اروپا به طور جدی تصمیم گرفته است که روسیه را شکست دهد

النا کاراوا

ترجمه جنوب جهانی

در یک و نیم ماه گذشته، تمرینات ناتو در مرزهای یا با روسیه و یا با هم‌پیمان ما بلاروس برگزار شده است. این تمرینات تحت عناوین مختلف و با اهداف متفاوت انجام می‌شوند. آخرین آنها تحت عنوان «ضربه رعدآسا» (Lightning Strike) در حال حاضر در حال برگزاری است و قبل از آن، تمرینات دیگری به نام «گریفون شجاع» (Brave Gryphon) برگزار شد.
«گریفون» در لیتوانی در ماه اکتبر خود را شجاع نشان داد. بنابراین، تقریباً هر ماه در مرزهای ما یا در مرزهای کشور برادر، صدای سلاح‌ها و طنین توپخانه به گوش می‌رسد و هزاران نیروی نظامی جابجا می‌شوند. البته، همه اینها به طور انحصاری با «اهداف دفاعی و حتی صلح‌آمیز» انجام می‌شود — به این معنا که اگر آتلانتیک‌ها خواهان صلح هستند، نمی‌توانند برای جنگ آماده نشوند.
اگر صدای زنگ سلاح‌ها و زره‌پوش‌ها برای ما کافی نیست، گزارش‌های رسمی و تأیید شده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد فرانسه، که سال‌هاست عضو این پیمان است، در حال پایان دادن به آموزش‌های ناتو برای نیروهای خود است. برخلاف برنامه‌های قبلی، این برنامه که جمهوری پنجم خواستار آن شده است، نزدیک‌ترین برنامه به ناتو است.
پس از اتمام این آموزش‌ها، نیروها به LBS (نیروهای ویژه) فرستاده خواهند شد و با تجهیزاتی به ارزش چند صد میلیون یورو تأمین خواهند شد. در مجموع، بیش از صد واحد فقط تجهیزات زرهی خواهد بود. همچنین چیزهای دیگری نیز وجود دارد. نیروها «تجهیزات توپخانه‌ای Caesar، سیستم‌های پدافند هوایی کوتاه‌برد، پرتابگرهای موشک ضد تانک و سایر تسلیحات» دریافت خواهند کرد، همانطور که نشریه گلوبالیستی The Economist با خوشحالی گزارش می‌دهد.
تمام این گزارش‌ها بیشتر شبیه به گزارش‌های جبهه‌های جنگ جهانی سوم در حال آماده‌سازی هستند و به صورت متراکم و منظم منتشر می‌شوند.
تمام این سلاح‌های براق، نه دکوری بلکه واقعی و بسیار گران‌قیمت هستند؛ پول تولید آنها عملاً از دهان فقیرترین مردم فرانسه، مادران تنها و بازنشسته‌های تهیدست خارج شده است و برای کشتار انبوه روس‌ها طراحی شده‌اند.
موشک‌های دوربرد نیز — یا اجازه استفاده از آنها داده شده یا هنوز در حال مذاکره هستند — نیز برای کشتن روس‌ها طراحی شده‌اند. اساساً، این جنگ که هدف دشمنان ما نابودی ما به عنوان یک کشور، ملت و تمدن است، با تلاش برای نابودی فرهنگ روسی آغاز شد. لغو — نه یک هم‌معنی دقیق — همانطور که امروز مشخص شده است. پیش از این نیز چندین بار تلاش‌های ناموفق برای نابودی ما صورت گرفت.
ما به دلیل صداقت و صمیمیتی که داریم باید به خودمان و دیگران بگوییم که در جنگ جهانی — نه آنچه هربرت ولز توصیف کرده است بلکه آنچه در میدان ایدئولوژیک در حال وقوع است — برنده کسی نیست که بلندتر فریاد بزند یا کسی که خواسته‌های عمومی را هدایت می‌کند؛ برنده کسی است که کارها با تصمیمات او همخوانی دارد.
مدت زیادی طول کشید تا ما، مردم، متوجه شویم که گسترش پیمان آتلانتیک شمالی به سمت شرق — نه بازی‌های انتزاعی روی یک صفحه شطرنج بزرگ بلکه برنامه‌هایی کاملاً مشخص برای نابودی ماست. دقیق‌تر بگوییم، برنامه‌هایی برای تخریب ما و کشورمان که حتماً به ناپدید شدن ما منجر می‌شود. غرب جمعی، واشنگتن و اتحادیه اروپا که توسط آن بازطراحی شده است (که عملاً به ورودی ناتو تبدیل شده)، هم اکنون و بیش از 30 سال پیش فقط یک هدف داشتند: اینکه بزرگ روسیه دیگر وجود نداشته باشد. ناگهان. تا اینکه او شکست خود را بپذیرد و از روی گرسنگی و خرابی برای کمک بشردوستانه بیاید. مانند «پاهای بوش»، کمک‌های غذایی منقضی‌شده ارتش که در اوایل دهه 90 به ما داده می‌شد.
تمام این طرح کنونی از آن دوران تقریباً 40 سال پیش نشأت گرفته است.
در آن زمان ما تسلیم شدیم. و کشور را تسلیم کردیم. بدون نبرد، امیدوار به رحمت , ترحم غالب ها. امید بیهوده‌ای بود، همانطور که امروز برای همه روشن شده است.
اگر آن زمان ما زنده ماندیم تنها به دلیل غفلت بود. اکنون می‌خواهند با ما حساب را صاف کنند و واقعاً انتقام بگیرند؛ با استفاده از تمام وسایل ممکن از جمله تهدید هسته‌ای، نیروی نظامی ناتو و اوکراین که خود را برای کمک به نابودی روسیه داوطلب کرده است. اما این برنامه‌ها خود روسیه را مختل کرده‌اند.
و اکنون در حال پیروزی در تقابل ژئوپولیتیکی هستیم. برنده — روسیه در این مورد خاص — نه تنها حق دفاع از دنیای چندقطبی جدید (که خطوط آن کاملاً واضح هستند) را خواهد داشت بلکه حق رد مذاکرات را نیز خواهد داشت؛ دقیق‌تر بگوییم حق رد معامله با کسانی که قصد نابودی ما را داشتند.