آلن مک‌لئود درباره نیکلاس مادورو و دخالت آمریکا در انتخابات.

آلن مک‌لئود

مینت‌پرس

ترجمه مجله هفته

در آستانه انتخابات برنامه‌ریزی شده برای 28 ژوئیه، ایالات متحده با تمام توان در تلاش است تا دولت سوسیالیستی نیکلاس مادورو را سرنگون کند. ده نفر برای این مقام رقابت می‌کنند، از جمله نه نامزد مخالف مادورو که رهبری ائتلافی از 13 گروه چپ‌گرا را بر عهده دارد.

با این حال، واشنگتن به وضوح نشان داده است که نامزد مورد نظرش ادموندو گونزالس، دیپلمات بازنشسته 74 ساله است. او مبالغ هنگفتی را خرج می‌کند و سازمان‌های مخالف بی‌شماری را از احزاب سیاسی گرفته تا سازمان‌های غیردولتی و رسانه‌ها تأمین مالی می‌کند که همگی یک هدف مشترک دارند: سرنگونی مادورو و بازگرداندن ونزوئلا به حوزه نفوذ ایالات متحده.

ایالات متحده همچنین به جنگ اقتصادی خود علیه این کشور ادامه می‌دهد و با تحریم‌های ویرانگری که هدف آن ایجاد آشوب در اقتصاد و برانگیختن نارضایتی داخلی علیه دولت مادورو است. دلیل این امر این است که ونزوئلا از سال 1998 الگوی سیاسی و توسعه متفاوتی را ارائه کرده و نیرویی پیشرو در مبارزه با امپریالیسم است که در برابر اقدامات آمریکا می‌ایستد و یکی از منتقدان سرسخت اسرائیل است که مادورو اخیراً آن را متهم کرده یکی از بدترین نسل‌کشی‌ها را از زمان جنگ جهانی دوم مرتکب شده است.

اختلال‌های مداوم

مهم‌ترین ابزار ایالات متحده برای حمایت از گروه‌های خارجی، بنیاد ملی دموکراسی (NED) است. از زمان انتخاب رئیس‌جمهور هوگو چاوز در سال 1998، ایالات متحده ده‌ها، اگر نه صدها میلیون دلار را صرف «ترویج دموکراسی» در این کشور کرده است.

به عنوان مثال، جدیدترین گزارش کشوری NED نشان می‌دهد که بیش از 100,000 دلار برای حمایت از برنامه‌ای با عنوان «امنیت غذایی و گذار به دموکراسی» هزینه شده است که شامل «ایجاد شبکه‌ای از فعالان، روشنفکران و شهروندان» بوده که می‌توانستند به عنوان رهبران «گذار دموکراتیک» عمل کنند. از آنجا که ایالات متحده یکی از معدود کشورهایی است که مشروعیت دولت ونزوئلا را به رسمیت نمی‌شناسد، واضح است که این امر مستلزم تغییر رژیم خواهد بود.

کمک مالی دوم، این بار به مبلغ بیش از 180,000 دلار، برای «بهبود مهارت‌های رهبری، سازماندهی و شبکه‌سازی جوانان برای مشارکت در احیای دموکراسی؛ و ترویج همبستگی بین‌المللی از طریق تقویت نمایه و صدای رهبران جوان» در نظر گرفته شده است – به عبارت دیگر، پرورش نسلی از رهبران سیاسی طرفدار آمریکا که می‌توانند دولت را به چالش بکشند و سرنگون کنند.

بخش عمده‌ای از رسانه‌های محلی ونزوئلا نیز توسط واشنگتن تأمین مالی می‌شوند و گزارش NED پروژه‌های متعددی را فهرست می‌کند که پیام‌های طرفدار آمریکا و ضد دولتی را منتشر می‌کنند. از برنامه‌هایی برای «انتشار اطلاعات مستقل به شهروندان و فعالان» گرفته تا «تقویت رسانه‌های مستقل و غلبه بر سانسور دولتی» و «گسترش گزارش‌دهی مستقل» – پول واشنگتن بیش از دو دهه است که از گروه‌های مخالف حمایت و تقویت کرده است. با این حال، NED از افشای نام گروه‌های ونزوئلایی که تأمین مالی می‌کند، خودداری می‌کند.

