چرا مغولستان به درخواست دیوان بین‌المللی کیفری پوتین را دستگیر نکرد؟

© Sputnik / Kristina Kormilitsyna

پاول دانیلین (Pavel Danilin)

ا. م. شیری

سفر رسمی ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به مغولستان، استقبال با شکوه گارد افتخار در فرودگاه، پهن کردن فرش قزمز- همۀ اینها نمادهای زوال جهان تک قطبی هستند. مغولستان با امضای اساسنامۀ دیوان کیفری بین‌المللی نشان داد که این دادگاه فراملی کدخدمنشانه هیچ اختیاری برای اجرای دستورات خود ندارد و اولان‌باتور منافع حاکمیتی خود را بسیار بالاتر از احکام دغلکارانۀ دیوان کیفری بین‌المللی قرار می‌دهد که به دلیل تصمیم مغرضانه‌اش، خود را بدنام کرده است.

سفر پوتین به مهم‌ترین رویداد دولتی در بالاترین سطح برای روسیه و مغولستان تبدیل شد. بستۀ توافقنامه‌ها در مورد تأمین منابع انرژی مغولستان، بازسازی نیروگاه اولان‌باتور، در زمینۀ حفاظت از محیط زیست و موارد دیگر امضاء شد. این در مورد اسناد امضا شده صدق می‌کند.

اهمیت این واقعیت را نیز که بخش رسمی این سفر به سالگرد هشتاد و پنجمین سالگرد پیروزی بر میلیتاریسم ژاپن در خالخین گؤل اختصاص داده شد، نمی‌توان نادیده گرفت. این رویدادها به این واقعیت که در خاک مغولستان اتفاق می‌افتند، معنای عمیقی ‌بخشیدند. در اینجا بود که سربازان میکادو شکست خوردند و نقشۀ گستردۀ نازی‌ها برای تبدیل منطقۀ آسیا و اقیانوسیه به یک شاه‌نشین ژاپنی نقش بر آب شد.

شایان ذکر است که در آستانۀ نبردهای خالخین گؤل، مقامات انگلیسی و آمریکایی به هر طریق ممکن امپراتور ژاپن را به ادامۀ تهاجم از جنوب – به چین و از غرب – به اتحاد جماهیر شوروی وادار نمودند. در ژوئیه ١٩٣٩، قراردادهایی بین توکیو و لندن منعقد شد که ژاپنی‌ها و انگلیسی‌ها سعی می‌کنند امروز آن‌ها را به خاطر نیاورند. بر اساس این قراردادها، انگلیس انضمام بخشی از چین توسط ژاپن را به رسمیت شناخت – یعنی در واقع مستقیماً برای تصرفات ارضی حتی بیشتر چین و میلیون‌ها قربانی جدید به ژاپن فشار آورد. و آمریکایی‌ها نیز به سهم خود قرارداد تجاری با امپراتور را تمدید کردند. همۀ این‌ها در آن زمان البته، برخلاف منافع مغول‌ها، چینی‌ها و روس‌ها به وقوع پیوستند. اما پیروزی شوروی در خالخین گؤل، ژاپن میلیتاریست را از مرزهای شوروی دور کرد، به بحران دولتی در توکیو منجر گردید و ژاپنی‌ها را از شرکت در جنگ با اتحاد جماهیر شوروی برحذر داشت.

یک «اشارۀ ظریف به شرایط زمخت» قابل درک است. و امروز مقامات مغولستان با صراحت و بدون ابهام می‌گویند که روابط با مسکو و پکن برای اولان‌باتور در درجۀ اول اهمیت قرار دارد. و تصمیمات فریبکارانه و مغرضانۀ دیوان کیفری بین‌المللی دیکته شده از واشنگتن در اینجا اعتبار ندارد. در واشنگتن و در آنجا آن‌ها می‌توانند تا آنجا که می‌خواهند با خشم اخم کنند، اما اولان‌باتور، در شخص رئیس جمهور اوخناگیین خورلسوخا، انتخاب خود را کرده است و نتیجۀ انتخاب این است که رابطۀ دوستانه با روسیه دوست داشته باشد و در درگیری بین دنیای غرب و مسکو به عنوان یک ابزار چانه‌زنی عمل نکند.

اتفاقاً یک درس خوب برای همۀ همسایگان- از جمله برای وارثان میکادو، که با سرسختی سعی می‌کنند، هر چیز خوبی را که در ٣۵ سال گذشته در روابط روسیه و ژاپن ایجاد شده، از بین ببرند. و یک تذکر عالی برای تمام جهان در بارۀ آنچه که واقعاً در آن زمان اتفاق افتاد، در مورد چیستی خطر و مبارزه با نازیسم که در آن زمان نه فقط در اروپا، بلکه در سراسر جهان جریان داشت.

یادآوری شگفت‌انگیز، به ویژه، در آستانۀ برگزاری روز جهانی یادبود قربانیان فاشیسم در ٨ سپتامبر، در دوران غم‌انگیزی که نازیسم دوباره سر بلند کرده و اکثر کشورهای جهان درست مانند ٨۵ سال پیش بر احیاء اژدهای هفت سر قهوه‌ای چشم می‌بندند.

نقل از: پس از شوک

١۵ شهریور- سنبله ١۴٠٣