ایران وارد مرحله جدیدی از درگیری با اسرائیل شده است.

حملات تاکتیکی نامطمئن اسرائیل علیه ایران، دوران طولانی «صبر استراتژیک» تهران را به پایان رسانده است. بدون چشم‌اندازی برای آتش‌بس، تل‌آویو بی‌ملاحظه مسیری بی‌بازگشت ایجاد کرده و عرصه را برای ایران و متحدان منطقه‌ای آن باز گذاشته تا مرحله بعدی نبرد را تعیین کنند.

خلیل نصرالله
منتشر شده در کرادل
ترجمه جنوب جهانی

پس از هفته‌ها تهدید و هشدار، اسرائیل تهدیدات خود را عملی کرده و در پاسخ نظامی ایران در اول اکتبر به ترور کشته شدگان (شهدای) محور مقاومت، اسماعیل هنیه و حسن نصرالله، به حمله علیه ایران پرداخته است.

حملات موشکی تل‌آویو پایگاه‌های نظامی و مراکز اطلاعاتی ایران را هدف قرار داد و به‌ادعای اسرائیل، سامانه‌های دفاع هوایی در عمق خاک ایران را نیز مورد حمله قرار داد.

هر دو طرف روایت‌های متفاوتی از آنچه در صبح ۲۶ اکتبر رخ داد، ارائه داده‌اند. اسرائیل، در بیانیه‌ای که رسانه‌های غربی نیز آن را بازتاب دادند، این حمله را دقیق و موفقیت‌آمیز توصیف کرده است، در حالی که ایران ادعا کرده بیشتر این حملات را دفع و خنثی کرده است.

به هر حال، این حمله اسرائیل با ایجاد دینامیک‌های جدیدی در میدان نبرد غرب آسیا همراه بود. این حمله که اوایل بامداد روز شنبه انجام شد، نشان داد چرا اسرائیل، با حمایت متحدان غربی‌اش، این حمله را ضروری می‌دانست و ایران را وادار به محاسبات استراتژیک جدیدی کرد.

عمل به وعده ایران

باید به خاطر داشت که هنگامی که تل‌آویو در اول آوریل حمله‌ای بسیار تحریک‌آمیز به کنسولگری ایران در دمشق انجام داد، ایران با دو خواسته اصلی واکنش نشان داد: پایان دادن به جنگ در غزه و کاهش تنش‌های منطقه‌ای گسترده‌تر – یا مواجهه با پاسخ نظامی مستقیم.

کمتر از ده روز بعد، ایران که از تجاوزات اسرائیل و همدستی ایالات متحده خشمگین بود، به اقدام متقابل پرداخت. عملیات «وعده صادق»، که در ۱۴ آوریل آغاز شد، شامل شلیک بی‌سابقه‌ای از پهپادها و موشک‌های کروز و بالستیک ایران به سه پایگاه نظامی اسرائیل بود، از جمله دو پایگاه در جنوب فلسطین اشغالی و یک پایگاه در بلندی‌های جولان اشغالی سوریه.

این عملیات نقطه عطفی برای ایران محسوب می‌شد – گذار از مرحله‌ای که آن را «صبر استراتژیک» می‌نامید – تحمل تحریکات در عین تقویت توان – به مرحله‌ای از «انتقام توانمند» که اصول بازدارندگی اسرائیل را تضعیف کرد.

«وعده صادق» نشان داد که تهران قصد رویارویی مستقیم با اسرائیل را دارد، مشابه واکنشی که به پایگاه‌های تحت اشغال آمریکا در ۸ ژانویه ۲۰۲۰ نشان داد، تنها چند روز پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس توسط واشنگتن در بغداد.

آمادگی ایران برای استفاده از نیروی نظامی ضربه استراتژیکی به جاه‌طلبی‌های اسرائیل و آمریکا وارد کرد، که هدف آن‌ها تضعیف نفوذ ایران و کاهش حمایت از نیروهای مقاومت در فلسطین و لبنان بود. با وجود تبادل ضربات، مشخص شد که تعادلی جدید از بازدارندگی در حال شکل‌گیری است – تعادلی که واشنگتن و تل‌آویو به‌راحتی نمی‌توانند به نفع خود تغییر دهند.

در ۲۲ تا ۲۳ سپتامبر، همزمان با گسترش جنگ اسرائیل به لبنان، تل‌آویو در داخل ایران دست به ترور زد و رئیس دفتر سیاسی حماس، اسماعیل هنیه، را که به عنوان مهمان در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید ایران، مسعود پزشکیان، حضور داشت، هدف قرار داد.

این ترور هم از نظر استراتژیک و هم از نظر شخصی توهین‌آمیز به‌شمار می‌رفت. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، وعده انتقام داد و آن را وظیفه ایران برای انتقام از میهمان از دست‌رفته‌اش دانست.

افزایش تنش با ترور

این تهدید ایران توسط تصمیم‌گیران غربی و اسرائیلی جدی گرفته شد. حتی به مدت کوتاهی فرصت تشنج‌زدایی از طریق آتش‌بس ۲۱ روزه برای حل مسائل اختلافی فراهم شد.

