جفری سنت کلر


اگر تاریخ ابتدا به‌عنوان کمدی تکرار می‌شود، پی بعداً چگونه تکرار می‌شود؟
کامالا هریس نشان داد که به اندازه کافی شجاع نیست که شب سه‌شنبه به طرفدارانش بپردازد و با آنها صحبت کند، در حالی که شکست او در برابر ترامپ هر لحظه اجتناب‌ناپذیرتر می‌شد. اما او چه می‌توانست بگوید؟ نمی‌توانست با صداقت بگوید که کمپین قوی‌ای برای دفاع از فقرا، ستم‌دیدگان و بی‌صداها داشته است یا اینکه برای صلح و کرامت انسانی و مقابله با تغییرات اقلیمی مبارزه کرده است. واقعاً کنجکاو هستم که او توضیح دهد محورهای اصلی کمپین انتخاباتی‌اش چه بوده‌اند، اما حتی خود هریس هم احتمالاً نمی‌توانست هدف یا معنای اقداماتی را که محکوم به شکست بودند شناسایی کند…
از بیرون، به نظر می‌رسید که کل کمپین انتخاباتی هریس هدفش نجات سیستم اقتصادی (نئولیبرالیسم) باشد که او به اشتباه «دموکراسی» نامیده بود، سیستمی که برای بخش‌های بزرگتری از چپ و راست سیاسی کار نمی‌کند. در عین حال، او و بایدن قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشتند تا یک نسل‌کشی در غزه را تسلیح و تأمین مالی کنند. ریاکاری‌های آنها بسیار شفاف بود.
در یک نمایش فاجعه‌آمیز، با وجود محیط دوستانه‌ای که برنامه استیون کولبرت فراهم کرده بود، در زمانی که حباب محبوبیت او پس از کنوانسیون/مناظره شروع به ترکیدن کردند:
استیون کولبرت: تحت حکومت شما، مهم‌ترین تغییرات چه خواهد بود و چه چیزهایی همان‌طور باقی خواهند ماند؟
هریس: البته. خوب، می‌خواهم بگویم که واضح است که من جو بایدن نیستم. بنابراین این یک تغییر خواهد بود. اما همچنین فکر می‌کنم مهم است بگویم، وقتی ۲۸ روز به انتخابات مانده است، که من هم دونالد ترامپ نیستم.
مانند هیوبرت همفری، هریس بار یک جنگ غیرمحبوب (یک جنگ و نسل‌کشی در مورد او) را بر دوش داشت که رئیسش آن را راه ادامه میداد. همفری تلاش کرد خود را از رئیس‌جمهور LBJ [لیندون بی. جانسون] درباره جنگ ویتنام جدا کند، اما دیگر خیلی دیر شده بود. در عوض، هریس حتی تلاشی هم نکرد.
عدم تمایل سرسختانه هریس به فاصله گرفتن از بایدن به حدی رسید که کمپینش را به کارکنان کمپین بایدن واگذار کرد، به همان ذهن‌های استراتژیستی که در جولای با ۱۰ تا ۱۵ امتیاز از ترامپ عقب بودند…
در سال ۲۰۱۶ هریس سیاست‌های بسیار متفاوتی داشت زمانی که علیه بایدن در انتخابات مقدماتی رقابت کرد؛ شاید او باید برخی از آنها را حفظ می‌کرد، به جای اینکه بگوید باورهایش تغییر نکرده‌اند، اما موضعش درباره فرکینگ/بهداشت ملی/مرز… تغییر کرده است.
در انتخاباتی که به وضوح قرار بود انتخاباتی «تغییر» باشد، وقتی هریس فرصتی برای تمایز از بایدن داشت، گفت هیچ «چیزی وجود ندارد که بتواند فکر کند» متفاوت عمل خواهد کرد…
تغییر ناگهانی هریس درباره فرکینگ نماد تمام کمپین اوست: موضوعی نسبتاً جزئی، اما نمایانگر خلأ موضع سیاسی او بود. او هرگز نتوانست آن را توضیح دهد زیرا صرفاً یک حدس سیاسی (و بد) بود. او حاضر بود موضع قبلی خود درباره تغییرات اقلیمی را برای کسب چند هزار رأی در پنسیلوانیا نادیده بگیرد. این معادل زمانی بود که هیلاری کلینتون به مدیران مالی گلدمن ساکس گفت که «یک سیاست عمومی و یک سیاست خصوصی دارد.» اما حتی احمقانه‌تر. چگونه می‌توانست کمپینی بر اساس صداقت و اعتماد بسازد، بعد از اینکه عدم صداقت و عدم اعتمادپذیری خود را در موضوعی نشان داد که او آن را «تهدیدی وجودی برای زندگی انسانی بر روی زمین» توصیف کرده بود؟
هریس جنبش علیه تغییرات اقلیمی (و آب و هوا) را فروخت و با این حال پنسیلوانیا را باخت…
شکست هریس در پنسیلوانیا تقریباً تضمین می‌کند که دموکرات‌ها جاش شیپرو را به عنوان رهبر خود در ۲۰۲۸ انتخاب خواهند کرد و مسیر حمایت کور خود از اسرائیل را تغییر نخواهند داد.
