روز دانش

ا. م. شیری، معلم اخراجی

اول مهر، روز دانش، روز آغاز سال تحصیلی، زنگ مراکز آموزشی و تحصیلی در سراسر کشور به صدا درمی‌آید. به‌به! چه صدایی! شورانگیز، روح‌نواز، امیدبخش! شوق آموختن و امید به آینده را می‌توان بوضوح در چشم‌های دانش‌آموزان، دانشجویان و والدین آن‌ها  خواند. جشن آغاز سال تحصیلی از گذشتۀ نسبتاً دور در کلیه مؤسسات آموزشی بصورت یکپارچه در کشور برگزار می‌شود و برای همۀ دانش آموزان، دانش‌جویان و والدین آن‌ها یک جشن واقعی است. این روز مورد انتظارترین روز برای کودکانی است که برای اولین بار از آستانۀ مدرسه عبور می‌کنند. این روز برای برخی‌ها، بازگشت به خاطرات گذشته، یادآور دوران کودکی و نوجوانی و جوانی، برای برخی‌های دیگر، گامی به سوی آینده، برغم تمام فراز و فرودها، موفقیت‌ها و ناکامی‌های گذشته است. در این روز در مدارس ابتدایی از دانش آموزان کلاس اول با احترام خاصی استقبال می‌شود.

در گذشته‌های نچندان دور این قول رایج بود که با یک مداد نازک در گوشۀ دفتر بنویسید: حروف الفبا در مدرسه تدریس می‌شود؛ با جمع و تفریق، ضرب و تقسیم بچه‌ها را آزار ندهید، آن‌ها در مدرسه تدریس می‌شوند.آنچه در مدرسه می‌آموزند، نباید در خارج از مدرسه تدریس شوند. و این، قطعاً بمنعای نفی کمک و راهنمایی هنگام انجام تکالیف برای دانش‌آموز در منزل نیست.

آموزش و پرورش رایگان و توزیع برابر فرصت‌های تحصیلی در همۀ مقاطع، عامل اصلی رشد و شکوفایی استعدادها و مبنای پیشرفت، توسعه و ترقی هر کشور است. تحصیل باید ناظر بر تربیت متخصص و کاردان، مدیر و مدبر برای کشور باشد. تعلیم و تربیت یک کلای قابل مبادله نیست و کالایی کردن آموزش و پرورش منجر به عقب‌ماندگی کشور و سقوط و انحطاط فرهنگی، حتی اخلاقی در جامعه می‌شود.

تحصیل صرفاً بمعنی رفتن به مراکز آموزشی و حفظ کردن چند موضوع درسی برای نمرۀ امتحانی نیست. درس معلم باید، درس محبت و انسانیت، صلح و دوستی، امنیت و آسایش باشد تا بتواند محصل را برای کسب علم جذب کند و بر قدرت فهم و شعور او بیافزاید. همانطور که در ضرب‌المثل ملی ما گفته می‌شود: «درس معلم ار بوَد زمزمۀ محبتی، جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را».

اما حالا، بخصوص در دورۀ حاکمیت جمهوری اسلامی، با گشایش فوق‌العاده گستردۀ مؤسسات آموزشی خصوصی، مدارس غیرانتفاعی، کلاس‌های تقویتی، کلاس‌های کنکور و غیره، نظام آموزش و پرورش در کشور ما تا درجۀ ابتذال سقوط کرده است. نتایج ناهنجار کنکور سراسری این مدعا را بوضوح ثابت می‌کند. بگونه‌ای که طبق برخی برآوردها، بیش از ٨٠٪ آن خصوصی‌سازی شده و مانند قرون و اعصار گذشته به یک فرصت و یک کالای تجملی برای فرزندان اعیان و اشراف تبدیل گردیده است. از این رو است که، بجز شمار قلیلی از «اشراف‌زادگان»، سالانه ده‌ها هزار نفر از فارغ‌التحصیلان مؤسسات پولی به امان شرنوشت در کشور رها می‌شوند.

بدون وارد شدن به جزئیات سقوط و انحطاط نظام آموزشی کشور، در این یادداشت باز هم بر این خواستۀ به حق و عادلانه تأکید می‌کنم که دولت حاکم، باید بدون اتلاف وقت و به فوریت، تمام مؤسسات تحصیلی خصوصی را تابع وزارت آموزش و پرورش کشور سازد و اصل سی‌ام قانون اساسی را مو به مو به مورد به اجرا بگذارد.

یکی دیگر از ناترازی‌های چشمگیر نظام آموزشی در میهن ما عدم توجه تنوع در آموزش زبان‌های خارجی است. این، یک واقعیت آشکار است که تحصیل زبان خارجی در مدارس متوسطۀ ما بر اساس سیاست استعماری انگلیس، عمدتاً زبان انگلیسی است و تنوعی در آن دیده نمی‌شود. در صورتی که تنوع در آموزش زبان‌های خارجی به مردم ما امکان می‌دهد تا با علوم، ادبیات، تاریخ و فرهنگ ملل مختلف مستقیماً آشنا شوند. بنابراین، وزارت آموزش و پرورش موظف است در اسرع وقت، سیاست استعماری در آموزش زبان خارجی را کنار بگذارد و آموزش زبان‌های متعدد مثلاً آلمانی، فرانسوی، اسپانیولی، پرتغالی، چینی، روسی، ژاپنی، زبان‌های ملل آفریقا و غیره را در برنامۀ تحصیلی دورۀ متوسطه بگنجاند.

این خواسته، در نگاه اول، شاید به دلیل عادت و تسلط نظام تحصیلی استعماری، غریبه به نظر برسد. اما در اینجا هیچ چیز عجیب و غریبی وجود ندارد. این امر، به سهولت قابل انجام است. مثلاً، می‌توان کلیۀ مدارس کشور را به چند یا چندین گروه‌ تقسیم‌‌بندی کرد و در برنامۀ درسی هر گروه یک زبان خارجی مشخص گنجاند.   

گذشته از همۀ صحبت‌ها، جشن آغاز سال تحصیلی جدید ١۴٠٣- ١۴٠۴ را به دانش‌آموزان، دانشجویان و دانش‌پژوهان، به آموزگاران، معلمان، اساتید و کلیۀ فرهنگیان تبریک می‌گویم! باشد که همیشه جایی در زندگی برای کسب علم و دانش، افزایش قدرت فهم و خردورزی وجود داشته باشد که به آحاد جامعه کمک کند تا جمعیاً از عهدۀ مشکلات زندگی اجتماعی بر آیند.

اول مهر- میزان ١۴٠٣