آیا در شرایط کنونی » جنگ تمام عیار » تنها گزینه حاکم بر خاورمیانه است؟

طیار یزدان پناه لموکی

  با بالا گرفتن شدت تنش ناشی از جنگ حماس و اسرائیل ( 15 مهر 1402 / 7 اکتبر 2024 / تا 11 مرداد 1403 تا 1 اوت 2024 )، یعنی پس از ترور اسماعیل هنیه رهبر سیاسی حماس در تهران ، محمد ضیف از فرماندهان ارشد حماس ، فواد شُکر  از جمله فرماندهان حزب الله ، حمله  نیروهای امریکا به مقر نیروهای حشدالشعبی در عراق ،به بهانه بازدارندگی و تشدید نا آرامی های تحریک آمیز در پی حمله مرگبار  به غزه ( 20 مرداد ) ،  دو نگاه در رابطه با وضع موجود ، مطرح گردید    نخست نظر دیمیتری مدودف معاون شورای امنیت ملی روسیه که گفت » گره خاورمیانه در حال تنگ تر شدن است … برای همگان روشن است که یک جنگ تمام عیارتنها راه صلح متزلزل در منطقه است ( اینترناشنال 11مرداد1403 / 1 اوت 2024 ) البته » پوتین در نامه ای به علی خامنه ای که توسط سرگئی شویگر دبیر شورای امنیت ملی روسیه تحویل گردید ، پیشنهاد کرده است تا در حمله به اسرائیل محتاطانه رفتار کند » (دوئچه وله 16/5/1403 )

      چرا سخن از  » جنگ تمام عیار» به میان می آید، به نظر می رسد در پاسخ می توان گفت حرف آخراز یک ناگزیریست  بدین معنا که امپراتوراز طریق بازوی نظامی منطقه ایش  تمام راه هارا برای داشتن یک مناسبات صلح آمیز ، به مخاطره انداخته و هرگونه روزنه ای را بسته می دارد  . چنان که لیندز گراهام سناتور جمهوری خواه سنای امریکا ،  در واکنش به حمله اسرائیل علیه رهبران حزب الله و حماس در بیروت و تهران بر آن است که » اسرائیل حق دارد در هر زمان و هرمکانی که می تواند به رهبران و طراحان سازمان های تروریستی که به نابودی دولت یهود متعهدند ، حمله کند » ونیز معتقد است :» هر گونه تشدید اقدامات حزب الله علیه اسرائیل که منجر به یک درگیری عمده شود ، باید به عنوان حمله ای از سوی ایران تلقی کرد « بنابراین لازم است  » ایالات متحده در واکنش ، تاسیساتی که[ در ایران ] برای تامین مالی تروریسم حیاتی هستند شامل پالایشگاه ها را هدف بگیرد » و در ادامه می افزاید  » تلاش های تهران برای تولید اورانیوم غنی شده در حد استفاده تسلیحاتی است این قانون سنا را موظف می کند تابا استفاده ازنیروی نظامی ایالات متحده  برای متوقف کردن پیشرفت هسته ای  ایران [  وارد عرصه نبرد شود ] «

   نکته قابل اشاره آن که کم و بیش20 سال است که امپراتور، موضوع ساخت بمب هسته ای ایران را » پیراهن عثمان» کرده ،  تا آن جا که ، طی این مدت  ، در مواقع خاص ، دستیابی ایران به بمب هسته ای همواره  تولیدش عنوان  قریب الوقوعی به خود می گیرد .

