
بر اساس گزارش اسرائیل، سوریه به عنوان مرکز اصلی انتقال تسلیحات برای نیروهای مقاومت محسوب میشود، در حالی که همزمان به منظور حفاظت از خود، سوریه در محور دخالت فعال نمیکند. اما با ادامه حملات بیامان اسرائیل به خاک سوریه، کدام یک از ادعاهای اسرائیل واقعیت دارد؟
محمد نادر العمری
کرادل
ترجمه جنوب جهانی
در طول یک دهه گذشته، سوریه با صدها حمله هوایی اسرائیل روبرو بوده که مدعی است این حملات عمدتاً تأسیسات تولید، انتقال و انبار تسلیحات را هدف قرار دادهاند. تلآویو اعلام کرده که هدف از این حملات، «قطع مسیرهای تأمین و پشتیبانی» از ایران به حزبالله لبنان است.
به تازگی، در ۳۱ اکتبر، ارتش اسرائیل اعلام کرد که انبارهای تسلیحات و مقرهایی را که توسط حزبالله در منطقه قصیر استفاده میشده، هدف قرار داده و دستکم ۱۰ نفر، بیشتر از غیرنظامیان، در این حمله کشته شدهاند.
از زمان آغاز عملیات «طوفان الاقصی» بیش از یک سال پیش، حملات اسرائیل به سوریه شدت گرفته و تا پایان سال ۲۰۲۳ به ۲۹ مورد رسیده است. از ابتدای سال جاری میلادی، سوریه هدف ۶۹ حمله هوایی قرار گرفته که مناطق جغرافیایی متعددی را شامل شده و علاوه بر آن، از اواسط سپتامبر تاکنون ۱۷ حمله به گذرگاههای سوریه و لبنان صورت گرفته است.
این حملات با تشدید نظامی سریع اسرائیل علیه لبنان در شش هفته گذشته همزمان شده است، که از حملات تروریستی در تاریخهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر آغاز شده و با ترور رهبران ارشد مقاومت لبنان، از جمله دبیر کل حزبالله، سید حسن نصرالله، به اوج رسیده است.
آیا دمشق از مقاومت حمایت میکند یا از آن فاصله گرفته است؟
اتهاماتی که اسرائیل و آمریکا به دمشق وارد میکنند، نشان از تناقضاتی دارد. از یک سو، ادعا میشود که سوریه همچنان به عنوان حامی اصلی مقاومت لبنان است و از سوی دیگر، گفته میشود که از حمایت از جناحهای لبنانی و فلسطینی کاسته است.
پس از حمله قصیر، ارتش اسرائیل بیانیهای صادر کرد: «با حمایت رژیم سوریه، سازمان تروریستی حزبالله امنیت غیرنظامیان سوری و لبنانی را به خطر میاندازد، زیرا مراکز فرماندهی و نیروهای خود را در مناطق غیرنظامی هر دو کشور مستقر کرده است.»
در مقابل، در میان گمانهزنیهایی مبنی بر فاصله گرفتن دمشق از حزبالله، ست فرانتزمن، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها در آمریکا، اظهار کرده که بیمیلی دولت سوریه برای اقدام علیه تجاوزات مکرر اسرائیل «احتمالاً ناشی از احساس رژیم است که از تشدید تنش چیزی به دست نمیآورد و در عوض، چیزهای زیادی را از دست خواهد داد.»
در واقع، چندین نشانه وجود دارد که حاکی از حمایت قاطع سوریه از مقاومت در برابر تلاشهای اسرائیل برای تغییر ساختار منطقه غرب آسیا است؛ از جمله تلاشها برای «ریشهکن کردن حزبالله» در لبنان، هدفی که نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، بارها بر آن تأکید کرده است.
طرحهای بلندمدت اسرائیل برای سوریه
رهبران اسرائیل غالباً دشمنان خود را به آنچه که آرزوهای خودشان است، متهم میکنند. بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، خواستار گسترش اسرائیل به بخشی از سوریه شده است: «در کتب دینی آمده که در آینده، اورشلیم (بیتالمقدس) باید تا دمشق گسترش یابد.»
در پی این اظهارات، آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه پیشین اسرائیل، نیز در دانشگاه عبری ریشمان تأکید کرد که اسرائیل باید بخشهایی از سوریه در منطقه کوههای حرمون را به تصرف درآورد تا خط دفاعی جدیدی برای اسرائیل ایجاد کند. او گفت: «اگر سوریه همچنان به عنوان پایگاه لجستیکی برای دشمنان ما عمل کند، ما بخش سوری کوه حرمون را تصرف خواهیم کرد و آن را تا اطلاع ثانوی رها نخواهیم کرد.»
یوال اشتاینتز، وزیر انرژی اسرائیل، تهدیدی مستقیم علیه بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، صادر کرده و متعهد شده است که به دلیل حمایت اسد از مقاومت، سیستم سیاسی سوریه را تغییر دهد. این موضع توسط وزیر تندروی دیگر، گدعون ساعر، نیز حمایت شده است: «اسرائیل باید به اسد واضح بگوید که اگر به امنیت اسرائیل لطمه بزند، رژیم خود را به خطر میاندازد.»
از زمان آغاز عملیات طوفان الاقصی، حملات اسرائیل عمدتاً به مواضع حزبالله در واحدهای امنیتی مختلفی همچون ۱۳۳، واحد جولان، واحد ۴۴۰۰ و واحد ۱۰۸ متمرکز شده است که وظیفه انتقال قطعات پهپاد و فناوریهای دیگر از سوریه به لبنان را دارند. علاوه بر این، انبارهای تسلیحات، چه داخلی و چه وارداتی از روسیه و ایران، نیز هدف قرار گرفتهاند.
