دمیتری راستوف (DMITRY ROSTOV)– خطر جنگ گسترده در منطقه بیش از هر زمان دیگری واقعی است.

ا. م. شیری- تاریخ گواه است که ایران در دو سدۀ اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده و همیشه طرفدار صلح و همزیستی بوده است. ولذا، لازم است ایران برای تداوم حضور فعال خود در جبهۀ جهانی صلح و مبارزه برای تثبیت جهان چندقطبی، همچنین، برای خاموش کردن جیغ و دادهای جنگ‌طلبانۀ جناح راست جهانی‌گرایان و رژیم افراطی اسرائیل، بدون کمترین تعلل از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شود و در اسرع وقت خود را به سلاح ‌اتمی مجهز سازد. ایران قوی، مسلح به سلاح اتمی می‌تواند صلح و امنیت منطقۀ پر آشوب خاورمیانه را تضمین کند.

***

در اوایل ژوئیه، بار دیگر اطلاعاتی در مورد آماده‌سازی افکار عمومی برای «برچیدن پروژۀ اسرائیل در خاورمیانه»‌ با این تذکر که نباید از این نتیجه گرفت که این پروژه یا مشابه آن در منطقه دیگری از جهان، از جمله در یک منطقۀ با آب و هوای مطلوب‌تر و راحت‌تر اصلاً مطرح نخواهد شد، شنیده شد. برای اثبات چنین اظهارات نادرست، معمولاً به بریده‌هایی از نشریات مهم رسانه‌های غربی مانند نیویورک تایمز که وضعیت نیروهای ارتش اسرائیل را در نیمۀ اول تابستان در آستانۀ حمله احتمالی به لبنان توصیف می‌کرد، استناد می‌شود.

تقریباً ٩ ماه پس از آغاز درگیری‌ها در غزه، شایعاتی در مورد کمبود قطعات یدکی، مهمات، انگیزه و حتی نیروی انسانی ارتش اسرائیل به گوش می‌رسد. در همین رابطه نیویورک تایمز می‌نویسد: «فرماندهان ارشد نظامی اسرائیل، معروف به مجمع ستاد کل، از آتش‌بس در غزه حتی اگر به معنی اجازه دادن موقت به حماس برای باقی ماندن در قدرت باشد، حمایت می‌کنند». علاوه بر مشکلات مربوط به انگیزۀ نیروها و «بحران اعتماد به رهبری نظامی»، این به دلیل مشکلات زیر است که ماهیت صرفا نظامی دارند:

«حداقل برخی از تانک‌ها در نوار غزه به گلوله‌هایی که معمولاً حمل می‌کنند، بطور کامل مجهز نیستند. زیرا، ارتش تلاش می‌کند تا انبارهای خود را در صورت جنگ بزرگ‌تر با حزب‌الله حفظ کند… پنج مقام و افسر تأئید کردند که گلوله‌های توپ ارتش در حال اتمام است. به گفتۀ بعضی از این مقامات، ارتش همچنین قطعات یدکی برای تانک‌ها، بولدوزرهای نظامی و خودروهای زرهی در اختیار ندارد… چندین هزار جنگجوی حماس در تونل‌های غزه آزاد هستند».

در عین حال، هیچ کس پنهان نمی‌کند که خاورمیانه برای یک جنگ جدید و بسیار بزرگتر آماده می‌شود. در اواخر ماه ژوئیه، شهر مجدل‌شمس اسرائیل در بلندی‌های جولان به دلیل انفجار یک موشک در زمین فوتبال در جریان مسابقه بین تیم‌های کودکان، که به کشته شدن ١٢ نفر، اکثراً کودک و نوجوان انجامید، بمباران شد. مقامات اسرائیلی گفتند که حملۀ تلافی‌جویانه علیه حزب‌الله لبنان از ٧ اکتبر ٢٠٢٣ خشن‌تر و فراتر از هر چیزی خواهد بود. حزب‌الله هر گونه دخالت خود در این حمله را تکذیب کرد.

