استراتژی تهاجمی «بازگشت» غرب در سال ۱۹۵۳

دکتر یورگ روسلر / برگردان: طلیعه حسنی

دانش و امید شماره ۲۵- شهریور ۱۴۰۳

 

از مجموعه مقالات «مرکز پژوهشهای آلمان دمکراتیک» برای آشنایی با چگونگی وقایع ۱۷ ژوئن ۱۹۵۳، در آلمان دمکراتیک، پیشگفتار و نامه برتولت برشت را در شماره پیشین «دانش و امید» (شماره ۲۴، تیر ۱۴۰۳) منتشر کردیم. اینک سه مطلب تکمیلی دیگر از این مجموعه را در اختیار خوانندگان قرار میدهیم.

 

دکتر یورگ روسلر (متولد ۱۹۴۰) مورخ اقتصادی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۱ رئیس دپارتمان انستیتوی تاریخ اقتصادی آکادمی علوم جمهوری دموکراتیک آلمان۱ بود و بعد از آن در مرکز تاریخ معاصر لایب نیتس۲ در پتسدام کار کرده و استاد مدعو در کانادا و ایالات متحده، از جمله در دانشگاه مکگیل و دانشگاه ایالتی پورتلند بوده است. او در سال ۲۰۱۳ به مناسبت شصتمین سالگرد ۱۷ ژوئن ۱۹۵۳ مجموعه مقالاتی را در روزنامه یونگهولت ۳ منتشر کرد. در گزیدههایی از مقاله تغییر استراتژی، روسلر چرخش خاص تهاجمی سیاست غرب را اندکی پیش از رویدادهای ژوئن ۱۹۵۳ ترسیم میکند.

 

در ۲۰ ژانویه ۱۹۵۳، ژنرال دوایت دی. آیزنهاور، فرمانده سابق ارتش متحدان غربی در نبرد با هیتلر و اولین فرمانده ناتو، سوگند ریاست‌جمهوری را در واشنگتن ادا کرد. این واقعیت که یک نظامی در رأس دولت یک ابرقدرت غربی قرار می گرفت، در واقع نگرانی‌های موجود از تبدیل شدن جنگ سرد به یک جنگ «گرم» را افزایش می‌داد. وضعیت بین دو بلوک – «اردوگاه سوسیالیست» از یک سو و کشورهای اروپای غربی، که از زمان اعلام طرح مارشال۴ (۱۹۴۸) و تأسیس ناتو (۱۹۴۹) به ایالات متحده وابسته بودند، از سوی دیگر – سه چهارم سال (بین ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳) در تنش شدیدی بود.

برای شرق شاید حتی نگران‌کننده‌تر از مراسم تحلیف آیزنهاور، انتصاب جان فاستر دالس۵ به عنوان وزیر امور خارجه بود. این سیاستمدار آمریکایی که از آیزنهاور اختیارات ویژه‌ای گرفته بود، در کتاب خود در سال ۱۹۵۰، استراتژی «بازگشت۶» را تشریح کرد. بنا بر پیشنهاد وی، این سیاست جایگزینی برای سیاست «مهار۷» دولت قبلی تحت ریاست هری اس ترومن دموکرات با هدف پایان دادن به تحمل بیشتر «اشغال کمونیستی» بود.

دالس در کتاب خود همچنین «عقب راندن» کمونیسم در اروپای شرقی را تبلیغ می‌کرد. برای عملی کردن این ایده، ایستگاه‌های تبلیغاتی ایالات متحده «صدای آمریکا» و «رادیو اروپای آزاد»، که به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۴۶ و ۱۹۵۰ تأسیس شده بودند، سیاست تازه‌ای را در پیش گرفتند. در سال ۱۹۵۳، «رادیو آزادی» (بعداً «رادیو آزاد») به آنها پیوست. این رادیوها هر روز اعلام می‌کردند، ایالات متحده آزادی «کشورهای اشغال‌شده توسط شوروی» را هدف اصلی سیاست خارجی خود می‌داند.

خنثی کردن تقابل بلوک، حداقل در اروپا، تا ۹ ماه قبل به میزان قابل توجهی امکان‌پذیر به نظر می‌آمد. در ۱۰ مارس ۱۹۵۲، اتحاد جماهیر شوروی در یادداشتی به سه قدرت غربی (ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و فرانسه) پیشنهاد کرد «مسئله پیمان صلح با آلمان را بدون تأخیر بررسی کنند.» دولت شوروی پیش‌نویس چنین معاهده‌ای را به یادداشت خود ضمیمه کرده بود که نکته اصلی آن پیشنهاد «تجدید بنای آلمان به عنوان یک کشور واحد درون مرزهای معین شده توسط کنفرانس پتسدام» بود.

