رسانه‌های جریان اصلی در حال ترویج فضای حمله و جنگ با ایران هستند

در

رسانه‌های جریان اصلی در حال ترویج فضای حمله و جنگ با ایران هستند

گریگوری شوپک

ترجمه جنوب جهانی

رسانه‌های تندروی شرکتی با انتشار مقالاتی تحریک‌آمیز در صفحات تریبون عمومی، به شکلی حساب‌شده افکار عمومی را به سمت آمادگی برای جنگ هدایت می‌کنند.

همان‌طور که پیشتر درباره حزب‌الله انجام داده‌اند، مفسران محافظه‌کار رسانه‌ای ایران را به عنوان مهاجم در برابر اسرائیلی که «خویشتن‌داری قابل‌تحسینی» دارد، نمایش می‌دهند.
هیئت تحریریه روزنامه وال استریت ژورنال در مقاله‌ای با عنوان «ایران درها را برای تلافی باز می‌کند» (1 اکتبر 2024) نوشت که عملیات اول اکتبر ایران علیه اسرائیل نیازمند پاسخی است که به تجهیزات نظامی و هسته‌ای ایران آسیب بزند. این دومین حمله موشکی ایران از ماه آوریل است و هیچ کشوری نمی‌تواند اجازه دهد چنین حملاتی به وضعیت عادی تبدیل شود.
این روزنامه در ادامه افزود:
پس از حمله ماه آوریل، دولت بایدن اسرائیل را به واکنش نمادین تحت فشار گذاشت و رئیس‌جمهور بایدن گفت اسرائیل «پیروز شده است» چون آسیب جدی به اسرائیل وارد نشده بود. این خویشتن‌داری اسرائیل اکنون به تشدید وضعیت منجر شده و این بار اسرائیل هیچ تعهدی برای مهار در واکنش خود ندارد.
‘باید اوضاع را تشدید کنیم’ برت استیونس، ستون‌نویس نیویورک تایمز که خود را «نئومحافظه‌کار طرفدار جنگ» توصیف می‌کند، در مقاله‌ای با عنوان «ما قطعاً باید تنش با ایران را تشدید کنیم» (1 اکتبر 2024) حملات آوریل و اکتبر ایران به اسرائیل را به عنوان نشانه‌ای از «تجاوز» معرفی کرده و تأکید می‌کند که این موضوع نیازمند «پاسخ نظامی» از سوی آمریکا و اسرائیل است. همچنین در مقاله‌ای در بوستون گلوب (3 اکتبر 2024) آمده که ایران یک «حمله گستاخانه» انجام داده و این واقعه را دلیلی برای رد درخواست اشتباه دانشجویان آمریکایی در مخالفت با سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در سلاح‌های اسرائیلی عنوان کرده است.
«رژیم‌های زورگو  زبان زور میفهمند» استیونس در نیویورک تایمز (1 اکتبر 2024) اعلام کرد و به این نکته اشاره کرد که ایران از انجام توافق هسته‌ای با ایالات متحده پس از خروج یک‌جانبه آمریکا از آخرین توافق، سرباز زده است.
این مقالات به شکلی عمدی نادیده گرفته‌اند که ایران اعلام کرده بود حملات موشکی اول اکتبرش «پاسخی به ترور اخیر فرماندهان سپاه پاسداران، حزب‌الله و حماس توسط اسرائیل» بوده است (به نقل از مسئول سیاست خارجی، 1 اکتبر 2024). یکی از این ترورها در تهران، پایتخت ایران، با بمب‌گذاری انجام شد. اما باید حدس زد که آیا گلوب این کشتارها را «گستاخانه» می‌داند، آیا استیونس آنها را نشانه «تجاوز» تلقی می‌کند، یا اینکه ژورنال باور دارد هیچ کشوری نباید اجازه دهد چنین ترورهایی به «وضعیت عادی» تبدیل شود.
حملات آوریل ایران نیز پس از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق که به کشته شدن هفت نفر از اعضای سپاه پاسداران منجر شد، رخ داد (به نقل از CBS، 14 آوریل 2024). در آن زمان، ایران به‌طور غیررسمی اعلام کرد که اگر اسرائیل کمپین قتل‌عام در غزه را متوقف کند، از حمله تلافی‌جویانه خودداری می‌کند (مسئول سیاست خارجی، 8 آوریل 2024).

