منتشرشده در جاکوبین
دیوید موسکروپ
ترجمه جنوب جهانی


قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی تبدیل می‌شود. پیتر فیلیپس، نویسنده کتاب غول‌های سرمایه‌داری معتقد است که طبقه سرمایه‌دار در حال تخریب دموکراسی است و با سرمایه‌گذاری‌های عظیم در بخش‌های مختلف، از غذا تا تسلیحات، زندگی میلیاردها نفر را کنترل می‌کند.
غول‌های سرمایه‌داری: چگونه تمرکز ثروت تهدیدی برای بشریت است، کتاب جدید پیتر فیلیپس، استاد جامعه‌شناسی، به بررسی نفوذ غول‌های اقتصاد جهانی می‌پردازد. این غول‌ها مدیران ۱۰ شرکت بزرگ مدیریت سرمایه‌گذاری هستند که نزدیک به ۵۰ تریلیون دلار دارایی را کنترل می‌کنند.
در گفت‌وگویی با دیوید موسکروپ از مجله جاکوبین، فیلیپس توضیح می‌دهد که چگونه این ۱۱۷ مدیر اجرایی شرکت‌ها، قدرت اقتصادی و سیاسی بی‌سابقه‌ای دارند، سیاست‌های جهانی را شکل می‌دهند و نابرابری‌های اقتصادی را تعمیق می‌بخشند. آن‌ها از بحران‌هایی مانند گرمایش جهانی و افزایش قیمت مواد غذایی سوءاستفاده می‌کنند و از نهادهایی مانند مجمع جهانی اقتصاد (WEF) برای پیشبرد منافع خود بهره می‌برند.
با وجود قدرت عظیمشان، آن‌ها همچنان نسبت به سیاست‌های مردمی و جنبش‌های اجتماعی بدبین‌اند و به پتانسیل مقاومت از پایین آگاه هستند.
دیوید موسکروپ: چه کسانی غول‌ها هستند و چه چیزی آن‌ها را به غول تبدیل می‌کند؟
پیتر فیلیپس: غول‌ها دسته‌ای جامعه‌شناختی از اعضای هیئت مدیره ۱۰ شرکت بزرگ مدیریت سرمایه‌گذاری جهان هستند: بلک‌راک، ونگارد، UBS یو بی اس ، فیدلیتی، استریت‌استیت، مورگان استنلی، جی‌پی مورگان چیس، آموندی در فرانسه، آلیانتس SE در آلمان و گروه کپیتال.
من این ۱۰ شرکت را انتخاب کردم تا یک نمونه قابل مدیریت ایجاد کنم که شامل ۱۱۷ نفر می‌شود، افرادی که من آن‌ها را «غول‌ها» می‌نامم. این افراد قدرتمندترین افراد جهان هستند که تصمیم می‌گیرند سرمایه‌ای نزدیک به ۵۰ تریلیون دلار در کجا سرمایه‌گذاری شود. ثروتی که توسط این ۱۱۷ نفر کنترل می‌شود بی‌سابقه است. وقتی پنج سال پیش کتاب غول‌ها را نوشتم، این عدد حیرت‌آور بود، اما از آن زمان تاکنون دو برابر شده است. این یک تحول بزرگ است.
موسکروپ: قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی تبدیل می‌شود و این قدرت می‌تواند برای تقویت و افزایش قدرت اقتصادی استفاده شود، و بالعکس. غول‌ها چگونه این فرآیند چرخه‌ای بین قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی را مدیریت می‌کنند؟
فیلیپس: آن‌ها لزوماً قدرت سیاسی مستقیم ندارند. دولت، ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده برای حفاظت از منافع حیاتی آمریکا و سرمایه جهانی طراحی شده‌اند. اگرچه آن‌ها با نیازهای غول‌ها سازگار می‌شوند و می‌توانند با آن‌ها ارتباط مستقیم داشته باشند، اما دستورات مستقیم صادر نمی‌کنند. این بیشتر مسئله نفوذ است.غول‌ها در گروه‌های سیاسی مختلفی حضور دارند که شورای آتلانتیک یکی از قدرتمندترین آن‌هاست. حداقل نیمی از آن‌ها هر سال به داووس می‌روند، که نفوذشان را بیشتر می‌کند. در نهایت، دولت‌های سرمایه‌داری برای محافظت از سرمایه‌داری ساخته شده‌اند، و به همین دلیل ثروت غول‌ها همچنان افزایش می‌یابد.
