
نابرابری در آمریکای نئولیبرال
دیوید شولتز، (کانترپانچ، ۳۰می ۲۰۲۴) / برگردان: علی مظفری
دانش و امید، شماره ۲۶، دی ۱۴۰۳
اگر کسی گیج یا متعجب است که آمریکاییها چرا اینقدر از وضعیت اقتصادی ناراحتند، باید به گزارش اخیر توزیع درآمد و پویایی در آمریکا (IDDA) توسط هیئت مدیره بانک فدرال رزرو مینیاپولیس (از این به بعد «بانک») و سایت آماری آن که به رکود درآمد و تحرک اقتصادی در آمریکا میپردازد، نگاه کنند. متأسفانه (این گزارش) آنچه را که ما قبلاً میدانستیم تأیید میکند: دولت نئولیبرال بهطور نابرابر و بهگونهای سود میبرد که امکان مقابله با آن را به چالش میکشد.
آمریکا بر اساس دو افسانه بنا شده است: اسطوره برابری و اسطوره رویای آمریکایی. افسانه برابری این ایده است که همه ما برای موفقیت فرصت برابر داریم. رویای آمریکایی این ایده است که با سختکوشی، پشتکار و کمی شانس، هر کسی میتواند خود را از فقر نجات دهد و بهطور بالقوه ثروتمند شود. با این حال ما بنا بر مطالعات قبلی خود میدانستیم که سیاستهای اقتصادی نئولیبرال از دهه ۱۹۷۰ تا به امروز شکافی بین ثروتمندان و فقرا در آمریکا ایجاد کرده است که تا حد زیادی به نفع سطوح بالایی درآمد بوده است. ما همچنین میدانستیم که تحرک اقتصادی تا حد زیادی دچار رکود است.
با تکیه بر سوابق اداره مالیات آمریکا (IRS) و اداره سرشماری، مسئولین بانک موفق به ارائه تصویری در مورد وضعیت درآمد و جابهجایی طبقاتی در آمریکا بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ شدند. این کار بر اساس جنسیت، نژاد و محل سکونت (ایالت) انجام گرفت. اهمیت این پژوهش جامعهشناسانه در این است که نشان میدهد چگونگی نابرابری و پویایی در آمریکا، تنها مربوط به نژاد نیست، تنها درباره طبقه نیست، بلکه چگونگی تلاقی این دو همچنین نظر به اینکه فرد در کدام ایالت زندگی میکند، تصویری در مورد چگونگی تأثیر سیاستهای خاص ایالتی بر چشمانداز زندگی فرد ارائه میدهد.
بهطور کلی مطالعه IDDA، گزارشهای دیگری از شکاف درآمدی رو به رشد را تأیید میکند. بین سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۹، کسانی که در ده درصد پایین قرار داشتند، شاهد افزایش ۵درصدی درآمد ناخالص تعدیل شده خود بودند، در حالی که کسانی که در دو درصد بالایی قرار داشتند، شاهد افزایش ۲۳درصدی بودند. به گفته هیئت مدیره خزانهداری دولت فدرال، یکی از تکاندهندهترین نتیجهگیریهای این گزارش این است که «خانواری که در ۲۰درصد پایین توزیع قرار دارد، اکنون دقیقاً همان درآمدی را دارد که ۵۰ سال پیش در شرایط مشابه به دست میآورد. یعنی صرفنظر از نژاد و جنسیت، به استثنای آنهایی که در سطوح بالای درآمدی قرار داشتهاند، درآمد بقیه سطوح سرکوب شده است. این میتواند هم رایدهندگان خشمگین به ترامپ را که احساس میکنند از نظر اقتصادی کنار گذاشته شدهاند و هم ناامیدی از سیاستهای اوباما-بایدن را که اکثر آمریکاییها را به عقب رانده است، توضیح دهد.
