مرگ یحیی سینوار چه پیامدهایی دارد؟

رابرت اینلکیش
المیادین
ترجمه جنوب جهانی

ویدئوی نظامی اسرائیل از آخرین لحظات سینوار در نهایت آنها را از پیروزی تاکتیکی که به شدت خواهان آن بودند، محروم کرد.

مرگ یحیی سینوار(سنوار)، رهبر سیاسی حماس، به عنوان یک پیروزی تاکتیکی برای اسرائیل معرفی شد، اما واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد. مرگ رهبران همیشه برای جنبش‌هایشان یک عنصر از دست رفتن را به همراه دارد. خبر مرگ سینوار در روز پنجشنبه، ضربه‌ای روانی فوری بود که منجر به ایجاد بحث و ناامیدی شد، اما بخش زیادی از تأثیر اولیه این خبر با افشای نحوه کشته شدن او خنثی شد. ویدئوی نظامی اسرائیل از آخرین لحظات سینوار نشان‌دهنده خودبزرگ‌بینی نادرست آنها بود و در نهایت آنها را از پیروزی تاکتیکی که به دنبالش بودند، محروم کرد.

اسرائیلی‌ها دروغ‌های خود را برملا کردند

زمانی که رژیم صهیونیستی پروپاگاندا منتشر می‌کند، هدف آن سه گروه مختلف است: اولین گروه، ساکنان اسرائیلی؛ دومین گروه، مخاطبان غربی؛ و سومین گروه، فلسطینی‌ها و مردم غرب آسیا. انتشار ویدئوی آخرین لحظات یحیی سینوار تلاشی ناامیدانه برای جلب نظر مخاطبان اسرائیلی بود و نشان‌دهنده ناآگاهی کامل از آنچه که تصاویر پهپاد نشان می‌دهد، بود.

برای یک مخاطب عادی که شاهد نسل‌کشی در غزه طی ۱۲ ماه گذشته بوده است، او دید که یک رهبر مقاومت در برابر نیروهای اشغالگر تا آخرین نفس می‌جنگد. ماشین پروپاگاندای رژیم صهیونیستی سال گذشته تلاش کرده بود ادعا کند که سینوار در یک تونل مستحکم پنهان شده و خود را با گروگان‌های اسرائیلی احاطه کرده است. اما همه این ادعاها روز پنجشنبه رد شد.

سینوار هنگام مرگ جلیقه تاکتیکی پوشیده بود و در خط مقدم می‌جنگید. نیروهای اسرائیلی با او و همراهانش درگیر شدند و سپس دخالت و حمله تانک را درخواست کردند. سینوار مجروح شده بود و بخشی از دست راستش را از دست داده بود، او ظاهرا به نقل از منابعی نارنجک پرتاب می‌کرد. تصاویر نشان می‌دهد که او بر روی صندلی نشسته و تنها با یک تکه چوب قادر به دفاع از خود بوده است.(با وجود این نیروهای ارتش اسرائیل یک فرد زخمی که قادر به دفاع از خود نبود و سلاحی هم در اختیار نداشت و اگر داشت نمی‌توانست از آن استفاده کند را رسماً به قتل رساند و فیلم آن را منتشر می‌کنند. خود این کار نقض قوانین جنگی و جنایت جنگی محسوب می‌شود – مترجم)

در مقابل بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که هنگام آژیرها به پناهگاه‌ها می‌دود، یحیی سینوار در خط مقدم جنگ جان سپرد. وقتی مردم عادی و به ویژه جهان عرب متوجه شدند چه اتفاقی افتاده است، جای تعجب نیست که مرگ این رهبر فلسطینی به عنوان یک عمل شجاعانه دیده شد.

این دیدگاه همچنین توسط بسیاری از غربی‌ها نیز مطرح شد که رسانه‌های شرکتی و صهیونیست‌ها آن را به عنوان «حمایت از حماس» تفسیر کردند. واقعیت این است که این تفسیر ارتباط کمی با حماس دارد و بیشتر به تماشای عمومی جهانی مربوط می‌شود که ویدیوی مرگ یک رهبر فلسطینی را در خط مقدم مشاهده کرده است.

مرگ یحیی سینوار چه معنایی دارد

نخستین نکته‌ای که باید ذکر شود این است که نحوه تفسیر مرگ رهبر حماس برای اسرائیل اهمیت زیادی دارد. کشته شدن یک رهبر دو هدف اصلی برای رژیم صهیونیستی دارد: تأثیر پروپاگاندایی و پیامدهای عملی. از نظر پروپاگاندایی، مرگ سینوار باید لحظه‌ای تغییر دهنده روانشناسی برای اسرائیلی‌ها باشد.

اما جالب اینجاست که به دلیل ذهنیت برتری‌طلبانه صهیونیست‌ها و عدم انضباط میان سربازانشان، فرصت ارائه کشته شدن سینوار به عنوان یک پیروزی تاکتیکی از دست رفت. چرا؟ زیرا نیروهای اسرائیلی خبرها و تصاویر سینوار را قبل از اینکه ارتش بتواند داستان خاصی بسازد، منتشر کردند.

سینوار ترور نشد؛ او در جنگ جان سپرد، بنابراین هیچ راه قابل قبولی وجود ندارد که رژیم صهیونیستی بتواند آن را به عنوان پیروزی ارائه دهد. چرا شکست؟ زیرا در بیش از یک سال جنگ تمام عیار علیه غزه، اسرائیلی‌ها حتی نتوانستند سینوار را پیدا کنند.

با دریافت تأیید مرگ یحیی سینوار، رسانه‌های شرکتی غربی و سیاستمداران شروع به تبلیغ این ایده کردند که این رویداد ممکن است زمینه‌ساز آتش‌بس یا تبادل زندانیان باشد. اما این تحلیل‌ها آرزوهای بی‌اساسی هستند. ارتش اسرائیل و نخبگان سیاسی آن قبلاً اعلام کرده‌اند که قصد دارند جنگ علیه غزه را ادامه دهند.

آیا جنگ ادامه خواهد داشت؟

یحیی سینوار پیش‌بینی کرده بود که جنگ آینده حدود یک سال طول خواهد کشید قبل از اینکه اسرائیلی‌ها مجبور شوند تصمیم بگیرند. ما قرار نیست ببینیم اسرائیلی‌ها شکست را بپذیرند؛ بنابراین این جنگ اجتناب‌ناپذیر است که باید از طریق جنگ بر روی چندین جبهه حل شود.

اسرائیلی‌ها اغلب دوست دارند فرصتی برای ادامه تعقیب ابتکار استراتژیک پیدا کنند و کشته شدن سینوار احتمالاً چیزی است که آنها سعی خواهند کرد برای تغییر وضعیت علیه مقاومت استفاده کنند. اما آیا آنها قادر خواهند بود این کار را انجام دهند؟ اگر نتوانند، احتمالاً فقط شاهد سلسله‌ای از کشتارهای غیرنظامیان خواهیم بود که همان تأثیر پروپاگاندا مورد نظر را خواهد داشت اما ضعف آنها را نیز نمایان خواهد کرد.