
به مناسبت یکصدمین سال بنیان گذاری جمهوری سوسیالیستی شوروی در ترکمنستان ( 13 مه 1924 – 2024 )
طیار یزدان پناه لموکی : محقق تاریخ و فرهنگ
ترکمنستان یکی از 15 جمهوری اتحاد جماهیر شوروی در آسیای مرکزی بود که در 7 اوت 1921 به عنوان استانی از ترکستان شوروی تاسیس گردید و در 13 مه 1924 با نام جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان نامبردار شد . اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از بدو فعالیت خود ، دست به ایجاد اصلاحات وسیع و دگرگونی های پردامنه ای در ترکمنستان زد که از جمله ی آن باشنده کردن کوچرو ها بود که تا اواخر 1930 به طول انجامید ، توسعه صنعت و بهره برداری از منابع طبیعی … در زمره دیگر اقدامات زیر ساختی در این کشوربود که چهره این سرزمین را به سوی تحولی نو گشود . این امر، موجب شکوفایی کار و زندگی ، رونق اقتصادی و فراهم آمدن فرصت های شغلی قابل توجهی گردید ، به نحوی که عده زیادی از روس ها ، اروپایی ها و قفقازی ها به این کشور کوچ کردند . تغییر در سیستم تولید و نوآورهای ابزار تولید ، عامل ایجاد فرهنگ نوین گردید که لاجرم باورهای خرافی بازمانده از دوران کهن و فئودالیسم را تضعیف کرد .بدون تردید این مهم، به همین سادگی رخ نداد زیرا » آسیای مرکزی و کازاخستان عقب مانده ترین نواحی امپراتوری روسی بودند ، در آن جا ، مناسبات پدر سالاری – فئودالی به گونه چشمگیری حکمفرما بود . . ترکیب چند ملیتی جمعیت در ترکمنستان ، ضعف کمی طبقه کارگر ، بیسوادی و ظلمی که به دهقانان روا شده بود و سوء ظن و عدم اطمینان ِبخش های بسیار عقب افتاده مردم بومی از هر آنچه که روسی بود . مشکلات عظیمی در راه مبارزه برای حاکمیت شورایی ایجاد کرده بود1 «
. به قاعده ، جامعه پیشرفته نوین ، نو اندیش است ، بدیهی ست ، نمی توان در جامعه ای مدرن زندگی کرد واز فرهنگ دوران شترداری پیروی نمود . منتها در ترکمنستان . جریان هایی که خواهان نگه داشتن جامعه به صورت سنتی بودند جبهه وسیعی یی را زیر نظر انگلیسی ها شکل داده بودند ، وجود فرهنگ ریشه دار اطاعت مطلق در هیات رویکردهای دینی حاکم بر اذهان عمومی، سلاح برنده ای شده بود در دست ضد انقلاب هایی که با بهره گیری از چنین زمینه های ذهنی ، علیه نظام نوین شورایی وارد کارزار شده بودند . این امرشامل مجموعه کثیری ازتوده باورمند آسیای مرکزی هم می شد . بدین خاطر بود که استالین بارها رو این نکته تاکید می کرد که » مهم ترین کمبود ما فرهنگ و قابلیت اداره کردن است . نپ ، از لحاظ اقتصادی و سیاسی امکان پی ریزی اقتصاد سوسیالیستی را کاملا برای ما تامین می کند ، مطلب فقط بر سر نیروهای فرهنگی پرولتاریا و پیشاهنگ آن است «2
روشن است ، در آغاز دوره انقلاب سوسیالیستی ، به نسبت عده ای پرشمار از توده مردم ترکمنستان و آسیای مرکزی ، با تفکر قرون وسطایی ، براین باور بودند که تخطی ازاوامر ارباب و مروجان دینی که درخدمت اشراف بودند ، برابر است با نفرین خانمان سوز الاهی ، این امر ( عدم تمکین به اربابان و صاحبان نیایشگاهها ) تصور ذهنی بود که روان شان را چون آتش سوزان می گداخت ، بدین خاطر حاضر بودند دست به هرنوع انتحاری بزنند اما باور های شان خدشه دار نشود. بنا به این ظن ، هرگز راضی نبودند گامی برای رهایی و سعادتمندی مادی خویش بردارند . با توجه به چنین باورهای خرافی محض مسلط ، فرماندهی جبهه متخاصم ، سوار برافکار چنین مردمی ، جهت بهره گیری حد اکثری ، با همدستی خادمان تحت امرخود در نیایشگاهها ، حریف قَدرمیدان بود ، که از جمله درعرصه رویارویی با نظام