از اکتبر ۲۰۲۳ به این سو و با گشایش جبهههای پشتیبانی مقاومت در لبنان، عراق و یمن، حملات اسرائیل به زیرساختهای غیرنظامی سوریه نیز افزایش یافته است. اسرائیل تاکنون فرودگاههای بینالمللی حلب و دمشق را ۱۲ بار بمباران کرده و مدعی است که از این تأسیسات غیرنظامی برای انتقال موادی که برای تولید و مونتاژ موشکها استفاده میشود، استفاده شده است.
اهداف اسرائیل همچنین شامل واحدهای ارتش سوریه، به ویژه تأسیساتی است که ظاهراً در ذخیرهسازی و تولید تسلیحات و آموزش نیروها دخیل هستند؛ از جمله تیپ ۷۵ لشکر یکم در جبلالمنا نزدیک دمشق، تیپ ۱۰۶ گارد جمهوری و لشکر پنجم در تلالجمعه.
تأسیسات راداری و پدافند هوایی در جنوب سوریه، به ویژه در سویدا و مناطق ساحلی طرطوس، نیز بارها هدف قرار گرفتهاند، همانند حملات مکرر به مراکز تحقیقاتی که اسرائیل ادعا میکند بر تولید و توسعه موشکها متمرکز هستند، از جمله مرکز مصیاف در استان حماه که در ۹ سپتامبر بمباران شد.
حمایت از تسلیحات حزبالله
ادعاهای نتانیاهو در مصاحبه ۱۶ اکتبر با روزنامه فیگارو، که توسط سخنگوی ارتش اسرائیل دانیل هگاری نیز تکرار شد، به دنبال تثبیت این روایت بود: تیپ چترباز ذخیره ۶۴۶ در بازرسی از پایگاههای واحد رضوان حزبالله در جنوب لبنان، سلاحهای «پیشرفته» روسی را کشف کرده است.
تصاویری که توسط خبرنگار نظامی اسرائیل، دورون کادوش منتشر شد، تسلیحاتی را در جعبهای چوبی با «نوشتههای انگلیسی» نشان میداد که حاکی از منشأ روسی آنها بود و گفته شده که این تسلیحات از طریق بندر طرطوس به سوریه منتقل شدهاند.
افزون بر این، حزبالله از موشکهای فادی ۱، ۲ و ۳ که نخستین بار در یک ویدئو از تأسیسات عماد ۴ به نمایش درآمدند، علیه اهدافی در حیفا در اواخر سپتامبر استفاده کرد. این شباهت با مصاحبهای در سال ۲۰۲۰ با نصرالله در شبکه المیادین داشت که در آن فاش شد موشکهای کورنت که توسط حزبالله به کار گرفته شده، ابتدا توسط سوریه از روسیه خریداری شده و سپس به حماس و جهاد اسلامی فلسطین در غزه منتقل شدهاند.
چالشهای استراتژیک پیش روی دمشق
گزارشی از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) اندونزی، ارزیابی مراکز نظامی و پژوهشی امنیتی اسرائیلی را منعکس میکند:
«از لبنان تا ایران، نیروهای شبهنظامی به پناهگاهها و صدها مایل تونلهای زیرزمینی برای انتقال تسلیحات و نیروها دسترسی دارند.»
حزبالله دارای زرادخانهای از سیستمهای موشکی متنوع، از جمله موشک خَیبر ۱، که یک موشک توپخانهای غیرهدایتشونده و ساخت سوریه است و موشک M-600 که به تیشری معروف است و نسخه سوری موشک فاتح-۱۱۰ است، میباشد. سایر اجزای این زرادخانه شامل موشکهای اسکاد B/C/D، موشکهای بورکان، نسلهای مختلف موشک ضدتانک کورنت روسی و سیستمهای موشکی سطح به هوای ایگلا-اس
به علاوه، گزارشهایی حاکی از آن است که حزبالله از سال ۲۰۰۶ موشکهای ضدکشتی یاخونت را از سوریه دریافت کرده است که بردی تا ۳۰۰ کیلومتر دارند. همچنین قابلیت سرنگونی پهپادهای اسرائیلی باعث شده که اسرائیل به انتقال سیستم دفاع هوایی پانتسیر و همچنین سیستمهای پیشرفته روسی SA-22 از سوریه به حزبالله مظنون شود.
این نشانهها، همراه با بسیج نظامی اسرائیل در جبهه جولان، تغییر خطوط درگیری و درخواستهای تسلیمطلبانهای که از سوی آموس هوخشتاین، فرستاده ویژه آمریکا، برای استقرار نیروهای بینالمللی به منظور نظارت بر مرز سوریه و لبنان مطرح شده، همگی چالشهایی را که دمشق با آنها مواجه است، نشان میدهند و آشکار میسازند که اسرائیل قصد دارد جنگ خود را به جبهه سوریه گسترش دهد.
اتهامات مکرر اسرائیل علیه سوریه در حمایت از مقاومت لبنان، حتی زمانی که سوریه تنها به کمکهای بشردوستانه در طول بحران لبنان پرداخته است، انگیزههای رژیم اشغالگر را در تداوم هدفگیری و تهدیدات علیه دولت سوریه آشکار میکند.
اما آیا کشوری کوچک همچون اسرائیل میتواند در برابر سرزمین گسترده و پیچیده سوریه پیروز شود؟ سرزمینی که برخلاف لبنان، هزاران مایل بیشتر و هزاران پناهگاه و مکان مخفی برای تکثیر تسلیحات و تجهیزات نظامی دارد؟