در تمام دوران ریاست جمهوری از بوش دوم تا بایدن، اقتصاد نئولیبرال تنها به نفع تعداد اندکی بوده است، اما حتی در کل طبقه نیز یک ناهماهنگی فاحش وجود دارد. برای مثال، در مجموع زنان همچنان در مقایسه با مردان از نظر درآمد عقب هستند. زنان در سال ۲۰۰۵ به طور کلی معادل ۶۹درصد درآمد مردان را به دست آوردند، و در سال ۲۰۱۹ این رقم ۷۴درصد بود.
اما این شکاف در سطوح مختلف درآمدی متفاوت است. در صدک ۱۰ (پایینترین سطح درآمد) در سال ۲۰۰۵ زنان ۶۱درصد مردان درآمد داشتند که تا سال ۲۰۱۹ به ۸/۷۰درصد رسید. در صدک ۵۰ در سال ۲۰۰۵، زنان ۶۸درصد درآمد مردان را به دست آوردند که در سال ۲۰۱۹، به ۷۴درصد رسید. اما در سال 2005، زمانی که به ۹۹۹/۹۹درصد جمعیت میرسیم، در مقایسه با سال ۲۰۱۹، شکاف درآمدی زنان و مردان از ۲۶درصد به ۲۹درصد میرسد و بسته به سطح درآمد فرد، زنان در بهترین حالت پیشرفتهای اندکی جهت پر کردن شکاف بین درآمد خود و مردان داشتند.
اما وقتی به عنوان مثال به ایالتهای مختلف نگاه کنیم، و چنانچه اگر آن را بر اساس جنسیت و نژاد تقسیم کنیم، مثلاً در تگزاس، زنان اسپانیاییتبار ۴۳درصد مردان سفیدپوست، زنان سفیدپوست ۶۳درصد، در مقایسه با مردان سفیدپوست و مردان اسپانیاییتبار۶۷درصد آنها درآمد دارند. در حالی که این رقم در کالیفرنیا، زنان اسپانیاییتبار ۴۶درصد، زنان سفیدپوست ۶۹درصد و مردان اسپانیاییتبار ۶۲درصد است. با وجود دو فرهنگ سیاسی متفاوت و سلطه متفاوت احزاب سیاسی، تفاوت درآمد بین کالیفرنیا و تگزاس در بهترین حالت متوسط است.
از نظر تحرک، در حالی که آمار در پروژه IDDA بر اساس ایالت و بهطور کلی بر اساس درآمد از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۸ تقسیم شده است، تصویری از رکود نیز خودنمایی میکند. بهطور کلی، احتمال ارتقا از پایینترین ردیف جدول درآمدی به ردیف بعدی برای مردان ۶۲درصد ، زنان ۵۷درصد، اسپانیاییتبارها ۶۳درصد، سفیدپوستان ۵۹درصد، سیاهپوستان ۵۴درصد است. در بهترین حالت، شانس برابر برای صعود از جدول پایین درآمدی به جدول بعدی، و احتمال حرکت به سمت بالاتر حتی بهطور قابل توجهی کاهش مییابد.
گزارش IDDA شاید بهترین جزئیاتی را که تاکنون در مورد پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاستهای اقتصادی نئولیبرال در آمریکا داریم، ارائه میدهد. این گزارش توزیع نابرابر مزایا را به گونهای نشان میدهد که ضمن اشاره به برندگان نسبی، تقریباً همه میتوانند ادعا کنند بازنده هستند. در نتیجه تلاشها برای ایجاد هرگونه همبستگی برای مبارزه با این سیاستها را خنثی میکند.
هرچند با وجود این اخبار اجتماعی اقتصادی، رأیدهندگان در نوامبر امسال، با امید کمی به تغییر الگوی نابرابری و تحرک منجمد شده، با رقابت مجدد دو نامزد ریاست جمهوری نئولیبرال روبرو خواهند شد.
دیویدشولتز استاد علوم سیاسی در دانشگاه هملین است. او نویسنده کتاب «ایالتهای نوسانی ریاست جمهوری: چرا فقط ده مهم است.»