شورایی ، دست به تبلیغات گسترده و تهمت های متداول : بد دین ، کافر ، مشرک می زدند ، کتاب های مقدس را به نام بلشویک ها در تنور های نانوایی می سوزاندند . هنوزهم ، چنین مردمی بسیار باورمند در آسیای مرکزی و خاورمیانه ، در تشکل های موسوم به نیروهای نیابتی یا همان نیروهای شبه نظامی ، تحت کنترل امپراتوری غرب و ناتو، حضورفعالی دارند . گمان این که همه باورمندان نه فرماندهان آنان ، مزدورند ، اشتباه ست آنان واقعا به لحاظ ذهنی با توجه به پیشرفت عظیم دانش ، در نقطه نخست تفکر هزاران ساله خود ماندند و بالغ نشدند. با توجه به چنین فضایی ست که امپراتوری سرمایه داری از طریق عوامل منطقه اش پیش از هر تهاجم و یا حمله انتحاری با خوراندن قرص های روان گردان ، آنان را به عنوان پیشمرگان دین ، به قربانگاه می فرستد 3. این امرخیانت بارضد انسانی ، بیش از هر چیز، چهره نظامی گری امپراتور را در ایجاد جنگ های کثیف از انقلاب اکتبر تاکنون برجسته می کند به ویژه ، فجیع ترین کشتار را در سه دهه اخیر بدون وقفه در خاورمیانه تداوم بخشیده که چندان دور نیست دامنه این قتل عام سبعانه را به آسیای مرکزی و جمهوری های سابق شوروی بکشاند. بدین سان غرب با عوامل نیابتی شان چه از طریق حاکمان کشورها و یا فرماندهان شبه نظامیان باورمند منطقه یی اش ، نا امنی ، تجاوز و کشتار را با سلاح های بسیارپیشرفته و مدرن ادامه میدهند .به نحوی که مسجد و منبر نمی کنند ، کلیه فرق اسلامی را به جان هم انداختند . که در ماههای اخیر با ایجاد جنگ توافقی سیاه ی بین المذاهب و قومی ، با محمل تضعیف نیروهای نیابتی ( گلادیاتور های مزدور ) جهت تجاوز به اراضی مردم فلسطین و غارت ثروت های ملی ملت های خاورمیانه از طریق فروش تسلیحات …و نیز ایجاد تنگنا های حضور چین در خاورمیانه ،اندوه بار ترین تراژدی های انسانی را آمریکا ، اتحادیه اروپا ، ناتوو دیگر متحدان بین المللی وبه ویژه » لولو » های منطقه ای شان که نقش عروسک های خیمه شب بازی را دارند ، رقم زدند
چنین بازار شامی ، در سالهای نخست شکل گیری کشورهایی با نظام شورایی در ترکمنستان و به طور کلی در آسیای مرکزی برپا بود نو اندیشان برآمده از مناسبات نوین ، در یک مبارزه بسیارپیچیده و بغرنج ، به تدریج توانستند واپس گرایی را به طور کم نظیری به انزوا بکشانند ، همان طور که پیش ازآن انگلیسی ها را تارانده بودند این پیروزی در مواجهه با تاریک اندیشان ، که به طور چند سویه همراه با دیگر نیروها ی ارتجاعی صف آرایی کرده بودند ، شکست خوردند و توازن قدرت به نفع اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تغییرکرد. این پیروزی در حالی به دست آمد که جریان های ضدانقلاب جانبدار جامعه ی قرون وسطایی با تمام توان به میدان آمده بودند . مجموعه این نیرو ها از سویی عبارت بودند ازبازماندگان :» افسران ارتش روسیه تزاری،[ یعنی آن روسیه ای که زیر سلطه سرمایه داران و ملاکان قرار داشت که خود نمونه شدیدترین و بی رحمانه ترین نظام استثماری بود …و نقش ژاندارم اروپا و آسیا ، و سرکوب کننده خلق ها را بازی می کرد 4 ]و از سویی دیگر فئودال ها ، ملاکین ، بورژوازی و منشویک ها … که در برابر[ آنان ] کارگران بومی پیشرو و مردم تهیدست[ قرار داشتند . در چنین کارزاری ،جبهه تحول خواه] دست به تشکیل شورا های نمایندگان مسلمان و سازمان های توده ای بر پایه ملیت و مذهب زدند . شوراها ی نمایندگان کارگران و سربازان که عمدتا از کارگران روسی تشکیل شده بود با شوراهای مردم زحمتکش بومی ، نمایندگانی را بین خود رد و بدل کردند . این کارِدو