 در طرح سوم  سناتور گراهام  (پس از زدن پالایشگاه و مرکز هسته ای ایران  ) ، بر آن است » یکی از موثرترین راه برای مقابله با افزایش حملات جمهوری اسلامی به منافع ایالات متحده  آمریکا ، انزوای اقتصادی تهران است » شایسته اشاره است گوینده خبر سایت امریکا در اخبار شبانگاهی در انتهای پخش سخنان سناتور لیندز گراهام ، گفت : ایران از طریق فروش مواد مخدر به حمایت مالی از نیروهای نیابتی خود می پردازد .» (و. او . ای 9 شب 12/5/1403 )  اگر چنین است چرا پالایشگاهها و مراکز پژوهش های هسته ای  باید مورد آماج قرار گیرند ؟ هدف از قرار دادن صنایع مدرن در ایران که در دو سه دهه اخیربیش تر توسعه یافته اند ، یعنی محروم داشتن جامعه ایران از داشتن زیرساخت های صنعتی نوین ، که خود نقض کامل حقوق ملی مردم ایران به حساب می آید

   مورد دیگردر باره مجموعه  تهاجم ترکیبی امپراتور به سرکردگی نظام حاکم بر آمریکا علیه ایران (علاوه بر تضیق مالی ، نظامی ، امنیتی و تبلیغی و بیش از همه ، کنترل امور اقتصادی از طریق صندوق بین المللی پول )  ، آن است که آمریکا سخنی از تغییر نظام در ایران به میان نمی آورد بلکه بیشترسیاستش ، درگیر داشتن  آن به مخمصه های متعدد روان ریز در حوزه های گسترده ست که بیش ترعصاره جان مردم ایران را چه به طور مستقیم  و چه از طریق پادو های پنهان و آشکارش می مکد یعنی سیاست » کنترل و تضعیف »  حد اکثری نه تغییر در وضع موجود ، که پس از حمله 7 اکتبر2024 برنامه ریزی شده ، موجب فشار سنگین یعنی به حقارت کشاندن آنانی که تمکین نمی کنند ، بر می گردد  گفتنی ست از جمله  سیاست کنترل ، داشتن آگاهی دقیق از کلیه مواضع نیروهای قدرت در درون نظام است که از طریق نفوذی ها حاصل می شود که به عنوان نمونه اوج این حضور پرجاشیه ،هشداری بود که علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی در باره نفوذ گسترده ماموران موساد در ایران  اظهار داشت که » نفوذ موساد در بخش های مختلف کشور نگران کننده است ، مسئولان نگران جانشان باشند … اگر افراد چاپلوس و افراطی را تعطیل کنیم دروازه ورود نفوذ ی ها بسته می شود » ( خبر آنلاین 6 تیر 1400 )،. اگر این نظر مدودف را بپذیریم که » مردم خاورمیانه گروگان دولت نفرت انگیز ایالات متحده هستند « ( همان ماخذ ) باید خاورمیانه را سفره ای دید که گرگان و کفتاران غربی همراه با پادو های بومی شان به قیمت جان مردم منطقه ،  روی آن خیمه زده اند . چشم سفید های شروری که فرهنگی جز دریدن ندارند

نکته بسیار مهمی که نباید از نظر دور داشت ، ترور نخیه های سیاسی – نظامی  ایران  فلسطین ، لبنان ، عراق و … خصوصا  پس از لشکر کشی عظیم اسراییل و متحدانش علیه مردم غزه پس از ترور اسماعیل هنیه است  این طور به نگاه می آید  کوتاه نیامدن برخی رهبران ، فرماندهان و حتی دانشمندان  با طرح هژمونی بی قید و شرط اسراییل و امپراتور در منطقه موجب حذف آنان گردیده  یعنی عدم تمکین آنان بهانه ای ست که  خشم امریکا ، بریتانیا و اسراییل … را برانگیخته  که نمونه بارز آن » نقطه زنی » های اخیر اسراییل علیه این دسته از رهبران سیاسی – نظامی کشور های مذکور به ویژه پس از سفر نتانیاهو به آمریکاست که ظاهرا چراغ سبز ترور را دریافت کرده بود . و حتی این باور به وجود آمد که » ترور اسماعیل هنیه نماد کشاندن جنگ خاورمیانه به داخل ایران است « (اینتر نشنال 13 مرداد 1403 )که تاکنون انگشت تدبیر این بود که ستیز بی معنای قومی – دینی منطقه به داخل کشیده نشود و درست آن است کل دعوا ی منطقه ای ، که ظاهرا به صورت بازی های کامپیوتری در آمده ، با شکل گیری چنین پروژه های مخوف ، اندام نحیف جامعه مردم داخل را نشکند .

