کمبود نیرو و استفاده اسرائیل از مزدوران

مقاومت طولانی و بی‌سابقه اعراب (منظور فلسطین و حزب‌الله لبنان است) باعث کاهش نیروها و ذخایر نظامی اسرائیل شده و تل‌آویو را به استفاده از روش‌های غیرمعمول از جمله به‌کارگیری مزدوران خارجی برای حفظ توان نظامی و اهداف جنگی‌اش واداشته است.

محمد نادر العمری
کرادل
ترجمه جنوب جهانی

در حالی که فشارهای داخلی برای افشای میزان واقعی تلفات ارتش اسرائیل در غزه و لبنان افزایش می‌یابد، مقامات اسرائیلی ارقامی را منتشر کرده‌اند که احتمالاً تنها کمترین تعداد را نشان می‌دهد. این داده‌ها مدعی‌اند که از آغاز عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حدود ۱۲هزار سرباز و افسر مجروح شده یا تحت توانبخشی وزارت دفاع اسرائیل قرار گرفته‌اند.

این آمار شامل ۹۱۰ مجروح در عملیات موسوم به «مانور محدود زمینی» اسرائیل در مرز لبنان و همچنین بیش از ۷۶۰ کشته و ۱۴۰ نفر کاملاً معلول می‌شود. این اعترافات گزینشی شک و تردیدهای فزاینده‌ای را در جامعه اسرائیل، که اکنون به لحاظ سیاسی بیش از هر زمان دیگری از زمان تاسیس کشور در سال ۱۹۴۸ دچار اختلاف است، برانگیخته است.

مبارزه برای حفظ قدرت

پس از برکناری وزیر دفاع، یوآو گالانت، این پرسش مطرح شده که اسرائیل چگونه می‌تواند نیروی رزمی خود را در برابر حملات مرگبار روزانه مقاومت لبنانی‌ها حفظ کند؟

مخالفت گروه‌های مذهبی، به‌ویژه حریدی‌ها، با خدمت اجباری نظامی، بر چالش‌های ارتش افزوده است – علاوه بر برکناری گالانت، نرخ ترک خدمت در ارتش که به بیش از ۱۷ درصد رسیده، موج مهاجرت معکوس که در یک سال به یک میلیون نفر، بیشترین میزان از سال ۱۹۴۸، رسیده و نیز تمایل کاهشی ذخیره‌نیروها برای بازگشت به میدان‌های جنگ وحشتناک در غزه و مرز لبنان.
به ویژه جبهه شمالی برای سربازان اسرائیلی که در برابر حزب‌الله مستقر هستند، نماد ترسی همیشگی شده و تاریخ بار دیگر در جنوب لبنان تکرار می‌شود.

رجوع به مزدوران

کمبود شدید نیروهای توانمند، دولت نتانیاهو را وادار کرده تا گزینه‌های غیرمعمولی را بررسی کند، به‌ویژه پس از آن‌که قانون سربازگیری حریدی‌ها در اواسط ژوئیه نتوانست شکاف نیروی انسانی را جبران کند.

بسیاری از این گزینه‌ها متمرکز بر استفاده از ده‌ها هزار مزدور، کمک از سازمان‌های اطلاعاتی غربی و جذب جنگجویان غیرمتعارف از جمله شبه‌نظامیان یهودی هستند.

در هفت دهه گذشته، دولت‌های پی‌درپی اسرائیل تمایلی به مهاجرت یا اعطای تابعیت گسترده به یهودیان آفریقایی – به ویژه فالاشاهای اتیوپیایی – نداشتند و آنان را به دلیل «رتبه پایین‌تر» نسبت به یهودیان اشکنازی و سفاردی از پذیرش گسترده در جامعه اسرائیل محروم کردند.

در نتیجه، تنها حدود ۸۰هزار یهودی اتیوپیایی، که ۲۰هزار نفر از آنان در سرزمین‌های اشغالی متولد شده‌اند، تابعیت اسرائیلی دارند. اما اکنون وزارت دفاع اسرائیل به دلیل نیاز شدید به نیروی انسانی، به فالاشاهای زندانی برای تلاش‌های ورود غیرقانونی یا اقامت بیش از حد در اسرائیل، عفو اعطا کرده و آن‌ها را به شرط پیوستن به ارتش، سریعاً برای اعطای تابعیت در نظر گرفته است. سازمان صهیونیستی «الحارث» نیز در اتیوپی فعالانه یهودیان اتیوپیایی را با وعده تابعیت، شغل و اقامت در اسرائیل پس از پایان جنگ، جذب و آموزش می‌دهد. برآوردها نشان می‌دهند که تا اکتبر ۲۰۲۴ بیش از ۱۷هزار نفر از فالاشاها، از جمله تنها ۱۴۰۰ زن، جذب شده‌اند.

همکاری آلمان در بهره‌کشی از پناهجویان

یکی دیگر از طرح‌های دولت نتانیاهو شامل همکاری با اطلاعات آلمان و سازمان‌های صهیونیستی در آلمان برای جذب پناهجویانی از افغانستان، لیبی و سوریه است. طی هفت ماه گذشته، انجمن «ابتکار ارزش‌ها» و «انجمن آلمانی-اسرائیلی» (DIG) تلاش کرده‌اند تا این پناهجویان را به عنوان مزدورانی برای اسرائیل جذب کنند.

