
اسرائیل بدون مجازات ما را به خطر میاندازد
نوشته: جرمی کوربین
منتشرشده شده در مانتلی ریویو آنلاین
ترجمه جنوب جهانی
سرانجام حدود ساعت ۷ عصر به غزه رسیدیم. از آنجا که مسیر مستقیمی به غزه وجود ندارد، مجبور شدیم به قاهره پرواز کنیم و سپس به گذرگاه رفح برویم. تعداد ایستهای بازرسی اسرائیل را که عبور کردیم از دستم در رفته بود؛ این واقعیتی روزمره برای فلسطینیانی است که تحت آپارتاید زندگی میکنند. ما در بندر نزدیک منطقه رمال در شهر غزه اقامت داشتیم؛ از پنجره میتوانستم قایقهای گشتی اسرائیلی را ببینم که مانع از آن میشدند که ماهیگیران فلسطینی بیش از ۳ کیلومتر به دریا بروند.
صبح روز بعد، سفری کوتاه به اردوگاه پناهندگان الشاطی داشتیم. این اردوگاه که در ساحل مدیترانه و شمال غزه واقع شده، به «اردوگاه ساحلی» نیز معروف است. این اردوگاه در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد و در ابتدا حدود ۲۳۰۰۰ پناهنده را که به دلیل نکبت آواره شده بودند، اسکان داد. تا زمانی که من در سال ۲۰۱۳ از آن بازدید کردم، این تعداد به ۹۰۰۰۰ نفر رسیده بود که در زمینی به مساحت نیم کیلومتر مربع جمع شده بودند.
در داخل اردوگاه ساحلی، یک مدرسه ابتدایی وجود داشت. این مدرسه که توسط معلمانی فداکار و سختکوش اداره میشد، هدفش ایجاد فضایی برای کشف، موسیقی، تئاتر و هنر بود. برخی از کودکان کارهایشان را به من نشان دادند. نقاشیهایی از هواپیماها، حصارها و بمبها وجود داشت. اما نقاشیهای دیگری هم بود: از والدین، برادران، خواهران و دوستانشان.
اردوگاه ساحلی در روزهای ۹ و ۱۲ اکتبر سال گذشته بمباران شد. چهار مسجد تخریب و حداقل ۱۵ نفر کشته شدند. در ۲۲ ژوئن، این اردوگاه دوباره بمباران شد و ۲۴ نفری که برای نماز جمع شده بودند، کشته شدند.
نمیدانم که آیا مدرسه ابتدایی هنوز پابرجاست یا نه. وقتی خبر بمباران غزه را میشنوم، به کودکانی فکر میکنم که ملاقات کردم و نمیدانم آیا آنها هنوز زندهاند. در دنیایی عادلانه، آنها باید برای جشن تولد هجدهم خود برنامهریزی کنند، برای امتحانات درس بخوانند و با والدینشان سر میز شام بحث کنند. اما دنیای ما عادلانه نیست. آیا آنها در حال سوگواری برای عزیزانی هستند که روزی نقاشیشان را کشیده بودند، یا اینکه زیر آوار، همراه با رویاهای کودکیشان دفن شدهاند؟
پس از حمله حماس، بسیاری از ما خواستار آتشبس فوری شدیم تا از تلفات بیشتر جلوگیری شود. ما خواستار آرامش و کاهش تنش در پی این وحشت غیرقابل تصور شدیم و به رهبران سیاسی خود هشدار دادیم که اظهارات خونخواهانه پیامدهایی برای ماهها، سالها و نسلهای آینده خواهد داشت.
یک سال بعد، شمار کشتهشدگان در غزه از ۴۱۰۰۰ نفر فراتر رفته است. این شامل کسانی نمیشود که زیر آوار مدفون شدهاند یا کسانی که احتمالاً از سوءتغذیه، جراحات و عفونت جان خواهند باخت. تخمینهای نشریه لنست تعداد واقعی را ۱۸۶,۰۰۰ نفر برآورد میکند. این یعنی ۱ نفر از هر ۱۲ نفر در غزه، به نام دفاع از خود، گرسنگی میکشند و قتلعام شدهاند. هر کدام نام، چهره و داستانی دارند. در گورهای بینام، هنرمندانی آرمیدهاند که نقاشیهایشان را هرگز نخواهیم دید، نویسندگانی که کتابهایشان را هرگز نخواهیم خواند و معلمانی که درسهایشان را هرگز نخواهیم آموخت.
ما باید به دنبال عدالت برای تمام جنایات جنگیای باشیم که در سال گذشته شاهد بودیم. اما در عوض، اسرائیل هزاران نفر را در لبنان قتلعام میکند، زیرا بدون هیچ مجازاتی مجاز به عمل است. دولت ما ماشین جنگ را تقویت کرده و بیتفاوتی آنها به زندگی انسان، همه ما را به خطر انداخته است. تمام اینها کاملاً قابل اجتناب بود، اگر رهبران سیاسی تمایل به رعایت قوانین بینالمللی داشتند.
بدون کاهش تنش بیشتر، وحشتی غیرقابل تصور در پیش است. اما در حالی که در آستانه یک جنگ منطقهای بزرگ ایستادهایم، فراموش نکنید کسانی را که در پس این جنگ کشته شدند. فراموش نکنید آنچه از ما برای همیشه گرفته شده است. فراموش نکنید مردم غزه را، جایی که نسلکشی بیوقفه ادامه دارد.
ما به راهپیمایی خود ادامه میدهیم زیرا نمیخواهیم یاد فلسطینیان از بین برود. ما همچنان خواستار توقف فروش تمام سلاحها به اسرائیل هستیم. ما همچنان از تنها راه رسیدن به صلحی عادلانه و پایدار دفاع میکنیم: پایان اشغال فلسطین. پس از یک سال نسلکشی، ممکن است از خود بپرسیم چرا با وجود نشنیده شدن خواستههایمان، همچنان ادامه میدهیم. تا زمانی که فلسطینیانی هستند که رویای آزادی دارند، چه انتخاب دیگری داریم؟
به یاد دارم، در راه بازگشت از اردوگاه ساحلی، از کنار یک پروژه کشاورزی گذشتیم. این پروژه ۵۰ هکتار از یک شهرک اسرائیلی سابق را خریداری کرده بود. تمام ساختمانها توسط کسانی که آنجا را ترک کرده بودند تخریب شده بود و فلسطینیها آوار را به مزرعهای تعاونی تبدیل کرده بودند. به من گفتند، به زودی، زیتونها و میوهها رشد خواهند کرد. هرگز امیدم را از دست نخواهم داد که این زیتونها و میوهها در یک فلسطین آزاد و مستقل رشد خواهند کرد.

