آیا کشور دیگری غیر از اسرائیل حق دفاع از خود دارد؟ – م. رضا بهنام

در



آیا کشور دیگری غیر از اسرائیل حق دفاع از خود دارد؟

م. رضا بهنام

علی‌رغم جنایات بی‌شمار، ترورها و نقض قوانین بین‌المللی و حقوق بشردوستانه، سیاستمداران آمریکایی و رسانه‌های تجاری به‌طور مداوم این نکته پذیرفته شده را تکرار می‌کنند که اسرائیل «حق دفاع از خود» دارد. از دیدگاه تحریف شده‌ی آنها، تنها متجاوز مستحق این حق است.

ادعای اسرائیل مبنی بر دفاع از خود هرگز زیر سؤال نمی‌رود. با اینکه اسرائیل یکی از قوی‌ترین ارتش‌های مدرن را دارد (۵۸۱ هواپیما شامل جنگنده‌های F-15، F-16 و F-35 پیشرفته)، جدیدترین سیستم‌های دفاع هوایی را در اختیار دارد، ۴۰۰ سلاح هسته‌ای با سیستم‌های پرتاب ذخیره کرده و ایالات متحده، قوی‌ترین نیروی نظامی جهان، آماده حمایت از آن است، از ما خواسته می‌شود باور کنیم که اسرائیل در معرض یک خطر فیزیکی قرار دارد.

از سوی دیگر، فلسطینیان که بیشتر از هر کسی به دفاع نیاز دارند، از این حق محروم هستند. به آنها گفته می‌شود که زندگی تحت استعمار در اردوگاه غزه را بپذیرند، با حاشیه‌نشینی، بی‌عدالتی و تحقیر برای همیشه کنار بیایند و اینکه هیچ حقی برای مقاومت در برابر رژیم آپارتاید اسرائیل ندارند. در همین حال، ایالات متحده و متحدان غربی‌ اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران، حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌های مقاومت فلسطینی را به خاطر جسارت در به چالش کشیدن جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه غزه تهدید می‌کنند.

با اینکه جنبش مقاومت اسلامی (حماس)، جهاد اسلامی فلسطین و گروه‌های کوچکتر هیچ ارتش مدرنی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، سیستم‌های دفاع هوایی، سلاح‌های هسته‌ای و هیچ متحد غربی برای دفاع در برابر تروریسم اسرائیل ندارند، از ما خواسته می‌شود باور کنیم که آنها تهدیدی جدی هستند.

علاوه بر این، روایت آمریکا و اسرائیل درباره فلسطینیان و متحدان منطقه‌ای آنها پر از تناقض است. ایالات متحده و اسرائیل می‌توانند متحدان خود را انتخاب کنند، اما ایرانیان و فلسطینیان بدون براه انداختن جار و جنجال توسط غرب و اسرائیل نمی‌توانند چنین کنند.

اسرائیل به هیچ وجه آن قربانی‌ای که خود را نشان می‌دهد، نیست. توسعه استعماری آن از طریق زور آغاز شد وقتی که بیش از ۵۰۰ شهر فلسطینی را تخریب کرد و بیش از ۷۵۰ هزار فلسطینی را به طور خشونت‌آمیز اخراج کرد تا یک دولت یهودی انحصاری در سال ۱۹۴۸ تأسیس کند. این توسعه با جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل گسترش یافت، که منجر به اشغال زمین‌های فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، و همچنین کنترل بر شبه‌جزیره سینای مصر و بلندی‌های جولان سوریه شد.

سوابق تاریخی نشان می‌دهد که اسرائیل سال‌ها قبل از ۱۹۶۷ قصد داشت کرانه باختری و بلندی‌های جولان را تصرف کند. در حالی که هیچ تهدید نظامی یا نگرانی‌های امنیتی وجود نداشت. جنگ به‌منظور نشان دادن قدرت اسرائیل و کسب دستاوردهای ارضی انجام شد.

اسرائیل به تصرف زمین‌های فلسطینی و تشدید توسعه ادامه می‌دهد. در حال حاضر، حدود ۷۰۰ هزار یهودی «شهرک‌نشین» در ۱۵۰ «شهرک» غیرقانونی و ۱۲۸ پاسگاه در سراسر فلسطین اشغالی زندگی می‌کنند.