شاید اگر هریس در آنجا کمپین نمی‌کرد، شانس بیشتری برای پیروزی در ویسکانسین داشت، مانند مورد هیلاری کلینتون. به نظر می‌رسد هرچه بیشتر او را دیدند، کمتر چیزی برای دیدن وجود داشت…
نظرسنجی‌ها در ویسکانسین: ترامپ حمایت خود را در میان رأی‌دهندگان سیاه‌پوست دو برابر کرده است. اکنون حدود ۲۰٪ رأی سیاه‌پوستان را دارد، در مقایسه با ۷۸٪ هریس. چهار سال پیش، ترامپ تنها حدود ۸٪ رأی‌دهندگان سیاه‌پوست را در آن ایالت کسب کرده بود.
جان کری بخشی از شکست خود را مدیون این واقعیت است که کمپین «آماده برای خدمت» او بر روی کارنامه نظامی‌اش تأکید داشت در حالی که جنگ عراق فرو می‌پاشید. هریس نقش دادستان سختگیر را در زمانی ایفا کرد که تیراندازی‌های پلیسی رکوردشکنی داشت؛ تعجب‌آور نیست که حمایت بخشی از مردان سیاه‌پوست و اسپانیایی‌ها کاهش یافت.
همانطور که دو هفته پیش در مقاله‌ام نوشتم، استراتژی هریس برای کمپین همراه با لیز چنی به منظور جلب رأی‌دهندگان افسانه‌ای هیلی -در حالی که خود هیلی برای ترامپ کمپین می‌کرد- محکوم به شکست بود. و این شکست به طرز چشمگیری رخ داد. بیایید یادآوری کنیم وقتی دیک چنی [پدر لیز چنی و معاون رئیس‌جمهور بوش] از سمت خود کناره‌گیری کرد، یکی از منفورترین شخصیت‌ها در تاریخ ایالات متحده با نرخ تأیید ۱۳٪ بود.
مفاهیم کمپین هریس آنقدر بد توسعه یافته بودند که نتوانستند علیه ترامپ بر موضوع مرکزی انتخاباتی که برای بی اعتبار کردن او انتخاب شده بود تأثیر بگذارند: اینکه جنبش MAGA تهدیدی برای ارزش‌های دموکراتیک است…
این مانور حضور با لیز چنی نتوانست به او کمک کند تا مستقل‌ها را جلب کند. در پنسیلوانیا، مستقل‌ها ۵۰-۴۴ رأی به نفع دونالد ترامپ دادند.
اگر چیزی خوب از این فاجعه بیرون بیاید، این خواهد بود که پایان کار سیاسی کلینتون‌ها، بایدن‌ها، بوش‌ها، اوباماها و چنی‌ها باشد… اما این اتفاق نخواهد افتاد. همه آنها به نوعی باز خواهند گشت. تنها چیزی که می‌توانیم انتظار داشته باشیم این است که هیچ درس جدیدی از این فاجعه گرفته نخواهد شد. دموکرات‌ها همانند سال ۲۰۱۶ مقابل ترامپ شکست خوردند؛ فقط این بار بدتر.
رایان گریم: «چنی‌ها دو انتخابات را از دموکرات‌ها دزدیده‌اند اما نمی‌توان آنها را برای دومی سرزنش کرد.»
فرستادن بیل کلینتون، خالق NAFTA برای سرزنش رأی‌دهندگان عرب-آمریکایی در میشیگان (از همه جا!) و اوباما برای تحریک مردان سیاه‌پوست در پنسیلوانیا طی هفته آخر کمپین ظاهراً خوب عمل کرده است…!!!
کمپین هریس حاضر نشد حتی یک سخنران ضد نسل‌کشی را در کنوانسیون ملی حزب دموکرات لحاظ کند؛ حتی یکی که سخنانی آماده ملایم و دلجویانه برای فلسطینی ها بزبان آورد.