موسکروپ: این افراد برای انباشت سرمایه وجود دارند و به دولت فشار می‌آورند تا قوانینی وضع کند که به این هدف کمک کند. شما نوشته‌اید که غول‌ها از بحران‌هایی مانند تغییرات آب‌وهوایی، جنگ و اعتیاد بهره‌مند می‌شوند. استراتژی آن‌ها چیست؟ آیا آن‌ها صرفاً بی‌اعتنا هستند و اهمیتی نمی‌دهند که پولشان از کجا می‌آید؟ آیا اگر فرصتی وجود داشته باشد، از آن بهره‌برداری می‌کنند؟
فیلیپس: یکی از بزرگترین مشکلات آن‌ها یافتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری امن است. آن‌ها سرمایه بیشتری نسبت به فرصت‌های امن برای سرمایه‌گذاری دارند، که آن‌ها را به سمت سرمایه‌گذاری‌های پرخطر سوق می‌دهد. آن‌ها باید به طور مداوم فرصت‌های جدید پیدا کنند یا برنامه‌های سیاسی را پیش ببرند که مناطق جدیدی را برای سرمایه‌گذاری باز کند. آن‌ها دوست دارند که نظام اقتدارگرای پوتین در روسیه جای خود را به دولتی پروسرمایه‌داری بدهد که (قفل غارت) منابع طبیعی وسیع این کشور را باز کند.
نیاز آن‌ها به رشد و دستیابی به بازدهی ۶ تا ۸ درصد یا بیشتر، به این معناست که به طور مداوم به دنبال فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید هستند. این جستجوی بی‌پایان اغلب به سرمایه‌گذاری‌های پرریسک منجر می‌شود که گاهی نتیجه نمی‌دهد، یا به سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی منجر می‌شود که پیامدهای منفی دارند، مانند سوخت‌های فسیلی که به گرمایش جهانی دامن می‌زنند.آن‌ها ۴۰۰ میلیارد دلار در بزرگترین شرکت‌های تولیدکننده گاز و نفت جهان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، تعهدی که به سادگی نمی‌توانند از آن صرف‌نظر کنند. این یکی از دلایل اصلی ادامه گرمایش جهانی است: به خاطر این سرمایه‌گذاری‌ها. راهی برای لغو آن وجود ندارد. راهی وجود ندارد که بتوان این ۴۰۰ میلیارد دلار را در جای دیگری سرمایه‌گذاری کرد و همان رشد را به دست آورد.
موسکروپ: غول‌ها از هر بحرانی که بتوانند از آن بهره ببرند، استفاده می‌کنند. شما معتقدید که بحران قیمت‌ها برای آن‌ها سودآور بوده است. به عنوان مثال، افزایش قیمت مواد غذایی چگونه سود آن‌ها را افزایش داده است؟
فیلیپس: آن‌ها در بزرگترین شرکت‌های غذایی به طور گسترده سرمایه‌گذاری کرده‌اند. ۸۵ میلیارد دلار در آرچر-دانیلز-میدلند و ۱۶۵ میلیارد دلار در کارگیل سرمایه‌گذاری کرده‌اند. نتیجه نابرابری و افزایش قیمت مواد غذایی بسیار ویرانگر است: صدها میلیون نفر در جهان با تنها ۲.۱۵ دلار در روز زندگی می‌کنند و ۸۰ درصد جمعیت جهان با کمتر از ۱۰ دلار در روز زندگی می‌کنند. این نابرابری عظیم همچنان در حال رشد است که منجر به ۲۵ هزار مرگ روزانه به دلیل سوءتغذیه می‌شود.