     نکته جالب توجه دیگر آن که  پس ازهر حمله خونبار اسرائیل علیه مردم فلسطین و منطقه ، به کار گیری جمله » خویشتنداری و حتی خویشتنداری حد اکثری مطرح می شود ، چنان که پس از ترور اسماعیل هنیه  » وزیر خارجه آلمان  خواستار خویشتنداری حد اکثری طرف های درگیر شد » وی افزود :» هر تصمیمی که الان گرفته می شود می تواند اوضاع را آرام کند یا این که نفت بر آتش بریزد » ( دوئچه وله 10/5/1403 ) بیان وزیر امور خارجه آلمان به گونه ای ست که انگار حرکت آخری بوده که صورت گرفته حال آن که زبان تهاجم خونبار دولت اسرائیل به گونه ایست که در میدان ایستاده حریف می طلبد ، بنابراین ، اظهارات تحمیقی وزیر خارجه آلمان که با دادن  پول و سلاح به دولت نژاد پرست اسرائیل ، مشوق وی به ادامه جنایت عریانش است ، بیش تربه یک لطیفه شبیه است . در ادامه می توان این پرسش را نیز محفوظ داشت که  چرااسرائیل در پی ترورو تخریب گسترده ، که دست به کشتارچنگیزی مردم عادی می زند ، مواجه با برخورد بازدارنده ، جدی و تعیین کننده بین المللی  قرار نمی گیرد ؟ نه این که مانع بین المللی ای پیش رو ندارد  بلکه قدرت های حامی غرب ایستاده در میدان ، اورا محق دانسته که از خود دفاع  کند ، واقعا کشتار گرگانه مردم بی دفاع فلسطین حق مسلم دولت دست راستی و نژاد پرست اسرائیل است ؟ که باید  با تمام قوا از نظامی ، امنیتی ، تبلیغی و مالی حمایت  شود ؟ نکته دیگر آن که : دولتی که از توانایی بالای نقطه زنی برخوردار است ، چرا دهها هزار مردم عادی را طی ده ماه اخیر به خاک و خون کشیده است ؟ ضمن آن که  در نقطه زنی ها هم کسانی را مورد هدف قرار می دهد که   اهل تمکین نیستند یا احتمالا  تاریخ مصرف شان تمام شده است . در واقع اسرائیل و شرکایش  ، سازمان های سیاسی – نظامی یی را در منطقه می خواهند که » شیران بی یال و دم اشکم » باشند . بدین خاطر سیاست » تضعیف و کنترل » را در برنامه کاری این دوره شان قرار دادند . مهم تر آن که ، کسانی رادر به اصطلاح هسته های مقاومت  می خواهند که حقوق بگیرشان باشند به قول معروف در این صورت » میش های مطیع » را زنده نگه می دارند 

نگاه دوم ، که از جانب برخی کشورها و نیروهای مترقی در باره راه برون رفت از شریط کنونی را پیشنهاد می کنند قابل توجه ست . در این باره می توان به سه موضع مطرح شده اشاره داشت ، نخست نقش کشورهای عربی منطقه است که بنا به گزارش دوئچه وله ( 19/5/1403 ) ازنشست وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی ست . این نشست ضمن محکوم کردن کشتن اسماعیل هنیه ، اسرائیل را مسئول این عمل دانسته و افزودند که ادامه جنایات اسرائیل امنیت و ثبات منطقه را به خطر انداخته است منتها کشورهای عربی خواستار گسترش تنش نیستند و تلاش می کنند به همراه امریکا راه حلی بیابند . موضع کشورهای عربی حتی در محکوم کردن کشته شدن هنیه مواضع مشترکی نداشند و برخی مانند امارات ، بحرین ، مراکش و موریتانی سکوت اختیار کردند … به گزارش رسانه ها  اردن و عربستان برای حکومت ایران این موضوع را روشن کرده اند ، که اجازه استفاده ونقض حریم هوایی آن ها برای حمله به اسرائیل را ندارد … و مصر اعلام کرد در صورت حمله ایران به اسرائیل کمک نمی کنیم و نیز در اتئلاف دفاع از اسرائیل در مقابل حمله ایران شرکت نخواهند کرد از سوی دیگر مصر همراه با قطردر تلاش برای رسیدن به یک توافق بر سر یک آتش بس و آزاد کردن گروگان ها ی اسرائیلی از نوار غزه است …