هریس جنوب دیر بورن میشیگان را باخت؛ منطقه‌ای ۹۰٪ مسلمان که بایدن چهار سال پیش با ۸۸٪ آرا در آن برنده شده بود…
ترامپ: ۴۶.۸٪
هریس: ۲۷.۶۸٪
استاین: ۲۲.۱۱٪ (حزب سبز چپگرا و مخالف نسل‌کشی)
دکتر غسان ابوسیتا: «یک رئیس‌جمهور نسل‌کش بسیار ریاکار کارش تمام شد و مجبور سد به شکستش اعتراف کند. و یک رئیس‌جمهور افتخارآفرین نسل‌کش وارد صحنه می‌شود.»
هریس تلاش کمی برای جلب رأی جوانان داشت و گاهی اوقات ظاهراً نسبت به آن تحقیرآمیز رفتار کرد. نظرسنجی CBS News در میشیگان نشان داد: «رأی‌دهندگان جوان‌تر (بین ۱۸ تا ۲۹ سال) اکنون کمی بیشتر به ترامپ تمایل دارند… این کمبود رأی برای هریس عمدتاً ناشی از مردان جوان‌تر میشیگانی است که ترامپ را ترجیح می‌دهند.»
حدود ۶۷٪ رأی‌دهندگان اقتصاد را «چندان خوب/بد» ارزیابی کردند. نارضایتی از اقتصاد پساکرونا حداقل دو سال است مشهود است. اما بایدن و هریس هیچ اقدامی برای پرداختن به موضوع مرکزی انتخابات انجام ندادند جز اینکه به مردم بگویند اضطراب اقتصادی‌ای که احساس می‌کنند «روانی» است.
طبق گزارش Votecast AP ، افراد وابسته به اتحادیه‌ها با نسبت ۵۷-۳۹ به هریس رأی دادند. شاید کمپین هریس باید بیشتر شاون فاین [رئیس اتحادیه کارگران خودروسازی] را معرفی می‌کرد تا لیز چنی و مارک کیوبان.
خانوارهایی با درآمد ۱۰۰,۰۰۰ دلار یا کمتر…
۲۰۲۰: بایدن ۷۰٪ ، ترامپ ۲۹٪
۲۰۲۴: هریس ۴۸٪ ، ترامپ ۴۹٪
هم هریس و هم بایدن پشت سیاست‌های اقتصادی موفق‌تر و محبوب‌تر اوایل دوره بایدن ایستادند. آنها سعی کردند کشور را متقاعد کنند که پاندمی تمام شده است؛ با وجود اینکه COVID همچنان باعث بیماری، مرگ و فقر مردم می‌شود. در عین حال بایدن همچنان چک‌های سفید به اسرائیل و اوکراین ارسال می‌کند.
آیا یادتان هست وقتی دموکرات‌ها وعده چک‌های محرک ۲,۰۰۰ دلاری دادند ولی فقط ۱,۴۰۰ دلار پرداخت کردند؟ افرادی که در حاشیه اقتصادی زندگی می‌کنند مانند اکثر مردم طی پاندمی حافظه خوبی دارند…
رأی‌دهندگان ایالت جمهوریخواه میسوری به افزایش حداقل دستمزد ایالتی به ۱۵ دلار تا سال ۲۰۲۶ رأی مثبت دادند و به این ترتیب روزهای مرخصی بیماری پرداخت‌شده برای کارگران را هم تضمین کردند. رأی‌دهندگان نبراسکا نیز پیسنهاد ابتکار شماره ۴۳۶ رای مثبت دادند و آنرا تصویب کردند که حق مرخصی پرداخت‌شده بیماری را برای کارگران فراهم می‌کند. هریس تا دو هفته آخر کمپین خود صبر کرد تا از درخواست افزایش حداقل دستمزد فدرال حمایت کند.
علاوه بر غزه و اقتصاد، تیم هریس ظاهراً کاملاً رأی‌دهندگان را اشتباه ارزیابی کردند؛ شاید فکر کردند فقط با شکاف جنسیتی (۲۱ امتیاز) می‌توانند پیروز شوند. آنها نتوانستند. ۷۱٪ رأی‌دهندگان سفیدپوست بودند (در مقایسه با ۶۷٪ در سال ۲۰۲۰)، ۱۱٪ سیاه‌پوست بودند (در مقایسه با ۱۳٪) و ۱۲٪ اسپانیایی بودند (کمی کمتر از ۱۳٪). این «افزایش تعداد سفیدها» و «کاهش تعداد دیگران» دست‌کم ناشی از این بود که هریس نتوانست سیاه‌پوستان و اسپانیایی‌ها مجاب کند به او رای بدهند و بالعکس دلایل زیادی برای ماندن آنها در خانه فراهم کرد.
