جولین آسانژ زمانی راز مقاومت در برابر موانع غیرممکن را به من گفت

این متن مقدمهی مقالهای است که توسط راشل مارسدن، ستوننویس، استراتژیست سیاسی و مجری برنامههای گفتگوی مستقل به زبان فرانسه و انگلیسی نوشته شده است.
جولین آسانژ بعد از اینکه مطلبی منتشر کردم که خشم معمول نئوکانهای جنگ طلب را برانگیخت، به من گفت: «هرگز نگذار حرامزادهها تو را له کنند. دوام بیاور.»
در آن لحظه فهمیدم که اگر کسی بتواند از پسِ موانع غیرقابل عبورِ دشمن شماره یک بودنِ قدرتمندترین افرادِ قدرتمندترین دولتِ کره زمین برآید، آن شخص جولیان است. او همیشه با فکر بود، روی مسائل تمرکز لیزری داشت و برای جهانی بهتر و صلح آمیزتر مبارزه میکرد.
قبل از اینکه برقراری ارتباط با او تقریباً غیرممکن شود، ما به طور منظم به صورت آنلاین با هم صحبت می کردیم. همیشه موضوع کار بود. ما به عنوان روزنامهنگار، دائماً به دنبال زمینهی تاریخی هستیم تا هر رویداد حاد را کاملاً شرح دهیم، زیرا هیچ چیز هرگز در خلاء یا به طور ناگهانی بدون هیچ مقدمهای اتفاق نمیافتد. و در اینجا بود که ویکیلیکس و پایگاه دادهی آن از کانالهای دیپلماتیک، ایمیلها و سایر دادههای خام، گنجینهای بود.
تقریباً هر رویدادی، از جنگهای غرب در سوریه و لیبی تا پیروزی هیلاری کلینتون بر برنی سندرز در انتخابات مقدماتی ریاستجمهوری دموکراتهای ۲۰۱۶، با در نظر گرفتن کلکهای پشت پردهای که در تبادلات بین طرفهای ذیربط شرح داده شده و در پایگاههای قابل جستجوی ویکیلیکس منتشر شده است. و مخاطبان رسانه ها به خاطر وجود این تارنما آگاهتر شدند.
چشمانداز جولیان از روزنامهنگاری به عنوان یک علم، هدایتشده توسط دادههای خام، برای شفافیت ایدهآل است و برای کسانی که در سایهها رشد میکنند و بر بیاطلاعی شهروندان عادی از مسائلی که به احتمال زیاد اگر متوجه آن شوند به آنها اعتراض میکنند، کابوس است. هنگامی که تلاش روزنامهنگاری با اسرار دولتی برخورد میکند – که اغلب برای پنهان کردن کارهای اشتباه دولتها مورد سوءاستفادهکننده قرار میگیرد – موجب حساسیت و اجبار به پاسخگویی عمومی میشود و روزنامهنگاری با دولت سرشاخ میشود و روزنامهنگار در وسط ماجرا گرفتار میگردد. تا زمانی که ویکیلیکس در اواسط دهه ۲۰۰۰ در دوران ظهور عصر انتشار مستقل آنلاین ظاهر شد، مقامات دولتی حداقل میتوانستند با استناد به ملاحظات امنیت ملی، سردبیران روزنامههای جریان اصلی را تحت فشار قرار دهند، آنها فراتر از تکان دادن چوب بلند و لرزان قانون آمریکا، هیچ کنترلی دیگری نداشتند.
با وجود تلاشهای نهایی او برای همکاری با روزنامههایی مانند گاردین و کاهش هرگونه ریسکی برای خودش، به نظر میرسید دیگر خیلی دیر شده است. آسانژ پس از انتشار اولیه فیلمهای خام نیروهای آمریکایی در بغداد که در سال ۲۰۰۷ از هلیکوپتر به روی خبرنگاران رویترز آتش گشودند، به عنوان یک تهدید شناخته شد و در نهایت با ۱۸ مورد اتهام جاسوسی از سوی واشنگتن و احتمالاً ۱۷۵ سال زندان روبرو شد. اینطور نبود که افشاگریهای آسانژ به منابع اطلاعاتی آسیب رسانده باشد. قاضی در جلسه استماع تفهیم اتهام او حتی بر این نکته تأکید کرد که دولت آمریکا اذعان کرده است که اقدامات آسانژ موجب آسیب رسانی به هیچ«قربانی شخصی» نشده است.
در نهایت، او آزاد شد. اما بدون منابع مالی بیپایان برای جمعآوری کمکهای مالی، حمایت فعالان، تیم وکلا و توجه دائمی رسانهها و افراد مشهور، او احتمالاً آزاد نمیشد. واشنگتن در تلاش بود تا دادگاه بریتانیایی که درخواست استرداد آسانژ از سوی آمریکا را رسیدگی میکرد، متقاعد کند که حقوق اساسی او رعایت میشود و او با مجازات اعدام روبرو نخواهد شد – به عنوان یک شهروند خارجی که واشنگتن هیچ اهمیتی به حقوقش نمیدهد. همچنین، اثبات اینکه آنها از سلامت او در بازداشت محافظت خواهند کرد، کار بسیار سختی بود، زیرا در سال ۲۰۲۱ توسط یاهو نیوز فاش شد که مایک پومپئو، مدیر سابق سیا تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ، درخواست کرده بود تا گزینههایی برای ربودن یا ترور آسانژ طراحی شود.
