«آبرو و اعتبار اسرائیل برای همیشه از بین رفته است»

درباره جنایات مداوم در غزه و چگونگی مقابله با آن. گفتگو با فرانچسکا آلبانزه.

نوشته هندریک پاشینگر

منتشرشده در یونگه ولت

ترجمه مجله هفته

فرانچسکا آلبانزه (آلبانزی) حقوقدان متخصص در حقوق بین‌الملل و حقوق بشر است. از سال ۲۰۲۲ او گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای سرزمین‌های اشغالی فلسطین است.

«بافت اجتماعی نوار غزه نابود شده و هویت فرهنگی آن از بین رفته است». خانه‌ای بمباران شده در رفح، مارس ۲۰۲۴


منتقدان دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) می‌گویند هر دو نهاد ابزارهای سیاسی یک‌جانبه قدرت‌های بزرگ هستند. در اواخر ژانویه، ICJ اسرائیل را ملزم به اتخاذ اقدامات حفاظتی برای جلوگیری از نسل‌کشی در نوار غزه کرد. در اواخر ماه مه، دادگاه سازمان ملل از اسرائیل خواست تا حمله به رفح را متوقف کند. در اواسط ماه مه، دادستان ارشد ICC درخواست صدور حکم بازداشت رهبران حماس و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل را به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در ارتباط با حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ در نوار غزه صادر کرد. آیا این تصمیمات نشان‌دهنده یک تغییر مترقیانه است؟

انتقادها بیشتر متوجه ICC است تا ICJ. مشکل اصلی این است که بسیاری از اقدامات دستور داده شده توسط ICJ ساده‌انگارانه نادیده گرفته می‌شوند. از سوی دیگر، ICC به دلیل زمان طولانی برای پذیرش شکایات مربوط به نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار می‌گیرد. در مقابل، احکام بازداشت فعلی واکنشی انقلابی و سریع به وقایع نوار غزه هستند. این روند باید ادامه یابد، سپس دادگاه می‌تواند به ایجاد آینده‌ای بهتر و صلح‌آمیز برای فلسطینیان و اسرائیلی‌ها کمک کند.

با این حال، دستورات دادگاه‌ها توسط ایالات متحده و اسرائیل نادیده گرفته می‌شوند. آیا کشورهایی وجود دارند که خارج از قانون عمل می‌کنند؟ آیا حقوق بین‌الملل ببری بی‌دندان است؟

نه، حقوق بین‌الملل ببری بی‌دندان نیست، بلکه ببری است که دهانش را بسته‌اند. تصمیمات به دلایل سیاسی بدون پیامد می‌مانند. این نشان‌دهنده ریاکاری یک سیستم است: به طور رسمی به عنوان یک سیستم چندجانبه ساخته شده، اما نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم را منعکس می‌کند. برخی کشورها از نفوذ بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند. برخی کشورها آنقدر قدرتمند هستند که می‌توانند تصمیم بگیرند حقوق بین‌الملل برای چه کسی و تا چه حد اعمال شود. بله، حتی کشورهایی وجود دارند که طوری رفتار می‌کنند که گویی بالاتر از قانون هستند. بسیاری از کشورها قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند. این امر نادر نیست. این حتی بیشتر قاعده است تا استثناء. اما این کشورها باید منتظر عواقب دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی باشند. تحریم‌ها در سطح بین‌المللی در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که ایالات متحده از چنین چیزهایی نمی‌ترسد، و همچنین اسرائیل که تحت حمایت آمریکا قرار دارد.

