
«صلح برای من اولین حق از حقوق بشر است.»
منتشر شده در یونگه ولت
ترجمه جنوب جهانی
اگون کرنس، آخرین دبیر کل کمیته مرکزی حزب سوسیالیست متحد آلمان (SED)، در تاریخ 5 اکتبر به عنوان سخنران مهمان در رویداد یونگه ولت با عنوان «75 سال آلمان شرقی. چه چیزی باقی مانده است؟» در سینما بابیلون برلین حضور خواهد داشت.
هفته گذشته، دو کشتی جنگی آلمانی از تنگه بین سرزمین اصلی چین و جزیره تایوان عبور کردند. بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان از حزب سوسیال دموکرات (SPD)، این اقدام را «کوتاهترین و با توجه به شرایط آب و هوایی، امنترین مسیر» توصیف کرد. پکن از این اقدام خشمگین است. شما هم احساس را دارید؟
«قطعا این، نتو بادن ورتنبرگ «Baden-Württemberg» و کشتی همراه آن «Frankfurt am Main» اصلا بدنبال چه چیزی در شرق دور هستند؟ آنها به خاطر آب و هوا در سواحل چین گشتزنی نمیکردند، بلکه برای تحریک آنجا بودند. چنین سیاستی با استفاده از نیروی دریایی سابقهای طولانی دارد. این یادآور پرش پلنگ به آگادیر در سال 1911 است. ویلهلم دوم برای نمایش قدرت، کشتی جنگی «پلنگ» خود را به سواحل مراکش فرستاد تا به قدرت استعماری فرانسه ابزارهای مرگبار خود را نشان دهد. برخلاف امروز، هیئت مدیره حزب سوسیال دموکرات در آن زمان اعتراض کرد و خواستار تظاهرات صلحآمیز شد. با این حال، سرمایهداری بزرگ آلمان آن زمان و امروز به این اقدامات خوش است. در سال 1911، روزنامههای آنها میپرسیدند «چه زمانی به رژه خواهیم رفت؟» امروزه میگویند: «صنعت آلمان دولت فدرال را در این امر تقویت میکند که نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین که از قبل نیز تضعیف شده بود را تا حد ممکن حفظ کند»، که به زبان ساده یعنی: به چینیها نشان دهید که شمشیر کجا بسته شده.
این صدا شبیه غرور امپریالیستی قیصر بیش از 100 سال پیش است.
آیا به اعزام «سپاه اعزامی» در سال 1900 به چین و سخنرانی مشهور ویلهلم درباره «هونها» فکر میکنید؟ او در آن زمان به سربازان در برمرهاون دستور داد: «وقتی با دشمن روبرو شدید، او را شکست دهید! بخششی نخواهد بود! اسیر نخواهید گرفت»، «(…) نام آلمانی باید به لطف بی رحمی شما هزار سال در چین به گونهای بیاد آورده شود که هیچ چینی جرأت نکند به یک آلمانی چشم غره برود!» این خود بزرگبینی امپریالیستی منجر به جنگ جهانی اول شد. من تشابهات نگرانکنندهای میبینم. به لطف میل به صلح چین، هیچ واکنش متقابلی صورت نگرفته است. اما دولت ائتلافی نباید این را اشتباه تفسیر کند.»
آیا این خطر جنگ که در آن قرار داریم، موضوع سخنرانی شما در ۵ اکتبر در برلین خواهد بود؟
با این رویداد در سینما بابیلون، به هفتند و پنج سالگی تأسیس جمهوری دمکراتیک آلمان برخورد میشود. یک هفته قبل از تأسیس جمهوری دمکراتیک آلمان، جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ وارد صحنه سیاسی جهان شد. و البته، وقتی به گذشته و حال فکر میکنم، سیاست صلحآمیز این دو کشور را نادیده نمیگیرم. مبارزه علیه جنگ و برای صلح، پرسش اصلی هر سیاست خارجی سوسیالیستی است. این میراثی است که از جمهوری دمکراتیک آلمان باقی مانده است. و چین تا زمانی که از نظر اقتصادی و نظامی قادر به مقابله با امپریالیسم جهانی باشد و اجازه ندهد تحریک شود، به این مسیر ادامه خواهد داد.
ایده صلح به عنوان یک تم اصلی در «خاطرات» شما وجود دارد. دو جلد از آن در انتشارات شرق Ost منتشر شده است. جلد سوم و آخر برای ۱۸ نوامبر توسط ناشر اعلام شده بود. آیا منتشر خواهد شد؟
بله، منتشر خواهد شد، اما نه در تاریخ اعلام شده. احتمالاً اوایل سال آینده منتشر خواهد شد. به دلیل تعهدات زیاد، زمان کمتری نسبت به آنچه نیاز داشتم، توانستم روی کامپیوتر کار کنم. زمان و انرژی در سن من محدود است. بنابراین باید اولویتبندی کرد. و اولویتی که توسط جمهوری دمکراتیک آلمان تعیین شد و در دهه ۸۰ در این روزنامه منتشر شد، بهترین اولویت بود و هست: «اکنون بیش از هر زمان دیگری همه چیز برای صلح. برای ایجاد صلح در برابر موشکهای آمریکایی!» هر کسی که ادعا میکند آزادی مهمتر از صلح است، نمیداند جنگ به چه معناست. من پایان جنگ جهانی دوم را در کودکی تجربه کردم. برای من صلح اولین حق بشری است. دفاع از آن در برابر ناتو باید اولین وظیفه هر شهروند باشد.