چه تعداد افراد با اعمال فراقضایی قوانین آمریکا مواجه شدهاند و شکست خوردهاند؟ از مدیران فرانسوی بخش انرژی شرکت چندملیتی آلستوم بپرسید که هدف عملیات وزارت دادگستری آمریکا تحت قانون شیوههای فساد خارجی قرار گرفتهاند، زندانی، محاکمه و محکوم شدند. دولت آمریکا از آنها خواست برای افبیآی در داخل شرکتشان خبرچینی کنند، تنها برای اینکه در نهایت پیمانکار برتر دفاعی آمریکا، جنرال الکتریک، شرکت را خریداری کرده و به دانش هستهای فرانسه دست یابد. چند نفر دیگر عزم راسخ و تیم حقوقی جولیان یا اسرار انرژی هستهای فرانسه را برای ارائه به عمو سام ندارند؟ این واقعیت که تهدید ۱۷۵ سال زندان اکنون به سادگی از بین رفته و آنها در نهایت نتوانستند در مواجهه با اراده و منابع حقوقی کافی، از خود دفاع کنند، باید باعث شود آمریکاییهای عادی خواهان اصلاح سیستم شوند.
سابقهی گرفتن اعتراف جرم از یک روزنامهنگار به جرم «تبانی برای دستیابی و افشای اطلاعات امنیت ملی» کاملاً وحشتناک است. و چه طنز تلخی! چون وقتی دولتهای دیگر همین اتهام را به روزنامهنگاران آمریکایی میزنند، واشنگتن به طور معمول آنها را جعلی یا ساختگی میداند. با اعتراف آسانژ، دولت آمریکا عملاً همان استدلال استفادهشده علیه روزنامهنگاران آمریکایی در خارج از کشور را تأیید میکند. و حتی در اسناد دادگاه آمریکا هیچ ادعایی مبنی بر همکاری آسانژ با سرویسهای اطلاعاتی خارجی وجود نداشت، برعکسِ مورد ایوان گرشکوویچ، روزنامهنگار آمریکایی وال استریت ژورنال، که اکنون در روسیه به اتهام همکاری با سیا برای به دست آوردن اطلاعات طبقهبندیشدهی تولیدات دفاعی در زمان جنگ با پوشش روزنامهنگاری، محاکمه میشود. سیاستمداران آمریکایی حالا چطور میتوانند ادعا کنند قانونی که توسط یک کشور دیگر در پروندهای ظاهراً فاحشتر اعمال شده باطل است، در حالی که خودشان ثابت کردهاند طرفداران پر و پا قرص آن هستند؟
«از حداقل سال ۲۰۰۹ و تا سال ۲۰۱۱، در جرمی که خارج از حوزه قضایی ایالات متحده آغاز و انجام شده است، متهم… آگاهانه و غیرقانونی با چلسی منینگ برای ارتکاب جرایم زیر علیه ایالات متحده تبانی کرد… دریافت و به دست آوردن اسناد دفاع ملی، و ارتباط عمدی آنها.»
در روزنامهنگاری، به این کار… روزنامهنگاری میگویند. برقراری ارتباط با یک منبع، درخواست جزئیات یا توضیحات بیشتر، یا مدرک بیشتر از او، سپس انتشار آن برای مصرف افرادی که قرار نیست آن را ببینند چون بالاتر از سطح درکشان است، به معنای واقعی کلمه تعریف روزنامهنگاری خدمت عمومی برندهی جایزه پولیتزر است. فقط از تیمی بپرسید که با پوشش دادن افشاگریهای ادوارد اسنودن، افشاکنندهی اسرار آژانس امنیت ملی، برندهی آن شد.
این رویه تاثیر بسیار منفی روی روزنامهنگاران مستقل خواهد داشت، روزنامهنگارانی که پشتوانهی یک نشریهی قدرتمند را ندارند تا در صورت هدف قرار گرفتن به خاطر افشای حقایقی که عمو سام آنها را زیادی دردسرساز میداند، از آنها دفاع کند. اما آیا اساسا این روزها هیچ نشریهی قدرتمندی حاضر است به اندازهی کافی با حاکمیت درگیر شود؟ یا به احتمال زیاد چنین داستانی را در نطفه خفه میکنند؟
و این نگرانی فقط برای آمریکا نیست. در پی شکایت دولت فرانسه به مقامات ضد تروریسم، روزنامهنگاران تحقیقی فرانسوی از سازمان غیردولتی دیسکلوز، در سال ۲۰۱۹ پس از افشای عمومی دخالت فرانسه در جنگ داخلی مرگبار یمن که منجر به کشته شدن غیرنظامیان با استفاده از سلاحهای فرانسوی فروختهشده به عربستان سعودی و امارات متحده عربی، توسط سازمان اطلاعات داخلی فرانسه (DGSI) مورد بازخواست و ارعاب قرار گرفتند.
حالا به جای اینکه بار مسئولیت بر دوش این دولتهای غربی باشد تا با شهروندان خود دربارهی استفاده از منابع مالی مردم برای جنگهایی که احتمالا حتی آنها را نمیخواهند و عمدتا فقط به نفع منافع ویژهای است، شفاف و صادق باشند، این بار به طور فزایندهای بر دوش روزنامهنگاران است تا اطمینان حاصل کنند که میتوانند با واکنشهای قانونی اجتنابناپذیری که در صورت جرأت به افشاگری با آن روبرو میشوند، مبارزه کنند.
اینکه دولت آمریکا این رویهی کاملا واضح، مختصر و منزجرکننده را به اندازهی کافی باارزش میداند که نهایتا برای آزادی آسانژ تجارت گروگانگیری کند، باید باعث شود که همه مکث کنند و با جدیت به آن فکر کنند.