 موضع گیری دوم بیانیه های نیروهای تحول طلب فلسطین ، لبنان ، یونان ، روسیه … در باره ترور اسماعیل هنیه است  . مرتبه ای که حزب تحول طلب فلسطین برای هنیه قائل شد به کار گیری واژه » شهید»  است که ترور اسماعیل هنیه را ناجوانمردانه خوانده ، ضمن آن که وی را رهبر بزرگ ملی دانسته اند  و در ادامه بیانیه می افزایند : اعتقاد راسخ داریم که این ترور ناجوانمردانه فقط با مقاومت و پایداری بیش تر در برابر جنگ نسل کشی که علیه مردم ما در جریان است منجر می شود » و معتقدند که باید : با وحدت صفوف فلسطین ، پایان دادن به تفرقه فلسطینی ها برای همیشه و تشدید مقاومت فلسطین در همه اشکال آن به این ترور ناجوانمردانه پاسخ داده شود .» هشدار بسیار مهم این حزب آن است که بر آنند  :» ما نباید روی به اصطلاح مذاکره با این رژیم ، و نه روی ایالات متحده ، یا مرتجعین عرب که به اصطلاح صلح را به مردم ما می فروشند ، شرط بندی کنیم .» تحلیل حزب های تحول طلب منطقه را می توان در کل چنین جمع بندی کرد : 1- ترور رهبر مذاکرات صلح ، اسماعیل هنیه  در تهران که پس از سفر نتانیاهو به آمریکا و احتمالا مشورتش با آنها … برای انجام عملیات در خاک ایران ، چراغ سبز دریافت کرده   واز جانبی نتانیاهو برای حفظ خود ، دامنه درگیری های نظامی اش را گسترش داده ، به ویژه در نظر دارد دولت ایران و لبنان را در این جنگ خانمان سوز درمنطقه در گیر کند  2- ترور اسماعیل هنیه بیانگر نفوذ دستگاه امنیتی اسرائیل است که علی یونسی ، وزیر اطلاعات پیشین ، با زبان  صریح ،  پیش از این ، به این مهم هشدار داده بود . این نفوذ روشن می کند :  از ترور قاسم سلیمانی در عراق تا ترور دانشمندان اتمی ایران و هم چنین ترور شماری از فرماندهان سپاه در سفارت ایران در سوریه نشانگر نفوذ گسترده دستگاههای امنیتی اسرائیل و امپراتور درایران است .3 – هدف دولت نژاد پرست اسرائیل گسترش جنگ و کشاندن دامنه آن به خاورمیانه و به خصوص درگیرکردن مستقیم ایران در این جنگ خانمان سوز است که باید با درایت و هوشیاری از افتادن به این دام خطرناک پرهیز کرد زیرا عواقبی فاجعه بار در بر دارد . تلاش برای جلوگیری از جنگ در منطقه لازمه اش تحمیل صلح به جنگ طلبان نابکاراست

