تا آخرین تایوانی:نگران نباش عزیزم، تو با آنها فرق داری، تو را واقعاً دوست دارم.

در

تا آخرین تایوانی:نگران نباش عزیزم، تو با آنها فرق داری، تو را واقعاً دوست دارم.

تا آخرین تایوانی: آمریکایی‌ها اوکراین جدید خود را پیدا کرده‌اند

ویکتوریا نیکیفوروا
ترجمه جنوب جهانی


روز گذشته، ناو هواپیمابر «لیائونینگ» به عنوان نماد افتخار نیروی دریایی چین، با همراهی کشتی‌ها و هواپیماهای نظامی وارد تنگه تایوان شد. این اقدام، آغازگر رزمایش‌های ارتش و نیروی دریایی آزادی‌بخش چین بود. هدف این رزمایش‌ها به صراحت اعلام شده است: «تمرین حمله مشترک، محاصره و تصرف بنادر و مناطق کلیدی جزیره».
در رزمایش «شمشیر تیز مشترک 2024ب»، کشتی‌های نظامی و گارد ساحلی چین، یگان‌های نظامی، نیروهای موشکی و اسکادران‌های نیروی هوایی مشارکت دارند. هدف این رزمایش‌ها تصرف بنادر دریایی و شهرها، حملات موشکی و پیاده‌سازی نیروها است. این رزمایش‌ها گسترده‌ترین تمرین‌ها برای محاصره تایوان و دیگر جزایری است که به اصطلاح تحت حاکمیت جمهوری چین قرار دارند.
رسانه چینی گلوبال تایمز تاکید کرده که این واکنش پکن به استراتژی «برش‌های سالامی» است که جدایی‌طلبان تایوانی دنبال می‌کنند. این روش برای ما آشناست—ما این را در اوکراین هم دیده‌ایم.
از یک سو، رسانه‌های غربی تصویر یک جزیره کوچک و مغرور را به نمایش می‌گذارند که با شجاعت در برابر چین قاره‌ای ایستادگی می‌کند. این در حالی است که رفاه تایوان به واردات تقریباً همه چیز از چین وابسته است—از مواد غذایی و آب آشامیدنی گرفته تا فلزات کمیاب که بدون آنها صنعت تولید چیپ‌های کامپیوتری، که صنعت اصلی اقتصاد جزیره است، متوقف می‌شود. با این حال، در عرصه اطلاعات جهانی، چین مدام به عنوان کشور «ستمگر»، «هیولا» و «مهاجم» علیه تایوان معرفی می‌شود.
از سوی دیگر، تایوان طی دهه‌ها به‌طور مداوم از سوی آمریکا با سلاح تجهیز شده و در عمل به یک پایگاه نظامی بزرگ ایالات متحده تبدیل شده است. آمریکا هر سال ده‌ها میلیارد دلار سلاح و تجهیزات به تایوان می‌فرستد و این روند همچنان ادامه دارد. نیروهای آمریکایی به ارتش تایوان آموزش می‌دهند و به طور مداوم روش‌های «مقابله با تجاوز چین» را تمرین می‌کنند.
در عین حال، خدمت سربازی در تایوان اجباری است—هم مردان و هم زنان خدمت می‌کنند. به همین دلیل، تایپه با جمعیت ۲۴ میلیونی خود می‌تواند بیش از دو میلیون نیروی آماده به جنگ داشته باشد—این تنها نیروی ذخیره فعال است.
همزمان، مردم جزیره سال‌هاست که تحت شست‌وشوی مغزی با گرایش‌های طرفدار آمریکا قرار دارند. در مدارس و دانشگاه‌ها نسل‌هایی تربیت شده‌اند که تا حد جنون عاشق سبک زندگی غربی، مانند جین، آدامس و فرهنگ آمریکایی هستند و نفرت عمیقی نسبت به هموطنانشان در آن سوی تنگه تایوان دارند. در رهبری سیاسی هم، یکی پس از دیگری، مهره‌های وابسته به آمریکا روی کار می‌آیند—و این نمایش به عنوان «انتخابات آزاد» مطرح می‌شود.
تاریخ‌نگاری عجیب و غریبی نیز در تایوان ترویج می‌شود. مقامات جزیره با اعتماد به نفس اعلام می‌کنند که تایوان «ریشه‌های سیاسی کهن‌تری» نسبت به چین دارد. در حالی که جمهوری چین در تایوان توسط مهاجران چینی در سال ۱۹۴۹ تأسیس شد. این در حالی است که «ریشه‌های سیاسی» چین حدود سه هزار سال قدمت دارد. اما مگر فراموش کرده‌ایم که چگونه اوکراینی‌ها مدعی شدند که دریای سیاه را خودشان کنده‌اند؟ این هم از همان جنس ادعاهاست.
