
اتهامات دروغین به بایدن و هریس درباره تنفر از اسرائیل و اتهامات دروغین به ترامپ درباره عشق به روسیه.
کیتلین جانستون
یکی از احمقانهترین چیزها در سیاست آمریکا امروز این است که چگونه هر دو حزب به طور مداوم یکدیگر را به دلیل داشتن مواضع سیاست خارجی که در واقع ندارند، متهم میکنند و مورد حمله قرار میدهند تا توهمات درباره اختلافات معنیداری در سیاست خارجی خودشان با یکدیگر ایجاد کنند.
دونالد ترامپ در حال تبلیغات انتخاباتی با ادعای مضحک و کارتونی مبنی بر اینکه بایدن و هریس از اسرائیل حمایت نکردهاند است، در حالی که آنها بی کم و ماست همچنان از نسلکشی در غزه حمایت میکنند، این آینه کاملی از روشی است که دموکراتها سالها صرفاً ادعا میکردند که ترامپ یک عامل مخفی کرملین است، حتی زمانی که او تجاوزات جنگ سرد علیه روسیه را افزایش داد. آنها باید در مورد این اختلافات کاملاً ساختگی در مورد دشمنان و متحدان دولت آمریکا تبلیغ کنند، زیرا در واقع اختلاف واقعی در مورد دشمنان و متحدان دولت آمریکا با هم ندارند.
در یک سخنرانی در فلوریدا در روز جمعه، ترامپ مدعی شد که رقیب جدیدش، کامالا هریس، با عدم حضور در سخنرانی دفاع از نسلکشی بنیامین نتانیاهو در کنگره، «به اسرائیل خیانت کرده است.»
او خودش را با او مقایسه کرده و گفت: «من برای اسرائیل بسیار بیشتر از هر رئیسجمهور دیگری کار کردهام» با اقداماتی مانند به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل و به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان که به طور غیرقانونی اشغال شده است.
https://x.com/mtracey/status/1817548194961584562
ترامپ درباره هریس گفت: «او یهودیان را دوست ندارد. او اسرائیل را دوست ندارد.» در حالی که (الف) او با یک مرد یهودی ازدواج کرده است، (ب) سابقه طولانی در تأمین منافع لابی اسرائیل دارد، و (ج) بیانیهای زننده ای در محکومیت تظاهرکنندگان ضد نسلکشی صادر کرد که در آن آنها را به عنوان حامی تروریسم ضد یهودی محکوم کرد.
این ادامه همان شیوهای است که ترامپ و جمهوریخواهان به شکلی مضحک مدعی شدهاند که جو بایدن «اسرائیل را به حال خود رها کرده است»، با وجود اینکه این رئیسجمهور از ۷ اکتبر دهها هزار بمب و هزاران موشک به اسرائیل تحویل داده است، در حالی که یمن، عراق و سوریه را بمباران کرده تا از انتقامهای خارجی به خاطر نسلکشی اسرائیل در غزه جلوگیری کند، و در تمام این مدت پوشش دیپلماتیک و روابط عمومی بیحد و حصری برای اسرائیل فراهم کرده است.
جو بایدن که خود را صهیونیست معرفی میکند، نمیتوانست بیشتر از این از اسرائیل و برنامههایش حمایت کند مگر اینکه شخصاً در غزه با یک تفنگ تکتیرانداز به پزشکان شلیک میکرد.
هنگامی که نتانیاهو پنجشنبه گذشته با بایدن ملاقات کرد، به او گفت: «به عنوان یک صهیونیست اسرائیلی از تو تو به یک صهیونیست ایرلندی-آمریکایی،میخواهم از تو برای پنجاه سال خدمت عمومی و پنجاه سال حمایت از دولت اسرائیل تشکر کنم.»
پیش از ملاقات نتانیاهو با بایدن و هریس، یکی از مقامات ارشد دولت به خبرنگاران گفت که «هیچ اختلاف نظری بین رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور در موضعگیری درباره اسرائیل وجود ندارد.»
این موضوع با ادبیات ترامپ درباره بایدن و هریس به عنوان دشمنان یهود و اسرائیل قابل تطبیق نیست. اما این امر جلوی جمهوریخواهان را از ادامه انتشار این ادعاها نمیگیرد.
این شبیه همان شیوهای است که دموکراتها و رسانههای همپیمانشان سالها فریاد میزدند که ترامپ به طور مخفیانه برای ولادیمیر پوتین کار میکند، در حالی که قویترین دلیل علیه این ادعا همیشه این بود که ترامپ یک جنگجوی جنگ سرد افراطی بود که تمام دوره خود فعالانه علیه منافع مسکو عمل کرد، با شروع به تسلیح اوکراین، پاره کردن معاهدات هستهای، اعمال موجهای متعدد تحریمها علیه روسیه، بمباران و اشغال سوریه، تضعیف منافع انرژی روسیه و موارد دیگر.
این یک روایت بود که کاملاً از واقعیت جدا شده بود، تنها با تکرار مکرر اظهارات معتبر سعی در حفظ آن میشد. به همین دلیل هیچکس که واقعاً به اقدامات مادی واقعی ترامپ توجه میکرد، تعجب نمیکرد که مولر در پایان تحقیقاتش در سال ۲۰۱۹ هیچ آمریکایی را به همدستی و توطئه با روسیه متهم نکرد.
در واقع، دموکراتها و جمهوریخواهان بیش یا کم در حمایت از اسرائیل و تضعیف روسیه، و در هر مسئله بزرگ سیاست خارجی دیگر در واشنگتن همنظر هستند. اما شما نمیتوانید یک کمپین سیاسی را با شعار «به من رأی بدهید، من دقیقاً مثل رقیبم هستم» راهاندازی کنید، بنابراین نیاز دارند این جهانهای خیالی را اختراع کنند که در آن دموکراتها در تلاشند فلسطین را از رودخانه تا دریا آزاد کنند و جمهوریخواهان در تلاشند کاخ سفید را به یک رژیم دستنشانده مسکو تبدیل کنند.
اگر هر دو حزب از تظاهر به تفاوت داشتن از یکدیگر در مورد نحوه اداره امپراتوری آمریکا دست بردارند، آمریکاییها شروع به توجه خواهند کرد که قربانی یک فریب شدهاند که به آنها باوراندهاند که گویا آنها بر نحوه حرکت و رفتار دولتشان در صحنه جهانی کنترلی دارند. مانند جواهرفروشانی که همه برای یک کارفرما کار میکنند تا توهم رقابت را ایجاد کنند در رمان «مروارید» جان استاینبک، جمهوریخواهان و دموکراتها یک نمایش تقلبی از مخالفت ارائه میدهند تا مردم محلی متوجه نشوند که قدرت واقعی در کشورشان کاملاً به آرای آنها پاسخگو نیست.

