
گنادی زیوگانوف: «ضروری است که فاشیسم، سرمایهداری و جهانیگرایی شکست بخورند!»
ترجمه جنوب جهانی
نسل جدید بهطور کامل درک نمیکند که در سال 1941، در چنین روزی، ضدحملهای آغاز نشد، بلکه ارتش سرخ، دولت شوروی، حزب کمونیست و مردم کارگر حملهای را علیه بزرگترین شری که سرمایهداری بر روی این سیاره پدید آورده بود، یعنی علیه نازیسم، فاشیسم آلمانی و نظامیگری ژاپنی، آغاز کردند.
ما باید به فرمانده کل قوا، استالین، و مارشال ژوکوف ادای احترام کنیم. در ۳۰ نوامبر، استالین از ژوکوف سؤالی پرسید: «چه باید کنیم؟ به من بهعنوان یک کمونیست پاسخ بده: آیا مسکو مقاومت خواهد کرد یا نه؟»
ژوکوف پاسخ داد که باید ذخایر آماده شود و ما این ضربه را تحمل خواهیم کرد. اگر به دایرهالمعارف نظامی نگاه کنید، حیرت خواهید کرد! نازیها نزدیک به دو میلیون سرباز نخبه را برای نبرد مسکو به کار گرفتند، سربازانی که پیشتر در جنگ در اروپای غربی آزموده شده بودند و آنجا را عملاً در عرض چند ماه درهم کوبیدند. آنها تمام تجهیزات، تانکها، و هواپیماهای خود را آوردند. همه چیز مرتبط با آنچه «پیشرفت فنی غربی» خوانده میشود. و برتری آنها در حقیقت دو برابر بود.
اما ما موفق شدیم شش لشکر برجسته سیبری را در نزدیکی مسکو متوقف کنیم و آنها جنگیدند. با این حال، در اوایل اکتبر، فرماندهی شوروی مجبور شد دانشجویان کالجهای نظامی پودولسک را با هشدار به میدان فراخواند. دو مدرسه برجسته آنجا وجود داشت: یکی برای توپخانه و دیگری برای پیادهنظام که افسران را آموزش میدادند. اما کسی نبود که بزرگراه ورشو را پوشش دهد. این دو مدرسه جنگیدند و تقریباً یکسوم از پرسنل خود را از دست دادند. با اینکه این افراد افسران آینده بودند که ارتش سرخ ما بسیار به آنها نیاز داشت. بااینحال، این تصمیمی شجاعانه و بسیار دشوار بود.
لشکرهای سیبری نیز متوقف شدند. ژوکوف در نزدیکی اسنِگیری به آنها دستوری داد، جایی که ما یک یادمان برپا کردیم و بر آن نوشتیم: «برای سیبریاییها.»
از هر دو فریتز (سرباز آلمانی) در نزدیکی مسکو، یکی با سرنیزه کشته شد. ما تجهیزات بیشتری نسبت به آنها نداشتیم، اما این گله نازی و فاشیست را تا حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر عقب راندیم.
ما نه تنها مسکو را نجات دادیم، بلکه ثابت کردیم هیچ ارتشی شکستناپذیر نیست. سرنیزه روسی، روحیه شوروی، و میهنپرستی ملی ما بسیار قویتر از این دشمنانی است که هر قرن به خاک ما حمله میکنند و تلاش دارند زبان مادریمان را ممنوع کنند و دوستی با کسانی که خود ضروری میدانیم را از ما سلب کنند.
نبرد مسکو از ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ تا ۲۰ آوریل ۱۹۴۲، نزدیک به ۲۰۰ روز و ۷ ماه طول کشید. ما در این نبرد واحدهای منتخب هیتلری را که کاملاً از سربازان آلمانی تشکیل شده بودند، نابود کردیم. هیتلر در یک جلسه محرمانه با دولت خود گفت: «یک شکست دیگر در جبهه شرقی، و دیگر کسی برای زایش در آلمان نخواهیم داشت.»