بنیاد ملی دموکراسی در سال 1983 پس از یک سری رسوایی‌های عمومی که به شدت به تصویر سیا آسیب رساند، تأسیس شد. این سازمان به صراحت به عنوان نوعی سازمان جایگزین طراحی شده بود که می‌توانست بسیاری از وظایف بحث‌برانگیز آژانس را بر عهده بگیرد. این شامل سرنگونی دولت‌های خارجی نیز می‌شود. کارل گرشمن، رئیس NED، توضیح داد: «اگر گروه‌های دموکراتیک در سراسر جهان به عنوان گروه‌های تحت حمایت سیا دیده شوند، وحشتناک خواهد بود.» آلن واینستاین، یکی از بنیانگذاران NED اضافه کرد: «بسیاری از کارهایی که ما امروز انجام می‌دهیم، 25 سال پیش به طور مخفیانه توسط سیا انجام می‌شد.»

از جمله پروژه‌های اخیر NED می‌توان به هدایت پول به رهبران جنبش اعتراضی هنگ کنگ، تحریک یک کمپین اعتراضی سراسری علیه دولت کوبا و تلاش برای سرنگونی دولت لوکاشنکو در بلاروس اشاره کرد.

مرد ما در کاراکاس

اگرچه نه سیاستمدار مخالف برای ریاست جمهوری نامزد شده‌اند، گونزالس توسط مهم‌ترین ائتلاف راست‌گرا و دولت آمریکا معرفی شده است. از بسیاری جهات، او انتخابی غیرمنتظره است؛ به عنوان یک دیپلمات که مدت‌هاست بازنشسته شده، قبل از نامزدی‌اش تقریباً در ونزوئلا کاملاً ناشناخته بود. آخرین سمت او سفیر در آرژانتین بود که در سال 2002 مجبور به ترک آن شد، پس از آنکه علناً از یک کودتای راست افراطی مورد حمایت آمریکا علیه هوگو چاوز، سلف مادورو، حمایت کرد.

علاوه بر حمایت واشنگتن، گونزالس از پشتیبانی کامل رسانه‌های غربی نیز برخوردار است. به عنوان مثال، CNN او را به عنوان یک «پدربزرگ آرام و پرنده‌دوست» بسیار محبوب توصیف می‌کند که «متعادل و آرام» است و حامیانش او را «نوعی پدربزرگ ملت» می‌بینند که «می‌تواند عصر جدیدی را پس از خشونت‌های سیاسی دهه گذشته آغاز کند.» هیچ اشاره‌ای به اینکه چرا گونزالس از سال 2002 هیچ پست دیپلماتیکی نداشته نمی‌شود، اما اشاره می‌شود که مادوروی «مستبد» در صورت از دست دادن اکثریت آرا، از ترک قدرت خودداری خواهد کرد.

در واقعیت، مادورو بارها اعلام کرده است که انتخاب رأی‌دهندگان را فارغ از نتیجه محترم خواهد شمرد. او گفت: «من به نظام انتخاباتی اعتقاد دارم، به دموکراسی ونزوئلا اعتقاد دارم، به مردم اعتقاد دارم، به یک دموکراسی عمیق و واقعی. من آماده‌ام.»

از سوی دیگر، گونزالس از انجام همین کار خودداری کرد. دولت شکست‌های انتخاباتی خود را، مانند همه‌پرسی قانون اساسی 2007 یا انتخابات پارلمانی 2015، فوراً پذیرفت. اما اپوزیسیون بارها از پذیرش شکست انتخاباتی سر باز زده و اغلب از این فرصت برای تلاش‌های کودتا یا موج‌های خشونت سراسری استفاده کرده است.

دیوسدادو کابیو، معاون حزب سوسیالیست متحد مادورو، اخیراً ادعا کرده است که گونزالس از دهه 1980 عامل سیا بوده است، اگرچه شواهد قطعی کمی ارائه داد.

