
جنگ با اسرائیل نیست، بلکه با ایالات متحده است
آگوستو زامورا
ترجمه جنوب جهانی
در این زندگی پر از عدم قطعیت، شناسایی موضوع اصلی بسیار ضروری است. این کار به ما کمک میکند تا فریب نخوریم و خود را فریب ندهیم؛ گاهی به دلیل ناآگاهی و بیشتر اوقات به دلیل بمباران رسانهای که باعث میشود رنگ سبز را قرمز و رنگ سیاه را نارنجی ببینیم. موضوع مورد بحث ما نسلکشی در غزه، حمله به لبنان و جنگ در حال وقوع بین اسرائیل و ایران است. بنابراین، لازم است که به بررسی بازیگران اصلی – ایران و اسرائیل – بپردازیم تا دریابیم موضوع چیست و واقعاً چه کسانی هستند که خُرکها را حرکت میدهند و ما را با عروسکهای خیمهشب بازی فریب میدهند.
اسرائیل
بیایید با اسرائیل شروع کنیم، که احتمالاً یکی از بزرگترین دروغها در هشتاد سال اخیر است. باید به عنوان نقطه شروع اشاره کنیم که اسرائیل به عنوان یک کشور کوچک در حقوق بینالملل شناخته میشود. این اصطلاح نه توهینآمیز است و نه منفی، بلکه صرفاً یک دستهبندی بر اساس اندازه جغرافیایی یک کشور است. اسرائیل ۲۶,۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد، که کمی بیشتر از السالوادور (۲۱,۰۰۰ کیلومتر مربع) و مشابه با مقدونیه شمالی (۲۵,۷۱۳ کیلومتر مربع) است. کشور بوتان تقریباً دو برابر آن اندازه دارد (۴۵,۰۰۰ کیلومتر مربع). هیچکس در قاره آمریکا السالوادور را به عنوان یک قدرت جهانی نمیداند و واقعاً یک السالوادوری اگر کسی بگوید که کشورش قدرت جهانی است، میخندد. وضعیت مقدونیه شمالی نیز همینطور است؛ این کشور به اندازه یک نخود در مزارع اروپا وزن ندارد. درباره بوتان نیز باید گفت که بیشتر از تولید ناخالص داخلی آن، شاخص شادی سرانه ساکنانش اهمیت دارد.
همانطور که در جغرافیای سیاسی (یا ژئوپولیتیک) آموزش داده میشود، اندازه جغرافیایی تعیینکنندهای در شکلگیری سطوح قدرت یک کشور دارد. هرچه وسعت سرزمینی بیشتر باشد، منابع طبیعی و زمینهای حاصلخیز بیشتری وجود دارد. روسیه به دلیل وسعت سرزمینش همواره یک قدرت بزرگ بوده و خواهد بود. سیاستهای شوروی برای تبدیل یک امپراتوری بیسواد به یکی از تحصیلکردهترین ملتهای جهان نیز تأثیر زیادی داشته است. چینیها نیز همین مسیر را دنبال کردند و چین را به آنچه امروز هست تبدیل کردند. در هند نیز وضعیتی مشابه وجود دارد، هرچند نه بشدت شورویها و کمونیستهای چینی، که این موضوع توضیحدهنده عدم تعادلهای داخلی موجود است، اما این امر از سطح توسعه عمومی کشور نمیکاهد.
لازم به ذکر است که وسعت تنها عامل تعیینکننده نیست. کانادا، دومین کشور بزرگ جهان از نظر وسعت، به خاطر منابع طبیعیاش ثروتمند است. صادرات اصلی آن شامل نفت خام (۱۲۳ میلیارد دلار)، گاز نفتی (۲۴.۳ میلیارد دلار)، نفت تصفیهشده (۱۷.۲ میلیارد دلار) و طلا (۱۴.۷ میلیارد دلار) است که تقریباً همه آنها به ایالات متحده صادر میشود (۷۹% کل صادرات). از طرف دیگر، ۹۰% خاک کانادا خالی از سکنه است و تقریباً تمام جمعیتش در مرز با ایالات متحده زندگی میکنند که این موضوع توضیحدهنده این است که کانادا عملاً یک دنبالچه برای ایالات متحده محسوب میشود.