با این حال، ترور سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، در ۲۷ سپتامبر تلاش‌ها را مختل کرد؛ به‌ویژه پس از آنکه نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در سازمان ملل به لفاظی‌های خود علیه ایران ادامه داد و متعهد شد جنگ را تا زمان ایجاد تغییر قدرت در منطقه ادامه دهد – با هدف خنثی کردن نیروهای مقاومت و تغییر معادلات در سراسر غرب آسیا.

پس از واکنش ایران در اول اکتبر، اسرائیل با حمایت آمریکا حمله محدودی انجام داد تا چندین هدف را محقق کند. علاوه بر تمایل به یک واکنش حیثیتی در مقابل حملات گسترده ایران، واکنش اسرائیل درصدد بود تا تهران را وادار به بازنگری در استراتژی‌ها و اتحادهای منطقه‌ای خود کند، از جمله جلوگیری از حملات بیشتر ایران در داخل اسرائیل.

علاوه بر این، اسرائیل با اقدام تهاجمی در زمانی که امکان پایان یافتن ماجرا با واکنش ایران وجود داشت، تلاش کرد تا هر توافق آتش‌بسی را به نفع منافع امنیتی خود، به‌ویژه در ارتباط با منافع ایران در لبنان و فلسطین، تثبیت کند.

تلاش برای بازآفرینی قابلیت‌های بازدارندگی تل‌آویو نیز یکی از اهداف اصلی بود، همان‌طور که مقابله با تلاش‌های ایران برای تضعیف عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بود، به‌ویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی» که روند نزدیکی به رهبران عربی که هنوز روابط رسمی با تل‌آویو نداشتند، به‌خصوص عربستان سعودی، را مختل کرد.

اقدام فعال ایران

ایران اکنون حمله اسرائیل را تأیید کرده و قول داده است که بنا بر شرایط موجود پاسخ خواهد داد. نکته مهم این است که ایرانیان با اعلام آمادگی برای واکنش شدید در صورت تحریک بیشتر، توانستند از آسیب به منابع نفتی، هسته‌ای و اقتصادی خود جلوگیری کنند.

واکنش خامنه‌ای موضع ایران را به‌خوبی نشان داد: «شرارت رژیم صهیونیستی (اسرائیل) دو شب گذشته نباید بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی شود.» رهبر معظم ایران، که نهادی اصلی در امور امنیت ملی ایران است، بر لزوم مقابله با محاسبات نادرست اسرائیل تأکید کرد. این موضع نشان‌دهنده تغییر ایران از تحمل حملات به اختلال فعال در استراتژی اسرائیل است. تهران بر حمایت از محور مقاومت در منطقه تأکید کرد و از اهداف گسترده خود برای آزادسازی فلسطین و حمایت از مبارزه لبنان در برابر تجاوز عقب‌نشینی نکرد.

موضع ایران همچنین تعهد آن را به حفظ وحدت میان متحدانش در برابر طرح‌های اسرائیل و آمریکا برای بازسازی منطقه – یک «خاورمیانه جدید» – در جهت منافع خود، نشان می‌دهد. در حالی که تهدید فوری افزایش تنش عمدتاً در دستان اسرائیل و آمریکا قرار دارد، گزینه‌ها کاملاً مشخص‌اند – یا باید به تعادل قدرت فعلی تن داده و در جهت کاهش تنش تلاش کنند، یا خطر بروز جنگی را بپذیرند که ممکن است به یک درگیری غیرقابل کنترل تبدیل شود.

تأکید مقامات اسرائیلی بر اینکه نمی‌خواهند تنش‌ها را افزایش دهند، کافی نیست – اقدامات ملموسی برای پایان دادن به خصومت‌ها لازم است، چرا که برای ترفندهای دیپلماتیک تل‌آویو و واشنگتن طی سال گذشته صبری نمانده است.

در حالی که ایران بر «حق پاسخ» خود تأکید می‌کند و با توجه به انتخابات آتی ایالات متحده، وضعیت در غرب آسیا به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی باقی می‌ماند. تا آن زمان و در نبود آتش‌بسی که برای دولت نتانیاهو به لحاظ سیاسی مضر باشد، میدان نبرد همچنان شرایط را تعیین خواهد کرد و درها را برای بی‌ثباتی بیشتر و تضعیف امنیت رژیم اشغالگر باز خواهد گذاشت.




موخره توسط مترجم
در این ساعت که این متن ترجمه می‌شد کابینه جنگ اسرائیل تصویب کرد که به خاطر حمله حزب الله به ویلای مسکونی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل ارتش اسرائیل می‌بایستب برای یک سری از عملیات تلافی جویانه جدید دیگر علیه ایران وارد برنامه‌ریزی شده آنرا اجرایی کند به این ترتیب اسرائیل منتظر پاسخ ایران نمی‌ماند و خود را راسا دست به حمله دیگری به ایران خواهد زد.
این تصمیم گیری بار دیگر ثابت می‌کند که رهبری اسرائیل تقریباً بدون کمترین اختلافی در این زمینه به دنبال گسترش و تنش جنگ و دامن زدن به جنگ با کمک آمریکا هستند و حتی یک لحظه نیز از این هدف خود  غافل نشده‌اند.