شورا، سرانجام به تشکیل سازمان های چند ملیتی انجامید «5 همان طور که ملاحظه می شود نه در ترکمنستان بلکه در کل آسیای مرکزی ، انقلاب اکتبر ، براساس قانون اساسی ، نشان داد نه در استراتژی و نه در تاکتیک سیاست مبارزه با مذاهب و اندیشه های دینی و باور های آئینی را پیش رو ندارد زیرا » شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بدون وابستگی به نسب ، موقعیت اجتماعی ، میزان دارایی ، تعلق ملی و نژادی ، جنس ، درجه تحصیلات ، زبان ، ارتباط با مذهب ، نوع و خصلت اشتغال ، محل سکونت ، و سایر مشخصات در مقابل قانون برابرند » 6
بنا به این رویکرد به رغم تنوع سیاست تفرقه افکنانه جبهه متحد ضد انقلاب ، اتحاد جماهیر شوروی با گزینش سیاست همزیستی مسالمت آمیز براساس نقاط مشترک ، تمام زحمتکشان را گرد هم آورد ، تا برای ایجاد یک کشوری متمدن و پیشرو ، برنامه اقتصادی رفاه ملی را در اولویت کاری قرار دهند . در این راه برای ایجاد تحول ، نسبت به جامعه شدیدا باورمند ، بیش تر سیمای رهایی بخش ادیان را عمده نمود. در عین حال علیه خرافی گری دینی یا منسوب به دین گام های موثری برداشت . » در واقع انقلاب اکتبر هم ازلحاظ آن که سمت گیری جدید بنیاد ی در برابر جامعه بشری به وجود آورد و هم از آن جهت که با پیروزی خود به افسانه ابدیت و شکست ناپذیر حکومت سرمایه پایان داد ، و راهگشای ترقی اجتمایی جهان گردید . حرکت تاریخ بشریت را به سوی پیشرفت و تکامل تسریع نموده است .»7
با توجه به چنین سیاست راهبردی ، ترویج زبان و فرهنگ ملی را گسترش داد چنان که » درجمهوری هایی مانند ترکمنستان ، تاجیکستان ، کازاخستان ، قرقیزستان … که پیش از انقلاب یک دانشگاه هم وجود نداشت ، پیشرفت های فرهنگی حیرت انگیزی به دست آمد، تعداد دانشجویان در این جمهوری ها نسبت به هرده هزار نفربه ترتیب :131 نفر ، 149 نفر ، 152 و 161 نفر… که در مقایسه با فرانسه 96 نفر ، انگلستان 83 نفر، ایتالیا 70 نفر و جمهوری فدرال آلمان 56 نفر است 8″ تمام این دستاورد ها پس از آن بود که لنین در 7 سپتامبر 1920 فرمان تاسیس دانشگاهها ی دولتی ترکستان ( جمهوری های کنونی آسیای مرکزی ) را صادر کرد » فرمان لنین برای توسعه فرهنگ خلق های آسیای مرکزی اهمیت عظیم داشت ، این فرمان آغاز تاسیس مدارس عالی و پیشرفت علوم را در سرزمین ترکستان پی ریزی کرد . بعدها برپایه ی دانشکده ها و کرسی های دانشگاه ترکستان موسسه های آموزش عالی مستقلی نظیر انستیتوها های پزشکی ، کشاورزی ، پلی تکنیک و تربیت معلم به وجود آمدند 9
گفتنی ست » از جمله موارد مورد مناقشه در جامعه سرمایه داری عناصر ملت یعنی زبان ، سرزمین و اشتراک فرهنگی است که پیشینه آن » به طور تدریجی در همان دوران ماقبل سرمایه داری … در حالت جنینی بودند … این امکان فقط در دورانی که سرمایه داری رو به اوج می رفت و بازار ملی و مراکز اقتصادی و فرهنگی آن به وجود آمد بدل به واقعیت شد … » لنین در رساله خود موسوم به «دوستان مردم کیانند» در پاسخ به میخائیلفسکی ناردنیک که پیدایش روابط ملی و وحدت ملی را نتیجه روابط طایفه ای می دانست ، می گوید :» اگر در روسیه کهن صحبت از وجود روابط طایفه ای ممکن بود شکی نیست که در قرون وسطی . در عهد پادشاهی مسکو ، این روابط طایفه ای دیگر وجود نداشته یعنی بنیان دولت بر اتحادهایی گذاشته شده بود که طایفه ای نبودند بلکه محلی بودند ، ملاکان و متصدیان املاک ، دیرها که دهقانان را از نقاط مختلف نزد خود می پذیرفتند و کمون هایی که بدین طریق تشکیل می شد اتحادیه های صد در صد منطقه ای بودند ولی در آن زمان مشکل