«محور تجاوز»

در مقاله دیگری از استیونس (نیویورک تایمز، 8 اکتبر 2024) عنوان شده که «مردم آمریکا باید امیدوار باشند که اسرائیل در جنگ با ‹محور تجاوز به رهبری تهران› پیروز شود.» او این اصطلاح را برای ائتلافی به کار می‌برد که از فلسطین، یمن، لبنان و ایران در برابر آمریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند و خود را «محور مقاومت» می‌نامند. استیونس معتقد است از زمان انقلاب 1979 ایران، این کشور موجب رنج هزاران آمریکایی شده است: از گروگان‌ها در سفارت آمریکا در تهران، دیپلمات‌ها و تفنگداران دریایی در بیروت، تا نیروهایی که در بغداد و بصره با مهماتی که در ایران تولید و به نیروهای نیابتی عراق ارسال شده، کشته شده‌اند؛ همچنین شهروندان آمریکایی که مرتباً در ایران به زندان افتاده‌اند و نیروهای نیروی دریایی که در ژانویه هنگام تلاش برای جلوگیری از ارسال سلاح‌های ایرانی به حوثی‌ها جان باختند.

این تصویرسازی از ایران به عنوان یک مهاجم که ایالات متحده را برای 45 سال قربانی کرده و «موجب رنج هزاران آمریکایی» شده، تحریفی از تاریخ است. واقعیت این است که ایالات متحده از 71 سال پیش با سرنگونی نخست‌وزیر منتخب ایران، دکتر محمد مصدق، رنج بی‌شماری را بر میلیون‌ها ایرانی تحمیل کرده است. این کشور رژیم شاه را تا سال 1979 پشتیبانی کرد، سپس از تجاوز عراق به ایران حمایت کرد و در تجهیز صدام حسین به سلاح‌های شیمیایی برای استفاده علیه ایرانیان مشارکت داشت (فارن پالیسی، 26 اوت 2013). همچنین تحریم‌های کُشنده علیه ایران تا به امروز ادامه دارد (کَنِدیَن دایمنشن، 3 آوریل 2023).

با در نظر گرفتن این پیش‌زمینه، ادعای رسانه‌ها مبنی بر اینکه ایران متجاوز علیه ایالات متحده است، نه تنها غیرقابل‌پذیرش بلکه مضحک است. افزون بر این، همان‌طور که پیشتر نیز اشاره کردم (FAIR.org، 21 ژانویه 2020)، این موضوع که ایران مسئول حملات عراقی‌ها به نیروهای اشغالگر آمریکا در عراق باشد، اصلاً قطعی و مسلم نیست. شرح استیونس از مرگ نیروهای نیروی دریایی آمریکا در دریای سرخ نیز به قدری مبهم است که ممکن است این برداشت را ایجاد کند که ایران یا انصارالله آنها را کشته‌اند، اما این نیروها زمانی جان خود را از دست دادند که یکی از آنها در آب افتاد و دیگری برای نجات او به آب پرید (بی‌بی‌سی، 22 ژانویه 2024).

استیونس در ادامه نوشت:

آن‌هایی که به آینده آزادی اهمیت می‌دهند، باید امیدوار باشند که اسرائیل پیروز شود.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که به طور فزاینده‌ای به دهه 1930 شباهت پیدا کرده، زمانی که دیکتاتوری‌های مکار و متجاوز علیه دموکراسی‌های فرسوده و منزوی متحد شده بودند. دیکتاتوری‌های امروز نیز بوی ضعف را تشخیص می‌دهند. اگر این دیکتاتوری‌ها در خاورمیانه طعم شکست را بچشند، همه ما در امنیت بیشتری خواهیم بود.
آنچه استیونس در اینجا به کار می‌برد، راهبرد تبلیغاتی بی‌اساسی است که تلویحاً تهدید جنگ جهانی دوم را به میان می‌آورد تا آمریکا را ترغیب کند دشمن امروزی یعنی جهان سوم را نابود کند. در واقعیت، «آینده آزادی» با تهاجمات ائتلاف آمریکا و اسرائیل به سرزمین‌های فلسطین و لبنان و کشتار مردم این سرزمین‌ها در خطر است. این جنایات نشان می‌دهند که اگر از ادبیات ژورنال استفاده کنیم، این ایالات متحده و اسرائیل هستند که «تهدیدی منطقه‌ای و جهانی» به شمار می‌آیند. یا به عبارتی دیگر، این اسرائیل و آمریکا هستند که «رژیم‌های خطرناک»‌اند که «جهان متمدن» باید در برابرشان ایستادگی کند.

