
توسط گوستاو دوچ
ترجمه مجله هفته
معادن روباز که توسط شرکتهای چندملیتی شمال جهانی در جمهوری دموکراتیک کنگو مورد بهرهبرداری قرار میگیرند، جنگلزدایی و کار شکننده را به هم پیوند میدهند؛ دو شرط برای شیوع و گسترش یک اپیدمی جدید.
آبله میمون در کانادا آغاز شد. این ممکن است اتفاقی به نظر برسد، اما اکنون که کشورهای ثروتمند نگران آن هستند، باید پرسید که چه کسی شرایط ظهور و گسترش این بیماری مشترک بین انسان و حیوان را ایجاد کرده است و چرا.
از نظر علمی، میدانیم که گونه جدید ویروس در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو (RDC) پدیدار شده است، کشوری پهناور از نظر وسعت، فرهنگ و ثروت طبیعی، و دقیقاً همین نفرین فراوانی باعث میشود که این کشور تحت تأثیر میراث استعمارگری استثمارگر قرار گیرد. همانطور که بارها در رسانهها دیدهایم، جنگلهای انبوه و سایر مناطق طبیعی مملو از معادن روباز هستند، جایی که شرایط کار بسیار نامناسب است و بهرهکشی از کودکان امری عادی است. به عبارت دیگر، دو عامل با هم ترکیب میشوند؛ اولی، جنگلزدایی است که امکان تماس انسان با ویروسهای حیوانی را فراهم میکند؛ دومی، وضعیت اجتماعی با مراقبتهای بهداشتی ضعیف، کمبود دسترسی به آب آشامیدنی، شرایط بهداشتی نامناسب و اجبار بسیاری از زنان به کارهای جنسی است که برای سرایت و گسترش یک اپیدمی جدید مساعد است.
آبله میمون در واقع در این مکان جدید نیست. آنچه ما داریم یک شیوع جدید است که تنها اکنون که به نظر میرسد به سمت غرب گسترش مییابد، نگرانی نهادهای بینالمللی و دولتهای کشورهای توسعهیافته را برانگیخته است. این نگرش یکی از ویژگیهای ذاتی یک رابطه است که برای ادامه صحبت به زبان زیستشناسی، انگلی است، جایی که شمال سرمایهداری به بهای یک میزبان، جنوب جهانی، زندگی میکند، بدون اینکه نگران آسیبی باشد که به آن وارد میکند.
اما آیا میتوانیم مشخص کنیم که چه سرمایهای در پشت این ماجرا است؟ در RDC، معدنکاری سنتی با اپراتورهای بزرگ بینالمللی همزیستی دارد. آنها را میتوان هم تحت کنترل دولت و هم تحت کنترل گروههای شورشی منطقه یافت، اما به طور مستقیم یا غیرمستقیم، حمایت مالی از صندوقهای خارجی رایج است. به طور خاص، اگر اطلاعات مربوط به معدنکاری در کامیتوگا، منطقه صفر شیوع جدید، را بررسی کنیم، سه شرکت قابل توجه ظاهر میشوند: SAKIMA، Kamituga Mining و به ویژه، Banro Mining.
بانرو یک شرکت چندملیتی است که دفتر مرکزی آن بسیار دور، در تورنتو، کانادا قرار دارد و از نظر تاریخی موقعیتهای ممتازی را در جمهوری دموکراتیک کنگو حفظ کرده است. در واقع، این شرکت در مشاغل دو شرکت دیگر ذکر شده نیز مشارکت داشته و دارد. به لطف نهادهایی مانند Mining Watch Canada میتوانیم کمی به مکانیسمهای تاریک عملکرد این شرکتهای معدنی نزدیک شویم. طبق دادههای سال ۲۰۲۰، «بانرو بزرگترین بسته زمین را در مقایسه با هر شرکت معدنی طلای دیگر در قاره آفریقا در اختیار دارد. با چهار مجوز معدنی و هفده مجوز اکتشاف، چشماندازهای بانرو ۷۵۰۰ کیلومتر مربع از کمربند طلای توآنگیزا-نامويا در جمهوری دموکراتیک کنگو را پوشش میدهد.» و اطلاعاتی که این رصدخانه توصیف میکند نگرانکننده است، زیرا این شرکت چندملیتی را مسئول حداقل سه نوع نقض حقوق بشر میداند: جابجایی اجباری بخشهایی از جمعیت محلی؛ مرگ و میر ناشی از نبود اقدامات ایمنی؛ و ممانعت از حق کارگران برای تشکیل اتحادیه، که در نهایت، درهای ظهور و تکرار خشونتهای متأسفانه معمول را باز میکند. بیش از سی سال است که این منطقه درگیر جنگ است.
فیلسوف و نویسنده، پل بی. پریسیادو، تأکید میکند که ما تحت یک مدل سازماندهی اجتماعی زندگی میکنیم که او آن را «نفت جنسی نژادی» مینامد، جایی که وابستگی به سوختهای فسیلی به «توجیه تخریب اکوسیستم و تسلط برخی بدنها بر بدنهای دیگر» گره خورده است. اپیدمی آبله میمون، همانطور که دیدیم، به او حق میدهد. و اگر به این موضوع اضافه کنیم که بخش عمدهای از آنچه سرمایه خارجی از این سرزمین آفریقایی استخراج میکند، کلتان است که توسط صنعت به اصطلاح گذار اکولوژیکی مورد تقاضا است، فکر میکنم عادلانه و منطقی باشد که آن را «آبله میمون ریاکار» بنامیم.
گوستاو دوچ. دارای مدرک دکترای دامپزشکی. هماهنگکننده «حاکمیت غذایی، تنوع زیستی و فرهنگها». با جنبشهای دهقانی همکاری میکند.
منبع: https://ctxt.es/es/20240801/Firmas/47218/Gustavo-Duchviruela-del-mono-Republica-Democratica-del-Congo-transnacionales-minas-cielo-abierto.htm