بود به توان از روابط ملی ، به مفهوم خاص کلمه صحبت کرد . زیرا کشور به قلمروهای جداگانه و چه بسا شاهزاده نشین هایی تقسیم می شد که آثار زنده خود مختاری پیشین ، خصوصیات کشورداری و گاهی ارتش های ویژه خود ( با یاری محلی با هنگ هایی به جنگ می رفتند ) سرحدات مخصوص گمرکی و غیره را [ حفظ می کردند ] . فقط دوره جدید تاریخ روسیه ( تقریبا از قرن هفدهم ) صفت مشخصه اش پیوستگی واقعی کلیه ی این نواحی ، قلمرو ها و شاهزاده نشین ها که در یک واحد کل است سبب آن مبادله روز افزون بین نواحی ، توسعه تدریجی گردش کالا و تمرکز بازار های کوچک محلی در یک بازار سرتاسری روسیه بود . چون اداره کنندگان و کارفرمایان این جریان ، تجار سرمایه دار بودند . به وجود آمدن این روابط ملی چیزی نبود جز همان به وجود آمدن روابط بورژوازی » 10 بنا براین اصل زدودن ستم ملی نه در ترکمنستان بلکه در هر 15 جمهوری اتحاد شوروی از جمله دستاورد مهم انقلاب 1917 بود که : «هریک ازجمهوری های 15 گانه شوروی دارای سرزمین و حق حاکمیت ، شورای عالی نمایندگان خلق ، قانون اساسی ، شورای وزیران ، پرچم و سرود ملی ، دستگاه دولتی ، اقتصاد و برنامه ریزی ملی ، دستگاه آموزش و پرورش ملی ، سیستم آموزش عالی ملی ، زبان ملی ، به مثابه زبان رسمی دولتی و فرهنگی ، فرهنگستان ( آکادمی ) ملی ، هنر ملی … ست . کلیه این جمهوری ها با حقوقی کاملا مساوی در ترکیب اتحاد شوروی به صورت یک ارگانیسم واحد متحد گردیده اند . جمهوری ها و ایالت ها ی خود مختار نیز از حقوق وسیع خود اختیارات محلی و فرهنگی برخوردار بودند .» 11
با چنین سیمایی ایجاد مراکز تئاتر و اپراها به زبان های بومی متداول شد . انتشار کتاب و روزنامه ها دامنه یافت . آموزش و پرورش رایگان و اجباری شد . پیش از استقرار حکومت سوسیالیستی اکثریت مردم ترکمنستان و آسیای مرکزی بی سواد بودند . در سال 1920 دولت ترکمنستان زبان ترکمنی را زبان رسمی اعلام کرد و الفبای سریلیک را جایگزین خط فارسی – عربی نمود . زبان ترکمنی برای مدیریت ، در تمام زمینه های اقتصادی ، ایالتی و حزبی وهم چنین برای آموزش و پروش ، بهداشت به کار گرفته شد در واقع زبان ترکمنی زبان رسمی شد . در سال 1930 ضرورت فراگیری زبان روسی برای انجام اکثر کارهای دولتی و پیشرفت در مشاغل ملموس شد به ویژه از سال 1938 در سراسر اتحاد جماهیر شوروی زبان روسی رسمی شد تا موجب پیشرفت از طریق آموزش متوسطه و عالی فراهم گردد . کشور ترکمنستان همواره یکی از آرام ترین و بی حاشیه ترین کشورهای اتحاد جماهیر شوروی بود . زیرا مردم خود کفا بودند . گفتنی ست » در مارس 1990 ترکمنستان در رفراندوم بین المللی در باره آینده اتحاد جماهیر شوروی شرکت کرد که در آن 98 درصد مردم به حمایت از حفظ اتحاد جماهیر شوروی رای دادند » 12
پانوشت :
- د.ا . بایفسکی ، ج . ن گیمپلسون . ج . ا . تروکان ، تاریخ انقلاب اکتبر ، برگردان سعید روحانی ص 332. نشر شباهنگ . 1360
- گزارش سیاسی کمیته مرکزی به گنگره 15 ، سوم دسامبر 1927
- بی بی سی ، فروردین . 1401
- ع . گلاویژ، اکتبر کبیر … دنیا ، شماره 2 ،ص 28 ،1358
- استالین ، مارکسیسم و مساله ملی ، ناشر ایلدریم ،1357
- ابوالحسن رحمانی ، انقلاب کبیر و حل مساله ملی ، دنیا ص 149 سال 1356
- احسان طبری ، 60 سال اکتبر کبیر ، دنیا ، مرداد 1356
- ابوالحسن رحمانی ، همان ماخذ
- جمهوری سوسیالیستی ازبکستان ، دنیا شماره 7 ، ص 91 سال 1359
- استالین ، مارکسیسم و مساله ملی ، ناشر : ایلدریم ، 1357
- ع . گلاویژ ، اکتبر کبیر و … دنیا شماره 2 ، ص 28 ، 1358
- ویکی پدیا