«یک تهدید جهانی»

بوستون گلوب در ۳ اکتبر ۲۰۲۴ در سرمقاله‌ای اعلام کرد: «ایران یک حمله بی‌پروا انجام داد» – در حالی که به‌طرز آشکاری از بکار گیری خشونت توسط اسرائیل علیه ایران چشم‌پوشی کرد.
مفسران رسانه‌های بزرگ تنها به حملات مستقیم ایران به اسرائیل اکتفا نکردند و در روزنامه وال‌استریت ژورنال (۱ اکتبر ۲۰۲۴) ایران را «یک تهدید منطقه‌ای و جهانی» توصیف کردند:

«ایران این جنگ را از طریق حماس که به آن کمک مالی، تسلیحاتی و آموزشی می‌کند، آغاز کرد تا کشتارهایی نظیر رویداد ۷ اکتبر را ترتیب دهد و آن را با استفاده از حزب‌الله تشدید کرد و جنگ را به لبنان کشاند. دیگر نیروهای نیابتی آن نیز عراق و یمن را بی‌ثبات می‌کنند، به نیروهای اسرائیلی و آمریکایی حمله کرده و مانع از حمل و نقل جهانی می‌شوند. ایران پهپادها و موشک‌هایی را به روسیه می‌فرستد و موشک‌های بالستیک را بر سر اسرائیل می‌باراند – و همزمان در پی ساخت بمب هسته‌ای است.»

ستون‌نویس نیویورک تایمز (۱ اکتبر ۲۰۲۴)، نیز استدلال کرد که «ایران تهدیدی کاملاً غیرقابل تحمل برای اسرائیل و همچنین برای ایالات متحده و نظم بین‌المللی لیبرالی است که قرار است ما آن را رهبری کنیم.» بوستون گلوب نیز (۳ اکتبر ۲۰۲۴) نوشت که «تهدید ایران فراتر از مرزهای اسرائیل است» و در کنار دیگر نیروهای نیابتی منتسب به ایران، به حوثی‌های یمن نیز اشاره کرد.

تصویرسازی ایران به عنوان کارگردان اصلی تهاجم‌های بی‌دلیل در سطح جهانی، به حامیان جنگ کمک می‌کند تا خواستار تشدید تنش‌ها شوند. اما وزارت خارجه ایالات متحده اعلام کرده که هیچ مدرک مستقیمی مبنی بر دست داشتن ایران در حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل، «چه در برنامه‌ریزی و چه در اجرا» وجود ندارد (ان‌بی‌سی، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳).

فیر بارها نشان داده است (از جمله در ۲۱ آوریل ۲۰۲۱ و ۲۶ اوت ۲۰۲۰) که حزب‌الله دست‌نشانده ایران نیست. همچنین حوثی‌ها که به‌طور رسمی به‌عنوان انصارالله شناخته می‌شوند، صرفاً نیروهای نیابتی ایران نیستند (دموکراسی ناو، ۱ فوریه ۲۰۲۴) – و نباید انتظار داشت که جنگ‌طلبان رسانه‌ای به شما بگویند که حوثی‌ها به‌خاطر حملات اسرائیل و آمریکا به غزه کشتی‌های مرتبط با اسرائیل را هدف قرار می‌دهند و می‌گویند در صورت پایان جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل در غزه، این حملات را متوقف می‌کنند.

اوریل هِلمن و سناریوی «روز قیامت»

اوریل هِلمن (لس‌آنجلس تایمز، ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴) می‌نویسد: «کشورهای مسئول در جهان روش‌های مختلفی را برای جلوگیری از سناریوی «روز قیامت» تلاش کرده‌اند تا ایران را از ساخت سلاح هسته‌ای بازدارند، از جمله توافقات مذاکره‌شده. ایالات متحده تلاش کرده با ایران توافق‌هایی برقرار کند و این توافق‌ها را نقض کرده – اما هیچ‌کدام کارساز نبوده‌اند!»

علاوه بر این، ژورنال با فروش تسلیحات آمریکا به کشورهایی که از آن‌ها برای کشتار غیرنظامیان استفاده می‌شود، مشکلی ندارد؛ بنابراین، ادعای آن درباره مضرات فروش تسلیحات ایرانی به روسیه قابل‌پذیرش نیست (فیر، ۲۷ ژانویه ۲۰۲۳).

تبلیغات برای جنگ هسته‌ای

مانند همیشه، کسانی که مشتاق جنگ با ایران هستند، به تهدید سلاح هسته‌ای ایران متوسل می‌شوند. استیونز (نیویورک تایمز، ۱ اکتبر ۲۰۲۴) نوشت:

« امسال، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، هشدار داد که ایران تنها چند هفته تا تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی کافی برای ساخت بمب فاصله دارد. حتی با وجود مواد شکاف‌پذیر لازم، ساخت یک سلاح هسته‌ای – به ویژه سلاحی که به اندازه کافی کوچک باشد تا توسط یک موشک حمل شود – به زمان و تخصص نیاز دارد. اما هدف اصلی ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای به‌وضوح در دیدرس است، به ویژه اگر کمک‌های فنی از دوستان جدید خود در روسیه، چین و کره شمالی دریافت کند.»