ولید جنبلاط، یکی از رهبران دروزی‌های لبنان و از متحدان حزب‌الله پس از دیدار فوری با آموس هوخشتاین، فرستاده آمریکا اظهار داشت که نمایندۀ آمریکا به او هشدار داد که اسرائیل برای انجام عملیات گسترده علیه سازمان نظامی-سیاسی شیعه آماده می‌شود. به گفتۀ جنبلاط، او در پاسخ هوخشتاین را شرمنده کرد و گفت که فرستادۀ آمریکا باید میانجی باشد نه عامل تهدید و، وظیفۀ او تلاش برای برقراری آتش‌بس است.

ایران نیز به نوبۀ خود به اسرائیل هشدار داد که در صورت حمله به لبنان، تمامی نیروهای مقاومت واکنش نشان خواهند داد. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران با اسماعیل هنیه، رئیس شاخۀ سیاسی جنبش حماس که روز بعد در تهران به طرز مرموزی کشته شد، دیدار کرد. به گزارش تاس، پزشکیان در این دیدار ابراز اطمینان کرد که جنگ در نوار غزه با نابودی رژیم صهیونیستی پایان خواهد یافت. رئیس جمهور ایران همچنین گفت که ایران «همیشه از حقوق مردم مظلوم فلسطین حمایت کرده» و «با قدرت بیشتر به حمایت ادامه خواهد داد».

از سوی ترکیه نیز اظهارات تند «ما وارد اسرائیل خواهیم شد»، مطرح شد. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه صراحتاً تهدید کرد که نیروهای خود را برای کمک به اعراب فلسطینی اعزام خواهد کرد. او گفت: «ما باید قوی باشیم تا آن‌ها را از انجام این کار علیه فلسطینی‌ها باز داریم. همانطور که ما وارد قره‌باغ شدیم، همانطور که وارد لیبی شدیم، می‌توانیم با آن‌ها نیز به همین نحو رفتار کنیم. دلیلی برای انجام ندادن آن وجود ندارد… ما فقط باید قوی باشیم» [لازم به ذکر است که مقامات آذربایجان با تکذیب اظهارات اردوغان در رابطه با قره‌باغ، اعلام کردند که در امر آزادسازی قره‌باغ هیچ نیروی خارجی شرکت نداشت].

صرفنظر از اینکه ایران اظهارات اردوغان را مسخره دانست و عوامل تبلیغاتی از یادآوری ورود ترکیه با تسلیحات اسرائیلی به «قره‌باغ» کوتاهی نکردند، اما در غرب و در خود اسرائیل، مانند همه حوادثی که در منطقه رخ می‌دهد، آن را کاملاً جدی گرفتند. ژرار آرو، دیپلمات فرانسوی (سفیر فرانسه در آمریکا در سال ٢٠١۵-٢٠١٩) در صفحۀ خود در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «خاورمیانه به لطف بی‌تفاوتی بقیۀ جهان که به نظر می‌رسد به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ کاری ممکن نیست، به سمت پرتگاه می‌رود. ما در دام یک دولت افراطی در اورشلیم و یک حکومت دینی در تهران گرفتار شده‌ایم که هر دو از سوی مردم خود طرد شده‌اند».

نیروی هوایی اسرائیل در ٣٠ ژوئیه به بیروت حمله کرد. هدف این عملیات فؤاد شُکر ملقب به حاج محسن، مشاور اصلی شیخ حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان بود. اسرائیل او را مسئول این حملات، از جمله فاجعۀ مجدل‌شمس خواند. بلافاصله پس از آن، تأسیسات حزب‌الله در شهر بیبلوس [جبیل] لبنان مورد هدف قرار گرفت و اطلاعاتی مبنی بر گلوله‌باران مرکز حشدالشعبی، حامی ایران در عراق در نزدیکی بابل (سه کشته) انتشار یافت. در ساعات اول بامداد ٣١ ژوئیه، خبر شهادت اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی جنبش فلسطینی حماس و محافظش در تهران پس از دیدار با رئیس جمهور ایران در خروجی رسانه قرار گرفت. ایران بلافاصله اسرائیل را مقصر این حادثه دانست (محمود طه، نمایندۀ حماس در لبنان نیز گفت که این حمله با تأئید آمریکا انجام شده است).