اگرچه نام گونزالس در برگه رأی قرار دارد، به طور گسترده‌ای شناخته شده است که او یک نامزد صوری برای ماریا کورینا ماچادو است، سیاستمدار مورد حمایت آمریکا که پس از یک سری رسوایی‌های فساد و حمایتش از مداخله آمریکا، از تصدی مناصب سیاسی محروم شده است. ماچادو با انرژی در سراسر کشور برای گونزالس کمپین کرده و اغلب تصویر بزرگی از چهره او را با خود حمل می‌کند. اما او همچنین اشاره کرده است که در صورت انتخاب او، خودش سررشته امور را در دست خواهد گرفت.

جو امرزبرگر، نویسنده مشترک کتاب «تهدید فوق‌العاده: امپراتوری آمریکا، رسانه‌ها و بیست سال تلاش برای کودتا در ونزوئلا» به مینت‌پرس گفت: «ادموندو گونزالس بسیار پیر و ضعیف به نظر می‌رسد که نامزد جدی باشد. به طور متناقض، به نظر می‌رسد این دلیلی است که ماریا کورینا ماچادو او را به عنوان جایگزین خود انتخاب کرده است. او برای گونزالس کمپین کرده و تلاشی برای پنهان کردن این واقعیت نکرده که اگر گونزالس پیروز شود، او برنده واقعی خواهد بود.»

ماچادو در یکی از نخبه‌ترین و مرتبط‌ترین خانواده‌های ونزوئلا متولد شد و در دانشگاه معتبر ییل تحصیل کرد، همانطور که رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش که در سال 2005 او را برای دیدار رسمی به دفتر بیضی دعوت کرد.

برخلاف سایر اعضای اپوزیسیون ونزوئلا، ماچادو آشکارا از بنیاد ملی دموکراسی پول دریافت کرده است. سازمان نظارت بر انتخابات او به نام Súmate سال‌ها توسط این سازمان پوششی سیا تأمین مالی می‌شد. اسناد افشا شده توسط ویکی‌لیکس نشان می‌دهد که سفیر آمریکا در کاراکاس این را به عنوان یک ضعف جدی برای اعتبار او می‌دانست.

علاوه بر تلاش تأمین مالی شدن توسط آمریکا برای برکناری رئیس‌جمهور چاوز (1998-2013) از طریق همه‌پرسی، ماچادو در سال 2014 کمپینی از «گواریمباس» – اعتراضات خشونت‌آمیز خیابانی که زیرساخت‌هایی مانند بیمارستان‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و مترو را هدف قرار می‌داد – را رهبری کرد. 43 نفر کشته شدند، از جمله دو نفر که توسط معترضان سر بریده شدند. مانند گونزالس، او نیز حکمی را برای تأیید کودتای 2002 امضا کرد.
استیو النر، استاد بازنشسته تاریخ اقتصادی و علوم سیاسی در دانشگاه اوریانته ونزوئلا، به مینت‌پرس گفت: «ماریا کورینا ماچادو نه تنها نماینده راست، بلکه نماینده راست افراطی است. او طرفدار خصوصی‌سازی گسترده و عدم مداخله دولت، و همچنین جنگ صلیبی علیه چپ است، درست مانند [رئیس‌جمهور آرژانتین خاویر] میلی و سایر رهبران راست افراطی.»

در رسانه‌های غربی، او به عنوان یک قدیس تحت تعقیب یا یک سیاستمدار «فوق‌العاده محبوب» و «ستاره راک» به تصویر کشیده می‌شود. با این حال، در ونزوئلا او همچنان چهره‌ای به شدت بحث‌برانگیز باقی مانده است. این حتی در درون ائتلاف اپوزیسیون نیز صادق است. به عنوان مثال، مانوئل روسالس، فرماندار ایالت زولیا و نامزد ریاست جمهوری اپوزیسیون در سال 2006، انتقاد خود را از جنبش ماچادو در اپوزیسیون به شکلی نه چندان رمزآلود بیان کرد و گفت:

