
رییسجمهوری مبتلا به زوال عقل: آیا واقعاً اهمیت دارد چه کسی رییسجمهور است؟
کیتلین جانستون
ترجمه مجله هفته
در نهایت مشخص شد که علائم زوال عقل که حامیان بایدن آنرا مدتها به عنوان «لکنت» رد میکردند، دقیقاً همان چیزی است که به نظر میرسید.
مشاور ویژهای که برای تحقیق درباره سوءاستفاده جو بایدن از اسناد طبقهبندیشده منصوب شده بود، گزارش داد که محققان «شواهدی پیدا کردند که نشان میدهد رییسجمهور بایدن عمداً اسناد طبقهبندیشده را پس از پایان دوره معاونتش و هنگامی که یک شهروند عادی بود، نگه داشته و افشا کرده است»، اما نتیجهگیری کرد که «هیچ اتهام جنایی در این مورد وارد نیست.»
در شرایط عادی، این خبر باید برای این دولت و حامیانش دلیلی برای آسودگی میبود، اما یکی از دلایل این نتیجهگیری این است که رییسجمهور به زوال عقل مبتلا شده است.
مشاور ویژه رابرت هور به دادستان کل مریک گارلند مینویسد: «ما همچنین در نظر گرفتهایم که در دادگاه، آقای بایدن احتمالاً خود را به هیئت منصفه به عنوان یک مرد مسن، مهربان و با حافظه ضعیف معرفی میکند، همانطور که در مصاحبه ما با او اینگونه بود.» او همچنین میگوید: «حافظه آقای بایدن در مصاحبههای ضبطشده سال ۲۰۱۷ با نویسنده و مصاحبه با دفتر ما در سال ۲۰۲۳ به شدت محدود بود. همکاری او با تحقیقات ما… احتمالاً برخی از اعضای هیئت منصفه را قانع خواهد کرد که او یک اشتباه (بدون بار گناه) کرده است، نه اینکه عمداً – یعنی با قصد نقض قانون – عمل کرده باشد.»
هور گزارش میدهد که بایدن در مصاحبهها حتی نمیتوانست چیزهایی اساسی مثل سالهای دوره معاونتش یا زمان مرگ پسرش بو را به یاد بیاورد. او همچنین مینویسد که حافظه بایدن بین مصاحبههای ضبطشده سال ۲۰۱۷ و مصاحبههای سال گذشته با او بدتر شده است.
به طور خلاصه، مغز رییسجمهور کار نمیکند. از بین رفته است. «رهبر دنیای آزاد» دچار زوال عقل شده است. ذهن او مثل پنیر سوئیسی است.
و این وضعیت در حال بدتر شدن است. در یک کنفرانس مطبوعاتی که بایدن قرار بود دنیا را از سلامت مغزش مطمئن کند، او رییسجمهور مصر را به عنوان رییسجمهور مکزیک نامید و وسط سخنرانی هنگامی که تلاش کرد به درباره پسرش مطلبی را یاد بیاورد گیر کرد. همین هفته گذشته بایدن دو بار به اشتباه رهبران اروپایی که درگذشتهاند را به عنوان مسئولان فعلی معرفی کرد.
اگر هنوز اسیر این توهم هستید که مهم است چه کسی رییسجمهور آمریکا باشد، این واقعیت که یک بیمار واقعی زوال عقل به مدت سه سال این منصب را در دست داشته باید این تصور را برای همیشه از بین ببرد. امپراتوری آمریکا به همان روال قبل از به قدرت رسیدن بایدن به کارش ادامه داده است، بدون هیچ مانعی از سوی فردی که قرار است تصمیمگیرنده باشد و در وضعیت زوال عقلی قرار دارد.
در واقع هر کسی میتواند این منصب را در دست داشته باشد و هیچ تفاوت معنیداری در نحوه اداره امپراتوری آمریکا ایجاد نمیشود. حتی یک بیمار در حال کما هم میتواند رییسجمهور باشد. یک شیشه زیتون کلاماتا هم میتواند رییسجمهور باشد. منصبی که آمریکاییها در انتخابات آن شرکت میکنند به این امید که بتواند تغییرات مثبتی در کشور و جهانشان ایجاد کند، چیزی جز یک نماد نیست.