  موضع گیری سوم :  توافق پکن است که چهارده گروه فلسطتینی با میانجی گری چین موافقت کردند تا پس از جنگ یک دولت موقت آشتی ملی در غزه تشکیل دهند . این نشست مقارن با سفر نتانیاهو برای دیداربا بایدن و سخنرانی در کنگره این کشور به واشنگتن صورت گرفت  . گفتنی ست  تا پیش از این ، توافقات قبلی از جمله مذاکرات الجزایر در سال 2022 نتوانسته بود شکاف و تنش میان فتح و حماس را برطرف کند … وانگ یی وزیر امور خارجه چین از مهم ترین دستاورد این گفت و گوها را آشتی و اتحاد بزرگ هر چهارده جناح فلسطینی و توافق برای تشکیل دولت موقت » آشتی ملی ، دانست . وی سازمان آزدی بخش فلسطین را تنها نماینده قانونی فلسطینی ها دانست . وزیر امور خارجه چین  هم زمان ابتکار سه مرحله ای را برای پایان دادن به درگیری غزه تشریح کرد و گفت بر اساس این طرح در گام نخست ، یک آتش بس پایدار در اسرع وقت برقرار شود . در گام دوم ، حمایت از اصل حاکمیت فلسطینیان بر فلسطین در دولت پس از جنگ در غزه است و گام سوم ،عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل و اجرای راه حل دو دولت «وی گفت چین هیچ منفعتی در مورد مساله فلسطین ندارد و  از عدالت دفاع می کند و با اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عربی و اسلامی همراه است . بیانیه پایانی گروه های فلسطینی از حمایت قاطع چین تشکر کردند در این بیانیه تاکید شد که نمایندگانی از مصر ، الجزایر ، عربستان ، قطر ، اردن ، سوریه ، لبنان ، روسیه و ترکیه در مراسم اختتامیه حاضر بودند «

    تردیدی نیست که جنبش نوین رهایی بخش ملی منطقه که از سال 2010 شروع شد دور تازه مبارزات اجتماعی اش را علیه تجاوزات گسترده امپراتوری سرمایه داری به سرکردگی نظام حاکم برآمریکا در منطقه  آغاز کرده ، این خیزش منطقه ای نه این که فروکش نکرده بلکه فاز تازه آن امپراتور را ناگزیر کرده تا نسبت به دشمن تراشی های فرضی خود نیز دقیق تر تمرکز کند زیرا » لولو ها»  همواره لولو باقی نخواهند ماند و جنبش مردم فلسطین  شاهد روشنی از این جرقه  تاریخی ست که باز نخواهد ایستاد بلکه دوره به دوره چهره تازه تری به خود می گیرد ، رشد آگاهی مردم منطقه شتاب فزاینده ای یافته ، روبنای فرهنگی دوران زمینداری ، رو به فروپاشی بنیادی ست . عصبیت حاکم برحاکمان این رویکردعقب مانده ، حاکی از همین فروریزی ست که جبرتاریخ است . آن چه این جنبش را شتاب می بخشد ، علاوه بر اتحاد نیروهای ملی – دمکراتیک ، مواجه شدن امپراتور با زلزله های اجتماعی درونی ست که تکانه های ایالتی هایش در امریکا و شکل گیری مدنی اش  در اروپا در حال رونمایی ست . از سویی دیگر واقعه غزه نماد ریزش عمیق اتحاد امپراتور و وابستگان سنتی اش در منطقه است که این درس را به آنان آموخت که در شرایط خاص ، امپراتوربه خودی های مزدور خود نیزرحم نمی کند زیرا در جنگ کنونی ماشاهد این رویکرد تازه هستیم که امپراتور در حال پاک سازی منطقه ای است ، در عین حال  کوشش دارد خود را به نسل نوخاسته نزدیک کند . نقش نیروهای تحول طلب و مترقی منطقه از حادثه پیش آمده ، این نگاه را تقویت می بخشد که گسترده کردن جبهه مردمی اش ضرورت اجتناب ناپذیردارد 

   واقعه در حال شکل گیری کنونی ، افشاگری های بی وقفه امپراتور از تجاهل محض مبلغان تفکر دوران زمینداری ست ، که از طریق ابر رسانه هایش  ، در دو سه سال اخیر شدت گرفته که حیرت انگیز است  ، بدین خاطر بیش ترین نیروهای نسل نو را توانسته به خاطر داشتن امکانات مادی فراوان  جذب کند ، در واقع در حال سازماندهی آلتر ناتیو مدرن است . هر چند مدتی دوره دوگانه زیست خود را تا عمیق تر شدن جنبش های رهایی بخش مردمی ادامه خواهد داد . نیروهای ملی – دمکراتیک ، در شرایط پیش رو همان طور که اشاره شد چاره جز نوسازی های نوین چه به لحاظ کمی و کیفی در پیش رو ندارند .