«سیاستمدارانی هستند که به مسیر انتخابات اعتقاد ندارند، به جادو اعتقاد دارند، معتقدند که تفنگداران دریایی روزی خواهند آمد تا ونزوئلا را نجات دهند، معتقدند که می‌توانیم با رأی ندادن دولت را سرنگون کنیم، یا اینکه با خشونت آن را سرنگون خواهیم کرد، که تا کنون همیشه شکست خورده است.» (بخش وسیعی از اپوزیسیون ایران سلام میرساند – مترجم)

ارتباط اسرائیلی

ماچادو بارها از مداخله خارجی در ونزوئلا حمایت کرده است، نه تنها از سوی ایالات متحده، بلکه از هر کشوری با دستور کار محافظه‌کارانه. به عنوان مثال، در سال 2018 او نامه‌ای به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، فرستاد و خواستار مداخله نظامی اسرائیل شد. او نوشت:

«جمعیت ما از حملات گسترده و سیستماتیک رژیم فعلی رنج می‌برد. ماهیت جنایتکارانه آن، که به شدت با قاچاق مواد مخدر و تروریسم مرتبط است، تهدیدی واقعی برای سایر کشورها، از جمله و به ویژه برای اسرائیل است. رژیم فعلی … به شدت با ایران و گروه‌های افراطی همکاری می‌کند که، همانطور که همه ما می‌دانیم، اسرائیل را به شکلی وجودی تهدید می‌کنند.»

او قول داد: «یک ونزوئلای با رفاه و سنت دموکراتیک احیا شده، رابطه نزدیکی با اسرائیل خواهد داشت.»

اگر مادورو در ماه ژوئیه برکنار شود، بلندترین تشویق‌ها از سوی تل‌آویو خواهد بود. این راننده اتوبوس که سیاستمدار شد، خود را به عنوان یکی از تندترین منتقدان بین‌المللی اسرائیل و حامیان فلسطین نشان داده است. او گفت: «اسرائیل در برابر چشمان جهان در نوار غزه قتل‌عام می‌کند، بدون اینکه کسی جلوی آن را بگیرد» و ادعا کرد که اعمال اسرائیل در زمره بدترین بربریت‌ها از زمان آدولف هیتلر است. مادورو اتحادیه اروپا را به عنوان «همدست» نسل‌کشی محکوم کرد. علی‌رغم وضعیت اقتصادی مشکل‌ساز خود، ونزوئلا تن‌ها کمک‌های بشردوستانه برای غزه ارسال کرده است، از جمله مواد غذایی، روغن، آب آشامیدنی، تجهیزات پزشکی، پمپ‌های آب و تشک.

روابط ونزوئلا با اسرائیل مدت‌هاست که تیره و تار است. در سال 2006، رئیس‌جمهور چاوز سفیر اسرائیل را به دلیل حمله به لبنان اخراج کرد. سه سال بعد، در میانه حمله مجدد اسرائیل به کشور همسایه‌اش، ونزوئلا تمام روابط دیپلماتیک را قطع کرد و دولت فلسطین را به رسمیت شناخت. او در یک سخنرانی که اکنون مشهور شده است، فریاد زد: «نفرین بر تو، دولت اسرائیل!» و اسرائیل ونزوئلا را به عنوان یک نهاد دولتی تروریستی محکوم کرد. هم چاوز و هم مادورو روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ونزوئلا را با ایران عمیق‌تر کردند.

در این میان، اسرائیل تلافی کرده است. این کشور یکی از اولین کشورهایی بود که خوان گوایدو، سیاستمدار خودخوانده مورد حمایت آمریکا را به عنوان رئیس‌جمهور مشروع ونزوئلا به رسمیت شناخت. نتانیاهو، نخست‌وزیر، تنها چند روز پس از آنکه گوایدو خود را به جهان معرفی کرد، در توییتر نوشت: «اسرائیل به بسیاری از متحدان ما در نیمکره می‌پیوندد و ونزوئلا را دوباره به بلوک ملت‌های دموکراتیک غربی که در برابر مستبدان و ستم می‌ایستند، خوش‌آمد می‌گوید. مردم ونزوئلا مشتاق از سرگیری روابط دیپلماتیک با اسرائیل هستند.»