این افراد با حقوق ماهانه بین ۴هزار تا ۵هزار یورو و تابعیت سریع آلمان، به این نبرد پیوسته‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که تنها بین سپتامبر و اکتبر حدود ۴هزار مهاجر به تابعیت آلمان درآمده‌اند.

این تغییر، نشان‌دهنده تحولی مهم در موضع برلین است – که زمانی به عنوان واسطه تبادل اسیران میان اسرائیل و جناح‌های فلسطینی یا لبنانی عمل می‌کرد، اما اکنون به صراحت و با توجیه تعهد اخلاقی به سرزمین‌های اشغالی از اهداف نظامی اسرائیل حمایت می‌کند.

حمایت آشکار دولت آلمان فراتر از بیانیه‌های سیاسی است. وزارت دفاع آلمان اعلام کرده که کشتی‌های جنگی آلمان در مدیترانه – که تحت عملیات یونیفل فعالیت می‌کنند – پهپادهای ناشناس را سرنگون کرده و به نیروهای دریایی اسرائیل در عملیاتی مانند ربودن یک افسر نیروی دریایی لبنان که به ارتباط با حزب‌الله مظنون بود، کمک لجستیکی ارائه داده‌اند.

این اتحاد نظامی و نقش آلمان در جمع‌آوری اطلاعات برای مقابله با حملات موشکی حزب‌الله، حمایت برلین از تل‌آویو را تقویت کرده و تمایل این کشور برای «جبران گذشته نازی خود» را نشان می‌دهد.

پس از آغاز عملیات «طوفان الاقصی»، آلمان محدودیت‌های بیشتری را برای متقاضیان تابعیت از کشورهای عربی و مسلمان اعمال کرده و از آنان می‌خواهد تا تعهدی مبنی بر عدم انتقاد از اسرائیل یا عدم همدردی با فلسطینی‌ها به عنوان معیاری برای اعطای تابعیت بدهند.

در اوایل نوامبر ۲۰۲۴، آلمان قانونی برای خدمت اجباری متقاضیان تابعیت از کشورهای عرب و مسلمان معرفی کرد، که مدعی است برای پر کردن کمبود نیروی انسانی است. اما این خدمت شامل خدمت در آلمان نمی‌شود، شرطی که باعث نگرانی بسیاری از این پناهجویان درباره مکان و نوع جنگی که ممکن است درگیر شوند، شده است.

زمان‌های دشوار

سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل از جمله شین‌بت و موساد، دوباره با بقایای شبه‌نظامیان منحل شده ارتش جنوب لبنان (SLA) ارتباط برقرار کرده‌اند تا به جذب متحدانی در داخل لبنان بپردازند. این نیروها قرار است یا به جاسوسی از مواضع حزب‌الله بپردازند یا در صورت وقوع درگیری منطقه‌ای مشابه جنگ ۱۹۸۲، احتمالا علیه این گروه مسلح شوند.

در همین حال، اطلاعات اسرائیل با همکاری نهادهای اروپایی و شرکت‌های استخدام مزدوران – از جمله بلک‌واتر که تحت هدایت صهیونیست اریک پرینس فعالیت می‌کند – برای جذب مزدوران اروپایی برای ارتش اسرائیل تلاش کرده‌اند.

اگرچه این روند به سال ۲۰۲۳ بازمی‌گردد، اما اخیراً تلاش‌ها برای جذب این نیروها شدت یافته است. طبق گزارش روزنامه اسپانیایی ال‌موندو در اواخر نوامبر ۲۰۲۳، مزدوری اسپانیایی به نام ویدیو دیاز فلورس اعتراف کرد که از سوی بلک‌واتر برای دریافت حدود ۴هزار یورو در هفته برای نبرد در فلسطین جذب شده است. اسرائیل تلاش کرده این نوع جذب نیروها را پنهان نگه دارد، به‌ویژه پس از آن‌که پنج «کارگر خارجی» در حمله موشکی مقاومت به شهرک متولا کشته شدند.
این مجموعه عوامل نشان‌دهنده نیاز فوری اسرائیل به رفع بحران نیروی انسانی در نیروهای نظامی‌اش است، در حالی که مقامات اسرائیلی در تلاشند تا استفاده از مزدوران خارجی را مخفی نگه دارند تا از تصویر «ارتش شکست‌ناپذیر» خود محافظت کنند.
وابستگی تل‌آویو به مزدوران شبیه به راهبرد آمریکا در عراق پس از سال ۲۰۰۳ است – نه تنها به عنوان راه حلی موقت برای کاهش نیروی انسانی، بلکه همچنین به عنوان روشی برای دور زدن مسئولیت‌های کیفری، چرا که بسیاری از این مزدوران تابعیت اسرائیلی ندارند.
شکاف‌های موجود در تصویر سابقاً نفوذناپذیر ارتش اشغالگر اسرائیل روز به روز عمیق‌تر می‌شود و اینکه آیا این ارتش می‌تواند در برابر فشارهای داخلی و خارجی فزاینده پابرجا بماند، به هیچ وجه روشن نیست.
تشدید وابستگی به مزدوران و آشکار شدن هرچه بیشتر آسیب‌پذیری ارتش اشغالگر اسرائیل، سبب شده است که سوالات جدی در خصوص توانایی این ارتش برای حفظ انسجام خود در برابر فشارهای رو به افزایش داخلی و خارجی مطرح شود.