نویسنده: سرگئی ساوچوک


جامعه جهانی که به نحوی اخبار انرژی روسیه را دنبال می‌کند، این هفته با اظهارات وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران به شدت هیجان‌زده شد. جواد اوجی اعلام کرد که تهران توافق اولیه‌ای با گازپروم امضا کرده است که در چارچوب آن، دریایی از گاز روسیه به ایران سرازیر خواهد شد. نکته قابل توجه این است که این گاز بسیار ارزان خواهد بود.

از گفته‌های این مقام ایرانی برمی‌آید که کشورش انتظار دارد روزانه 300 میلیون مترمکعب گاز دریافت کند و ارزش کل قرارداد به 10 تا 12 میلیارد دلار در سال برسد.

با اتکا به ارقام ذکر شده، با انجام محاسبات ساده، میانگین قیمت گاز باید حدود 100 دلار به ازای هر 1000 مترمکعب باشد. این قیمت بیش از چهار برابر ارزان‌تر از قیمتی است که گازپروم گاز طبیعی را به غرب می‌فروشد و بیش از دو برابر ارزان‌تر از قیمتی است که چین از طریق «قدرت سیبری» می‌خرد. قیمت پایه 100 دلار به ازای هر 1000 مترمکعب در واقع قیمت مرجع فروش گاز در قراردادهای بین کشورهای مشترک المنافع (مانند بلاروس) و همچنین عرضه به بازار داخلی روسیه است.
خبر امضای قرارداد گازی بین ایران و روسیه با آب و تاب فراوان توسط رسانه‌ها، وبلاگ‌نویسان و نویسندگان منتشر شد و موجی از خشم و اعتراض در سراسر روسیه به راه افتاد. گویی  دوباره شاهدیم که دولتمردان بدون مشورت با مردم، ثروت ملی را به ثمن ناچیز به حراج می‌گذارند.

اما صبر کنید، مردم عزیز!

اولاً: این قرارداد بین «گازپروم» و شرکت ملی گاز ایران (NIGC) یک ماه پیش امضا شده بود. پس جای تعجب است که چرا ناگهان سروصدای اعتراض‌ها الان بلند شده است.

ثانیاً: نکته مهم‌تر این است که این یک قرارداد الزام‌آور نیست، بلکه فقط یک «تفاهم‌نامه» یا «مذاکره بر سر نیات» است. به عبارت دیگر، هنوز مشخص نیست که این پروژه واقعاً عملی شود یا نه.

همانطور که در یک حکایت قدیمی روسی آمده، احتمال تحقق این پروژه مثل احتمال دیدن دایناسور در خیابان است: 50 درصد شانس دارد که اتفاق بیفتد و 50 درصد هم که نه. در مورد این قرارداد هم ابهامات زیادی وجود دارد که در صحبت‌های جواد اوجی، وزیر نفت ایران، به آنها اشاره نشده است.

با توجه به اینکه اکثر رسانه‌های فارسی‌زبان فقط بخش کوتاهی از خبر را منتشر کرده‌اند، به منبع اصلی آن مراجعه می‌کنیم. خبرگزاری ایرنا، به نقل از وزیر نفت ایران، گزارش می‌دهد که روسیه و ایران بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارند (به ترتیب 24 و 17 درصد) و قصد دارند مازاد گاز خود را در چارچوب این تفاهم‌نامه به ایران منتقل کنند. این امر در آینده نه تنها ایران را به بزرگترین هاب گازی منطقه تبدیل می‌کند، بلکه «حضور ایران در بازار جهانی گاز را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد و این امر به نوبه خود منجر به تغییر در فرآیندهای انرژی جهانی خواهد شد.»
بر اساس جزئیات ارائه شده توسط جواد اوجی، تولید گاز ایران به 850 میلیون متر مکعب در روز می‌رسد و 300 میلیون متر مکعب اضافی از روسیه به طور انحصاری برای صادرات مجدد استفاده خواهد شد. طرفین قصد دارند قراردادی اجرایی با مدت ۳۰ سال امضا کنند که به روسیه اجازه می‌دهد تا با از دست دادن بازار اروپا، تمرکز بیشتری بر شرق داشته باشد، زیرا برنامه‌ریزی شده است که حجم صادرات به ۱۱۰ میلیارد متر مکعب در سال برسد.