اسرائیل حمله به رفح در جنوب نوار غزه را به عنوان یک ضرورت نظامی توجیه کرد. آیا این قابل قبول است؟

تنها تعداد بسیار کمی از اقدامات از ۷ اکتبر را می‌توان با ضرورت‌های نظامی توجیه کرد. من و تیمم تمام حملات به بیمارستان‌ها و مدارس را بررسی کرده‌ایم. یعنی تمام حملات در «مناطق امن» که باید برای آنها دستور تخلیه صادر می‌شد. در این میان، موارد بسیار کمی وجود دارد که بتوان توجیه کرد. و وقتی می‌گویم «بسیار کم»، سخاوتمندانه صحبت می‌کنم. این واقعیت که اسرائیل حملاتش به جمعیت آواره در رفح را یک روز پس از درخواست دیوان بین‌المللی دادگستری تشدید کرد، بخشی از یک الگوست: هر بار که در سطح بین‌المللی اتفاقی می‌افتد، چه در دیوان بین‌المللی دادگستری، چه حکم‌های بازداشت دادستان ارشد دادگاه کیفری بین‌المللی، شاهد افزایش خشونت، حملات به فلسطینی‌ها و همچنین امدادگران بوده‌ایم. الگویی از اقدامات تلافی‌جویانه انتقام‌آمیز وجود دارد. من این سادیسم را نیروی محرکه اصلی علیه فلسطینی‌ها می‌دانم. از دسامبر، گزارش‌هایی از افراد آزاد شده دریافت می‌کنم که به شدت مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند. در پنج ماه اول پس از ۷ اکتبر، ۲۷ نفر در زندان‌های اسرائیل، احتمالاً در اثر شکنجه، کشته شدند. همه اینها جدید نیست، اما از ۷ اکتبر به اوج دیگری رسیده است.

کریم خان، دادستان ارشد دادگاه کیفری بین‌المللی، هم برای رهبران حماس و هم برای نخست‌وزیر اسرائیل و وزیر دفاعش به اتهام جنایت علیه بشریت درخواست حکم بازداشت کرده است. آیا این به معنای برابر دانستن جنایات دو طرف است؟

نه، این به آن معنا نیست. جنایاتی وجود دارد که به اسرائیل نسبت داده می‌شود و جنایاتی که به حماس نسبت داده می‌شود. در ابتدا هیچ مقایسه‌ای صورت نمی‌گیرد. اما اکنون اسرائیل و برخی کشورهای غربی از اینکه اسرائیل در یک سطح با حماس قرار گرفته، وحشت‌زده شده‌اند. از سوی دیگر، فلسطینی‌ها و دیگران نیز به همین ترتیب وحشت‌زده شده‌اند، زیرا نمی‌فهمند چگونه ممکن است مجرم و قربانی در یک سطح قرار گیرند. اما اساساً شکی نیست که نه تنها اسرائیل، بلکه حماس نیز مرتکب جنایاتی شده است. با این حال، مهم است که زمینه را ببینیم تا دست به تحریف تاریخی نزنیم. واکنش خشن حماس محصول فرعی سرکوب طولانی مدت اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطین است. در آنجا نوعی استعمار شهرک‌نشینی حاکم است، هرچند مردم در غرب اغلب نمی‌خواهند این را ببینند. من این را فراموشی استعماری می‌نامم. اما تصاحب زمین و منابع، اخراج جمعیت بومی بدون شک یک اقدام استعماری شهرک‌نشینی و طبق قوانین بین‌المللی جنایتکارانه است. در اینجاست که اتخاذ موضعی متعادل و بی‌طرف دشوار می‌شود. این یک درگیری بین طرف‌های برابر نیست. ما در اینجا از دو کشور ملی مانند روسیه علیه اوکراین صحبت نمی‌کنیم، بلکه از ملتی صحبت می‌کنیم که حق تعیین سرنوشت آن کاملاً توسط اسرائیل نقض می‌شود.