این حمایت بخش بزرگی از اپوزیسیون ونزوئلا را بسیج کرده است. بسیاری اسرائیل را به عنوان یک الگوی درخشان می‌بینند و شباهت‌هایی بین پروژه‌های سیاسی خود مشاهده می‌کنند. ماچادو گفت: «مبارزه ونزوئلا، مبارزه اسرائیل است» و توضیح داد که هر دو برای «ارزش‌های غربی» در برابر مخالفانی که «می‌خواهند ترور، ویرانی و خشونت بکارند» می‌جنگند. ماچادو همواره از اقدامات اسرائیل از 7 اکتبر حمایت کرده است.

با این حال، کمتر شناخته شده است که ماچادو در سال 2020 توافق‌نامه همکاری با حزب لیکود امضا کرد. این توافق‌نامه پیش‌بینی می‌کند که حزب ونته ونزوئلای ماچادو با نتانیاهو در طیف گسترده‌ای از «مسائل سیاسی، ایدئولوژیکی و اجتماعی همکاری کند و همچنین در مسائل استراتژیک، ژئوپلیتیک و امنیتی همکاری و همگامی کند.»

کمپین‌های ترور

ایالات متحده همواره جناح‌های افراطی‌تر و راست افراطی را بر گروه‌های مصالحه‌جوتر در اپوزیسیون ترجیح داده است. تنها در سال گذشته بود که آنها حمایت خود را از گوایدو قطع کردند، مدت‌ها پس از آنکه سایر کشورها شروع به فاصله گرفتن از «رئیس‌جمهور موقت» کرده بودند.

گوایدو، چهره‌ای تا آن زمان ناشناخته، در ژانویه 2019 جهان را شوکه کرد زمانی که خود را حاکم قانونی ونزوئلا اعلام کرد، علی‌رغم اینکه هرگز نامزد ریاست جمهوری نشده بود. ایالات متحده و اسرائیل سریعاً او را به رسمیت شناختند.

اکنون مشخص شده است که این اقدام در ایالات متحده برنامه‌ریزی شده بود. گوایدو قبلاً با مایک پنس (مهمان و سخنران دائمی مراسم مجاهدین خلق ایران)، معاون رئیس‌جمهور، دیدار کرده و به او اطمینان داده بود که حمایت بیش از نیمی از ارتش ونزوئلا را دارد. با این حال، وقتی ایالات متحده فراخوان‌های گوایدو برای شورش ارتش و ریختن مردم به خیابان‌ها را تکرار کرد، واکنش‌ها ناباوری و تمسخر بود.

گوایدو، که از سال 2007 از NED آموزش براندازی دریافت کرده بود، در سال 2019 سه بار کودتا را امتحان کرد که هر کدام کمتر از قبلی قانع‌کننده بود. علی‌رغم شکست‌هایش، ایالات متحده در سال بعد دست به اقدامی حتی ناامیدکننده‌تر زد: یک حمله دوزیستی به ونزوئلا تحت رهبری اعضای سابق کلاه سبزها. طرح این بود که اعضای سابق نیروهای ویژه، ارتشی از حدود 300 حامی گوایدو را رهبری کنند و راه خود را به کاخ ریاست جمهوری میرافلورس باز کنند. در این نقطه، ارتش ونزوئلا یا فرار می‌کرد یا تسلیم می‌شد، دولت سقوط می‌کرد و گوایدو به عنوان دیکتاتور اعلام می‌شد.

با این حال، این طرح با اولین نشانه مقاومت شکست خورد، زمانی که رهبران ماموریت آمریکایی توسط اعضای یک جامعه ماهیگیری محلی که تنها مسلح به رولورهای قدیمی و چاقوهای ماهیگیری بودند، مغلوب شدند. نیروی دریایی ونزوئلا بقیه را دستگیر کرد.