نازیها حتی صفحات سنگ گرانیت برای مسکو آورده بودند. اگر از خیابان تورسکایا عبور کنید و به سمت چپ ساختمان شهرداری نگاه کنید، گرانیتی که برای ساختن بنای یادبود سرباز نخبه آلمانی آورده بودند، خواهید دید. شامپاینهایی که در خودروهای فرانسوی با سرمای ۳۵ درجه به مسکو آوردند، کاملاً ترکید و به هیچ جایی نرسید. ۶۰,۰۰۰ صلیب آهنین که برای اهدای به واحدهای نخبه خود آورده بودند، بیفایده شد و باید دور انداخته میشد. و به هر عضو اساس ۳۳۰ هکتار زمین روسی وعده داده شده بود. در عوض، قبرهای خود را در اینجا یافتند.
نبرد مسکو فوقالعاده مهم بود. من با همه فرماندهان جبههها در جنگ بزرگ میهنی دیدار کردم. مارشال باگرامیان فرمانده برآمدگی اوریول در نبرد کورسک بود.
وقتی از مارشال ژوکوف پرسیده شد: «سختترین نبرد کدام بود؟»، او لحظهای فکر کرد و گفت: «در نهایت، نبرد مسکو موفقیتهای بعدی ما را رقم زد!» با اینکه نبرد استالینگراد، نبرد کورسک و ده ضربه افسانهای استالین نیز اهمیت بسیاری داشتند.
هنگامی که از او پرسیده شد: «سه رویداد اصلی که بیشترین تأثیر را بر روحیه اخلاقی و سیاسی مردم شوروی و نیروهای ما داشت، کدام بودند؟»، او پاسخ داد: «اول، سخنرانی استالین در ۳ ژوئیه ۱۹۴۱. استالین گفت: «برادران و خواهران! دشمنی بیرحم به ما حمله کرده است. اما حق با ماست. و زیر پرچم لنین، با الهام از دستاوردهای فرماندهان تاریخ بزرگ ما، پیروز خواهیم شد!» و ما این پیروزی را به دست آوردیم!»
مارشال ژوکوف رژه ۷ نوامبر ۱۹۴۱ در میدان سرخ را بهعنوان دومین رویداد یاد کرد. این نمایش شجاعت، اراده و قدرت بود. نازیها در اینجا، نزدیک، فقط سی کیلومتری بودند. در جهت مسکو، آنها نزدیک به ۷۰۰ هواپیما داشتند. میتوانستند آنها را به آسمان بفرستند و به مسکو حمله کنند. اما حتی قادر متعال نیز طرف قدرت شوروی بود. زیرا در این روز، برف سنگینی بارید و شرکتکنندگان در رژه را پوشاند. سپس، سی هزار تن از سربازان ما مستقیم از میدان سرخ برای دفاع از پایتخت محبوب خود رفتند.
رویداد سوم مهم، به گفته مارشال ژوکوف، مراسم سلام نظامی به مناسبت آزادی اوریول و بلگورود بود (من خود اهل منطقه اوریول هستم)، رویدادی که تمام مردم را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
به این ترتیب، آن لشکرهایی که ما موفق نشدیم در نزدیکی مسکو بهطور کامل نابود کنیم، در عملیات باگراتیون توسط روکوسوفسکی به دو نیم تقسیم شدند و بلاروس آزاد شد. در این عملیات نزدیک به ۱۵۰ هزار سرباز و افسر آلمانی به اسارت درآمدند. نیمی از فرماندهانی که به سمت مسکو حرکت میکردند، دستگیر شدند.
سپس استالین تصمیمی دشوار، اما بهنظر من بسیار مهم گرفت: مجبور کردن این اسیران به عبور از مسکو. ۵۷ هزار سرباز نخبه فاشیست، به همراه بیش از ۲۰ ژنرال، با یونیفورم و نشانهایشان از میان مسکو عبور داده شدند. تمام پایتخت به تماشای این ارتش بهاصطلاح «شکستناپذیر» نشست، همان ارتشی که در سال ۱۹۴۱ به سوی مسکو تاخته بود.