آیا با توجه به این شرایط، باید وضعیت جنگی فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها به طور متفاوت ارزیابی شود؟

قطعاً. دلایل متفاوتی برای جنگ و عدم تقارن در جنگ وجود دارد. بیشتر کشورهای غربی فلسطین را به رسمیت نمی‌شناسند، اما در عمل با تشکیلات خودگردان فلسطین طوری رفتار می‌کنند که گویی یک کشور در کرانه باختری است. از این دیدگاه، بیت‌المقدس شرقی صرفاً بخشی از اورشلیم است و نوار غزه توسط حماس اشغال شده است. اما این وضعیت نتیجه تجزیه‌ای است که اسرائیل بر مردم فلسطین تحمیل کرده است. ایجاد کشور اسرائیل مسئول این تقسیم است. در اصل، سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ به جمعیت عرب ۴۵ درصد از سرزمین را اختصاص داده بود. امروز تنها ۲۲ درصد از آن باقی مانده است. اما اسرائیل حتی این باقی‌مانده را نمی‌خواهد به فلسطینی‌ها واگذار کند و ادعا می‌کند که فلسطینی‌ها تهدیدی برای امنیت هستند. اما این تهدید امنیتی نتیجه سرکوب است. هر روز این خطر وجود دارد که خانه‌ات تخریب شود، پدر و مادرت در ایست بازرسی کشته شوند. اینکه شهرک‌نشینان بیایند تا زمینت را بدزدند، تو را از خانه‌ات بیرون کنند، حتی وقتی هنوز در آن خوابیده‌ای. من نمی‌توانم بپذیرم که کسی از همبستگی با گروگان‌های اسرائیلی حماس صحبت کند، اما نخواهد درباره این صحبت کند که هر سال ۷۰۰ کودک فلسطینی دستگیر می‌شوند. کودکان کتک می‌خورند، اغلب شکنجه می‌شوند. تا دو روز در حبس انفرادی نگه داشته می‌شوند، بدون وکیل، بدون والدین. بعضی از آنها فقط دوازده سال سن دارند. تنها اقلیت کوچکی از اسرائیلی‌ها همه اینها را می‌بینند و آشکارا در کنار فلسطینی‌ها می‌ایستند. اینها افرادی هستند که ما باید از آنها حمایت کنیم. وقتی صحبت از آزادی می‌شود، فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌هایی که خواستار استعمارزدایی هستند، به دنبال کشوری هستند که در آن همه بتوانند از حقوق برابر برخوردار باشند. مهم نیست که این چه کشوری باشد. یک ملت باید فرصت آزاد بودن و انتخاب کردن را داشته باشد.

اخیراً برخی کشورهای اروپایی فلسطین را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته‌اند. آیا هنوز امکان واقع‌بینانه‌ای برای راه‌حل دو کشوری وجود دارد؟

به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور، اقدامی غیرمعمول از سوی کشورهایی است که ۳۰ سال راه‌حل دو کشوری را تنها گزینه ممکن می‌دانستند. اگر یکی از دو طرف نتواند به طور مساوی مستقل و حاکم باشد، تشکیل کشور مستقل امکان‌پذیر نیست. کشورهای غربی نتوانستند از این روند حمایت کنند، زیرا جلوی گسترش اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی را نگرفتند. در آن زمان باید بر اسرائیل فشار وارد می‌شد تا حقوق کامل شهروندی را بدون تبعیض برای همه به رسمیت بشناسد.

چرا حمله حماس در ۷ اکتبر پیامدهای چنین ویرانگری داشت؟

با دیدن تصاویر، تردیدی نداشتم که حماس یا کسانی که در ۷ اکتبر به آن‌ها پیوستند، مرتکب جنایات جنگی شده‌اند. حمله به پایگاه‌های نظامی فی‌نفسه جرم نیست. البته شرایط خاصی باید رعایت شود، مانند اصل احتیاط و انسانیت در برخورد با اسرای جنگی. اما حمله به غیرنظامیان قابل توجیه نیست. غیرنظامیان نباید کشته شوند، نباید با آن‌ها به طرز وحشیانه رفتار کرد و نباید گروگان گرفته شوند. این اقدامات آشکارا جنایات جنگی بودند و احتمالاً جنایت علیه بشریت نیز محسوب می‌شوند، اگر اقدامی سیستماتیک از سوی حماس و دیگران بوده باشد. اما این امر جنگ علیه غزه را توجیه نمی‌کند. شوکی که این حمله در جامعه اسرائیل ایجاد کرد، در سطوح مختلفی قابل مشاهده بود. معتقدم اسرائیلی‌ها و یهودیان به طور کلی چنان از تاریخ خود آسیب دیده‌اند که در آن روز خود را کاملاً برهنه و بی‌دفاع در برابر خشونت احساس کردند.