هریس کلودیا شاینباوم نیست…
مردان لاتینو، ۲۰۲۰: بایدن ۵۹٪ ، ترامپ ۳۶٪
مردان لاتینو، ۲۰۲۴: هریس ۴۵٪ ، ترامپ ۵۳٪
شهرستان هیذاگ، تگزاس، ۹۲٪ لاتینو دارد. هیلاری کلینتون با ۶۸٫۵٪ پیروز شد. بایدن با ۵۸٪ آرا پیروز شد. اکنون وضعیت بین هریس و ترامپ برابر است.
در سال ۲۰۱۶، هیلاری کلینتون شهرستان کامرون تگزاس (که ۸۰٪ اسپانیایی دارد) را با اختلاف ۱۶ درصد پیروز شد. شب گذشته با بیش از ۹۵٪ آرا شمارش شده، ترامپ بین هریس با اختلاف بین ۵۲٪ تا ۴۷٪ پیشتاز شد.
تد کروز بین رأی‌دهندگان لاتینی با اختلاف شش امتیاز پیروز شد؛ طبق نظرسنجی‌های NBC News ، کروز در آخرین رقابت انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۸ بین لاتینی‌ها با اختلاف ۲۹ امتیاز بازنده شد؛ تغییری معادل ۳۵ امتیاز.
برخی بخش‌های دموکرات انتظار داشتند هریس کارولینای شمالی را ببرد؛ اما موفق نشد. واقعاً ترامپ شهرستان انسون کارولینای شمالی را برد؛ جایی که جمعیت آنجا حدوداً ۴۰ درصد سیاه‌پوست است؛ این امر موجب شد ترامپ دومین جمهوریخواه باشد که پس از بازسازی این شهرستان را برده است.
اما تنها مشکل مربوط به رأی مردان اسپانیایی یا سیاه‌پوست نیست؛ در نیویورک نیز با بیش از ۹۵ درصد آرا شمارش شده، کامالا هریس تنها توانسته است حدوداً ۶۷٫۸ درصد آرا کسب کند؛ اگر این روند ادامه یابد، بدترین عملکرد یک نامزد ریاست جمهوری دموکراتیک از زمان دوکاکیس در سال ۱۹۸۸ خواهد بود…
احتمالاً هریس همچنین رأی عمومی را نیز خواهد باخت؛ چیزی که دموکرات‌ها را مجبور خواهد کرد تا تظاهر کنند مخالف سیستم کالج الکترال هستند.
نامزدهای دموکرات سنای آمریکا بین یک تا سه امتیاز بالاتر از هریس نتیجه گرفتند اما کرسی‌هایی را در ویرجینیای غربی و اوهایو از دست داده‌اند؛ همچنین احتمالاً کرسی مونتانا نیز مقابل رقیب جمهوریخواه‌ای خواهد رفت که مشخص شد درباره دریافت گلوله‌ای در افغانستان کذب گفته است.
تصمیم بایدن مبنی بر انتصاب مریک گارلند به عنوان دادستان کل کشور یکی از ناکارآمدترین انتصابات پس از انتخاب تیم گایتنر توسط اوباما برای رهبری خزانه داری بوده است؛ زیرا او همان بانکدارانی را نجات داد که به شهروندانی که به بایدن و اوباما رای داده بودند آسیب زد.
نهایتاً ،هریس نتوانست حتی یک رای بیشتر نسبت به آرایی که بایدن در سال۲۰۲۰ دریافت کرده بود، آنهم در هیچ شهرستان کشور کسب کند .
شاید آنها باید یک انتخابات مقدماتی برگزار کنند…
یادداشت مترجم: حزب دموکرات انتخابات مقدماتی برگزار کردکه جو بایدن انتخاب شد .به دلیل کاهش سلامت روان نامزد منتخب ، رهبریت حزب دموکرات مجبور شد تا کناره گیری بایدن راتحمیل کند ،و بجای برگزاری کنوانسیون آزادبرای انتخاب نامزد جدید ،کامالا هریسمعروف شد .
جفری سنت کلر: سردبیر CounterPunch .کتاب اخیر وی An Orgy of Thieves: Neoliberalism and Its Discontents (به همراه الکساندر کاکبرن)است . sitka@comcast.net – @JeffreyStClair3 .