سرمقاله گلوبال تایمز

در روزهای اخیر، دو رویداد مهم در زمینه فناوری ارتباطات جهانی رخ داده است. اولین مورد این است که چین اولین شبکه آزمایشی میدانی جهان را برای ارتباطات 6G و یکپارچه سازی هوشمند ساخته است که عملکرد سیستم ارتباطی را به طور قابل توجهی بهبود می بخشد. دومین مورد این است که آلمان قصد دارد تا سال 2029 فناوری و قطعات شرکت های ارتباطی چینی مانند هواوی، ZTE و سایر شرکت ها را با استناد به نگرانی های «جاسوسی» و به عنوان گامی در جهت «کاهش ریسک» از شبکه های بی سیم 5G خود حذف کند. این دو رویداد تضاد چشمگیری را نشان می دهند: در حالی که چین به عنوان رهبر جهانی همچنان به پیشبرد تحقیق و توسعه فناوری 6G ادامه می دهد، برخی کشورها هنوز درگیر تصمیم گیری در مورد اینکه از محصولات کدام شرکت برای فناوری 5G استفاده کنند، هستند.

تمایل قبلی آلمان برای استفاده از محصولات 5G چین کاملاً آشکار بود: تجهیزات ارتباطی چین کیفیت بهتر، ثبات بالاتر و قیمت مناسب تری را ارائه می دهد که نتایج طبیعی رقابت بازار است. آلمان علی‌رغم فشارهای مداوم ایالات متحده، طی سال‌های گذشته موضعی منطقی و عملگرا را حفظ کرده بود و انتخاب‌هایی را انجام می‌داد که با منافع خود همسو باشد. به نظر می رسد تصمیم اخیر، به جای اینکه نتیجه بررسی دقیق باشد، محصول فشارهای چند وجهی و مانورهای سیاسی داخلی است. سازمان‌های امنیتی موضوع به اصطلاح جاسوسی چین را پررنگ کرده‌اند و برخی از طرف‌ها در دولت ائتلافی «چراغ راهنمایی» مشتاقانه به دنبال «کاهش ریسک» از جانب چین هستند. فناوری 5G که باید با احتیاط با آن برخورد می شد، به سرعت به سمت انتخاب به اصطلاح «سیاسی-درست» یعنی «ممنوعیت» سوق داده شده است.

در زمینه فناوری ارتباطات، چه در توسعه فناوری پیشرفته و چه در استقرار تجاری، بدون شک چین پیشرو جهان است. این موضوع برای ایالات متحده که بر روی استانداردهای بین المللی هنوز نامشخص 6G تمرکز کرده است، اضطراب قابل توجهی ایجاد کرده است. آمریکا امیدوار است با تشکیل یک «گروه کوچک» برای توسعه «استانداردهای بین‌المللی» خود و تضعیف دستاوردهای چین، در این عرصه پیشی بگیرد. ایالات متحده در فوریه، نه کشور از جمله کانادا، جمهوری چک و فنلاند را برای تشکیل یک «اتحاد 6G» گرد هم آورد. با این حال، پیشرفت در توسعه جهانی 6G بدون مشارکت چین قطعا دشوار خواهد بود. 6G به عنوان توسعه و ارتقاء فناوری 5G، برای کاوش مسیرهای نوآورانه نیاز به تکیه بر انباشت فناوری و زیرساخت صنعتی گسترده 5G دارد و این امر چین را در این سطح ضروری می سازد.
بسیاری از افراد با بصیرت در سرتاسر جهان اکنون درک کرده‌اند که ادعاهای مربوط به خطرات امنیتی شبکه نسل پنجم چین، صرفاً ابزاری برای سرکوب شرکت‌های چینی توسط ایالات متحده است. تا به امروز، هیچ کشوری نتوانسته ثابت کند که تجهیزات شرکت‌های چینی تهدیدی برای امنیت ایجاد می‌کند. برعکس، کشورهایی که از رهبری واشنگتن تبعیت کرده‌اند، در زمینه استفاده از فناوری 5G دچار زیان شده‌اند.

بریتانیا، یکی از فعال‌ترین کشورها در پاسخ به درخواست آمریکا برای حذف هواوی از پروژه 5G خود، طبق تستی که در فوریه امسال توسط شرکت اسپانیایی مدوکس انجام شد، عملکرد ضعیفی در زمینه 5G نسبت به همتایان اروپایی خود نشان داد. اپراتورهای بریتانیایی نسبت به سایر اپراتورهای اروپایی عقب هستند، به طوری که لندن در بین شهرهای بزرگ در رتبه آخر قرار گرفت، در حالی که برلین رتبه اول را کسب کرد. ممنوعیت استفاده از تجهیزات 5G هواوی در بریتانیا، دلیل اصلی عملکرد ضعیف آن است.

پیشرفت آلمان در 5G و دیجیتالیزاسیون کلی آن در اروپا به لطف سهم قابل توجه شرکت‌های چینی مانند هواوی و زدتی‌ای، عملکرد خوبی داشته است. تجهیزات هواوی بیش از 50 درصد از شبکه‌های دسترسی رادیویی 5G آلمان را تشکیل می‌دهد. اکنون، آلمان به دنبال سیاست اشتباه انگلستان، قصد دارد با تکیه بر ترس‌های بی اساس، تجهیزات و قطعات چینی را حذف کند و بدین ترتیب با بهانه «کاهش ریسک»، مزیت‌ها و توانمندی‌های خود را تضعیف کند. سندی داخلی که قبلا از شرکت دویچه تلکام فاش شده بود، نشان داد که جایگزینی این قطعات 5 سال طول می‌کشد و در مجموع 3 میلیارد یورو (حدود 23.7 میلیارد یوان) هزینه دارد.

همانطور که چین همیشه تاکید کرده است، عدم همکاری بزرگترین خطر و عدم توسعه، بزرگترین ناامنی است. چین در زمینه ارتباطات به دستاوردهای قابل توجهی رسیده و مایل است با کشورهای سراسر جهان همکاری کند. حذف چین از این عرصه غیر واقعی است. شرکت‌های ارتباطی چین سال‌هاست در اروپا فعالیت می‌کنند و زیرساخت‌های ارتباطی باکیفیت ایجاد کرده‌اند و فرصت‌های شغلی و درآمد مالیاتی قابل توجهی ایجاد کرده‌اند. چین همواره پروژه 5G خود را برای شرکت‌های اروپایی مانند نوکیا و اریکسون باز نگه داشته است و هرگز آن‌ها را به عنوان «تهدید امنیتی» تلقی نکرده است. چین و اروپا نباید به طور مصنوعی مناقشات سیاسی ایجاد کنند، بلکه در عوض باید فضای گسترده همکاری اقتصادی و تجاری را گسترش دهند. همکاری برد-برد به شرکت‌های هر دو طرف کمک می‌کند تا رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند و دستاوردهای فناورانه را برای عموم مردم در دسترس‌تر کنند. این بهترین راه برای «کاهش ریسک» است.