با صهیونیست ها بحث نکنید آنان را تحریم کنید.

نویسنده: ویکتور د کورئا لوگو.
المیادین
ترجمه جنوب جهانی


آیا واقعاً می‌توانیم خود را از بحث درباره یک نسل‌کشی در حال وقوع کنار بکشیم؟
رادیوی دانشگاه ملی کلمبیا من را به یک میزگرد درباره فلسطین دعوت کرد، امروز ۷ اکتبر، اما آن‌جا با اکثریت رسانه‌ای صهیونیسم روبرو شدم:
۱. به من اطلاع داده نشد که دیگر مهمانان چه کسانی هستند، یکی از آن‌ها سخنگوی برخی از جوامع یهودی کلمبیا، مارکوس پکل، و یکی از الهام‌بخش‌های اصلی صهیونیسم بومی بود. او خود به صهیونیست بودن اعتراف کرده است.
من قبلاً با آن‌ها بحث می‌کردم، اما بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دیگر این کار را نمی‌کنم و نخواهم کرد. من آن دیدگاه برخی از «طرفداران فلسطین» را که باور دارند دادن تریبون به کسانی که از یک نسل‌کشی آشکار حمایت می‌کنند یا آن را توجیه می‌کنند و یا در برابر آن سکوت می‌کنند، کار درستی است، نمی‌پذیرم؛ این بی‌طرفی، حداقل برای من، شرم‌آور است.
۲. مقدمه‌ی گروه کار بیش از حد محافظه‌کارانه بود. ترس از این‌که یک نسل‌کشی را با نام خودش بخوانند، حتی از واژه‌ی «اشغال» هم استفاده نکردند، با اینکه حقوق بین‌الملل این وضعیت را به رسمیت می‌شناسد و هیچ اشاره‌ای به ۷۵ سال گذشته نکردند.
یک رادیوی دانشگاهی که دروس حقوق و تاریخ را تدریس می‌کند، باید حداقل اندکی از شرافت برخوردار باشد و به عناصر حقوقی و تاریخی بسیار مستند (نه دینی، بلکه از قرن نوزدهم به بعد) در تهیه برنامه‌های خود توجه کند.
۳. ما چهار مهمان بودیم. نفر اول، بیشتر شبیه یک فرد سردرگم بود؛ نماینده‌ای شایسته از مواضع بی‌طرفانه که تقریباً گفت که حقیقتی وجود ندارد و تنها تفسیرهایی مطابق با «نگرش ایدئولوژیک» داریم. نفر دوم تمام ماجرا را به ۷ اکتبر و قربانیان «اسرائیل» محدود کرد. نفر چهارم، یعنی پکل، (من نفر سوم بودم) خزعبلات پکل را نمی‌خواستم بشنوم، چون این من هستم که تصمیم می‌گیرم که با چه کسی بحث کنم.
۴. سه به یک، خوب، در واقع چهار به یک، اگر گروه کار را هم به حساب بیاوریم؛ این به هیچ وجه یک بحث دموکراتیک نیست، چیزی که دانشگاه ملی کلمبیا به آن افتخار می‌کند. تنظیم یک «روایت» و مسلط کردن آن در بحث، یعنی تقلیل دادن دیگری به یک ناظر بی‌اهمیت.
مشکل اصلی این است که صهیونیسم در بسیاری از نقاط جهان همین کار را می‌کند: پر کردن بحث از دروغ‌ها و مظلوم‌نمایی‌ها، و سپس گرفتار کردن طرف مقابل در میان این کلاف سردرگم از ابهامات، بدون دادن زمان و فرصت برای توضیح دقیق و شفاف.
۵. من، به نوبه‌ی خود، تصمیم گرفتم به یادآوری این نکات بپردازم: که ۷۶ سال اشغال وجود دارد، که این اشغال غیرقانونی است طبق نظر دیوان بین‌المللی دادگستری، که این موضوع از زمان ابراهیم آغاز نشده بلکه در اواخر قرن نوزدهم شروع شده است.
همچنین یادآوری کردم که هزاران غیرنظامی کشته شده‌اند، ۱۶ هزار کودک فلسطینی به قتل رسیده‌اند، ۱۶۰ زن هر روز در شرایط رقت‌بار زایمان می‌کنند، مقاومت تنها یک گروه نیست بلکه ۱۴ گروه است، و حقوق بین‌الملل حق مقاومت را به رسمیت می‌شناسد، و بسیاری نکات دیگر. سپس خارج شدم چون نمی‌خواستم حضورم تأییدکننده‌ی صهیونیست‌ها باشد.
بحث‌ها با صهیونیسم رسانه‌ای
۶. بحث‌های اساسی حداقل سه مورد هستند. آیا رسانه‌های به‌اصطلاح «شرافتمند» کلمبیایی واقعاً چنین هستند؟ روزنامه ال اسپکتادور در یک سرمقاله اعلام کرد که از واژه «نسل‌کشی» استفاده نخواهد کرد چون هیچ دادگاهی این واژه را تأیید نکرده است.
