دیمیتری باویرین

ترجمه مجله هفته

مقامات ایالات متحده رسماً خروج نیروهای نظامی خود از نیجر را آغاز کرده و موظفند تا 15 سپتامبر، طبق خواسته مقامات موقت این کشور آفریقایی، این کار را به پایان برسانند.

یکی دیگر از کشورهای به اصطلاح «جنوب جهانی» «ارتش پنتاگون» را اخراج می کند – و این ارتش با شرمساری عقب نشینی می کند. البته نه به آن رسوایی مطلق که در افغانستان پس از 20 سال اشغال رخ داد. با این حال، به اندازه کافی شرم آور است که به یاد بیاوریم همه چیز از کجا شروع شد.

این بخش خاص از تاریخ برای ایالات متحده به طور سنتی آغاز شد – آنها به فرانسوی ها خیانت کردند. آنها همیشه در هر موقعیت نامعلومی به فرانسوی ها خیانت می کنند و پس از کودتای 2023 در نیجر، دقیقاً چنین وضعیتی پیش آمد. قدرت جدید پاریس را مقصر تمام بدبختی هایی دانست که در تاریخ نیجر اتفاق افتاده – مستعمره سابق فرانسه، پایگاه نظامی آن در غرب آفریقا و در نهایت، تامین کننده اصلی سوخت هسته ای برای نیروگاه های هسته ای فرانسه است. فرار از چنین برچسبی دشوار بود و با استعدادهای دیپلماتیک دلقک امانوئل مکرون غیرقابل تصور بود.

پاریس خواستار بازگشت محمد بازوم، رئیس جمهور برکنار شده، به قدرت شد، یعنی برگرداندن وضع به حالت قبلی. در غیر این صورت، تهدید به تهاجم نظامی کرد. با شنیدن صدای تهدیدآمیز فرانسه، قدرت جدید از نیروهای نظامی این کشور خواست تا مناطق اشغالی را ترک کنند. در این لحظه، آمریکایی ها فرانسوی ها را رها کردند.

ماکرون امیدوار بود که فشار بر نیجر ادامه یابد، قدرت جدید را هیچکس به رسمیت نشناسد و با آن سر و کار نداشته باشد. اما نادیده گرفتن منافع پاریس در حال تبدیل شدن به یک سنت بین المللی خوب است و برای آمریکا این یک واکنش طبیعی است.

مذاکرات در نیجر آخرین ماموریت مهم ویکتوریا نولند، دشمن قدیمی روسیه بود. او می خواست وزیر امور خارجه شود و با تجربه، «رزمی» و کیفیت حرفه ای خود، این مقام را بیشتر از آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه فعلی سزاوار بود. با این حال، جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده از این فرصت استفاده نکرد و تصمیم نگرفت شکست های سیاست خارجی دولتش را به گردن وزیر امور خارجه بیندازد و ترجیح داد چاپلوس قدیمی خودش را نزد جسم کهنسال خود نگه دارد.

بدین ترتیب (اگر بسیار ساده کنیم، دقیقاً به این شکل) نولند نبرد سیاسی را به بلینکن باخت، و در حین سفر خود به نیامه که قبل از استعفای ناگهانی او رخ داد، در واقع نتوانست دستاوردی داشته باشد، هرچند اشتباهی هم مرتکب نشد: در مقایسه با بسیاری از همکارانش در وزارت امور خارجه، او واقعاً یک حرفه‌ای برجسته بود.

هدف اصلی آمریکایی‌ها که باعث شد به منافع فرانسویان بی‌توجهی کنند، حفظ دو پایگاه نظامی بود: یکی در پایتخت نیامه و دیگری در شمال، در بیابان، نزدیک بازار شتر. پایگاه دوم را نسبتاً اخیراً از ابتدا با هزینه میلیون‌ها دلار ساخته بودند و در مجموع 1100 نظامی آمریکایی در نیجر مستقر بودند. ماموریت اصلی آنها، پشتیبانی از پهپادهای نظامی نوع MQ-9 Reaper بود که می‌توانستند هم شناسایی و هم حملات تهاجمی انجام دهند. با سرعت تا 400 کیلومتر در ساعت، ارتفاع پروازی تا 13 هزار متر و امکان پرواز بیش از یک روز، آنها نظارت پنتاگون بر مناطق گسترده‌ای تا دریای مدیترانه را تأمین می‌کردند. 

