نابودی آشکار فلسطینیان پس از یک سال از «نسل‌کشی اسرائیل» در غزه

در

نابودی آشکار فلسطینیان پس از یک سال از «نسل‌کشی اسرائیل» در غزه
حمزه رفعت

منبع: المیادین انگلیسی
ترجمه جنوب جهانی


گفتار و تبلیغات در مورد «حق دفاع از خود اسرائیل» یا اینکه اعراب در «اسرائیل» آزادی بیشتری دارند وی فلسطینی ها هستند که باید خود را در یک جامعه متمدن اسرائیلی ادغام کننند، تنها ظاهری است.
یک سال از نسل‌کشی غیرقانونی، بی‌معنا و وحشیانه «اسرائیل» در غزه گذشته است. در سال ۲۰۲۳، رژیم نتانیاهو تهاجم به غزه را با استناد به استدلالی ضعیف، بحث‌برانگیز و پوچ توجیه کرد؛ این‌که «اسرائیل» در حال انجام «عملیات ضدتروریستی» برای نابودی حماس است. اما در سال ۲۰۲۴، آشکار شد که هدف «اسرائیل» نابودی فلسطینیان بوده است. بیش از ۴۱,۰۰۰ کشته، میلیون‌ها زخمی، آوارگی‌های اجباری، و استفاده آشکار از گرسنگی به عنوان سلاح علیه غزه و کرانه باختری، بخشی از تلاش چند دهه‌ای «اسرائیل» برای پاکسازی قومی است.

این موضوع در رسانه‌های غربی که تحت تسلط یهودیان است، مشخص نیست؛ رسانه‌هایی که تلاش می‌کنند خلاف این را به شما القا کنند. برای نتانیاهو و «اسرائیل»، عملیات حماس در ۷ اکتبر فرصتی طلایی شد تا به ترویج اطلاعات نادرست و فریب‌کارانه در سطح جهانی بپردازند. از طریق یک کمپین تبلیغاتی هماهنگ و روایت قربانی‌سازی، رژیم توانست با ادعای اینکه «اسرائیل» «حق قانونی» برای حمله به حماس دارد، همدردی و حمایت متحدان خود را جلب کند؛ حتی با وجود واکنش نامتناسب نیروهای اشغالگر علیه غیرنظامیان. عدم محکومیت جدی از سوی پایتخت‌های مهمی چون واشنگتن نیز به «اسرائیل» اجازه داد تا فلسطینیان را با اخبار جعلی از قتل‌عام نوزادان اسرائیلی و تعرض به زنان، شیطانی جلوه دهد. این موارد در نهایت به انگیزه‌ای برای نابودی فلسطینیان توسط «اسرائیل» تبدیل شد و نسل‌کشی ۲۰۲۳-۲۰۲۴ آنها اصول تناسب در حقوق بین‌الملل را زیر پا گذاشت.

پس از یک سال، پاسخ «اسرائیل» چه معنایی دارد؟ به‌طور قطع نمی‌توان آن را واکنشی قانونی دانست، چرا که نسل‌کشی اکنون از غزه فراتر رفته و به لبنان و سوریه رسیده است. حقیقت این است که طرح بزرگ «اسرائیل بزرگ‌» توسط نتانیاهو و همدستان صهیونیست او با تمام توان و اشتیاق در حال اجرا است. این طرح‌ها سابقه طولانی در نابودی فلسطینیان و اعراب دارند که به سال ۱۹۴۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که ۷۵۰,۰۰۰ فلسطینی در جریان نکبت اخراج شدند و هزاران نفر دیگر نیز به تبعیض و کلیشه‌های نژادی دچار شدند. این نشان می‌دهد که «اسرائیل» برای دهه‌ها هیچ‌گاه فلسطینیان یا اعراب را به عنوان یک جمعیت، ملت، یا گروه قومی مستقل که حق حیات یا همزیستی با صهیونیست‌ها داشته باشند، به رسمیت نشناخته است. در واقع، آنها می‌بایست از طریق قتل‌عام‌هایی مانند کشتار صبرا و شتیلا در ۱۹۸۲ در لبنان، از میان برداشته می‌شدند تا «اسرائیل» بتواند به بقای خود ادامه دهد.