این مساله برای آمریکاییهایی که میخواهند برخی جنبههای رفتار دولت خود را تغییر دهند، مشکلساز است. مثلاً حمایت از نسلکشی فعال در غزه. وجدان چه کسی را باید هدف قرار دهند اگر فردی که به عنوان مسئول معرفی شده، که در واقع نیست؟ به چه کسی باید رأی بدهند اگر افرادی که واقعاً تصمیمگیرنده هستند حتی نامشان در برگه رایگیری ذکر نمی شود؟
واقعیت این است که رییسجمهور آمریکا دچار زوال عقل شده و این حقیقت ناخوشایند را آشکار میکند که عملکرد امپراتوری برای واگذاری به دست رایدهندگان بیش از حد مهم است. قدرت بسیار زیادی بر رفتار دولت آمریکا از سالی به سال دیگر سوار است که به رأیدهندگان اجازه داده شود در آن دخالت کنند.
ساختار قدرت جهانی که در ایالات متحده متمرکز است نه توسط دولت منتخب رسمی آن کشور، بلکه توسط مدیران امپراتوری غیرمنتخب که از هر دولت به دولت دیگر میآیند و حضور مستمری در نهادهای دولتی و مؤسسات مرتبط با دولت دارند، اداره میشود. این مدیران امپراتوری با قدرتهای شرکتی اتحاد تشکیل میدهند و با کشورهای متعدد، داراییها و شرکایی که به عنوان اعضای امپراتوری غیررسمی آمریکا عمل میکنند، روابط کاری برقرار میکنند.
به این معناست که راهی برای آمریکاییها وجود ندارد که با رأیدادن از این بحران خارج شوند. اگر با نسلکشی، نظامیگری، بیعدالتی اقتصادی، استبداد یا هر عنصر اساسی دیگر ساختار قدرت متمرکز بر آمریکا مشکلی دارید، هرگز اجازه نخواهید داشت از طریق سیستم انتخاباتی رسمی بر این مسائل تأثیر بگذارید. رأیدادن در دموکراسیهای غربی برای ایجاد توهم کنترل است، مانند اینکه به کودک اجازه دهید با فرمان ماشین اسباببازی بازی کند در حالی که شما رانندگی میکنید تا او احساس کند که در رانندگی مشارکت دارد.
این به معنای نبودن راه خروج از این وضعیت نیست، بلکه به این معناست که هیچ راه خروجی وجود ندارد که شامل رأیدادن باشد. ما قبلاً شاهد فعالیتهای فعالان حامی فلسطین هستیم که موانع قابل توجهی در عملیات فروشندگان سلاح اسرائیلی ایجاد میکنند و تلاش برای آموزش و اطلاعرسانی به عموم مردم در مورد آنچه در غزه میگذرد، باعث شده اسرائیل کنترل روایت را به شدت از دست بدهد تا حدی که اکنون به عملیاتهای تأثیرگذاری آنلاین ناامیدانه متوسل شده است. اینگونه اقدامات میتواند در سراسر جهان اجرا شود تا به پایان ساختار قدرت امپراتوری منجر شود. هنگامی که تعداد کافی از مردم علیه امپراتوری شورش کنند، استفاده از قدرت جمعی ما برای اعمال تغییرات واقعی به سرعت از غیرممکن به ممکن، به احتمال و به اجتنابناپذیر تبدیل خواهد شد.
اما ابتدا باید امیدهای خود را به سیستم انتخاباتی کنار بگذاریم. هر چهار سال یکبار توجه آمریکاییها به این نمایش عروسکی خالی معطوف میشود که کدام مدیر بیروح امپراتوری باید به عنوان نماد موقت جلوی میز ماشین دائمی امپراتوری قرار گیرد و اگر میخواهید رأی دهید، حتماً این کار را انجام دهید. اما اجازه ندهید این آیین نمایشی شما را از پروژه واقعی منحرف کند: بیدار کردن همنوعانمان و آغاز ایجاد تغییرات واقعی.