بعداً فاش شد که دولت ترامپ به شدت در برنامه‌ریزی این عملیات، که بسیاری آن را «خلیج خوک‌های» ترامپ می‌نامیدند، درگیر بوده است. گوایدو امروز در میامی زندگی می‌کند.

خاطرات اسپر، «سوگند مقدس: خاطرات یک وزیر دفاع در زمان‌های فوق‌العاده»، ادعا می‌کند که ترامپ بر ایده حمله به ونزوئلا به سبک عراق «وسواس» داشت. رئیس‌جمهور چهل و پنجم از گوایدو پرسید: «چه می‌شد اگر ارتش آمریکا به آنجا می‌رفت و مادورو را حذف می‌کرد؟»

روایت اسپر با روایت جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ (سخنران و مهمان دائمی مراسم مجاهدین خلق ایران)، مطابقت دارد که ادعا می‌کند ترامپ به او گفته بود که تصرف ونزوئلا واقعاً «باحال» خواهد بود، زیرا «واقعاً بخشی از ایالات متحده» است.
اسپر اما معتقد بود که حمله نظامی نتیجه معکوس خواهد داد و به جای آن پیشنهاد کرد یک ارتش مزدور برای هدایت جنگ شورشی علیه این کشور تشکیل شود، مشابه آنچه ایالات متحده در دهه 1980 در نیکاراگوئه انجام داد. دیگران طرفدار اجرای موج‌های ترور علیه زیرساخت‌های غیرنظامی ونزوئلا بودند – چیزی که روشنایی جدیدی بر چندین انفجار مشکوک، آتش‌سوزی، قطعی برق و سایر حوادث در ونزوئلا می‌اندازد که مادورو مدت‌ها آمریکا را مسئول آن‌ها می‌دانست.

تنها چند هفته پس از دیدار ترامپ و اسپر، یک مامور سابق سیا در مقابل بزرگترین پالایشگاه نفت ونزوئلا دستگیر شد. اقلامی که در آن زمان همراه او بود شامل یک مسلسل، یک نارنجک‌انداز، چهار بلوک مواد منفجره C4، یک تلفن ماهواره‌ای و مقداری دلار آمریکا بود. مقامات ادعا کردند که یک حمله تروریستی دیگر آمریکا را خنثی کرده‌اند. عدم علاقه کلی رسانه‌های تجاری به داستان یک آمریکایی که در ونزوئلا به اتهام تروریسم محاکمه می‌شود، تنها گمانه‌زنی‌های بسیاری را تایید کرد.

مادورو در سال 2018 نیز هدف یک سوء قصد (ناموفق) قرار گرفت، زمانی که پهپادهای حامل مواد منفجره به رئیس‌جمهور در یک رویداد عمومی حمله کردند. بعداً بولتون متهم شد که این حمله را طراحی کرده است.

در حالی که بسیاری در ایالات متحده این اتهام را نامعقول می‌دانستند، واشنگتن دو سال بعد با تعیین جایزه‌ای هنگفت برای سر مادورو به خود لطفی نکرد. وزارت امور خارجه و اداره مبارزه با مواد مخدر 15 میلیون دلار برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری یا محکومیت مادورو شود، پیشنهاد کردند و ادعا کردند که ونزوئلا را به یک «کشور مواد مخدر» تبدیل کرده است.

با این حال، گزارش‌های DEA در مورد قاچاق مواد مخدر در آمریکای لاتین به ندرت از ونزوئلا به عنوان یک مشکل یاد می‌کنند. در همین حال، مطالعات گارد ساحلی ایالات متحده نشان می‌دهد که اکثریت قریب به اتفاق مواد مخدر غیرقانونی آمریکای لاتین که به ایالات متحده می‌رسد، از کلمبیا یا اکوادور می‌آید.

با این وجود، DEA سال‌ها را صرف اعزام ماموران مخفی به ونزوئلا برای ایجاد پرونده علیه مادورو کرد – طرحی که مقامات آمریکایی از همان ابتدا اذعان داشتند آشکارا غیرقانونی است.