اما این [پیشنهاد] همچنین شامل تعهد آلمان به «عدم ورود به هیچ ائتلاف یا اتحاد نظامی علیه هیچ دولتی که با نیروهای مسلح خود در جنگ (جهانی دوم) علیه آلمان شرکت کرده بودند»، می‌شد. پیشنهاد اتحاد جماهیر شوروی برای غرب غافلگیرکننده بود، و به‌ویژه کنراد آدناور۸ را، که به عنوان صدراعظم [جمهوری فدرال آلمان] کاملاً متعهد به ادغام غرب و در نتیجه تجزیه آلمان بود، عصبانی کرد. هورست اشتاینینگر۹، مورخ اتریشی، می‌نویسد: «بنا بر همه آنچه که درباره سیاست شوروی می‌دانیم، پیشنهاد استالین صادقانه بود.»

سه قدرت غربی، با موافقت کامل صدراعظم آلمان غربی، پیشنهاد شوروی را رد کردند. آنها بی‌هیچ تأملی، برای ممانعت از هر وقفه‌ای در پیشبرد برنامه‌های از پیش طراحی شده خود جهت ادغام جمهوری فدرال [آلمان] در اتحادهای نظامی غرب، مخالفت خود را در ۲۵ مارس به طرف شوروی منتقل کردند. تا سپتامبر ۱۹۵۲، در حالی‌که هم‌زمان اقداماتی توسط غرب در شرف تکوین بود، متفقین سابق هنوز درگیر «نبرد یادداشتها»۱۰ بر سر «مسئله آلمان» بودند. در پایان ماه مه ۱۹۵۲، فرانسه، ایتالیا، کشورهای بنلوکس۱۱ و آلمان فدرال به تحریک ایالات متحده، معاهده «جامعه دفاعی اروپا» (EDC)۱۲ را امضا کردند. معاهده EDC برای ادغام نیروهای مسلح ملی این کشورها تحت یک فرماندهی عالی مشترک تهیه شده بود.

برای دولت آلمان تحت رهبری آدناور، رد «یادداشت استالین» توسط قدرت‌های غربی مجوزی بود تا برنامه‌های خود در آلمان را برای «بازگشت»، با قدرتی به مراتب بیشتر از آنچه که در گذشته ممکن بود – همچنین از نظر «علمی» – به پیش ببرد. در اواخر مارس ۱۹۵۲، «شورای مشورتی پژوهشی برای مسائل اتحاد مجدد آلمان» جلسه مؤسس خود را برگزار کرد.

یاکوب کایزر، وزیر «کل امور آلمان» در کابینه اول آدناور، در سخنرانی افتتاحیه خود از پاسخ منفی قدرت‌های غربی به طرح صلح شوروی برای آلمان نتیجه گرفت: اکنون «روز X» – یعنی روزی که «منطقه اشغالی شوروی»۱۳ به آلمان فدرال ملحق شود – می‌تواند زودتر از آنچه تصور می‌شد فرا برسد. باید برای همه مشکلات مرتبط با این امر آماده بود تا با اتحاد مجدد با «منطقه اشغالی شوروی»، اولین گام به سوی «احیای شرایط پیش از جنگ» برداشته شود. برای انجام این کار، همان طور که فردریش ارنست۱۴، از اعضای ستاد برنامه‌ریزی شورای مشورتی پژوهشی مشخص کرده است، باید همکاری پایدار این شورای مشورتی با گروه‌هایی مانند «کمیته تحقیقاتی وکلای آزاد»۱۵ و «گروه مبارزه علیه ضد بشریت»۱۶ برقرار شود. […]

 

1. the Institute for Economic History of the Academy of Sciences of the GDR

2. Leibniz Centre for Contemporary History            3. jungeWelt   4. Marshall Plan (1948

5. John Foster Dulles             6. “rollback” strategy            7. “containment” policy  8. Konrad Adenauer               9. Horst Steininger                             10. battle of notes

11. Benelux countries بلژیک، هلند و لوکزامبورگ

12. European Defense Community (EDC)

13. Soviet Occupation Zone (SOZ)              14. Friedrich Ernst

15. Investigative Committee of Free Lawyers

16. Combat Group Against Inhumanityدر 29 دسامبر 2023