تلویزیون حکومتی و بنیاد سوروس در حال پاپوش دوختن برای واگنکنشت

در



به محض اینکه سارا واگن‌نشت موضع‌گیری در خصوص جنگ اوکراین را شرطی برای ائتلاف‌های دولتی در ایالت‌های شرق آلمان قرار داد، رسانه‌های عمومی کمپینی تبلیغاتی علیه BSW راه انداختند. آخرین نمونه از این حملات را کانال دوم حکومتی آلمان (ZDF) ارائه داد که در آن ادعا شد رأی‌دهندگان BSW اغلب مواضع راست‌گرای افراطی دارند.

در ماه‌های نخستین موجودیت خود، گزارش‌های رسانه‌های جریان اصلی در مورد «اتحاد سارا واگن‌نشت» (BSW) نسبتاً خوش‌بینانه بود. زیرا امید زیادی وجود داشت که این حزب بتواند بسیاری از رأی‌دهندگان را از حزب AfD جدا کرده و از پیروزی بزرگ محافظه‌کاران راست‌گرا در انتخابات ایالتی آینده در شرق آلمان جلوگیری کند. با این حال، این امید به نظر نمی‌رسد محقق شود، چرا که بر اساس نظرسنجی‌های فعلی، AfD در زاکسن و تورینگن پیشتاز است.

علاوه بر این، احزاب دولتی امیدوار بودند که BSW به آن‌ها به عنوان پلی برای ورود به دولت‌های ایالتی خدمت کند. به طوری که حزب‌های CDU و SPD اعلام کردند که ائتلاف با حزب واگن‌نشت در سطح ایالتی را نمی‌توان رد کرد.

اما در اواخر ژوئیه، همسر اسکار لافونتن اعلام کرد که حزبش حتی در سطح ایالتی نیز مذاکرات احتمالی برای تشکیل دولت را به مسئله صلح در اوکراین گره خواهد زد. SPD و CDU از اینکه BSW نمی‌خواهد به عنوان پلی برای آن‌ها عمل کند، خشمگین شدند و واگن‌نشت را به «باج‌گیری» متهم کردند؛ وی همچنین بعداً مخالفت با استقرار موشک‌های جدید آمریکایی در آلمان را به عنوان شرطی برای ائتلاف‌های احتمالی مطرح کرد.

به این ترتیب، واگن‌نشت امیدهای دو حزب «سنتی» را نقش بر آب کرد و به طور ناخواسته جرقه آغاز یک کمپین تبلیغاتی توسط رسانه‌های عمومی را زد. این کمپین یک روز بعد در شبکه اول حکومتی آلمان (ARD)  با مقاله‌ای که به عنوان بررسی واقعیت ارائه شد اما در واقع یک متن پروپاگاندا بود، تحت عنوان «هم‌سو با تبلیغات روسی» آغاز شد. نوربرت هرینگ، روزنامه‌نگار، در وب‌سایت NachDenkSeiten نشان داد که چقدر این مقاله با واقعیت بیگانه است.

قابل توجه است که «بررسی واقعیت» کمتر از ۲۴ ساعت پس از اظهارات ضد ائتلافی واگن‌نشت منتشر شد. یا مقاله از قبل آماده در کشوی تحریریه بود تا در روزی که واگن‌نشت «از خط خارج می‌شود» منتشر شود، یا اینکه در مدیریت ارشد شبکه احساس نیاز فوری به عمل ایجاد شد تا «پاسکال سیگلکو»، مسئول بررسی واقعیت داخلی، فوراً کاری را که بهتر از همه بلد است انجام دهد: چرخیدن به دور حقایق تا روایت دلخواه به بینندگان القا شود.

چند روز بعد در شبکه اول حکومتی آلمان گفته شد: «فعالان حقوق مدنی نسبت به ائتلاف با BSW هشدار می‌دهند». «فعالان حقوق مدنی سابق جمهوری دموکراتیک آلمان» در نامه‌ای سرگشاده، واگن‌نشت را به ترویج پروپاگاندای روسیه متهم کردند. شبکه عمومی این اتهام را با دعوت از یک کارشناس علوم سیاسی به نام «یان فیلیپ تومچک» در برنامه Tagesthemen تقویت کرد تا وی تأیید کند که مواضع واگن‌نشت «بسیار نزدیک به آنچه روسیه نیز می‌گوید» است.

