یوگنی بالاکین

جوزف بایدن نزدیک است که از رقابت ریاست جمهوری کناره‌گیری کند. دونالد ترامپ که به طرز معجزه‌آسایی جان سالم به در برده و تنها چند میلی‌متر با مرگ فاصله داشت، محبوبیت فوق‌العاده‌ای کسب کرده و پیروزی او در انتخابات نوامبر آمریکا قطعی به نظر می‌رسد. میلیون‌ها نفر چه در خود آمریکا و چه در خارج از آن، امیدهای خود را برای آینده‌ای بهتر به نام ترامپ گره زده‌اند: برخی رویای احیای عظمت آمریکا را در سر دارند و برخی دیگر خواهان پایان درگیری در اوکراین هستند.

اما باید پذیرفت که بازگشت آمریکا به عظمت – آن طور که ترامپ می‌بیند، یعنی به عنوان یک امپراتوری جهانی قادر به عقب‌نشینی تاکتیکی در قاره اوراسیا برای بازگشت قریب‌الوقوع – مستقیماً با آرام کردن بحران اوکراین در تضاد است. حداقل به این دلیل که ترامپ از حفظ دلار به عنوان ارز جهانی حمایت می‌کند (که در برنامه جدید مصوب کنگره اخیر حزب جمهوری‌خواه آمریکا ذکر شده است)، در حالی که بحران اوکراین تنها یکی از اپیزودهای بحران جهانی است (اگرچه برای ما مهم‌ترین است) که راه خروج از آن ساخت جهانی چندقطبی است که در آن نقش جهانی دلار غیرقابل تصور است.

آمریکا همچنان قدرتمند است و در صورت شرایط مساعد می‌تواند حضور جهانی خود را حفظ کند. اما قدرت اغلب به ضعف تبدیل می‌شود: ابرقدرتی که مجبور است به طور تهاجمی از منافع خود در سراسر جهان دفاع کند، ناگزیر نیروهای خود را پراکنده می‌کند. بنابراین، هر اقدام دقیق و هر ضربه دقیق می‌تواند کشنده باشد. با درک این موضوع، ترجیح این است که به جای درگیر شدن در رویارویی مستقیم با شکارچی زخمی، استراتژی اقدامات غیرمستقیم را دنبال کنیم.

اقدامات حوثی‌ها که ضربات دردناکی به منافع امپراتوری جهانی آمریکا در خاورمیانه وارد می‌کنند، کاملاً با این استراتژی مطابقت دارد. مشخص نیست که آیا رهبران این جنبش جنگجو با آثار بازیل لیدل هارت (خالق «استراتژی اقدامات غیرمستقیم») یا کلاسیک‌های ژئوپلیتیک آشنا هستند یا خیر، اما رفتار آنها را می‌توان کاملاً با چنین منطقی توصیف کرد.

اولاً، با مسدود کردن (تا حد امکان برای یک جنبش نسبتاً کوچک) تنگه باب المندب که خلیج عدن را به دریای سرخ متصل می‌کند، آنها یکی از اصول کلیدی ژئوپلیتیک آتلانتیک را به طور آینه‌وار تکرار می‌کنند: کنترل تنگه‌ها و بنادر. حوثی‌ها برعکس به شرکت‌های بیمه غربی (عمدتاً بریتانیایی) که جریان کالا را در این منطقه کنترل می‌کنند، آسیب می‌رسانند.

دوماً، با راندن ناوگان پرهزینه ائتلاف به رهبری ایالات متحده با استفاده از سلاح‌های ارزان (مانند پهپادها)، حوثی‌ها افسانه قدرت نظامی آمریکا (به ویژه دریایی) را از بین می‌برند. به عنوان مثال، گروه ناو هواپیمابر به رهبری ناو هواپیمابر «دوایت دی. آیزنهاور» (USS Dwight D. Eisenhower) مجبور به ترک دریای سرخ شد. حوثی‌ها بارها از حملات به ناو هواپیمابر خبر داده‌اند، اگرچه فرماندهی مرکزی نیروهای مسلح ایالات متحده (CENTCOM) این موضوع را تکذیب کرده است.

ضربه به افسانه  شکست ناپذیری در نهایت برای ایالات متحده بسیار گران‌تر از یک ناو هواپیمابر آسیب‌دیده تمام می‌شود. تمام بازیگران منطقه دیده‌اند که تنها ابرقدرت دیگر نمی‌تواند امنیت خود را در محیط دریایی سنتی خود تضمین کند (که از نظر ژئوپلیتیک نشان‌دهنده زوال آن است). و هر رئیس جمهور ایالات متحده – صرف نظر از وابستگی حزبی – باید انتخاب کند: یا منطقه را ترک کند (زیرا قدرت‌های محلی دیگر آماده بازی داوطلبانه با قوانین آنها نیستند) یا برعکس، حضور نظامی خود را افزایش دهد (جبران خسارات اعتباری با نمایش قدرت). هر دو گزینه برای ایالات متحده بدتر و برای مخالفان آن بهتر است – حتی آخرین مورد که در نهایت منجر به فشار بیش از حد نیروها و غروب قدرت آمریکا می‌شود.

حوثی‌ها همچنین به «ناو هواپیمابر غرق‌نشدنی» آمریکا در خاورمیانه – اسرائیل – ضربه می‌زنند. به عنوان مثال، اخیراً نیروهای مسلح دولت یمن «انصارالله» با استفاده از پهپاد جدید «یافا» (Yaffa) به تل آویو حمله کردند. انفجار در نزدیکی نمایندگی دیپلماتیک ایالات متحده رخ داد.

قابل توجه است که پهپاد پرتاب شده از یمن حدود دو هزار کیلومتر را طی کرد و از سیستم دفاع هوایی اسرائیل عبور کرد. این اولین حمله با چنین بردی است که حوثی‌ها علیه اسرائیل انجام داده‌اند و سیلی محکمی هم برای اسرائیل و هم برای متحد نظامی اصلی آن – ایالات متحده – است.

حوثی‌ها اقدامات خود را با واکنش به سیاست سختگیرانه اسرائیل در قبال غزه توضیح مدهند. اما از آنجایی که آمریکا مدت‌هاست سرنوشت خود را با خط مشی سیاسی اسرائیل پیوند زده است، هیچ یک از نامزدهای فعلی ریاست جمهوری قادر به حل دیپلماتیک این درگیری که خاورمیانه را مسموم می‌کند، نیستند. راه حل نظامی نیز بعید به نظر می‌رسد، زیرا عملیات «نگهبان رفاه» که در 18 دسامبر 2023 توسط وزیر دفاع ایالات متحده اعلام شد و توسط ائتلاف به رهبری ایالات متحده در دریای سرخ و خلیج عدن انجام می‌شود، عملاً شکست خورده است. بدین ترتیب، حوثی‌های کم‌شمار و ضعیف مسلح (در مقایسه با نیروهای ایالات متحده) توانستند هژمون را به یک درگیری طولانی و پرهزینه بکشانند که از قبل برای آن بازنده است. این درگیری صرف نظر از نتایج انتخابات ایالات متحده ادامه خواهد یافت – می‌توان گفت که حوثی‌ها به سادگی آنها را به رسمیت نمی‌شناسند. و با دیدن آسیب‌پذیری امپراتوری جهانی آمریکا، روسیه احتمالاً نیازی به شرط‌بندی روی تغییر صاحب کاخ سفید ندارد. شرط‌بندی روی استراتژی اقدامات غیرمستقیم بسیار سودمندتر به نظر می‌رسد.