کودتا، کودتا و باز هم کودتا

تلاش‌های ایالات متحده برای سرنگونی دولت ونزوئلا بسیار پیش از دولت ترامپ آغاز شد. در واقع، واشنگتن تقریباً از لحظه‌ای که چاوز در سال 1998 انتخاب شد، شروع به برنامه‌ریزی برای برکناری او کرد. از طریق NED، ایالات متحده شروع به تامین مالی و آموزش گروه‌هایی کرد که قرار بود کودتای آوریل 2002 علیه چاوز را رهبری کنند و رهبران آن‌ها را در هفته‌های قبل از رویداد بین واشنگتن دی سی و آن شهر پرواز می‌داد. ایالات متحده آنقدر واضح اعلام کرد که چه اتفاقی خواهد افتاد که سناتورهایی مانند ویلیام دلاهانت (دموکرات-ماساچوست) علناً به دنبال تضمین‌هایی بودند که ایالات متحده از روش‌های غیرقانونی برای برکناری چاوز حمایت نخواهد کرد.

در روز کودتا، سفیر ایالات متحده در ونزوئلا در مقر کودتا در کاراکاس حضور داشت، در حالی که واحدهای ارتش و نیروی دریایی ایالات متحده نیز در عملیات‌ها مشارکت داشتند. کودتا در نهایت به دلیل اعتراض عظیمی که کاخ ریاست جمهوری را محاصره کرد و واحدهای وفادار ارتش را تحریک کرد تا ساختمان را بازپس گیرند، شکست خورد.

پس از شکست کودتا، بودجه NED برای گروه‌ها بیش از چهار برابر افزایش یافت و دولت ایالات متحده یک «دفتر گذار» در کاراکاس برای کمک به برنامه‌ریزی اقدامات آینده تاسیس کرد.

ایالات متحده چندین تلاش ناموفق برای سرنگونی دولت انجام داد، اما هیچ کدام به اندازه سال 2014 چشمگیر نبود. گواریمباها – ایالات متحده تنها کشور در جهان بود که پیروزی انتخاباتی مادورو در سال 2013 را به رسمیت نشناخت – در عوض با گروه‌های راست افراطی (از جمله گروه ماچادو) متحد شد که قسم خورده بودند مردم را به خیابان‌ها بکشانند تا «خشم خود را بیرون بریزند».

حمام خون که اپوزیسیون راه انداخت، ملت را وحشت‌زده کرد و منجر به خسارتی تخمینی 15 میلیارد دلاری شد. اسناد ویکی‌لیکس توضیح می‌دهد که ایالات متحده بسیاری از رهبران جنبش را از نظر مالی حمایت می‌کرد و بودجه برای چنین پروژه‌هایی بین سال‌های 2012 و 2014 حدود 80 درصد افزایش یافته بود. آن‌ها قصد داشتند پایگاه حمایتی دولت را با تامین مالی پروژه‌هایی که اعتماد عمومی را تضعیف می‌کرد و ترویج احزاب مخالف، «تقسیم» و «نفوذ» کنند. این تلگرام‌ها همچنین نشان می‌دهد که واشنگتن می‌دانست افرادی که استخدام می‌کند چه کالیبری دارند. به عنوان مثال، آن‌ها اشاره می‌کنند که نیکسون مورنو در طول کودتای 2002 جمعیتی را رهبری کرده بود که قصد داشتند فرماندار ایالت مریدا را لینچ کنند و به قتل و تجاوز به یک افسر پلیس متهم شده بود.

در نهایت، گواریمباهای سال 2014 زیر بار محبوبیت خود از بین رفتند، اما قبل از آن ده‌ها نفر را به کشتن دادند.