حالا وقت آن است که کسی کاری انجام دهد.
این «کسی» احتمالاً اسرائیل خواهد بود.

منظور استیونز از «کاری انجام دادن» این است که «بایدن باید دستور حملات نظامی برای تخریب مجتمع موشکی اصفهان را صادر کند». او همچنین به‌طرز معنی‌داری نوشت که «در نزدیکی اصفهان یک سایت غنی‌سازی اورانیوم نیز وجود دارد.»
«آستانه» فاصله‌ای تا رسیدن به سلاح هسته‌ای دارد
خوانندگانی که با اصطلاحات فنی مربوط به گسترش سلاح‌های هسته‌ای آشنایی ندارند، ممکن است تصور کنند که کشوری که به «آستانه هسته‌ای» رسیده، تنها چند روز با توانایی استفاده از سلاح هسته‌ای فاصله دارد، همان‌طور که رسانه‌ها با هشدارهای خود القا می‌کنند. اما در واقعیت، همان‌طور که در وار آن د راکس (۳ مه ۲۰۲۴) توضیح داده شده:
سه عنصر مجزا، یک کشور را در وضعیت آستانه هسته‌ای قرار می‌دهد. اول، تلاش آگاهانه برای دستیابی به قابلیت فنی، نظامی و سازمانی ترکیبی که بتواند پس از تصمیم‌گیری برای ادامه مسیر، احتمالاً در ظرف سه تا شش ماه، قابلیت انفجار هسته‌ای ابتدایی را فراهم کند. دوم، اجرای یک استراتژی برای دستیابی به این وضعیت. و سوم، استفاده از این وضعیت برای بهره‌برداری در مقابل دشمنان، متحدان و یا مخاطبان داخلی. با این حال، یک کشور در وضعیت آستانه هسته‌ای همچنان فاصله زیادی با در اختیار داشتن سلاح و حتی توانایی مونتاژ اجزای مختلف برای ساخت سلاح هسته‌ای در عرض چند روز دارد.

طبق گزارش سرویس تحقیقات کنگره (۲۰ مارس ۲۰۲۴)، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش می‌دهد که ایران هنوز طراحی سلاح هسته‌ای یا سیستم انفجار مناسب را در اختیار ندارد.
برآوردها از مدت زمان لازم برای توسعه سلاح هسته‌ای توسط ایران متفاوت است. اطلاعات آمریکا می‌گوید که ایران در صورتی که اراده کند می‌تواند در چند هفته به اندازه کافی اورانیوم برای ساخت سه سلاح هسته‌ای غنی کند (سرویس تحقیقات کنگره، ۶ سپتامبر ۲۰۲۴). اما همان‌طور که هیوستون جی. وود، استاد بازنشسته مهندسی مکانیک و هوافضا، که در مسائل هسته‌ای تخصص دارد، اشاره می‌کند، پس از آن «ایران برای طراحی یک سلاح حدود یک سال زمان نیاز خواهد داشت» (نیویورک تایمز، ۲ اکتبر ۲۰۲۴).

زیگفرید اس. هکر، مدیر سابق آزمایشگاه تسلیحاتی لس آلاموس، به روزنامه نیویورک تایمز گفت که توسعه تسلیحات هسته‌ای برای ایران «احتمالاً چندین ماه» طول خواهد کشید، نه «چند هفته». به گفته نیویورک تایمز، سؤال مطرح شده در مناظره معاونین رئیس‌جمهور در شبکه سی‌بی‌اس، زمان لازم برای تولید اورانیوم غنی‌شده کافی برای یک بمب را با کل فرایند تبدیل آن به یک سلاح اشتباه گرفته بود.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در مارس ۲۰۱۸ اعلام کرد که «ایران در حال اجرای تعهدات هسته‌ای خود است.» دو ماه بعد، نمی‌شد همین را در مورد ایالات متحده گفت.

علاوه بر این، سرویس اطلاعاتی ایالات متحده همچنان تأکید می‌کند که ایران «در حال حاضر به فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات هسته‌ای دست نمی‌زند» (مرکز پژوهش‌های کنگره، ۶ سپتامبر ۲۰۲۴). در سال ۲۰۰۳، آیت‌الله علی خامنه‌ای فتوایی علیه ساخت تسلیحات هسته‌ای صادر کرد که هنوز لغو نشده است (FAIR.org، ۱۷ اکتبر ۲۰۱۷).