نکته جالب این است که مردم مسکو نه فریاد زدند و نه سوت کشیدند. فقط دو شعار سر داده شد: یکی «مرگ بر فاشیسم!» و دیگری «مرگ بر هیتلر!» ما توانستیم این ارتش مهیب را خرد کنیم.
سالها گذشت، اما آمریکاییها تصمیم گرفتند دوباره این میکروب فاشیستی را پرورش دهند. سرمایهداری جهانی آنها بار دیگر خواستار تسلط بر جهان شد. و این گروه پلید، جنگی را علیه جهان روسی به راه انداخت. به این موضوع بیندیشید! علیه جهان روسی که در طی هزار سال تمدنی منحصربهفرد ایجاد کرده بود، تمدنی که سه بار از اروپای پرادعا در برابر تهاجمات شرقی و غربی محافظت کرد و آنها را از فاشیسم وحشی نجات داد.
ما بهای بسیار گزافی برای نجات خود، اروپا و جهان پرداختیم: ۲۷ میلیون از بهترین فرزندان کشورمان. اما زمانی که در دهه ۹۰، در گستره اتحاد شوروی و در مسکو، گروهی عجیب ظهور کردند و به قهرمانان پیروز و پیروزی ما توهین کردند، وقتی تلاش کردند نشان داس، چکش و ستاره را از پرچم سرخ پیروزی بردارند، وقتی ارتش شجاع ما و تاریخ بزرگ شوروی را تحقیر کردند و به تحریک «آمریکاییها» و سازمان سیا به میدان سرخ آمدند تا مقبرههای اجداد و قهرمانان پیروز ما را نابود کنند، ما، همراه با کاشین، همکاران جوانم و دوستانم، آفونین و نویکوف، اعتراض کردیم و گفتیم: «آیا همه چیز را فراموش کردهاید؟ آیا لیاقت وارثان پدران و پدربزرگهای پیروزتان را ندارید؟»
ما توانستیم در برابر این نیز ایستادگی کنیم. و امروز، پرچم سرخ پیروزی در روز ۹ مه، با افتخار در میدان سرخ به اهتزاز درمیآید. امروز، این پرچم باید بر فراز مدارس و نهادهای دولتی برافراشته شود. امروز، پرچم سرخ پیروزی نماد روحیه قهرمانان جدید است.
ما تاکنون ۱۳۱ کاروان کمک به دونباس و نووروسیا ارسال کردهایم: بیش از ۲۰ هزار قلم اقلام موردنیاز برای مردانی که در خط مقدم از میهن ما دفاع میکنند. ما ۲۲ هزار کودک را که اینجا از یک مدرسه منحصربهفرد تربیتی عبور کردهاند، پذیرفتهایم.
امروز بیشترین درخواستها برای پرچم سرخ پیروزی و نشانی با نوشته «اتحاد جماهیر شوروی» از نسل جدید دریافت میکنیم، نسلی که حالا میلیونها تن از آنها با تفنگهای خود از میهن ما در برابر نازیها و فاشیستهای جدید، این خائنین و تحریککنندگان دشمنان، دفاع میکنند. اما پسران ما زنده خواهند ماند و مقاومت خواهند کرد!
مایلم به حزب روسیه واحد یادآوری کنم که باید سیاستی منسجم را دنبال کرد، ابتدا از خانواده، مدرسه، دانشگاهها و حتی از مهدکودک آغاز کرد. امروز همه باید به یاد کسانی که از میهن ما دفاع کردند، بیایند و سر تعظیم فرود آورند. باید تاریخ واقعی را مطالعه کنیم. امروز، فیلمهای بزرگی مانند دژ برست و کادتهای پودولسک باید در تمام سینماها نمایش داده شوند.