چنین مکان راهبردی مهمی را نمی‌شد از دست داد، اما در نهایت آن را از دست دادند، هرچند مقامات جدید نیجر تفاوت آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها را به خوبی درک می‌کردند و در پایگاه‌های آمریکا مشکلی نمی‌دیدند: آنها می‌گفتند پول بدهید، در امور سیاسی ما دخالت نکنید و به میهمانی خود ادامه دهید. اما آمریکایی‌ها، همانطور که می‌دانیم، نمی‌توانند در امور دیگران دخالت نکنند، و به زودی دو مسئله آنها را بسیار نگران کرد.

ابتدا، جایگزینی تدریجی فرانسوی‌ها با افراد مسلح به زبان روسی (ظاهراً دقیقاً پس از این بود که ماکرون کاملاً از روسیه عصبانی شد). قدرت جدید نیجر حداقل به آموزش نظامی برای ادامه مبارزه با اسلام‌گرایان محلی، جدایی‌طلبان قبیله‌ای و مداخله‌گران خارجی احتمالی علاقه‌مند است، با این حال، پروژه‌های مشترک آنها با مسکو در منطقه به این موارد محدود نمی‌شود.

ثانیاً، رهبران کودتا به سرعت با مقامات ایران زبان مشترکی پیدا کردند. نیجری‌ها شایعات مربوط به ارسال اورانیوم به تهران را تکذیب کردند، اما دلیلی برای انکار معامله خرید پهپادهای ایرانی نمی‌دیدند. با توجه به ماهیت پایگاه‌های ایالات متحده، این موضوع به آخرین قطره صبر واشنگتن تبدیل شد.

یک گروه جدید از مقامات – مولی فی و ژنرال مایکل لانگلی، نماینده وزارت امور خارجه و پنتاگون در امور آفریقا – به نیامی فرستاده شدند. مشخص نیست که آیا آنها به طور ناخواسته به نیجری‌ها توهین کرده‌اند، یا ناگهان آنها را تهدید کرده‌اند، یا فقط خواستار امتیازات بیش از حد بوده‌اند، اما در نهایت مقامات موقت بیانیه‌ای غیر دوستانه علیه ایالات متحده منتشر کردند و همچنان خواستار تخلیه هر دو پایگاه ارزشمند شدند.
ایالات متحده برای به تأخیر انداختن خروج نیروهای خود و آماده‌سازی پایگاه جایگزین، به تاکتیک‌های جدیدی متوسل شد. به طوری که حتی برخی از نیروهای مسلح روسی در بخش‌های دور افتاده پایگاه نیامی مستقر شدند، گویی به آمریکایی‌ها هشدار می‌دادند که زمان تخلیه بقیه اماکن نیز فرا رسیده است. این موضوع به شدت فرماندهی را تحت فشار قرار داد و آنها در رسانه‌های غربی از آن شکایت کردند، اما به هیچ درگیری منجر نشد و اکنون نیز نخواهد شد: چرا که بالاخره در حال تخلیه محل هستند و به دنبال آن، کل کشور از نفوذ آمریکا آزاد می‌شود.

از اظهارات متعدد می‌توان نتیجه گرفت که به نظر می‌رسد نیروهای ما خواهان استفاده از تمام زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده در نیجر هستند و نیجری‌ها نیز مخالفتی با این موضوع ندارند. به نظر می‌رسد که دیگر مانند گذشته، نظرات وزارت امور خارجه آمریکا برای هیچ یک از طرف‌های ذینفع اهمیتی ندارد. فارغ از اینکه واقعاً چه اتفاقی می‌افتد، این موضوع به یک نقطه عطف مهم در تقابل جهانی فعلی تبدیل خواهد شد، جایی که رقیب روسیه (چه در مورد اورانیوم در فرانسه و چه در مورد پایگاه اطلاعاتی راهبردی در ایالات متحده) از منابع حیاتی خود محروم می‌شود.

به طور کلی، برای پایگاه‌های آمریکا در آفریقا، واقعیت جدیدی در حال شکل‌گیری است. چرا که از مدتی قبل، دیگر هیچ تعهد اخلاقی برای روسیه وجود ندارد که از ارسال سلاح‌های دوربرد خود به دوستانش برای حمله به پایگاه‌های نظامی متعدد آمریکا که همچنان در این قاره وجود دارد، خودداری کند. به نظر می‌رسد که ما از این خط قرمز عبور کرده‌ایم و این موضوع در آینده قطعاً بر جغرافیای حضور پنتاگون، نه تنها در آفریقا، بلکه در سایر نقاط جهان نیز تأثیر خواهد گذاشت.

خروج تدریجی نیروهای نظامی از نیجر، هرچند شرم‌آور است، اما بدترین گزینه نیست. چرا که اگر این روند ادامه یابد، آنها مجبور به فرار از سایر نقاط نیز خواهند شد.