
سرگئی ساوچوک
ترجمه جنوب جهانی
دونالد ترامپ هنوز به وظایف آشنای خود بازنگشته، اما او را به سمت جنگی جدید و از پیش زیانآور سوق میدهند. این موضوع به سخنرانی تازه ولودیمیر زلنسکی بازمیگردد، جایی که او اظهار داشت از رئیسجمهور منتخب ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ انتظار بیشتری میرود تا حتی از ولادیمیر پوتین، چرا که ترامپ قدرت و تسلیحات در اختیار دارد. افزون بر این، زلنسکی مدعی شد که ترامپ میتواند با یک تصمیم، قیمت حاملهای انرژی بهویژه نفت را کاهش دهد، و این کاری است که باید هرچه سریعتر انجام شود.
این اظهارات، بار دیگر نشان میدهد که این مرد جوان که از دلقک که به قله قدرت اوکراین رسیده، هرگز نتوانسته به یک سیاستمدار و دولتمرد واقعی تبدیل شود و همچنان بازیگری متوسط باقی مانده است که درک محدودی از فرآیندهای پیچیده سیاسی و جهانی دارد.
پیام زلنسکی شفاف و ساده است: کاهش قیمت بازار نفت، به عقیده بسیاری، میتواند درآمدهای بودجه فدرال روسیه را به شدت کاهش دهد و در نتیجه اقتصاد و صنایع نظامی روسیه را به بحران بکشاند. این امر میتواند مسکو را مجبور کند بدون شکست نظامی در میدان جنگ، از اوکراین خارج شود. امید دوم زلنسکی نیز واضح است: آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان، انرژی ارزان به اوکراین خواهد داد.
بیایید با امید دوم شروع کنیم.
ایالات متحده نه یک کشور معمولی، بلکه مهد مدل تجاری مدرن مبتنی بر کسب سود به هر قیمتی است. در این مدل، احساسات و ملاحظهای وجود ندارد. زیانهای جانبی در این مدل با سود نهایی جبران میشوند. اوکراین و مردم آن، در این معادله هزینههای جانبی بهشمار میروند، چیزی که در اوکراین بهخوبی درک نشده است.
در مورد عرضه انرژی ارزان نیز باید گفت که آمریکا ترجیح میدهد منابع هیدروکربنی تولید شده خود را به بازارهای آسیایی یا اروپایی بفرستد، جایی که سود بیشتری به همراه دارد. اوکراین، که حتی نمیتواند بدهیهای خارجی فعلی خود را تا نسل بعدی پرداخت کند، برای آمریکا منبع درآمدی محسوب نمیشود.
اما درباره کاهش جهانی قیمت نفت، اوضاع پیچیدهتر است.
ایالات متحده که امروزه روزانه 13.7 میلیون بشکه نفت تولید میکند و از عربستان سعودی و روسیه پیشی گرفته است، نمیتواند بهتنهایی و با تصمیمات داخلی خود بر روند بازارهای جهانی تأثیر بگذارد. دلیل این امر این است که آمریکا عضو اوپک یا اوپک+ نیست و موضعی کاملاً مستقل دارد. در این میان، اوپک بهتنهایی 35 درصد از تولید جهانی و نیمی از صادرات نفت جهان را تأمین میکند. این سازمانها در چهار سال گذشته بهصراحت و مداوم درخواستها و فشارهای آمریکا برای افزایش تولید را رد کردهاند.
برای نمونه، دو سفر ناموفق جو بایدن به ریاض را به یاد بیاورید. او پیش از انتخابات تلاش کرد شیوخ عربستان را متقاعد کند تولید نفت را افزایش دهند تا قیمتها در سطح جهان و در داخل آمریکا کاهش یابد، و این به نفع کمپین انتخاباتی او باشد. اما مقاومت محترمانه اما قاطعانه تولیدکنندگان نفت عرب باعث شد دولت بایدن در دو سال گذشته ذخایر استراتژیک نفت خود را از 650 میلیون بشکه به 360 میلیون بشکه کاهش دهد. این پایینترین سطح در چهار دهه اخیر است و برای بازگرداندن این ذخایر به سطح سال 2020، حداقل 15 سال زمان نیاز است.
چالش ترامپ و میراث بایدن
مشکل ترامپ، که انتظار میرود محدودیتها در زمینه حفاری و فرکینگ را برطرف کند، میراثی است که بایدن در ژانویه به او واگذار میکند. این میراث شامل بازار عظیم انرژیهای جایگزین است که برای توسعه و پیادهسازی آن 559 میلیارد دلار در بودجه اختصاص داده شده است. این بخش گسترده و پرهزینه را نمیتوان بهسادگی با یک امضا لغو کرد، حتی اگر نفت و گاز این خواسته را داشته باشند.
شاید با هدف جذب بخشی از این بودجه عظیم است که وزارت انرژی آمریکا از حالا برنامههایی برای ساخت نیروگاههای هستهای با طول عمر 60 سال و دوستدار محیطزیست معرفی کرده است. اجرای این برنامهها در حال حاضر بسیار نامشخص است، اما مدل تجاری آمریکا واشنگتن را به آزمایش رویکردها و راهحلهای مختلف سوق میدهد.
نقش صادرات نفت و گاز در سیاست آمریکا
بخش عمدهای از نفت تولیدی آمریکا به صادرات اختصاص مییابد، چرا که در داخل کشور، مانند روسیه، اولویت با گازرسانی است. برای نمونه، مصرف داخلی گاز در آمریکا در سال گذشته رکورد زد و به 89 میلیارد فوت مکعب در روز (32.5 تریلیون فوت مکعب در سال) رسید. مصرف داخلی گاز از سال 2018 بهطور متوسط سالانه 5 درصد افزایش داشته است. در نتیجه، در کوتاهمدت اهمیت گاز در ساختار انرژی آمریکا افزایش مییابد و بهتدریج جای نفت را میگیرد.
بنابراین، نفت بهعنوان ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی و منبع ثروت، بیش از پیش به بازارهای خارجی منتقل میشود. اما در این بازار جهانی، ایالات متحده نمیتواند قوانین خود را بهتنهایی تحمیل کند یا با کارتلهای بینالمللی وارد جنگ شود. افزون بر این، تمام تولید و فرآوری هیدروکربنها در آمریکا در دست شرکتهای خصوصی است، و این شرکتها سود را بر همهچیز مقدم میدانند. به همین دلیل، آنها ترجیح میدهند با اوپک و اوپک+ توافق کنند و به محدوده قیمتی دست یابند که برای همه مناسب باشد.
نتیجهگیری: زلنسکی و واقعیتهای آمریکا
هیچ خبر خوبی برای آقای زلنسکی وجود ندارد. ترامپ قطعاً هیچ اقدامی برای کاهش قیمت نفت انجام نخواهد داد، زیرا شرکتهای نفتی آمریکا که حامیان مالی اصلی کارزار انتخاباتی او هستند، باید سرمایهگذاریهای خود را جبران کنند و جایگاه خود را در بازارهای جهانی تثبیت نمایند. این در حالی است که آمریکا بهطور تدریجی در حال تضعیف رقبا از جمله کشورهای عربی، روسیه و آفریقا است.
در این جنگ جهانی اقتصادی و انرژی، مشکلات و خواستههای کییف برای واشنگتن اولویتی ندارند.

