
سقوط محتوم – رضا خسروی
( فرجام تمرکز عمودی ثروت در بستر مالکیت خصوصی )
دلائل و شواهد زیادی هست مبنی براینکه دیوانسالاری وال استریت: گرفتار نوعی عدم تحرک اقتصادی دنباله دار، یک بحران ساختاری تمام عیار، در آستانه سقوط محتوم – بزعم متولیان نوبتی نظم مستقر« پایان تاریخ »! از ریل خارج شده… سازگار با گرایش صادراتی سرمایه در دوران معاصر، می غلتد، غمزه می فروشد – وضع موجود، اولیگارشی مالی را بزک می کند. قانون نمی شناسد، حساب پس نمی دهد، به هیچ صراطی مستقیم نیست. مدتهاست که سرمایه داری، هرچه زور می زند، نمی تواند اشتغال ایجاد کند، مبادله کار و سرمایه برای ایجاد ( اضافه ارزش… ) را به سامان برساند. بازآفرینی خویشتن خویش را تضمین نماید. تردستی که نیست…
دیری که رژیم کارمزدی با مولفه های ساختاری خود در تناقضی آشکار قرار گرفته و رشد نیروهای مولد متناسب با داده های مادی و معنوی، امکانات علمی و فنی… در اوضاع و احوال جاری جهان را اجازه نمی دهد. در دام عدم تحرکت اقتصادی همه جانبه، پولی و مالی و صنعتی و تجاری، و با تمرکز عمودی ثروت و توسعه عرضی فقر، رشد معکوس تولید و مصرف، سوای تهدید و تحریم، تعرض و ویرانگری… از بحرانی به بحرانی دیگر، عمیق تر و همه جانبه تر، می غلتد و هر بار با کلی ضایعات جبران ناپذیر، اقتصادی و اجتماعی ببار می آورد…
قرائن نشان می دهد که سرمایه کور، فاقد عقل و شعور، بقول مارکس، کار مرده و متراکم، در ذات خود گریز پاست: درجا نمی زند، چون می پوسد، از میان می رود. پس باید مرتب بگردد، بازار گشائی کند – خرید و فروش، مبادله پول و کالا را، تسهیل نماید. نقدینه های آشکار و نهان را بکار اندازد، هرچه بیشتر اشتغال ایجاد کند، نیروهای مولد را افزایش دهد، بیش از پیش، مبادله کار و سرمایه برای ایجاد ( اضافه ارزش ) را توسعه داده و سرمایه سازی کند…
ولی نا گفته نماند که این غول کور، فاقد عقل و شعور… با ورد و جادو، آه و ناله ساده لوحان… تغییر مسیر نمی دهد. بدنبال نیروی کار ارزان، بازار فروش، منابع طبیعی، ذخائر مواد خام و انرژی در مناطق دور و نزدیک، سود و سود حداکثر در سطح ملی و بین المللی، گاهی در این و زمانی هم در آن منطقه مساعد تمرکز می یابد…
تاریخ مکتوب گواهی می دهد که چطور این غول کلفت و بیقواره، کارگران و دهقانان در سرزمین پایگاه را دوشید، خلق ها و ملت ها را چاپید، متکی بر یک عامل حقوقی – یعنی ( حق مالکیت خصوصی ) بر کار و ابزار، وسائل تولید اجتماعی… بازی را برد – رژیم کارمزدی بر خر مراد سوار شد. پس توپ و تشرهای امروزی بورژوازی « بالنده »! حکایت از استیصال دارد. همه می بینند که دمکراسی توطئه و حقه بازی… اصلا بسامان نیست. سرمایه داری – با ظاهری « استوار »!؟ در دوران حضیض… پا در هواست. گواینکه هنوز می تازد، ویران می کند… دیری است که این « مطلق محض »! امپراتوری پول به بن بست رسیده، در آستانه فروپاشی است.
رضا خسروی

