ارتش اسرائیل تنها قادر به مقابله با غیرنظامیان است.

رابرت اینلیکش
منبع: المیادین انگلیسی

اسرائیلی‌ها به بازسازی قدرت نظامی خود نیاز داشتند و ناگهان در بدترین شرایط ممکن قرار گرفتند؛ ارتشی که تنها نحوه استفاده از فناوری برای کشتار از فاصله دور را می‌داند و فاقد استراتژی‌های منسجم در نبردهای زمینی است.
تاریخ جنگ‌های نامتقارن رژیم صهیونیستی باعث شده تا این رژیم به نوعی احساس امنیت کاذب دست پیدا کند. ارتش اسرائیل تنها برای کشتار غیرنظامیان از طریق فناوری‌های پیشرفته آماده است و در مقابل دشمنان آماده و باتجربه توان مقابله ندارد. این اعتماد به نفس کاذب حاصل دیدگاه نژادپرستانه این رژیم و اکنون در جنگی چندجانبه برای اسرائیل فاجعه‌بار شده است.
چه کسانی ارتش اسرائیل را تشکیل می‌دهند؟

برای درک ارتش اسرائیل و نحوه مبارزات آن، ابتدا باید جامعه‌ای را بشناسیم که سربازان آن را شکل می‌دهد. تمام اسرائیلی‌ها از سنین پایین در نظام آموزشی با ایدئولوژی برتری‌طلبانه پرورش می‌یابند و از همان ابتدا برای خدمت سربازی آماده می‌شوند. آن‌ها باور دارند ارتش‌شان «اخلاقی‌ترین» در جهان است و به برتری خود نسبت به دیگران اعتقاد دارند.
پس از پایان دوره دبیرستان، اکثر اسرائیلی‌ها موظف به گذراندن دو تا سه سال خدمت اجباری هستند و بسیاری نیز پس از آن به خدمت در نیروی ذخیره ادامه می‌دهند. هرچند گروه‌های مذهبی مثل حریدی‌ها (ارتدکس‌های افراطی) به دلیل مسائل دینی از خدمت معاف هستند و برخی از لیبرال‌ها نیز با استفاده از مشکلات روانی از خدمت سربازی خودداری می‌کنند، اما بیشتر اسرائیلی‌ها به بخش‌های مختلف ارتش اعزام می‌شوند.
سربازانی که خدمت اجباری خود را می‌گذرانند، غالباً در نبردهای واقعی حضور ندارند. آن‌ها در ایست‌های بازرسی قرار می‌گیرند، کنترل جمعیت را انجام می‌دهند یا در عملیات شبانه به منظور بازداشت نوجوانان فعال هستند. به همین دلیل، بسیاری از جوانان اسرائیلی ترجیح می‌دهند وارد نیروی هوایی یا بخش‌های اطلاعاتی شوند تا به جای درگیری با معترضان و نوجوانانی که سنگ پرتاب می‌کنند، مشغول وظایفی «جذاب‌تر» باشند.

استراتژی نظامی اسرائیل چیست؟

درک این نکته که جامعه اسرائیل با ارتش این کشور پیوند عمیقی دارد، در تبیین ذهنیت نظامی این کشور مؤثر است. در حالی که در بیشتر جوامع، مرگ غیرنظامیان بیشتر از مرگ نظامیان تأثیرگذار است، برای اسرائیلی‌ها این موضوع برعکس است. این مسئله ریشه در دیدگاه برتری‌طلبانه اسرائیل دارد.

دکترین نظامی اسرائیل تقریباً مطابق با مدل ضد شورش ایالات متحده در «جنگ با تروریسم» دهه ۲۰۰۰ است، اما تفاوت‌های کلیدی باعث می‌شود تا این استراتژی در مقایسه با ارتش آمریکا کمتر مؤثر باشد.

از شکست تا ناتوانی در مقابله با مقاومت

رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ از جنوب لبنان عقب‌نشینی کرد و پس از شکست در سرکوب حماس در غزه نیز در سال ۲۰۰۵ از این منطقه خارج شد. اما پس از جنگ ۲۰۰۶ با لبنان و جنگ‌های متعدد در غزه، اسرائیل با تهدیدات جدیدی از سوی گروه‌های مقاومت فلسطینی و لبنانی مواجه شد. این ارتش باور داشت می‌تواند با حملات دوره‌ای به این گروه‌ها، «بازدارندگی» خود را حفظ کند، اما اکنون این استراتژی با چالش جدی روبه‌رو شده است.

در اکتبر سال جاری، عملیات «طوفان الاقصی» به رهبری حماس، ارتش اسرائیل را غافلگیر کرد و همه را در تمام سطوح بهت‌زده ساخت. این رویداد نشان داد که حتی گروه‌های مقاومت کم‌توان نیز توانایی وارد کردن ضربه به اسرائیل را دارند.