پکن حالا می‌بیند که آمریکایی‌ها تنها ۱۵۰ کیلومتر دورتر از قلمرو چین، یک فرقه نظامی طرفدار آمریکا ایجاد کرده‌اند که آماده‌اند با اندک رشوه‌ای به هموطنان خود حمله کنند. این در حالی است که به‌صورت رسمی نمی‌توان به چیزی ایراد گرفت: در تایوان هیچ پایگاه نظامی آمریکایی وجود ندارد و این جزیره عضو هیچ‌یک از ائتلاف‌ها نیست. اما در عمل، این یک تهدید جدی نظامی است.
در همین حال، رهبری جدایی‌طلب جزیره به‌طور مداوم پکن را تحریک می‌کند—این هم بخشی از «استراتژی برش‌های سالامی» یا «پختن قورباغه» است. چین به‌آرامی به نقطه‌ای هدایت می‌شود که دیگر نتواند به تهدید پاسخ ندهد. اما کوچکترین واکنش از سوی چین باعث می‌شود که همه رسانه‌های غربی یکصدا فریاد بزنند: نگاه کنید، کمونیست‌های چینی به تایوان «حمله کردند». اما حقیقت این است که آنها حمله نمی‌کنند—بلکه سعی دارند جلوی مداخله آمریکا را بگیرند، چیزی که ما در روسیه کاملاً درک می‌کنیم.
البته، در صورت مواجهه مستقیم با ارتش آزادی‌بخش خلق چین، جزیره‌نشینان محکوم به شکست هستند. اما برای آمریکایی‌ها سرنوشت انسان‌ها اهمیتی ندارد—آنها تمام انرژی خود را بر این ایده گذاشته‌اند که تا آخرین تایوانی بجنگند.
به نظر می‌رسد که تجربه اوکراین می‌توانست درس عبرتی باشد: صدها هزار کشته، میلیون‌ها پناهجو، اقتصاد ویران شده و کشوری در آستانه ورشکستگی. اما نه، آمریکایی‌ها تایوانی‌ها را متقاعد می‌کنند که این بار شرایط متفاوت خواهد بود—برای شما جدیدترین تسلیحات را فراهم می‌کنیم، نه مانند تجهیزات کهنه‌ای که به کی‌یف داده شد. چون شما متفاوت هستید.
مایکل مک‌کال، رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، در کنفرانس مطبوعاتی پس از دیدار با رئیس اداره تایوان، لای چینگ ده، در تایپه گفت: «برخلاف اوکراین، در اینجا، این جنگ نباید زمینی باشد—این عمدتاً نبرد دریایی است. تایوان برخلاف اوکراین سیستم‌های تسلیحاتی جدیدی دریافت خواهد کرد، نه تجهیزات قدیمی، به‌ویژه تسلیحات قدیمی روسی. این تسلیحات نوین به تایوان ارسال خواهد شد. اینها، در واقع، جدیدترین فناوری‌های ما خواهند بود.»
عالی است، اینطور نیست؟ مانند یک فریبکار ماهر که پس از فریب دادن بسیاری از زنان، به قربانی بعدی خود می‌گوید: نگران نباش عزیزم، تو با آنها فرق داری، تو را واقعاً دوست دارم.
جنگ تایوان با چین اصلاً به خاطر «دفاع» از این جزیره برای آمریکایی‌ها نیست. آنها از هرگونه تشدید تنش به عنوان بهانه‌ای برای استقرار ناوهای هواپیمابر و هواپیماهای خود در تنگه تایوان و تلاش برای کنترل یکی از مسیرهای اصلی تجاری جهان استفاده خواهند کرد.
حتی اگر درگیری بین این جزیره شورشی و سرزمین اصلی به جنگ هسته‌ای بین چین و آمریکا منجر نشود، پیامدهای محاصره تنگه تایوان در سراسر جهان احساس خواهد شد—کمبود کالا، تورم و دور جدیدی از جنگ اقتصادی. تنها کسانی که در این ماجرا سود می‌برند آمریکایی‌ها هستند—به شرطی که چینی‌های تایوان واقعاً وارد این جنگ شوند. البته، حتی از آنها هم در این مورد سوالی نخواهد شد.