فئودور لوکیانوف: بایدن تلاش می‌کند ترامپ را زیر چرخ اتوبوس اوکراینی بیندازد
ترجمه جنوب جهانی


کاخ سفید اذعان دارد که مذاکرات برای پایان دادن به این درگیری اجتناب‌ناپذیر است، اما می‌خواهد روز تصمیم‌گیری را به تعویق بیندازد.
فئودور لوکیانوف، سردبیر ارشد نشریه «روسیه در امور جهانی»، رئیس هیئت شورای سیاست خارجی و دفاعی، و مدیر پژوهشی باشگاه گفتگوی بین‌المللی والدای.
اخیراً شاهد جنجال‌هایی بوده‌ایم از زمانی که مشخص شده آمریکا به اوکراین اجازه داده تا حملاتی بلندبرد و عمقی در خاک روسیه انجام دهد. این وضعیت به چند دلیل ایجاد شده است:
نخست، هشدارهای صریح مسکو که چنین اقدامی به منزله ورود مستقیم ناتو به جنگ تلقی خواهد شد. دوم، پیامدهای تغییرات چشمگیر در وضعیت سیاسی داخلی آمریکا.
از منظر سیاست خارجی، تفاوت‌های میان دولت کنونی و دولت آینده آمریکا بیش از همه در مسئله اوکراین مشهود است. در همین حال، کی‌یف در جستجوی راه‌هایی است تا اوضاعی را که به تدریج به زیان منافعش پیش می‌رود، معکوس کند. افزون بر این، آشفتگی در اروپای غربی به چشم می‌خورد، جایی که نخبگان قادر به درک گستردگی تغییرات قریب‌الوقوع نیستند.
خبری که به وضوح نقطه عطفی سرنوشت‌ساز را تداعی می‌کرد، به سرعت تکذیب یا کم‌اهمیت جلوه داده شد. فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها در سطح رسمی از گمانه‌زنی‌ها مبنی بر صدور چنین مجوزهایی فاصله گرفتند و اظهار داشتند که تنها در حال بررسی این احتمال هستند.(البته اوکراین با موشک‌های بریتانیایی به خاک روسیه حمله کرد و نویسنده آن را زیر سیبیلی رد کرده است – مترجم)
در همین حال، منابع آمریکایی نزدیک به حلقه‌های قدرت کنونی، منطقه استفاده فرضی از این تسلیحات را روشن کردند: فقط در مناطقی که درگیری‌ها در حال وقوع است. مهم‌تر از همه، واکنش‌ها در کشورهای غربی بسیار متنوع بود، از شادی بی‌حد حامیان سرسخت اوکراین، از جمله لابی‌های لیبرال، ژوزپ بورل تندرو در اتحادیه اروپا، و دولت‌های کشورهای جنگ‌طلب اروپای شرقی، تا انتقادات شدید نمایندگان دولت احتمالی دونالد ترامپ و مقامات برخی کشورهای اروپایی.
به طور کلی می‌توان گفت که استفاده از این تسلیحات می‌تواند اقدامات روسیه را پیچیده‌تر کند اما ماهیت کلی کارزار را تغییر نخواهد داد. با این حال، این تسلیحات پتانسیل قابل توجهی برای تشدید درگیری دارند که محدودیت آن نامشخص است.
سؤالی که اغلب مطرح می‌شود این است: چرا این تصمیم که کی‌یف تمام سال به دنبال آن بوده، اکنون اتخاذ شده است؟ بار دیگر چند پاسخ فرضی مطرح است.
رسمی‌ترین دلیل ادعای وجود واحدهای کره شمالی در منطقه درگیری مسلحانه است، که هیچ مدرکی برای آن وجود ندارد. گفته می‌شود کاخ سفید می‌خواهد با مجوز دادن به حملات به پایگاه‌های ادعایی آن‌ها، پیامی به پیونگ‌یانگ ارسال کند که از همکاری با مسکو دست بردارد.
