
رسانههای غربی در ایجاد این فجایع در خاورمیانه نقش داشتهاند
نوشته کیتلین جانستون
منتشر شده در مانتلی ریویو آنلاین
ایالات متحده و ایران در آستانه جنگ قرار دارند. اسرائیل و ایالات متحده در حال برنامهریزی یک حمله بزرگ به ایران هستند که به گفته خود بایدن ممکن است شامل حملات به تأسیسات نفتی ایران باشد. ایران اکنون اعلام کرده که دوران «خویشتنداری یکسویه» به پایان رسیده است و اگر ایالات متحده و اسرائیل به افزایش تنشها ادامه دهند، آماده است که تمامقد وارد عمل شود.
ارتش اسرائیل همچنان به کشتار غیرنظامیان در لبنان با حملات هوایی تحت حمایت آمریکا ادامه میدهد، در حالی که خبرهایی منتشر شده که نشان میدهد رهبر حزبالله، حسن نصرالله، کمی قبل از ترور او توسط اسرائیل، با یک آتشبس ۲۱ روزه با اسرائیل موافقت کرده بود. گزارشها حاکی از آن است که ایالات متحده از این توافق اطلاع داشت.
و البته اسرائیل همچنان روزانه دهها غیرنظامی را در غزه به قتل میرساند. ۹۹ نفر از کارکنان بهداشتی آمریکایی که در این منطقه داوطلبانه فعالیت میکردند، نامهای سرگشاده به رئیسجمهور خود نوشته و جزئیات هولناکی که شاهد آن بودهاند را شرح دادهاند و تخمین زدهاند که تلفات این حملات تا کنون بیش از ۱۱۸,۹۰۸ نفر بوده است.
و در این مقطع تاریخی، فکر میکنم خوب است که رسانههای غربی را به دلیل نقشی که در شکلگیری محیط سیاسی فعلی ایفا کردهاند و موجب وقوع چنین جنایات تحت حمایت غرب شدهاند، شایسته تقدیر بدانیم.
تمامی آنانی که در رسانههای جمعی برای اسرائیل دروغ گفته و دست به دستکاری زدهاند، مسیر را برای این وضعیت هموار کردهاند.
همه مفسران و گزارشگرانی که به مراتب بیشتر از کشتهشدگان اسرائیلی در ۷ اکتبر به شمار بیپایان کشتهشدگان عرب قبل و بعد از آن اهمیت دادهاند.
تمامی سردبیرانی که تیترهایی با زبان منفعل نظیر «کودک غزهای ناگهان در مسیرگلوله قرار گرفت» منتشر کردهاند تا مسئولیت اسرائیل در این قتلها را پنهان کنند.
همه آنانی که اخبار جعلی و اغراقآمیز درباره سر بریدن نوزادان و تجاوزهای جمعی را بدون هیچ تحقیقی به عنوان اخبار واقعی منتشر کردهاند.
همه کسانی که بدون هیچ نقدی ادعاهای ارتش اسرائیل و دولت این کشور را طوطیوار تکرار کردهاند و از بازنشر گفتههای فلسطینیان اجتناب کردهاند، مگر اینکه اسرائیل آن را تأیید کند.
تمامی افرادی که در نشستهای مطبوعاتی واشنگتن نتوانستهاند مقامات آمریکایی را برای دروغها و تحریفهایشان درباره فلسطین، لبنان و ایران به چالش بکشند.
تمام کسانی که بیانیههای مطبوعاتی کاخ سفید را به عنوان اخبار منتشر کردهاند و در آنها نشان دادهاند که بایدن چقدر از جنایات جنگی اسرائیل که عمداً جلوی آن را نمیگیرد، خشمگین و ناراحت است.
همه کسانی که در گزارشهای خود از گرسنگی و بیماری در غزه، این شرایط را مانند یک بلای طبیعی جلوه دادهاند، نه پیامد اجتنابناپذیر یک محاصره نظامی برنامهریزیشده توسط اسرائیل.
همه کسانی که حملات موشکی ایران به تأسیسات نظامی اسرائیل بدون تلفات را به شکلی وحشتناکتر و مهمتر از کشتارهای روزانه غیرنظامیان توسط اسرائیل جلوه دادهاند.
همه کسانی که بیچون و چرا عبارت «وزارت بهداشت تحت مدیریت حماس» را تکرار میکنند.
همه کسانی که حزبالله را بدون هیچ نقدی «سازمان تروریستی» مینامند.
همه نویسندگان سرشناس ستونهای نظری که به صورت بیوقفه برای جنایتهای اسرائیل توجیه میتراشند و غرب را به حمایت از خشونت بیشتر تشویق میکنند.
گزارشگرانی که به حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه «تحت حمایت ایران» میگویند اما هرگز از ارتش اسرائیل به عنوان «تحت حمایت آمریکا» یاد نمیکنند.
همه کسانی که دولت بایدن را به عنوان یک ناظر منفعل و بیمیل به جنایات اسرائیل معرفی میکنند، نه یک شرکتکننده فعال و مشتاق.
همه کسانی که حمله اسرائیل به لبنان را «عملیات زمینی محدود» مینامند، در حالی که روسیه را برای توصیف تهاجم به اوکراین به عنوان «عملیات نظامی ویژه» مسخره میکنند.
همه کسانی که بمبارانهای نقطهای و حملات ترور در لبنان را به عنوان دستاوردهای قهرمانانه اطلاعات فوقالعاده پیچیده جلوه دادهاند، در حالی که اگر کشوری مانند ایران یا روسیه چنین کاری انجام میداد، از شدت اعتراض دادشان بلند میشد.
همه کسانی که به دروغ کمک کردهاند این روایت را تقویت کنند که مخالفت با جنایتهای اسرائیل نشاندهنده شیوع «یهودستیزی» در جامعه ماست.
تمامی کارکنان رسانههای جمعی که به ساختن رضایت عمومی برای این فجایعی که در خاورمیانه شاهد آن هستیم کمک کردهاند، به اندازه کسانی که عملاً خشونت را اعمال میکنند، مسئول آنچه در آنجا اتفاق میافتد، هستند.
انگار که خودشان بمبها را انداخته و موشکها را شلیک کرده باشند.
انگار که خودشان ماشه تفنگهای تکتیراندازهایی که سر کودکان فلسطینی را نشانه گرفتهاند، کشیده باشند.
انگار که خودشان میلههای آهنی را در مقعد زندانیان فلسطینی فرو کرده باشند.
تبلیغاتچیهای رسانههای غربی به همان اندازه که ارتش اسرائیل برای حفظ این جنایات تحت حمایت غرب ضروری است، در این فجایع نقش دارند.
هرچقدر هم از این دستکاریکنندگان روانی نفرت داشته باشید، باز هم کمتر از آن چیزی است که شایسته آن هستند.