این حجم تصادفی انتخاب نشده است. این رقم به طرز مشکوکی با ظرفیت کل پروژه‌های «نورد استریم» مطابقت دارد، که سه خط لوله زیرآبی آنها در سپتامبر ۲۰۲۲ بر اثر یک حمله تروریستی منفجر شدند. این به کشورهای اتحادیه اروپا اشاره‌ای آشکار دارد، کشورهایی که به خاطر منافع اربابان آمریکایی خود و به زیان اقتصادشان از گاز روسیه چشم‌پوشی کرده‌اند و نتایج تحقیقات درباره انفجار «جریان‌ها» را پنهان کرده‌اند. در سخنان جواد اوجی، یک جنبه سیاسی نیز وجود دارد، به‌ویژه که ایران هم تحت تحریم‌هایی قرار دارد که به طور قابل توجهی توانایی‌های اقتصادی و منابعی آن را محدود می‌کند، به ویژه در زمینه گسترش استخراج در حوزه گاز پارس جنوبی. تحریم‌ها در این بخش برای تهران بسیار دردناک هستند.

و حالا به نکته اصلی برسیم.

هزینه اعلام شده قرارداد سالانه ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار و به تبع آن قیمت هر هزار متر مکعب ۱۰۰ دلار می‌تواند یا یک تخمین اولیه باشد یا اطلاعات نادرست عمدی. در تهران و مرکز لاختا حرفه‌ای‌هایی نشسته‌اند که به خوبی از وضعیت ژئوپلیتیکی جهان و تهدیدات ناشی از غرب جمعی آگاه هستند. وقتی (اگر) قرارداد الزام‌آور امضا شود، تجارت بر اساس سیستم مبادله ارزی انجام خواهد شد که معمولاً به صورت سالانه و با امکان تمدید منعقد می‌شود. این به طور خودکار قیمت گاز صادراتی روسیه را به قیمت‌های بین‌المللی مرتبط می‌کند. بنابراین، بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار خواهد بود. انعقاد یک قرارداد بلندمدت با قیمت ثابت بسیار بعید است، به ویژه با توجه به تجربیات سال‌های اخیر که قیمت گاز در مواجهه با بحران‌های ناگهانی به شدت افزایش یافته است. به عنوان مثال، در دوران همه‌گیری قیمت هر هزار متر مکعب به طور مداوم از ۲۰۰۰ دلار فراتر رفت و با شروع عملیات نظامی ویژه به ۳۹۰۰ دلار رسید. گازپروم البته برای اولین بار از سال ۱۹۹۹ زیان‌هایی را اعلام کرد، اما به طور قطع بدون سود تجارت نخواهد کرد. این از نظر تجاری منطقی نیست و نیازی به خیال‌پردازی در این مورد نیست.

نکته جالب‌تر این است که این پروژه عظیم چگونه از نظر زیرساختی اجرا خواهد شد. اوجی اشاره کرد که گاز از طریق دریای خزر از روسیه حمل خواهد شد که گزینه‌های متعددی را پیش رو قرار می‌دهد.

اولاً، در سال ۱۹۷۳ اتحاد جماهیر شوروی با ایران شاهنشاهی توافقی برای تامین گاز طبیعی امضا کرد و پس از آن ایرانی‌ها خط لوله‌ای به شهر آستارا در آذربایجان کشیدند. این کار برای گازرسانی به قفقاز شوروی انجام شد زیرا کشیدن لوله به مناطق کوهستانی با جمعیت کم از نظر مالی غیرممکن بود. هرچه امروز تصور شود، اتحاد جماهیر شوروی تمام دستاوردهای خود را بر اساس محاسبات دقیق و عملی انجام داد. گاز شوروی تا سال ۱۹۷۹ پمپاژ می‌شد تا اینکه انقلاب ایران رخ داد و بعدها به دلیل ورود نیروهای شوروی به افغانستان، امکان بازیابی پمپاژ وجود نداشت. با این حال، خط لوله‌ای با ظرفیت ده میلیارد متر مکعب در سال همچنان وجود دارد و فعال است.

ثانیاً، مسیر از طریق ترکمنستان نیز مطرح می‌شود، زیرا به این منطقه سیستم‌های خط لوله مانند «آسیای میانه – مرکز» و «شرق – غرب» متصل هستند. اما سوال اینجاست که چه بخشی از ظرفیت آنها با توجه به اینکه برای تامین گاز به ازبکستان و چین قرارداد بسته‌اند، در دسترس خواهد بود. بعید است تاشکند و پکن سهم گاز خود را به تهران بدهند.

در کل، پروژه‌ای تاریخی پیش رو داریم، اما فعلاً بیشتر جنبه‌های ناشناخته‌ای دارد تا درک کامل. یک چیز قطعی است: اگر این پروژه اجرایی شود، نقشه‌های انرژی و ژئوپلیتیک جهانی به شدت تغییر خواهد کرد و روسیه از این تغییرات بهره خواهد برد.