. حتی توسط سارا واگن‌کنشت.

حزب افراطی آلمان (AfD) و جناح راست حزب دموکرات مسیحی (CDU) از اظهارات واگن‌کنشت بسیار خوشحال خواهند شد. وزیر کشور بایرن، یواخیم هرمان (CSU) بلافاصله در ملاء عام از این طرح حمایت کرد. این خواسته به چند دلیل آب در آسیاب جناح راست می‌ریزد:

اولاً، پناهجویان رد شده به عنوان یک مشکل اساسی و مفت‌خورِ اجتماعی به تصویر کشیده می‌شوند. حقیقت این است که اگر امروز همه کسانی را که از نظر قانونی می‌توان اخراج کرد، یعنی حدود ۱۵۰۰۰ نفر، اخراج کنیم، کمون‌ها فردا هم هنوز بیش از حد تحت فشار خواهند بود. اما واگن‌کنشت پول بیشتری برای کمون‌ها درخواست نکرده است. او نه خواهان تسریع در ساخت مسکن‌های اجتماعی است و نه خواهان طرحی تهاجمی برای استخدام معلمان، مربیان و کارکنان در ادارات مهاجرت.

در عوض، واگنکنشت یک راه حل ظاهری ارائه می‌دهد که به دنبال انگ زدن به پناهجویان برای جلب نظر هواداران حزب افراطی آلمان (AfD) است. به عبارت دیگر، او برای برجسته‌تر کردن چهره حزب خود (BSW) بدون حل مشکلات واقعی مربوط به اسکان پناهجویان، به اقشار ضعیف جامعه ظلم می‌کند. اما این اقدام مشکلات جدیدی را برای پناهجویان به وجود می‌آورد: تحقیر، انگ‌زنی، کمبود پول، گرسنگی و اضطراب‌های وجودی بیشتر از قبل. و این اتفاق دقیقاً برای آن بخش از جامعه می‌افتد که از قبل به «طبقه فرودست» اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است.
دوم اینکه، واگنکنشت آب به آسیاب راست‌ها می‌ریزد، زیرا او نیز از استعاره‌های اقتصادی راست‌ها استفاده می‌کند. او می‌گوید که این پول‌هایی که به پناهنده های رد شده اعطا می‌شود، دیگر برای مالیات‌دهندگان قابل توجیه نیست. با این کار، او تصویری را منتقل می‌کند که گویا میشائیل آلمانی سخت‌کوش نمی‌خواهد دیگر با پول‌های به سختی به دست آمده‌اش، مهاجران غیرقانونی را تأمین کند. و چون دولت فقط پول مالیات‌دهندگانش را در اختیار دارد، پول کالای کمیابی در دستان دولت است. با این ترتیب پولی که به مهاجران می‌رسد، از جیب بازنشستگان و کیفیت زندگی آلمانی کم می‌شود.

او خودش اینطور نمی‌گوید، اما این پیام به همان کسانی می‌رسد که او با بیانیه‌هایش آنها را مورد  خطاب قرار میدهد. به این ترتیب، ضعیف‌ترین‌ها در برابر فقیرترین‌ها قرار می‌گیرند و مردم از خشم میجوشند، و به این امید به اینکه شاید در دفعه بعدی آنها به BSW رأی دهند.

افراطیون راست عاشق این نوع چارچوب‌بندی هستند. و این چیز جدیدی نیست. هر کس که از موزه توپوگرافی ترور در برلین، که به نمایش جنایات نازی‌ها می‌پردازد، دیدن کرده باشد، نمونه‌های زیادی از آن را خواهد دید. من فقط به یک نمونه اشاره می‌کنم، یک پوستر تبلیغاتی از سال ۱۹۳۸ برای مجله ماهانه «Neues Volk» (ملت جدید) که توسط دفتر سیاست نژادی حزب نازی منتشر می‌شد. در این پوستر، یک پزشک پشت سر یک مرد بیمار ایستاده و بالای سر آنها این شعار نوشته شده است: «این بیمار ارثی ۶۰ هزار مارک رایش برای جامعه تا آخر عمر هزینه می‌تراشد. هموطن، این پول تو هم هست!»

امیدوارم این مثال نشان داده باشد که این نوع چارچوب‌بندی چقدر مخرب است.
از نظر اقتصادی، این حرف کاملاً اشتباه است، زیرا پول کالایی کمیاب نیست. پولِ دولتی نه از طریق پرداخت مالیات توسط مردم آلمان، بلکه از طریق خلق آن توسط دولت به وجود می‌آید. نیروی کار و منابع کمیاب هستند، اما پول اینطور نیست.

علاوه بر این، دلیل اینکه بازنشستگان در آلمان از حقوق بازنشستگی نا‌مناسبی برخوردارند، نه به خاطر این است که به پناهجویان رد شده حداقل معیشت برای بقا را میدهند، بلکه به دلیل سیاست‌های غلط دولت‌های گذشته است. خانم واگنکنشت باید پوپولیسم خود را به سمت این سیاست‌های غلط و نه پناهجویان به عنوان بلاکش (گوشت قربانی) هدایت کند.

درسته که این چارچوب‌بندی از مالیات‌های محدود فقط توسط سارا واگن‌کنشت استفاده نمی‌شود، بلکه تقریباً همه سیاستمداران شناخته‌شده، حتی چپ‌ها، سبزها و سوسیال دموکرات‌ها هم از آن استفاده می‌کنند. این چارچوب‌بندی به عنوان یک اجماعِ ظاهری جا افتاده، حتی اگر از نظر اقتصادی اشتباه و از نظر اجتماعی مخرب باشد.

من با مثال موزه قصد ندارم که به واگن‌کنشت وابستگی به نازی‌ها رو نسبت بدهم. با این حال، او مسئولِ پیامدهای حرف‌هایش هست.
واگنکنشت از پوپولیسم راست نه به این دلیل استفاده می‌کند که خودش راست‌گرا است (همانطور که بارها به او اتهام زده شده)، بلکه به این دلیل که استراتژی او این را می‌طلبد.
اینکه در این مسیر، پناهندگان را از نظر سیاسی قربانی می‌کند، بیشتر به نظر یک خسارت جانبی می‌آید. در پایان، دو سوال باقی می‌ماند. سوال استراتژیک: آیا این کار برای او و BSW موفقیت به ارمغان می‌آورد؟ انتخابات این موضوع را نشان خواهد داد. و سوال اخلاقی: آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟ من فکر نمی‌کنم.