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران در واکنش به قتل رهبر حماس، دستور حملۀ مستقیم به اسرائیل را صادر کرد. به گزارش نیویورک تایمز، رهبر این فرمان را در جلسۀ فوق‌العادۀ شورای عالی امنیت ملی ایران در صبح روز ٣١ ژوئیه صادر کرد. این روزنامه به نقل از سه مقام عالی‌رتبه در تهران می‌نویسد، که نیروهای نظامی ایران با استفاده از پهپاد و موشک می‌توانند به اهداف نظامی در تل‌آویو و منطقۀ حیفا حمله کنند. انجام این حملات نه از خاک ایران، بلکه از قلمرو کشورهای متحد، از جمله یمن، سوریه و عراق امکان‌پذیر است…

قابل توجه است که نام لبنان در میان شرکت‌کنندگان چنین حمله قرار نگرفت. نکته قابل تأمل‌تر این است که مطبوعات غربی از دستورات مقامات ارشد مطلع شدند. افشای یک راز برای یک نشریۀ دشمن، به ویژه با لباس رسمی، کاملاً چرند است. مخصوصا سه نمایندۀ ایران! برخی از کارشناسان این موضوع را با بیان اینکه این مورد نه یک ابتکار شخصی، بلکه یک دستور از سوی مدیریت، از جمله، به این دلیل بوده است که چنین همآهگنی در نشت اتفاق نمی‌افتد، توضیح می‌دهند. به نظر می‌رسد هدف از آنچه سه مقام ایرانی از طریق نیویورک تایمز به آمریکایی‌ها اطلاع داده‌اند، نه فقط اسرائیل، بلکه دیگران هستند، تا هیچ‌کس فکر نکند که ایران ترسیده است. تحقیر در فرهنگ شرق بسیار وحشتناک است و سیلی محکمی به صورت ایران، به قلمرو کشور، به پایتخت و کل ساختار پدافند هوایی آن خورده است. علاوه بر این، دولت اسرائیل تمایل دارد نه تنها حزب‌الله را تضعیف کند، بلکه، حماس را نیز درهم بشکند تا به نوعی خطر آن‌ها را رفع کند. علاوه بر این، دولت اسرائیل باید علاوه بر ارتکاب جنایات جنگی و کشتار هزاران غیرنظامی که منجر به اتهام نسل‌کشی از سوی نهادهای قضایی بین‌المللی شده، حداقل برخی از دستاوردهای عملیات غزه را به مردم نشان دهد.

این واقعیت که مقاومت فلسطین در غزه هنوز توانایی رزمی خود را حفظ کرده و تقریباً همۀ اسیران و گروگان‌ها را نگه می‌دارد، بهانۀ خوبی در دست جهانی‌گرایان «راست» در اسرائیل و غرب است برای تشدید تنش. اگرچه ممکن است اهداف نهایی آن‌ها متفاوت باشد، اما از یک سو، نتانیاهو و ترامپ می‌توانند رتبه‌های خود را افزایش دهند و از سوی دیگر، اولی برای باقی ماندن در قدرت در اسرائیل به این نیاز دارد، اما دومی توسط نیروهایی حمایت می‌شود که در ابتدا حامیان محدود کردن این پروژه در خاورمیانه بودند (به عنوان مثال، جنبش بانفوذ حسیدی، که داماد ترامپ نمایندۀ آن است).

به عبارت دیگر، اهداف نهایی «جناح راست» جهانی‌گرایان در آمریکا و اسرائیل امروز به شدت از هم فاصله دارند. اولی‌ها سعی می‌کنند دموکرات‌ها و کامالا هریس را به چالش بکشند و اطمینان حاصل کنند که نامزد جمهوری‌خواه از جنبش حسیدی و مسیحیان انجیلی، یعنی ترامپ به قدرت برسد. هدف دومی‌ها‌، شروع یک جنگ بزرگ در خاورمیانه، کشاندن پای آمریکا به آن و نجات هر دو- نتانیاهو و پروژۀ اسرائیل است. با این حال، اقدامات نظامی احتمالی می‌تواند به نتایج کاملاً غیرقابل پیش‌بینی منجر شود و نقشه‌های گستردۀ طرفداران «اسرائیل بزرگ» را نقش بر آب کند.

منبع: بنیاد فرهنگ راهبردی

١۵ مرداد- اسد ١۴٠٣