ایران
ایران با ۱,۷۸۰,۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت، تقریباً به اندازه مکزیک است و دارای ۹۰ میلیون نفر جمعیت است. جغرافیای متنوع ایران امکان توسعههای مختلفی را فراهم کرده؛ از کشاورزی و شیلات گرفته تا پیشرفتهای علمی و فناوری، که بر پایه منابع انرژی وسیع آن بنا شدهاند. ایران بیشتر تسلیحات مورد نیاز خود را تولید کرده و با سرمایهگذاری در علم و فناوری، به عنوان پیشرفتهترین کشور مسلمان شناخته میشود؛ همه اینها با وجود تحریمهای اقتصادی شدید اعمال شده بر آن.
بدون شک میتوان گفت که ایران بزرگترین قدرت خاورمیانه است؛ چراکه دارای استقلال نظامی، علمی، فنی، صنعتی و انرژی بالایی است. این عوامل تعیینکننده قدرت واقعی یک کشور هستند و تفاوت بین کشورهای وابسته به قدرتهای بزرگتر و کشورهای مستقل واقعی را مشخص میکنند. ایران یک قدرت مستقل است؛ اما اسرائیل تنها یک ابزار وابسته است. بدون حمایت ایالات متحده، اسرائیل فقط یک سگ کوچک است که در برابر یک شیر پارس میکند.
قدرت یا ظاهرسازی آن
بیایید توضیح بیشتری درباره اینکه چه چیزی به معنای قدرت است و چه چیزی فقط ظاهرسازی آن. عربستان سعودی دارای کوهی از منابع اقتصادی است که از ذخایر انرژی وسیعش ناشی میشود، که یکی از بزرگترینهای جهان به شمار میرود. اما عربستان فقط همین است، یک کوه پول. تمام تسلیحاتش از ایالات متحده و به میزان کمتری از کشورهای دیگر تأمین میشود. برای استفاده از این تسلیحات، نیاز به مجوز ایالات متحده دارد. به دلیل جغرافیای بیابانیاش، تقریباً همه چیز را وارد میکند، از سیمان گرفته تا پیاز.
ضعف ساختاریاش در حمله جنایتکارانهاش به یمن نمایان شد که نه تنها به شکست انجامید (این جنگ برای عربستان مانند افغانستان بود: تسلیحات مدرن در برابر شورشیان با سلاحهای ابتدایی)، بلکه مجبور شد آن را متوقف کند زمانی که پهپادهای یمنی شروع به تخریب خطوط لوله و تأسیسات نفتیاش کردند. این یک کابوس برای ریاض بود. نه تنها جنگ بسیار پرهزینه بود، زیرا هر گلولهای که شلیک میشد وارداتی بود، بلکه یمنیها میتوانستند به تنها منبع ثروت عربستان آسیب جدی بزنند. جنگ به پایان رسید؛ به خاطر چند صد پهپاد نسبتاً ارزان.
حالا بیایید به اسرائیل بپردازیم. اسرائیل ۲۶,۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۷.۵ میلیون نفر جمعیت یهودی (به طور رسمی؛ در واقع تعداد کمتری هستند زیرا در سال گذشته بیش از نیم میلیون یهودی به کشورهای خود بازگشتهاند) دارد. در این سرزمین کوچک هیچ معدنی وجود ندارد، زمینهای حاصلخیز کافی در دسترس نیست و آب یک منبع بسیار کمیاب است و بدتر از همه اینکه باید این منابع را با هشت میلیون فلسطینی تقسیم کنند. آیا متوجه شدید؟ اگر اسرائیل به حال خود رها شود، تقریباً برای غذا خوردن هم منابع کافی نخواهد داشت. سیلاب کمکهای خارجی است که به آنها اجازه میدهد با تنفس مصنوعی زنده بمانند. به عبارت دیگر، اسرائیل یک کشور مصنوعی است که وجودش وابسته به کمکهای خارجی گسترده است.
پول از کجا میآید؟
بیایید با آلمان شروع کنیم. در سال ۱۹۵۲ توافقنامه لوکزامبورگ امضا شد که علاوه بر برقراری روابط دیپلماتیک، پرداختهای غرامت آلمانیها به اسرائیل نیز مورد توافق قرار گرفت. از آن زمان تا سال ۲۰۲۱، پرداختهای آلمان به اسرائیل بیش از ۸۰ میلیارد یورو بوده است. علاوه بر این پرداختهای مستقیم، آلمان متعهد شده است که کمکهای اقتصادی و فنی متعددی به اسرائیل ارائه دهد، از جمله تقویت نظامی آن. تمامی زیردریاییهایی که رژیم صهیونیستی دارد، توسط آلمان اهدا شدهاند و اکنون نیز متعهد شده است که سه زیردریایی مدرن دیگر به ارزش هر کدام ۳.۵ میلیارد دلار اهدا کند.
