منبع: ریا نووستی

نویسنده: النا کارایوا

گروه‌های کاری در بروکسل (اعم از آن‌هایی که توسط اتحادیه اروپا ایجاد شده‌اند و هم آن‌هایی که فیلمنامه‌های تهاجم جدید ناتو را به عنوان هدیه‌ای برای هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس این اتحادیه می‌نویسند) در حال آماده شدن برای «مشارکت در درگیری با روسیه» هستند.

این را نخست وزیر مجارستان، ویکتور اوربان، اعلام کرد. اوربان در انتخاب کلمات محتاط است، اما جای هیچ شکی در صحت گفته‌های او وجود ندارد. می‌توانیم فرض کنیم که بوداپست به همه هشدار داده است. به اصطلاح، urbi et orbi.

اظهارات اوربان به معنای آن نیست که درگیری مستقیم بین کشور ما و ناتو در تاریخ مشخصی برنامه‌ریزی شده است. اما این واقعیت که تهدید از یک فرضیه احتمالی به یک واقعیت تبدیل شده است، باید ما را برای لحنی مناسب آماده کند.
حالا، به طور خاص، حتی اگر نگاهی به گذشته داشته باشیم، اظهارات متعددی که توسط ماکرون، استولتنبرگ و دیگران مطرح شده بود، رنگ و بوی کاملاً جدیدی به خود گرفته است. ما در طول این سی سال که شاهد پیشروی ناتو به سمت مرزهایمان، حتی به اندازه یک اینچ یا یک کیلومتر بودیم، بر این باور بودیم که ذره‌ای عقلانیت در سر تصمیم‌گیرندگان آن سوی جبهه باقی مانده است. اما گویا عقل کل بروکسل، چه ناتو و چه اتحادیه اروپا، کاملاً از دست رفته است. و به همراه آن، قوای عاقله‌ی آنها نیز نابود شده است.

موانع بازدارنده دیگر کارایی ندارند، همانطور که غریزه اولیه حفظ خود، که البته آن هم به صورت جمعی بود، از بین رفته است.

اما اگر واقعیت بحث‌هایی که در مورد موضوعی غیرقابل تصور تا یک سال پیش مطرح می‌شد، به طور علنی بیان شده است، پس احتمالاً انتشار چگونگی و چرایی قصد اتحادیه اروپا (نیازی به توضیح نیست که بلوک سراسری اروپا به نوعی «اتاق انتظار ناتو» تبدیل شده است) برای جنگ با ما، منطقی به نظر می‌رسد. اصطلاح «مشارکت در درگیری» در این مورد یک ترفند زبانی است.

از آن سوی اقیانوس اطلس، شاهد کینه‌توزی آمیخته با تحقیر هستیم. از نیویورک به طور گسترده می‌نویسند که «آغاز عملیات نظامی روسیه در اوکراین، اروپا را شوکه کرد و آن را از حالت رضایت و اطمینان از خود خارج کرد.» گویی می‌خواهند بگویند که ما به شما گفتیم و به شما هشدار دادیم که «خرس روسی را نمی‌توان اهلی کرد»، حالا با این واقعیت زندگی کنید، یا بهتر بگوییم، بمیرید، و ما نظاره‌گر خواهیم بود.

گفتنی است کسانی که هشدار می‌دادند، همان‌هایی هستند که حاضرند بدون ذره‌ای تردید، بلوک سراسری اروپا را برای منافع استراتژیک خود قربانی کنند. یک حیوان درنده ژئوپلیتیکی همیشه یک حیوان درنده باقی می‌ماند، حتی اگر در مقطعی از زمان تصمیم بگیرد به یک گیاهخوار ژئوپلیتیکی برای رسیدن به اهداف تاکتیکی تبدیل شود.