اسطوره محبوب و رایج اسرائیلی که داوود کوچک را در برابر جالوت عرب نشان می‌دهد، با فرار از زندان غزه در ۷ اکتبر نابود شد. فانتزی‌ای که جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا و بسیاری از سیاستمداران آمریکایی با آن بزرگ شدند و همچنان به آن معتقدند.

واقعیت محاصره وحشیانه اسرائیل در غزه و کرانه باختری نیز بسیاری از یهودیان دیاسپورا را مجبور کرده است که به این باور برسند که اسرائیل مدافع آنها نبوده است. برعکس، ترکیب یهودیت با صهیونیسم — دین و ملی‌گرایی جنگ‌طلبانه — موجب افزایش یهودی‌ستیزی شده است.

برای تبدیل شدن به یک جالوت هسته‌ای منطقه‌ای، اسرائیل قوانین بین‌المللی و بشردوستانه بی‌شماری را نقض کرده است. تل‌آویو همچنان به هیچ قانونی که مایل به رعایت آن باشد و یا حاکمیتی که احساس نیاز به احترام به آن داشته باشد، پایبند نیست.

منشور سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ و بدنه قوانین بین‌المللی که در کنوانسیون‌ها، معاهدات و استانداردهای آن تدوین شده‌اند، برای تنظیم روابط و ایجاد همزیستی میان ملت‌ها و برای اطمینان از عدم تکرار وحشت‌های جنگ جهانی دوم ایجاد شده است.

برای مثال، منشور به طور صریح تصرف اراضی با زور را ممنوع می‌کند. با این حال، اسرائیل بلافاصله پس از اعلام موجودیت و دوباره در جنگ پیشگیرانه ۱۹۶۷ آن را نقض کرد.

در نتیجه جنگ‌های عرب و اسرائیل در سال‌های ۱۹۴۸-۴۹ و ۱۹۶۷، اسرائیل اراضی‌ای را که تصرف کرده بود به طور دائم اشغال کرد و به فلسطینیانی که در نتیجه این جنگ‌ها آواره شدند، اجازه بازگشت به فلسطین و خانه‌هایشان را نداد. اشغال به‌طور تعریف موقتی است تا زمانی که شرایط برای بازگشت اراضی به حاکمیت اصلی آن فراهم شود.

با کمال وقاحت، اسرائیل یکی از مهم‌ترین اصول حقوق بین‌الملل مدرن را نقض کرده است: یک نیروی اشغالگر تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند حق الحاق یا به‌دست آوردن حاکمیت بر هر قلمروی تحت اشغال خود را کسب کند.

علاوه بر این، ماده ۴۹ کنوانسیون چهارم ژنو در سال ۱۹۴۹ بیان می‌کند: «نیروی اشغالگر نباید بخش‌هایی از جمعیت غیرنظامی خود را به قلمروی اشغالی منتقل کند» و همچنین «انتقال اجباری فردی یا جمعی، و همچنین اخراج افراد محافظت‌شده از قلمروی اشغالی» را ممنوع می‌کند.

به‌طور قابل‌توجهی، دو اصل حقوق بین‌الملل در مورد استفاده از زور در ارتباط با ۷ اکتبر و پیامدهای آن به‌ویژه اهمیت دارند.

برای فلسطینیان، حقوق بین‌الملل به رسمیت می‌شناسد که مقاومت به هر وسیله ممکن، از جمله مبارزه مسلحانه، یک حق مشروع برای مردم تحت اشغال غیرقانونی است (پروتکل الحاقی ۱ به کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۷۷).

برای اسرائیل، زمانی که اشغال در جریان است، همان‌طور که در کرانه باختری و غزه وجود دارد، اشغالگر (اسرائیل) نمی‌تواند در پاسخ به یک حمله مسلحانه از نیروی نظامی استفاده کند؛ فقط می‌تواند از نیروی پلیس برای بازگرداندن نظم استفاده کند (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹، احترام به قوانین و رسوم جنگ در خشکی).