چنین روایت‌هایی پوششی مناسب برای نتانیاهو و پیشینیان او به منظور پیشبرد برنامه واقعی اسرائیل در تخریب فلسطین فراهم می‌کند. این موضوع اشغال طولانی‌مدت اعراب فلسطینی و گسترش شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری را توضیح می‌دهد. نسل‌کشی در حال وقوع است زیرا ذهنیت‌های متعصبانه و دیدگاه‌هایی که تخریب فلسطین را یک ضرورت اخلاقی می‌دانند، در غیاب محکومیت بین‌المللی رواج یافته‌اند.

تاریخ پر از نمونه‌هایی از ذهنیت‌های متعصبانه در سطح سیاسی است که هدفشان نابودی فلسطینیان بوده است. به عنوان مثال، گُلدَا مئیر، نخست‌وزیر سابق اسرائیل که در بسیاری از نقاط جهان به‌عنوان «بانوی آهنین» سیاست اسرائیل شناخته می‌شود، باوجود اینکه به‌عنوان یک رهبر کارآمد در جنبش کارگری «اسرائیل» شناخته می‌شد، دیدگاه‌های ضدعرب و ضدفلسطینی او آشکار بود. او از یک‌سو روابط «اسرائیل» را با مناطقی چون آفریقا توسعه می‌داد و از سوی دیگر، به‌صراحت اعلام می‌کرد که «چیزی به نام فلسطینی‌ها وجود ندارد». این انکار آشکار یکی از نمونه‌های معروف تلاش «اسرائیل» برای حذف هویت فلسطینی است. اظهارات مئیر، قربانی شدن فلسطینیان تحت صهیونیسم را نادیده می‌گیرد و مشابه دیدگاه‌های حامیان صهیونیسم امروز است. دیدگاه‌های او اکنون از طریق اقدامات خشونت‌آمیز در دوران نتانیاهو در حال اجرا هستند.

فهرست سیاستمداران اسرائیلی که وجود فلسطین را انکار می‌کنند به مئیر محدود نمی‌شود. آریل شارون، جنایتکار جنگی معروف که معمار کشتار صبرا و شتیلا در سال ۱۹۸۲ در لبنان بود، نیز حق فلسطینیان برای موجودیت به عنوان یک کشور مستقل را انکار می‌کرد. دلیل او برای قتل‌عام فلسطینیان در ۱۹۸۲ یک «تهدید قریب‌الوقوع» ساختگی بود که واکنش «اسرائیل» را به‌عنوان یک «کشور متمدن» در معرض تهدید توجیه می‌کرد. اگر دقیق‌تر بررسی شود، نام‌گذاری فلسطینیان به عنوان «وحشی» از سوی شارون مشابه اشاره نتانیاهو در سال‌های ۲۰۲۳-۲۰۲۴ به «عمالیق» است. نتانیاهو از این اصطلاح برای توجیه نابودی مردم فلسطین استفاده می‌کند، چرا که عمالیق در تاریخ باستانی بنی‌اسرائیل به عنوان دشمن ذکر شده‌اند. همچنین، او با هم‌تراز کردن حماس با عمالیق، تلاش داشت تا جامعه بین‌المللی را قانع کند که «اسرائیل» با یک تهدید تروریستی مواجه است و نه مردم فلسطین. با استفاده از یک زاویه مذهبی و جلب حمایت حامیان صهیونیسم، نتانیاهو توانست مرگ و ویرانی را توجیه کند. در واقع، نتانیاهو و شارون دو روی یک سکه هستند.

همین منطق در سال‌های ۲۰۲۳-۲۰۲۴ نیز صادق است؛ نسلی‌کشی اکنون به لبنان گسترش یافته است. آشکار است که این اقدامات رسمی هدفی جز حذف هویت‌های عربی، پیگیری طرح «اسرائیل بزرگ‌تر» و ترساندن فلسطینیان ندارد.

با گذشت یک سال از این نسل‌کشی، انگیزه‌های «اسرائیل» روشن‌تر شده‌اند.