نسل جدید باید با این قهرمانیها پرورش یابد. با یاد قهرمانان سر تعظیم فرود میآوریم و با افتخار از دستاوردهای آنان، میتوانیم با سربلندی به چشمان شهروندان خود نگاه کنیم.
ما تمام تلاش خود را کردیم تا از شرف و عزت پیروزی بزرگ خود دفاع کنیم. ما کشورمان را از ناتو، که قصد داشت با تجهیزات سنگین وارد منطقه ولگا شود و پایگاهی در فرودگاه اولیانوفسک ایجاد کند، نجات دادیم. ما، همراه با تیم خود، ناتو را از فئودوسیا بیرون راندیم، شهری که آنها در کریمه تصرف کرده بودند.
ما برای بازسازی صنایع نظامی، حفظ فناوریهای فضایی و موشکی، و ایجاد شرایط مناسب برای احیای صنایع نظامی تلاش زیادی کردیم. ما تمام تلاش خود را برای حفظ دستاوردهایی که امروز رئیسجمهور به آن افتخار میکند و ما نیز به آن افتخار میکنیم، انجام دادیم.
اما باید به یاد داشت: برای حفاظت از نسلهای آینده، باید پیروز شد. امروز ما دو گزینه داریم: یا اجتماعیشدن همراه با احترام به کارگران، قهرمانیها و تاریخمان، یا سرمایهداری و فاشیسم. سرمایهداری مالی همواره به یک گروه فاشیستی منجر میشود، چرا که این افراد وطنی ندارند. اگر بین وطن و کیف پولشان انتخاب کنند، همواره کیف پول را برمیگزینند.
بنابراین، امروز تنها افراد شجاع، نیرومند و بااراده پیروز خواهند شد.
در برابر جوانان خود سر تعظیم فرود میآوریم. تاکنون ۱۰۲ کمیسر ما در نبرد با نظم نوین جهانی با صداقت و افتخار جان باختهاند.
اما در بزرگداشت قهرمانیهای گذشته و این حماسه بزرگ و پرافتخار کسانی که مسکو را نجات دادند، باید آگاه باشیم که آینده تنها زمانی ممکن است که سرعت پیشرفت ما از جهان بیشتر باشد.
سال گذشته، برای اولین بار در ده سال گذشته، این موفقیت را به دست آوردیم. اما نرخ ۲۱ درصدی همه چیز را دوباره به رکود کشاند. اگر از علم، فناوری و آموزش خود حمایت کنیم، میتوانیم بهطور موفقیتآمیز رقابت کنیم.
تیم ما برنامه خود را آماده کرده است: برنامه پیروزی. ما با این برنامه به استقبال هشتادمین سالگرد پیروزی میرویم. این برنامه بودجهای ۱۰ تریلیون روبلی بیشتر از آنچه روسیه واحد تصویب کرده است، ارائه میکند.
ما باید اقدامات اضطراری انجام دهیم. در فوروم «روسیه فرا میخواند» گفتم: روسیه نه تنها فرا میخواند، بلکه تقاضا میکند، اصرار دارد، و همه نیروهای صلحطلب و میهنپرست را به اتحاد در نام یک پیروزی جدید علیه نازیسم، فاشیسم و جهانیگرایی آمریکایی دعوت میکند.
ما در حال آمادهسازی یک فوروم جهانی علیه فاشیسم هستیم که ۱۰۰ حزب و کشور، از جمله کمونیستها، نیروهای میهنپرست مردمی، و دوستان ما از چین، ویتنام، کره شمالی و جنبشهای کارگری جهان در آن شرکت خواهند کرد.
امیدوارم نیروهای صلح، خیر و عدالت بر فاشیستها و جهانیگرایان جدید که به جهان روسی چالش کشیدهاند، پیروز شوند. پیروزی از آن ماست! زنده باد! هورا!