کانال دوم حکومتی آلمان نیز از این قافله عقب نماند و واگن‌نشت را هفته گذشته به «ولادیمیرا پوتینووا» تغییر نام داد. روز بعد، مقاله دیگری ضد BSW در ZDF Heute منتشر شد که این بار بیشتر به مواضع راست‌گرای افراطی این حزب پرداخت. عنوان این مقاله «رای‌دهندگان BSW اغلب مواضع راست‌گرای افراطی دارند» بود که به یک مطالعه از موسسه dpart در برلین اشاره داشت. «کسانی که با BSW همدردی می‌کنند، به‌طور فزاینده‌ای دیدگاه‌های نژادپرستانه، خارجی‌ستیزانه، یهودستیزانه و مخالف افراد همجنس‌گرا دارند»، این‌طور مدیر این مطالعه «نیله ایلرز» اظهار داشت.

نوربرت هرینگ که پیش‌تر ذکر شد، اشاره می‌کند که کانال دوم حکومتی آلمان اطلاعات مهمی را در ارتباط با این مطالعه از بینندگان خود پنهان می‌کند. چرا که این مطالعه با حمایت مالی بنیادهای جامعه باز جورج سوروس انجام شده است که به عنوان یک نهاد با خط‌مشی ضد روسیه معروف است.

هرینگ می‌گوید: «بنابراین جورج سوروس یک مطالعه و نظر سنجی سفارش می‌دهد یعنی تامین مالی میکند تا رای‌دهندگان BSW را پیش از انتخابات مهم ایالتی به عنوان راست‌گرا و خارجی‌ستیز بدنام کند، و کانال دوم حکومتی آلمان با گزارش خود به این هدف کمک می‌کند و در این میان سفارش‌دهنده مطالعه را – و حتی بیشتر از آن – پنهان می‌کند».

و در مورد «بیشتر از آن» روزنامه‌نگار چنین می‌نویسد: «نیله ایلرز، مدیر این مطالعه، یکی از بورسیه‌گیران بنیاد فریدریش ابرت وابسته به حزب سوسیال دموکرات است و برای این بنیاد کار کرده است. همچنین پنهان شده که روش‌شناسی مورد استفاده برای شناسایی مواضع راست‌گرای افراطی از مطالعات مرکز فریدریش ابرت گرفته شده است. بنابراین، نه تنها سوروس بلکه SPD نیز در این گزارش برای ترساندن رأی‌دهندگان احتمالی BSW در انتخابات ایالتی – که به دلیل BSW برای SPD بسیار بد به نظر می‌رسد – نقش دارد».
در ادامه مقاله، هرینگ توضیح می‌دهد که چرا روش‌شناسی به کار رفته در این مطالعه برای شناسایی مواضع راست‌گرای افراطی چندان مناسب نیست. اما حتی با وجود این، کانال دوم حکومتی آلمان ادعاهایی را مطرح می‌کند که در مطالعه وجود ندارد. این شبکه می‌نویسد: «بر اساس مطالعه، رأی‌دهندگان BSW بیشتر با این نظر که ‹یک دیکتاتوری می‌تواند بهترین شکل دولت باشد› و اینکه ‹در آلمان بالاخره باید جرأت به یک احساس ملی قوی را پیدا کرد› موافق هستند. فقط در میان طرفداران AfD این موافقت بیشتر است.»

با این حال، در مطالعه هیچ آماری از تعداد حامیان BSW که با این نظرات موافق بودند، ارائه نشده است. تنها آمده است: «در ابعاد سیاسی-اقتدارگرایانه مواضع راست‌گرای افراطی، مانند حمایت از دیکتاتوری و شوونیسم ملی (تصویر ۷)، ارزش‌های همدلان BSW کمتر از حامیان AfD است.»

هرینگ این روش را  انتشار هنرمندانه «اطلاعات نادرست » می‌نامد، چرا که در تصویر ارائه شده تنها مقادیر موافقت با این سوال که آیا داشتن افتخار ملی بیشتر چیز خوبی است، نشان داده شده است. بنابراین، طبق گفته‌ی محققان dpart، هر کسی که با این سوال موافق باشد، یک «موضع راست‌گرای افراطی» در یک «بُعد سیاسی-اقتدارگرایانه» دارد. نتیجه‌گیری این روزنامه‌نگار از این کار رسانه عمومی چنین است:

«خوانندگان کانال دوم حکومتی آلمان یا این مطالعه هیچ فرصتی برای بررسی اینکه آیا تیتر اهانت‌آمیز کانال دوم حکومتی آلمان واقعاً توسط مطالعه علمی پشتیبانی می‌شود یا نه، ندارند. این یک عملیات تبلیغاتی دستکاری شده توسط نویسندگان مطالعه ای است که توسط بنیاد سوروس و کانال دوم حکومتی آلمان سفارش داده شده و تامین مالی شده است.»