چرا این شوک همچنان ادامه دارد؟

این شوک همچنین ناشی از دروغ‌ها و اطلاعات نادرستی است که از ابتدا وجود داشت، مانند ادعای سر بریدن نوزادان که ارتش اسرائیل نیز آن را اطلاعات نادرست خواند. علاوه بر این، مشخص است که خشونت جنسی رخ داده، اما گزارش تجاوز گروهی در حمله حماس هنوز به طور قطعی اثبات نشده است. نمی‌خواهم بگویم اتفاق نیفتاده، اما تا امروز شواهدی برای تجاوز گروهی وجود ندارد. با این حال، مردم همچنان درباره آن صحبت می‌کنند. این امر شوک را تشدید کرده و خاطره تصاویر را زنده نگه داشته است.

اما آنچه در هشت ماه گذشته اتفاق افتاده، باید در کشورهای غربی واکنش‌هایی را برمی‌انگیخت. باید به اسرائیلی‌ها می‌گفتند تا اینجا و نه بیشتر. آنچه شما تجربه کردید، فلسطینی‌ها بارها تجربه کرده‌اند. ۷ اکتبرهای بسیاری در غزه، کرانه باختری، بیت‌المقدس شرقی، داخل اسرائیل و اردوگاه‌های پناهندگان صبرا و شتیلا رخ داده است. فلسطینی‌ها بارها از دست اسرائیلی‌ها رنج کشیده‌اند، زمان آن بود که صلح آغاز شود. در ابتدا، اسرائیلی‌ها حق دفاع از خود در خاک اسرائیل را داشتند، اما سپس این موضع ایدئولوژیک دیوانه‌وار که نتانیاهو از آن دفاع می‌کند، تقویت شد. اکنون صحبت از «پیروزی کامل» است. در واقعیت، این به معنای کشتن ۴۰,۰۰۰ نفر، شکنجه و عذاب، و بدون شک نسل‌کشی است. و کشورهای غربی از این امر حمایت کرده‌اند.

وضعیت در سرزمین‌های اشغالی سال‌هاست که رو به وخامت می‌رود. دولت راست افراطی نتانیاهو مسئول خشونت‌های بسیاری است. ویژگی‌های این دولت چیست؟

هیچ دولت اسرائیلی پیش از این چنین مصمم به استعمار آخرین بخش‌های کرانه باختری نبوده است. همزمان، محاصره نوار غزه ادامه یافته است. در ۱۶ سال محاصره، شش جنگ بزرگ از جمله جنگ فعلی رخ داده است. در این مدت، ارتش اسرائیل قبل از ۷ اکتبر نزدیک به ۵,۰۰۰ نفر از جمله ۱,۲۰۰ کودک را کشته است. از سال ۲۰۱۷، اعضای دولت آشکارا درباره تسلیم نهایی فلسطینی‌ها صحبت می‌کنند. این دولت تنها سه گزینه برای فلسطینی‌ها باقی گذاشته است: یا داوطلبانه بروند، یا به عنوان زیردست بمانند، یعنی حقوق کمتری نسبت به اسرائیلی‌ها داشته باشند، یا کشته شوند. به طور کلی، وضعیت بدتر شده است. در کرانه باختری دوازده پوگروم و در نوار غزه نیز دوازده مورد رخ داده است. در سال ۲۰۲۳، جنین و نابلس بمباران شدند و مردم محاصره شدند. در طول این محاصره ۱۶ ماهه، ۴۲۶ فلسطینی و شش اسرائیلی کشته شدند. بنابراین، وضعیت حتی قبل از ۷ اکتبر بسیار خشونت‌آمیز بود.