بازگشت به کشتار غیرنظامیان

با توجه به شرایط نظامی فعلی، اسرائیلی‌ها برای بازگرداندن قدرت خود، به استراتژی کشتار غیرنظامیان روی آورده‌اند. تاکنون، قتل‌عام‌ها برای وارد کردن ضربات روانی به مردم فلسطین و منطقه انجام می‌شد؛ اما اکنون، به یک کارزار کشتار و تخریب بی‌قیدوبند تبدیل شده که به سربازان اسرائیلی اجازه می‌دهد دست به جنایات گسترده و نابودی زیرساخت‌های غزه بزنند.

نتیجه‌گیری

رژیم صهیونیستی دریافته که در برابر نیروهای مقاومتی مانند حزب‌الله نیز گزینه‌های نظامی کافی ندارد و حتی تاکتیک‌های معمولی نظیر ترور و مین‌گذاری نیز نمی‌تواند پیروزی راهبردی را برایش به ارمغان بیاورد. در نبردهای رودررو، برتری نیروهای مقاومت لبنانی بر اسرائیلی‌ها کاملاً مشهود است و همین امر باعث شده اسرائیل برای جبران ضعف‌های خود به شدت به تاکتیک‌هایی متوسل شود که اساساً به منظور تخریب و کشتار بی‌پایان غیرنظامیان طراحی شده‌اند.

چرایی شکست استراتژی ارتش اسرائیل

نیروهای اسرائیلی، در مواجهه با شرایط جدید و چالش‌های تازه، به ناچار به تاکتیک‌هایی از دهه‌های گذشته بازگشته‌اند؛ همانند محاصره نیروهای مصری در سال ۱۹۷۳، اکنون نیز به محاصره مقاومت فلسطینی در شمال غزه روی آورده‌اند. اما مسئله این است که این استراتژی‌ها و تاکتیک‌های قدیمی برای جنگ‌های امروزی و نوع مقاومت جدید، کارآمد نیستند و توان لازم را برای مقابله با تهدیدات چندگانه ندارند.

ارتش اسرائیل، که تنها به فناوری‌های پیشرفته و تسلیحات هوایی متکی بوده، برای تسلط بر جنگ‌های زمینی به شکلی که اهداف بزرگ و مهم خود را به انجام برساند، ناتوان است. بر همین اساس، به یک استراتژی متمرکز بر استفاده از نیروی هوایی و کشتار دسته‌جمعی از فاصله دور رو آورده و در شرایطی که ارتش زمینی آن آمادگی لازم برای پیشروی در میدان جنگ ندارد، به تخریب زیرساخت‌ها و منازل مردم روی آورده است.

نتیجه‌گیری کلی

در نهایت، به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی تنها راه خود برای بازسازی تصویر قدرت و نفوذ از دست رفته‌اش را در کشتار و تخریب بی‌امان غیرنظامیان یافته است. با وجود تمامی فناوری‌های نظامی پیشرفته و ارتش مجهز، اما نبود استراتژی‌های زمینی منسجم و نیروهای آماده برای مقابله با نیروهای مقاومت، آن‌ها را وادار به اتخاذ سیاست‌هایی کرده که بیشتر بر نابودی کامل هر آنچه در مقابلشان است تکیه دارد.
در گذشته، کشتار غیرنظامیان تنها با هدف ایجاد تأثیرات روانی و ارسال پیام به منطقه انجام می‌شد؛ اما اکنون، این کار به یک سیاست سیستماتیک برای اجرای کمپین‌های کشتار بی‌حدوحصر و تخریب همه‌جانبه زیرساخت‌ها و منابع حیاتی در غزه تبدیل شده است. این رویکرد جدید نشان‌دهنده نوعی یأس و درماندگی از سوی رژیم صهیونیستی است که متوجه شده، تنها راه باقی‌مانده برای بازگشت به تصویر قدرت و برتری خود، دست زدن به قتل‌عام و تخریب همه‌چیز در مسیر خود است.

حتی دستاوردهای تاکتیکی اخیر اسرائیل در لبنان نیز زیر سایه حملات حزب‌الله قرار گرفته و مشخص شده که تاکتیک‌هایی مانند ترور و مین‌گذاری نمی‌توانند پیروزی راهبردی برای آن‌ها به همراه داشته باشند. نیروهای مقاومت لبنانی در نبردهای مستقیم و رودررو، برتری بیشتری نسبت به ارتش اسرائیل از خود نشان داده‌اند، و اسرائیل نیز اکنون با بحران داخلی در میان نظامیان خود مواجه است، چرا که آن‌ها برای رویارویی با چنین دشمنان آماده و توانمندی، تربیت و آمادگی لازم را ندارند.

به همین ترتیب، رژیم صهیونیستی به جای پیروزی در میادین نبرد، با تکیه بر تاکتیک‌های قدیمی که تنها به تخریب و کشتار گسترده منجر می‌شود، سعی دارد تصویر خود را از قدرت و تسلط حفظ کند؛ اما روشن است که این استراتژی‌ها نه تنها در حل بحران‌ها مؤثر نیستند، بلکه بیشتر به بحران‌های داخلی و بین‌المللی اسرائیل دامن زده و ضعف‌های آن‌ها را در برابر مقاومت آشکار کرده‌اند.