موسکروپ: سرمایه‌داری بزرگ در ایجاد و استفاده از نهادهایی که اهدافشان را پیش می‌برد یا سوابقشان را سفید می‌کند، تبحر دارند. شما از داووس و مجمع جهانی اقتصاد به عنوان نمونه یاد می‌کنید. چگونه غول‌ها از این نهادها به عنوان ماشین تبلیغاتی استفاده می‌کنند؟
فیلیپس: آن‌ها مجمع جهانی اقتصاد را پذیرفته‌اند زیرا این نهاد بستری برای ترویج ایده حکمرانی خوب و امنیت جهانی فراهم می‌کند. اما در اصل این تبلیغاتی است برای دفاع از سرمایه‌داری. غول‌ها به نابرابری‌های فزاینده و مقاومت‌های احتمالی که انباشت عمودی سرمایه می‌تواند در بین مردم جهان ایجاد کند، واقف‌اند. بنابراین سعی می‌کنند آن را کاهش دهند. با شرکت در مجامعی مانند داووس، آن‌ها سعی می‌کنند سرمایه‌داری و فعالیت‌های خود را به عنوان چیزی سودمند و عادلانه نشان دهند. اما واقعیت کاملاً برعکس است.
آن‌ها ادعا می‌کنند که فقر شدید کاهش یافته است، و این تا قبل از شیوع پاندمی کرونا واقعیت داشت، اما پاندمی باعث شد که چند صد میلیون نفر دیگر به فقر شدید دچار شوند. با این حال، حتی قبل از پاندمی، کاهش فقر شدید عمدتاً به دلیل پیشرفت یک کشور بود: چین.
چین به طور هدفمند فقر شدید را که به عنوان زندگی با ۲.۱۵ دلار در روز تعریف می‌شود، از بین برد. اگرچه چین هنوز چند صد میلیون نفر دارد که با ۵ دلار در روز زندگی می‌کنند، اما موفق شده است فقر شدید را بر اساس تعریف سازمان ملل از بین ببرد. در حالی که فقر شدید در هیچ جای دیگر جهان از بین نرفته و در واقع در چندین کشور سرمایه‌داری افزایش یافته است.
موسکروپ: آیا غول‌ها نقطه‌ضعفی دارند؟ آن‌ها چنان قدرتمند به نظر می‌رسند که مبارزه بلندمدت برای دموکراسی اقتصادی و عدالت دشوار به نظر می‌رسد. آیا جایی هست که آن‌ها آسیب‌پذیر باشند؟
فیلیپس: آن‌ها در برابر سیاست‌های مردمی و جنبش‌های اجتماعی از هر نوعی آسیب‌پذیرند: جنبش‌های اجتماعی مانند جنبش‌های حقوق مدنی، جنبش‌های ضد فقر و شورش‌های شهری، هرچند که دولت‌ها در سراسر جهان ممکن است با خشونت آن‌ها را سرکوب کنند. این آسیب‌پذیری یکی از دلایلی است که داووس هر سال برگزار می‌شود: برای هماهنگی یا ایجاد تغییراتی که بتوانند پیش از بروز هرگونه جنبش اجتماعی تهدیدکننده، به آن واکنش نشان دهند.
آن‌ها از انقلاب‌هایی که از پایین آغاز می‌شود، ترس دارند، چرا که در نهایت تنها اقلیتی از افراد با ثروتی افراطی هستند که تلاش می‌کنند این نابرابری فزاینده را حفظ کنند. با توجه به نظریه مارکس، به نظر می‌رسد که در نهایت طبقات پایین دست به مقاومت زده و بگویند: «بس است، دیگر در این بازی شرکت نمی‌کنیم.» غول‌ها به طور مداوم از این مسئله آگاه‌اند و سعی می‌کنند به بهترین شکل ممکن از بروز آن جلوگیری کنند.

پیتر فیلیپس: استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه ایالتی سونوما (کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا) و نویسنده کتاب غول‌های سرمایه‌داری: چگونه تمرکز ثروت تهدیدی برای بشریت است.