و در این فضا، حماس توانست حمله متقابل انجام دهد؟

حماس با حمله خود همه را غافلگیر کرد. آن‌ها توانستند مسئله فراموش شده فلسطین را دوباره به موضوع روز تبدیل کنند و چهره واقعی اشغال اسرائیل و آپارتاید اسرائیل را نشان دهند. اعتبار اسرائیل برای همیشه از بین رفته و این کشور دیگر در جهان نقشی ندارد. حتی اگر سیاستمداران غربی همچنان به دروغ‌گویی ادامه دهند، امپراتور برهنه است و همه می‌توانند آن را ببینند. در گزارشی از وزارت امور خارجه خواندم که حماس باید به آتش‌بس پایبند باشد. اما حماس قبلاً گفته بود که به آتش‌بس و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل پایبند خواهد بود. از سوی دیگر، اسرائیل می‌گوید تا پیروزی نهایی به جنگ ادامه خواهد داد. پس اظهارنظر وزارت امور خارجه آلمان چه معنایی دارد؟ چرا همچنان حماس را متهم می‌کند، در حالی که مشخص است اسرائیل به مقررات پایبند نیست؟



در اینجا همواره ادعا می‌شود که از اظهارات برخی اعضای دولت اسرائیل نمی‌توان قصد کلی نسل‌کشی را استنباط کرد. اما چنین قصدی پیش‌نیاز شکایت در دیوان بین‌المللی دادگستری است. آیا می‌توان از چنین اظهاراتی قصد نسل‌کشی را استنباط کرد؟

به نظر من، چنین اظهاراتی نشان‌دهنده قصد نسل‌کشی و تحریک به نسل‌کشی است. همزمان، آن‌ها با گسترش کلامی، چنین اقدامی را ممکن می‌سازند. این بخشی از نسل‌کشی محسوب می‌شود و بر اساس معیارهای ارزیابی تأیید شده توسط دادگاه‌های بین‌المللی است. ما می‌بینیم که تمام زیرساخت‌های غیرنظامی، بیمارستان‌ها، تمام دانشگاه‌ها و تمام مدارس مورد حمله قرار گرفته‌اند. این هدف نابودی یک گروه قومی است. بافت اجتماعی نوار غزه نابود شده و هویت فرهنگی آن از بین رفته است. حدود ۱۷,۰۰۰ کودک تاکنون کشته شده‌اند و حداقل ۷۰,۰۰۰ کودک دیگر یتیم شده‌اند. هزاران کودک معلول شده‌اند. من چنین کودکانی را دیده‌ام. نه فقط چند نفر، بلکه ده‌ها نفر. یک نسل کامل معلول شده است. و سپس شرایط زندگی که در پنج ماه گذشته حاکم بوده، گرسنگی، دیدن مردمی که هر روز صدها نفر در مقابل چشمانشان می‌میرند و رنج می‌برند. تمام جامعه غربی نه تنها مانند سایر بحران‌ها با بی‌تفاوتی نظاره‌گر است، بلکه از مجرمان حمایت می‌کند.

مقامات اسرائیلی در رابطه با تحقیق درباره نقض حقوق بشر چگونه رفتار می‌کنند؟ آیا همکاری‌های موردی وجود دارد؟