می‌توان درباره اصل برائت و دادرسی عادلانه بحث کرد، اما یک واقعیت آشکار را نمی‌توان انکار کرد. به عبارت دیگر، می‌توان درباره قاتل بودن یا نبودن فردی بحث کرد، اما نمی‌توان جسدی که جلوی چشمان ما است را انکار کرد چون یک قاضی هنوز مرگ آن را تأیید نکرده است.
مجله کامبیو به سردبیری دنیل کورونل، که خودش یهودی است، نیز امیدی نیست. برای آن‌ها، همه چیز از ۷ اکتبر آغاز شده است و به گفته‌ی خود کورونل، «اسرائیل» ظاهراً «حق دفاع از خود» را دارد، برخلاف آنچه حقوق بین‌الملل می‌گوید.
برخی خوانندگان کامبیو باور دارند که نرم‌افزار پگاسوس ساخته‌ی پترو است، گرچه شخصاً به رئیس‌جمهور پترو، در اواخر سال ۲۰۲۳، نیاز به عدم واگذاری حاکمیت سایبری خود به دست صهیونیست‌ها را گوشزد کردم. اکنون، یک رسانه سوم، یعنی رادیوی دانشگاه ملی، بازی صهیونیست‌ها را به پیش می‌برد.
فقط یک جمله در مورد رسانه‌های غالب: La W اعلام کرد که در حمله ایران به «اسرائیل» تمام موشک‌ها رهگیری شده‌اند؛ این مسخره است، به‌ویژه زمانی که سه روزنامه مهم اسرائیلی خودشان به خسارات وارده از سوی ایران اذعان کرده‌اند.
۷. بحث بزرگ دیگر این است که دانشگاه در برابر یک نسل‌کشی کجا ایستاده است؟ به یکی از دوستان دانشگاهی‌ام در کلمبیا اجازه ندادند در دانشگاه دیگری درباره غزه صحبت کند، «چون غزه یک موضوع دانشگاهی نیست».
به این مساله، آزار و اذیت استادان در دانشگاه‌های ایالات متحده، اروپا و کلمبیا نیز اضافه می‌شود. من می‌دانم که لابی یهودی بومی ده سال پیش خواستار اخراج من شده بود، وقتی که من استاد دانشگاه بودم.
۸. مدیریت فعلی دانشگاه ملی از دانشجویانی که یک کمپین حامی فلسطین راه انداخته بودند خواست تا آن را جمع کنند. دانشجویان خواستار این بودند که دانشگاه، بر مبنای حقوق بین‌الملل و ارزش‌هایی که ادعا می‌کند، همکاری‌هایش را با دانشگاه بن گوریون در «اسرائیل» متوقف کند.
در نهایت، کمپین پس از تهدید به اقدامات قضایی (به گفته خود دانشجویان) جمع شد.
این نوع تحریم‌ها، اعم از اقتصادی، دیپلماتیک و دانشگاهی، به‌طور قابل‌توجهی به سقوط رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی کمک کرد. اما تا امروز، دانشگاه ملی به همکاری‌های خود با دانشگاه بن گوریون ادامه می‌دهد.
۹. بله، می‌دانم درباره من چه می‌گویند، تا جایی که اگر من بگویم که ۲+۲ می‌شود ۴، این حرف هم معتبر نخواهد بود چون «نقطه نظر» من از نظر اخلاقی قابل قبول نیست و فهرستی طولانی از بدگویی‌ها. باید بگویم که از دسامبر ۲۰۱۷ دیگر استاد دانشگاه ملی کلمبیا نیستم، یعنی حدود ۷ سال است.
مشکل این است که این ایده جا افتاده که «آزادی بیان» نیاز به تأیید افراد برتر دارد و دیگر از جهانی‌بودن حقوق بشر خبری نیست. آیا واقعاً می‌توانیم خود را از بحث درباره یک نسل‌کشی در حال وقوع کنار بکشیم؟
به عبارت دیگر، حتی اگر من یک «هیولا» باشم، این حقیقت را تغییر نمی‌دهد که یک نسل‌کشی در حال رخ دادن است، استفاده «اسرائیل» از فسفر سفید، هزاران فلسطینی کشته شده، تخریب خانه‌ها، غیرقانونی بودن اشغال و بسیاری دیگر.
می‌فهمم که برای بسیاری «حقیقت نسبی است»، و خلوص اخلاقی ضروری است (مثلاً خلوص اخلاقی صهیونیست‌ها). من را به آتش بسپارید، اما واقعیت را انکار نکنید که در همین لحظه «اسرائیل» در حال کشتن یک فلسطینی دیگر است. برای برخی، یک هیولای احتمالی بدتر از یک نسل‌کش قطعی است. چنین پیش می‌رویم.
من خبر نیستم، نمی‌توانم خبر باشم و مخصوصاً امروز، خبر واقعی نسل‌کشی اسرائیل علیه مردم فلسطین است.

منبع: المیادین