حالا نوبت ایالات متحده است. از سال ۱۹۴۸، اسرائیل ۳۳۰ میلیارد دلار فقط در کمکهای نظامی از ایالات متحده دریافت کرده است. این کشور بدون شک بزرگترین دریافتکننده کمکهای خارجی ایالات متحده در جهان است. هر سال اسرائیل بیش از ۳ میلیارد دلار کمک نظامی ثابت از ایالات متحده دریافت میکند، جدا از کمکهایی که در مواقع اضطراری دریافت میکند.
اخیراً سنای ایالات متحده یک لایحه کمک خارجی به مبلغ ۹۵ میلیارد دلار را تصویب کرد که ۱۴ میلیارد دلار آن برای اسرائیل خواهد بود. طبق گزارش «تایمز اسرائیل»، حدود ۵.۲ میلیارد دلار برای سیستمهای ضد موشکی و تهدیدات هوایی دیگر اختصاص خواهد یافت. چهار میلیارد دلار دیگر نیز برای خرید سیستمهای ضد موشکی کوتاهبرد برای سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» استفاده خواهد شد.
از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حمایت نظامی گستردهای از ایالات متحده دریافت کرده است. تا دسامبر همان سال، ایالات متحده ۲۳۰ هواپیمای باربری و ۲۰ کشتی حامل سلاح و تجهیزات نظامی ارسال کرده بود. طبق گزارشی از «وال استریت ژورنال»، مهمات ارسال شده شامل موارد زیر بود:
بیش از ۵,۴۰۰ بمب MK84 و ۵,۰۰۰ بمب MK82 غیرهدایتشونده.
۱,۰۰۰ بمب کوچک GBU-39 و حدود ۳,۰۰۰ مهمات حمله مستقیم مشترک.
۱۵,۰۰۰ بمب و ۵۷,۰۰۰ گلوله توپخانهای.
در ماههای اخیر، ایالات متحده بیش از ۱,۰۰۰ بمب MK82 با وزن ۵۰۰ پوند (۲۲۷ کیلوگرم) ارسال کرده است.
همچنین گزارشهایی مبنی بر ارسال فتیلههای بمب FMU-139 نیز وجود دارد.
ایالات متحده تقریباً ۲۱,۰۰۰ موشک هدایتشونده دقیق از اکتبر ۲۰۲۳ ارسال کرده است.
انواع مختلف مهمات و سلاحها نیز شامل دهها هزار گلوله توپخانهای ۱۵۵ میلیمتری و دوصد پهپاد کامیکازه ارسال شدهاند.
به همه اینها باید نمایش نظامی عظیم ایالات متحده و متحدان آتلانتیکیاش در منطقه را اضافه کرد؛ هزینه این نمایش (یک ساعت گشتزنی با F-35 ممکن است تا ۴۵,۰۰۰ دلار هزینه داشته باشد) نشاندهنده این است که ایالات متحده صدها میلیون دلار در ماه صرف ترساندن دشمنان اسرائیل میکند.
پس اسرائیل چیست؟
اسرائیل یک دنبالچه برای ایالات متحده است، نه یک قدرت نظامی بزرگ مستقل. ایده اینکه «اسرائیل بزرگترین قدرت نظامی منطقه است» یک ساختار تبلیغاتی است و آنهم بدون هیچ پایه واقعی. اسرائیل در خاورمیانه دولتی خیالی است که نیروهایی را مستقر میکند که اگر نبود، ایالات متحده باید آنها را مستقر کند. با حمایت مالی، تسلیحاتی و هرگونه کمکی به وجود یک دولت خیالی، ایالات متحده عملاً بزرگترین ناو هواپیمابر زمینی خود را در منطقه نفت و گاز حفظ میکند.
نقش اسرائیل به عنوان نگهبان منافع آمریکاییها با تغییر جهت عربستان سعودی به سمت چین -که امروز مشتری اصلیاش محسوب میشود- و افزایش اتحاد بین روسیه و ایران دوباره مورد توجه قرار گرفته است.
خلاصه: اسرائیل تا زمانی دوام خواهد آورد که ایالات متحده دوام آورد. وقتی قدرت آمریکایی کاهش یابد، اسرائیل سرنوشت پادشاهی صلیبی را خواهد داشت. این واقعیتها همین گونهاند؛ امروز بالا هستند و فردا پایین خواهند آمد. ایجاد یک دولت یهودی در استرالیا گزینه خوبی خواهد بود؛ بهتر از کانادا؛ زیرا تسلط بر کانگوروها آسانتر از خرسهای قطبی است.