تحقیقات، تحلیل‌ها و گزارش‌های چندین دهه‌ای از سوی سازمان‌های حقوق بشری، از جمله انجمن‌های اسرائیلی، وجود دارد که نشان می‌دهد اسرائیل تا چه حد واقعاً ناتوان یا بی‌میل به تحقیق و پیگرد جرایم علیه فلسطینی‌هاست. نتیجه این است که تنها یک درصد از تمام شکایاتی که توسط فلسطینی‌ها یا اسرائیلی‌ها علیه شهرک‌نشینان یا سربازان اسرائیلی ارائه می‌شود، مورد بررسی قرار می‌گیرد. تنها درصد بسیار کمی از آن‌ها پیگیری می‌شود، بنابراین هیچ تمایلی از سوی مقامات برای رسیدگی وجود ندارد. در مورد فلسطینی‌ها وضعیت برعکس است. ۹۹ درصد از فلسطینی‌هایی که ارتش یا سایر اسرائیلی‌ها علیه آن‌ها شکایت کرده‌اند، متهم می‌شوند. علاوه بر این، فلسطینی‌هایی هستند که بدون اتهام و بدون محاکمه دستگیر و بازداشت می‌شوند.

چه راه‌هایی برای اجرای قوانین بین‌المللی وجود دارد؟ چگونه می‌توان این کار را علیه اسرائیل با حامیان قدرتمندش در ایالات متحده و اتحادیه اروپا انجام داد؟

یک راه، تحریم‌ها هستند: تعلیق روابط دیپلماتیک و سیاسی، کاهش روابط اقتصادی. این تنها راهی است که می‌تواند احترام به قانون و نظم، حاکمیت قانون را در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، در اسرائیل و در روابط بین اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها تا حدودی احیا کند. آپارتاید در آفریقای جنوبی زمانی که به پایان خود نزدیک می‌شد، خشونت‌آمیزتر شد. سال‌های آخر بسیار وحشیانه بود و هیچ‌کس نمی‌توانست پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی را تصور کند، تا اینکه بالاخره اتفاق افتاد. تحریم‌ها و بایکوت‌ها بسیار مهم بودند، زیرا کشورهای غربی تا آخرین لحظه با آفریقای جنوبی همبستگی داشتند.

نکته شوکه‌کننده در وضعیت فعلی این است که حتی دولت‌های کشورهای اسلامی شهروندان خود را که به خیابان‌ها می‌آیند و برای عدالت در اسرائیل و فلسطین تلاش می‌کنند، مجازات می‌کنند. آن‌ها دانشجویان، فعالان همبستگی و مردم عادی را که با فلسطینی‌ها اعلام همبستگی می‌کنند، مجازات می‌کنند. این بی‌سابقه است. این موضوع همچنین به جدیت دموکراسی‌ها، به ویژه در غرب، مربوط می‌شود. آن‌ها قادر به تحمل پیامدهای برتری سفیدپوستان نیستند. نتیجه این است که حمایت از اسرائیل با جدیت بیشتری از احترام به آزادی بیان، حق اعتراض و آزادی تجمع دنبال می‌شود. این در بسیاری از کشورهای اروپایی و البته در ایالات متحده اتفاق می‌افتد.

چه کاری می‌توان برای نزدیک کردن منازعه خاورمیانه به یک راه‌حل انجام داد؟ اتحادیه عرب حتی خواستار مداخله سازمان ملل شده است. آیا این کاملاً غیرواقع‌بینانه نیست؟

باید چیزی شبیه به مسئولیت بین‌المللی وجود داشته باشد، وظیفه هر کشور برای برداشتن گامی در جهت حمایت از فلسطینی‌ها. تصور اینکه این اتفاق بیفتد دشوار است، اما باید روزی اتفاق بیفتد. کشورهای عضو باید علاوه بر این مشورت کنند که چگونه می‌توان حفاظت از فلسطینی‌ها را در سرزمین‌های اشغالی از طریق حضور مستقیم تضمین کرد، بدون اینکه نیاز به تأیید اسرائیل باشد. اسرائیل هیچ اختیار اخلاقی یا قانونی برای تصمیم‌گیری درباره زندگی فلسطینی‌ها ندارد. این کشور تنها به عنوان یک قدرت دوفاکتو عمل می‌کند که در واقع یک نیروی اشغالگر است. باید با آن به عنوان کشور منزوی که هست، رفتار شود.