«ایران از آماده سازی دست نمی‌کشد» حتی اگر ایران به دنبال تسلیحات هسته‌ای باشد، قوانین بین‌المللی چنین حقی به اسرائیل و ایالات متحده نمی‌دهد که به ایران حمله کنند. هند نیز نمی‌توانست برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط پاکستان به آن حمله کند.
اما رسانه‌ها فرض می‌کنند که قوانین متفاوتی در مورد ایران اعمال می‌شود. سردبیران روزنامه وال استریت ژورنال (۱ اکتبر ۲۰۲۴) استدلال کردند:

اگر زمانی دلیل موجهی برای هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای ایران وجود داشته باشد، [حمله اکتبر ایران به اسرائیل] همان است… ایران بیش از هر زمان دیگری به یک سلاح هسته‌ای نزدیک شده و ایران خود ش، خودش را متوقف نمی‌کند. سؤال برای رهبران آمریکایی و اسرائیلی این است: اگر حالا نه، پس کی؟

تاریخ اخیر نشان می‌دهد که ایران مایل بوده خود را از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای بازدارد. ایران به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ پایبند بود؛ توافقی که بر اساس آن، ایران توسعه برنامه هسته‌ای خود را محدود کرده و در مقابل، از بخشی از تحریم‌های آمریکا کاسته شد. حتی پس از خروج یک‌جانبه ایالات متحده، ایران تا مدتی به این توافق پایبند ماند.

در آستانه خروج رئیس‌جمهور دونالد ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که ایران در حال اجرای تعهدات هسته‌ای خود تحت این توافق است. یک سال پس از نقض توافق توسط آمریکا، ایران همچنان به تعهدات خود پایبند بود.

«اقدامات تحریک‌آمیز» از سوی ایالات متحده و اسرائیل روابط بین ایالات متحده و ایران چنان به‌واسطه خروج ترامپ آسیب دیده که بازگرداندن توافق تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

ایران در پی خروج آمریکا، از تعهد به توافقی که دیگر وجود نداشت دست کشید و طبق گزارش‌ها در واکنش به اقدامات تحریک‌آمیز ایالات متحده و اسرائیل، برنامه هسته‌ای خود را پیش برد.

در اوایل سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را کشت و به‌زودی پس از آن، تهران اعلام کرد که دیگر به تعهدات خود در زمینه غنی‌سازی اورانیوم پایبند نخواهد بود. با این حال، تهران اظهار داشت که اگر سایر طرف‌ها به تعهدات خود در مورد رفع تحریم‌ها عمل کنند، ایران نیز به تعهدات خود بازخواهد گشت.

اواخر سال ۲۰۲۰، محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای ایرانی، در نزدیکی تهران ترور شد که گفته می‌شود توسط اسرائیل صورت گرفته است. کمی بعد، شورای نگهبان ایران قانونی را برای تسریع برنامه هسته‌ای، غنی‌سازی اورانیوم تا ۲۰ درصد، افزایش نرخ تولید، نصب سانتریفیوژهای جدید، تعلیق اجرای توافقات بازرسی‌های گسترده‌تر و کاهش همکاری‌های نظارتی با آژانس تصویب کرد. از اوایل سال ۲۰۲۱، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نتوانسته فعالیت‌های هسته‌ای ایران را طبق توافق به‌طور کامل نظارت کند.

با این حال، قرار دادن سیاست‌های ایران در ارتباط با اقداماتی از سوی ایالات متحده و اسرائیل، مانعی برای کارزار روزنامه وال استریت ژورنال خواهد بود، که در سرمقاله دیگری (۲ اکتبر ۲۰۲۴) مطرح کرد: «اگر آقای بایدن از این فرصت برای نابودی برنامه هسته‌ای ایران استفاده نکند، حداقل نباید مانع اقدام اسرائیل برای حفظ خود شود.»

البته فرض نانوشته اما اساسی در مقالات استفنس، هالوی، هیلمن و سردبیران وال استریت ژورنال این است که تسلیحات فرضی هسته‌ای ایران، یک وضعیت اضطراری است که باید با بمباران کشور فوراً به آن پاسخ داد، در حالی که زرادخانه هسته‌ای گسترده و بالفعل واشنگتن و تل‌آویو هیچ نگرانی‌ای برنمی‌انگیزد.

گریگوری شوپک در دانشگاه گوئلف-هامبر تورنتو مطالعات رسانه تدریس می‌کند. کتاب او با عنوان «داستان غلط: فلسطین، اسرائیل و رسانه» توسط انتشارات OR Books منتشر شده است.