در اصل، حقوق بین‌الملل شکی باقی نمی‌گذارد—اسرائیل یک اشغالگر غیرقانونی است. دیوان بین‌المللی دادگستری در ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ این را بیان کرد. در نظر مشورتی خود حکم داد که اسرائیل باید به اشغال غیرقانونی خود پایان دهد و «شهرک‌نشینان» از تمامی فلسطین اشغالی خارج شوند.

محکومیت‌های مکرر، گزارش‌ها و قطعنامه‌های سازمان ملل نتوانسته‌اند اسرائیل را از نقض قوانین و هنجارهایی که سایر اعضای جامعه بین‌المللی ملزم به رعایت آن هستند، بازدارند. ایالات متحده و هم‌پیمانان آن شرایطی را فراهم کرده‌اند که اسرائیل به یک دولت سرکش تبدیل شود. و در این فرآیند، آنها جنگ نسل‌کشی اسرائیل در غزه را ممکن ساخته‌اند.

به‌طرزی عجیب، در حالی که اسرائیل رفتار خشونت‌آمیز خود را در خاورمیانه تشدید می‌کند، ایالات متحده به ایران و دیگر هم‌پیمانان فلسطینی هشدار داده است که دست به تشدید نزند.

علاوه بر این، در ماه اوت، واشنگتن ۲۰ میلیارد دلار دیگر برای انتقال تسلیحات جدید (جنگنده‌های F-15، موشک‌ها، ده‌ها هزار خمپاره و گلوله تانک) تأیید کرد؛ به این ترتیب، به اسرائیل چراغ سبز داد تا به جنگ خود در غزه و تشدید منطقه‌ای ادامه دهد.

در این و بسیاری اقدامات دیگر، دولت آمریکا حمایت خود از اسرائیل را به‌طور قاطعانه نشان داده است.

از زمان ترور اواخر ماه گذشته رهبران حزب‌الله و حماس در بیروت و تهران، اسرائیل انتظار حمله تلافی‌جویانه
اسرائیل برای کاهش این تهدید، ایالات متحده را وادار به آغاز مذاکرات مجدد برای آتش‌بس در ۱۵ اوت کرده است.

برای خراب کردن این مذاکرات، اسرائیل با بمباران غزه‌ای‌ها که در مدارس ویران شده پناه گرفته و در چادرها زندگی می‌کنند، جنگ را تشدید کرد. به‌طور تحریک‌آمیزی، ملی‌گرایان افراطی اسرائیل به حیاط مسجدالاقصی، که برای عبادت مسلمانان محفوظ است، در قدس اشغالی (بیت‌المقدس) یورش بردند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، همان‌طور که در ۲۰ سال گذشته انجام داده است، همچنان به دنبال کشاندن ایالات متحده به یک جنگ علیه ایران است.

جالب اینجاست که ایران، از طریق نمایندگی‌اش در سازمان ملل متحد، اعلام کرده است که از آتش‌بس مورد تأیید حماس حمایت خواهد کرد. با این حال، ایران همچنان بر حق مشروع خود برای پاسخ به ترور اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، و نقض امنیت ملی و حاکمیت خود توسط اسرائیل تأکید دارد. ایران همچنین به‌خوبی آگاه است که اگر این ترور در خاک خود بدون پاسخ بماند، تنها «اشتیاق رژیم اشغالگر اسرائیل برای تجاوزات و تعدی‌های بیشتر را افزایش خواهد داد.»

اینکه اقدامات اسرائیل در غزه طی ده ماه گذشته را دفاعی توصیف کنیم، غیرمنطقی است. متأسفانه، این همان چیزی است که بسیاری در محافل قدرت آمریکا و رسانه‌های تحت حمایت اسرائیل انجام می‌دهند.

این روایت سرانجام شروع به تغییر کرده است. صداهایی که خواستار حق فلسطینیان برای دفاع از خود، مقاومت در برابر اشغال و جستجوی آزادی هستند، به‌طور فزاینده‌ای بلندتر شده‌اند. این کلیشه فرسوده «دفاع» که برای حمایت از اسرائیل استفاده می‌شد، دیگر قانع‌کننده نیست. وقت آن رسیده که این روایت کنار گذاشته شود.