بنابراین، آمریکایی‌ها معتقدند که صنعت دفاعی اروپا ضعیف، پراکنده و فاقد ایدئولوژی است. این صنعت قادر به تولید تسلیحات جدید نیست. نه برای نبردهای هوایی و نه برای نبردهای زمینی. به عنوان مثال، به مدل جدید تانکی که توسط توسعه‌دهندگان صنعت دفاعی آلمان و فرانسه در حال کار است، نگاه کنید. این تانک در بهترین حالت، زودتر از سال 2035 آماده نخواهد شد. زیرا بیشتر زمان صرف بحث و جدل در مورد «کالیبر توپ تانک آینده» می‌شود. فرانسوی‌ها خواهان توپ 140 میلی‌متری و آلمانی‌ها خواهان توپ 130 میلی‌متری هستند.
مناقشات فقط بر سر جزئیات و ظرافت‌ها نیست. اتحادیه اروپا در دستیابی به اجماع در مورد مسائل کلی‌تر استراتژی نظامی نیز ناتوان است. اتحادیه اروپا که دقیقاً برای کنترل تمایلات نظامی‌گری فرانسه و آلمان، که در طول قرن‌ها نه تنها رقابت بین کشورها، بلکه بین دولت‌هایی که جنگ‌ها را برای بازارها و منابع به راه می‌انداختند، ایجاد شده بود، امروزه سعی می‌کند روی دو صندلی بنشیند. نخبگان آن رؤیای پیروزی نظامی بر کشور ما را در سر می‌پرورانند، در حالی که مردم عادی نه از نظر روحی و نه از نظر جسمی آماده جان دادن برای دفاع از منافع الیگارشی آمریکا نیستند. البته این صلح طلبی نیست، بلکه بزدلی است. مردم اروپا را با فروش «جهانی‌سازی شادمانه» مانند هدیه مهره‌های شیشه‌ای به بومیان فریب دادند. آنها (هم مهره‌ها و هم اروپایی‌ها) با خوشحالی در انتظار رفاه بودند. اما آمریکایی‌ها اگر در غیرمنتظره‌ترین لحظه از ساده‌لوحی اروپایی‌ها طلب خود را مطالبه نکنند، آمریکایی نمی‌شدند.

اما فقط تا همین حالا. تا زمانی که گروه‌های کاری مشغول به کار هستند، کارخانه‌های نظامی، هرچند با اکراه، تولید خود را راه‌اندازی می‌کنند، تا زمانی که غبار از شعار «توپ به جای سرشیر و خامه»  پاک نشده است، هنوز می‌توان آرامش داشت و کروسان یا استیک را تمام کرد. اما این آرامش به محض اینکه کسی جمله‌ای بگوید یا حتی تلویحاً اشاره کند که «اروپا اکنون به جنگ روسیه می‌رود»، مانند باد از بین خواهد رفت. میلیتاریسم پنهان نخبگان آشکار خواهد شد و سیاست قایق‌های توپ‌دار به کار خواهد افتاد.

رهبری روسیه بارها گفته است که نخبگان غرب، به ویژه بلوک سراسری اروپا، با روسیه خصومت دارند، نه خود اروپایی‌ها. آیا این سخنان شنیده شد؟
نه توسط حاکمان و نه توسط جامعه سراسری اروپا. هر دو فراموش کرده‌اند که درگیری نظامی با ما برای اروپا در طول قرن‌های گذشته به پایان بدی منجر شده است. یا به طور کلی بد. یا خیلی بد. فراموشی فقط با شکست جدید قابل درمان است. و اگر دعوا – نه توسط ما، اما علیه ما – قبلاً سفارش داده شده است و به زودی ممکن است شروع شود، ما به این چالش پاسخ خواهیم داد. ما می‌توانیم به گروه‌های کاری که در حال برنامه‌ریزی برای «مشارکت در درگیری با روسیه» هستند، توصیه کنیم که یک طرح برای تخلیه اروپا پس از دریافت پاسخ متقارن یا نامتقارن روسیه را در دستور کار خود قرار دهند. امیدواریم این امر شور و شوق میلیتاریسم ضد روسی را فروکش کند. همانطور که قرن‌ها پیش اتفاق افتاد، این بار نیز اتفاق خواهد افتاد. در مورد قابلیت‌های مجتمع نظامی-صنعتی اروپا جای تردید فراوان است. در مورد آمریکایی‌ها که اروپا را به جنگ می‌کشانند. اما دیگر هیچ شکی در مورد انرژی و توانایی روسیه در دفاع از منافع خود، و همچنین شجاعت روس‌ها وجود ندارد. هیچ کس.