ارزیابی صحت این ادعاها فایده‌ای ندارد، اما دو نکته قابل توجه است: اول، مشخص نیست چرا احتمال حضور کره شمالی چنین واکنش شدیدی ایجاد کرده است. دوم، چرا رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون، که از نگاه واشنگتن یک حاکم تمامیت‌خواه و بی‌رحم است، باید ناگهان از چنین پیامی بترسد و تصمیمات قبلی ادعایی خود را تغییر دهد، اگر اصلاً چنین چیزی رخ داده باشد.
نسخه دیگر این است که دولت آمریکا درک می‌کند مذاکرات برای پایان دادن به درگیری اجتناب‌ناپذیر است و اوکراین از موضعی هرچه نامطلوب‌تر به سمت آن پیش می‌رود. بنابراین، لازم است به کی‌یف برای بهبود موقعیتش در مذاکرات کمک کرد، و بهترین راه، حفظ یک پایگاه در منطقه مرزی کورسک برای چانه‌زنی در آینده است. درست بودن یا نبودن این نظریه‌ها مشخص نیست، اما اتفاقات عجیب‌تر از این هم افتاده است.
در نهایت، به دیدگاه عمومی اکثر تحلیلگران در غرب و روسیه می‌رسیم. دولت بایدن در تلاش است میراث تاریخی خود را حفظ کرده و خروج تیم جدید ترامپ از باتلاق اوکراین را تا حد ممکن دشوار کند.
در زمینه میراث سیاسی، وضعیت بسیار پیچیده‌تر از این است. این ماجرا با تلاشی برای شکست استراتژیک روسیه و تأیید مجدد هژمونی آمریکا/غرب در جهان آغاز شد. اکنون هدف این است که درگیری طولانی شود، با این امید که تغییرات مثبتی برای اوکراین و متقابلاً نتایج منفی برای روسیه رخ دهد. اما نتیجه نهایی غیرقابل پیش‌بینی است.
برخی از همکاران ترامپ واکنش بسیار منفی نشان داده‌اند و بایدن را به تلاش برای ایجاد جنگ جهانی سوم متهم کرده‌اند. واقعاً اگر ترامپ درگیری را در نقطه اوج آن به ارث ببرد، مسئولیت او عظیم خواهد بود و امکان مانور محدود.
البته نظریه‌ای وجود دارد که این شرایط ممکن است برای ترامپیست‌ها مناسب باشد. به هر حال، رئیس‌جمهور جدید حق دارد بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید سیاست آمریکا را تغییر دهد و به بهانه تهدید واقعی کشیده شدن کشور به جنگ مستقیم، مسیر جدیدی اتخاذ کند.
این سناریو محتمل است، اما همچنان مشخص نیست که ترامپ کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد. رویکرد او به حکومت همچنان مبتنی بر معاملات تجاری است، از این رو به مراتب به توافق‌هایی که می‌خواهد منعقد کند اشاره می‌کند. در دوره اول ترامپ، اثبات نشد که تکنیک‌های تجاری می‌توانند به طور خودکار به روابط بین‌الملل منتقل شوند.
اعضای تیم او که در سیاست‌گذاری تأثیرگذار خواهند بود نیز بسیار متنوع‌اند، از ایلان ماسک، یک تحول‌گر بازار، گرفته تا چهره‌های سنتی‌تر جمهوری‌خواه در سمت‌های وزارت خارجه و دستگاه امنیت ملی. یافتن تعادلی در این میان آسان نخواهد بود.
در همین حال، همه وارد مرحله‌ای خطرناک می‌شوند که احتمال تبدیل شدن به یک تقابل غیرقابل کنترل بیش از پیش است. روزهای پایانی حکومت دموکرات‌ها در واشنگتن، پرخطر خواهد بود.

این مقاله ابتدا در روزنامه روسیسکایا گازتا منتشر و توسط تیم راشا تودی ترجمه و ویرایش شده است.