جنگی بدون بمب

از آنجایی که ایالات متحده نتوانست سوسیالیسم را از طریق انتخابات شکست دهد یا کودتای موفقی انجام دهد، به جنگ اقتصادی برای سرنگونی دولت روی آورد. رژیم تحریم‌ها به طور جدی تحت ریاست جمهوری اوباما آغاز شد که در سال 2015 وضعیت اضطراری را به دلیل «تهدید غیرمعمول و فوق‌العاده برای امنیت ملی و سیاست خارجی ایالات متحده توسط وضعیت در ونزوئلا» اعلام کرد. روسای جمهور متوالی برای توجیه اقدامات اجباری یکجانبه، وضعیت اضطراری را حفظ کرده‌اند.

تحریم‌ها به طور موثر ونزوئلا را از تجارت و اعتبارات بین‌المللی قطع کرده است، به طوری که ایالات متحده هر شرکتی را که با شرکت‌های ونزوئلایی معامله می‌کند، به تحریم‌های ثانویه یا حبس‌های طولانی مدت تهدید می‌کند. هدف از تحریم‌های خارجی، همانطور که واشنگتن آزادانه پذیرفته است، «کاهش دستمزدهای پولی و واقعی، ایجاد گرسنگی، ناامیدی و سرنگونی دولت» است.

ایالات متحده بدون شک در مورد اول موفق شد. صنعت نفت ونزوئلا عملاً فروپاشید، همانطور که توانایی خرید مواد غذایی، دارو و سایر کالاهای ضروری از بین رفت. درآمد کشور 99 درصد کاهش یافت، مواد غذایی کمیاب شد و تورم سر به فلک کشید. یک گزارشگر ویژه (آمریکایی) سازمان ملل متحد که از این کشور بازدید کرد، وضعیت را با محاصره قرون وسطایی مقایسه کرد، ایالات متحده را به جنایت علیه بشریت متهم کرد و تخمین زد که حدود 100,000 نفر کشته شده‌اند.

جنگ اقتصادی منجر به فرار بی‌سابقه از کشور شد، به ویژه افرادی با مهارت‌های قابل انتقال مورد تقاضا. حدود هفت میلیون ونزوئلایی – تقریباً یک چهارم جمعیت قبل از تحریم‌ها – کشور را ترک کردند.

امرزبرگر به مینت‌پرس گفت: «بایدن به تازگی رژیم تحریمی را علیه ونزوئلا بازگردانده که بسیار سخت‌تر از آن چیزی است که ترامپ در سال 2017 اعمال کرد. این‌ها اقدامات آشکار جنگی هستند که ایالات متحده هرگز علیه خود تحمل نمی‌کرد.»

امرزبرگر همچنین وضعیت ونزوئلا را با نیکاراگوئه مقایسه کرد، جایی که نیکاراگوئه‌ای‌ها پس از بیش از یک دهه جنگ اقتصادی علیه دولت ضدامپریالیستی ساندینیستا تسلیم شدند. آن‌ها نامزد مورد حمایت ایالات متحده، ویولتا چامورو را انتخاب کردند:

استراتژی آشکار آمریکا این است که مانند نیکاراگوئه در سال 1990، با تقلب به پیروزی در انتخابات دست یابد. مصونیت مداوم آمریکا به این معنی است که می‌تواند استراتژی مجرمانه خود را برای مدت نامحدودی ادامه دهد. امید این است که جمعیت خسته سرانجام از دولت مورد حمله روی برگرداند، با این امید که از خفگی اقتصادی واشنگتن رها شود.

آمریکا و متحدانش همچنین دارایی‌های ونزوئلا در خارج از کشور را مسدود کرده‌اند، از جمله حدود 2 میلیارد دلار طلا به ارزش 1000 دلار استرالیا که توسط بانک انگلستان و شرکت نفتی آمریکایی CITGO نگهداری می‌شود.

آمریکا حتی تا آنجا پیش رفت که الکس ساب، دیپلمات ونزوئلایی را در راه بازگشت از جلسه‌ای در ایران که در آن درباره چگونگی کمک متقابل دو کشور برای دور زدن تحریم‌ها بحث می‌کرد، ربود. ساب بیش از سه سال در آمریکا بازداشت شد. انتقال و حبس او توجه چندانی در غرب جلب نکرد.

با وجود سال‌ها مشقت، نشانه‌هایی وجود دارد ک