نویسنده: دمیتری باویرین
ریا نووستی
ترجمه جنوب جهانی

با سقوط خاندان اسد، بازی تاج و تخت در سوریه پایان نیافت، همان‌طور که جنگ نیز به پایان نرسید. کردهای محلی که تحت حمایت آمریکا هستند، تمایل دارند از پروژه دولتی سوریه خارج شوند یا خودمختاری‌شان را تضمین کنند. هدف اصلی ترکیه جلوگیری از این امر است، و این کشور از نیروهایی حمایت می‌کند که دفاع رئیس‌جمهور سابق، بشار اسد، را در هم شکستند. برای اسد، همه چیز واقعاً به پایان رسیده است.

سرعت سقوط حکومت او شگفت‌آور بود. نگرانی‌ها از اینکه تصرف شهر حمص ممکن است سوریه را به دو بخش تقسیم کند (دمشق، پایتخت، در یک سوی جبهه، و لاذقیه وفادار به دولت با پایگاه‌های نظامی روسیه در سوی دیگر)، تا روز شنبه بی‌مورد شد: دمشق تنها چند ساعت پس از سقوط حمص بدون هیچ مقاومتی تسلیم شد.

حتی بحث‌های پیشین درباره اینکه آیا اسد می‌تواند به لاذقیه منتقل شود، نیز قدیمی شدند. لاذقیه، پایگاه علویان، زادگاه پدرش و مرکز قدرت خاندان اسد بود که همیشه از او حمایت کرده بودند. اگر هم اسد می‌توانست به آنجا برود، ظاهراً نخواست: ضرب‌المثل روسی «وقی خراب شد، دیگر همه‌چیز باید بسوزد» مصداق حال او بود.

اکنون پروژه دولتی سوریه را ابومحمد الجولانی، رهبر عملیاتی اکثر شورشیان، بازتعریف خواهد کرد. او به دنبال کنترل بر تمام قلمرو کشور است، اما ظاهراً بدون گسترش نفوذ به خارج، یعنی بدون ادعای ارضی نسبت به همسایگان یا مشارکت در انقلاب جهانی اسلامی. اینکه آیا او در این مسیر موفق خواهد شد یا خیر، پرسشی باز است، اما پروژه او در رقابت با پروژه اسد پیروز شد.

دقیقاً به همین دلیل بود که هیچ‌یک از متحدان رسمی یا غیررسمی اسد برای نجات رژیم او اقدامی نکردند. نجات حکومتی که خود دولتش فروپاشیده است، بی‌معناست.

مقاومت اولیه اسد

برخلاف تصور عمومی، در مراحل اولیه جنگ سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، هیچ‌کس اسد را نجات نداد – نه روسیه، نه ایران و نه هیچ بازیگر خارجی دیگری. این‌ها بازیگران عرصه سیاست بودند، نه نیروهای امداد برای افراد محکوم به شکست. اسد خودش با نشان دادن قابلیت‌های پروژه علوی‌محور خود، خودش را نجات داد.

برای شیعیان، که ایران پایگاه اصلی آن‌هاست، علویان هم‌مذهبان مسلمان به شمار می‌روند. اما برای اهل سنت که اکثریت سوریه را تشکیل می‌دهند، علویان بیشتر یک فرقه هستند. در دوران امپراتوری عثمانی، تحت قیمومیت فرانسه و حتی پس از استقلال سوریه در سال ۱۹۴۱، علویان مورد تبعیض قرار گرفتند. تنها راه پیشرفت اجتماعی برای آن‌ها ارتش بود، جایی که در نهایت توانستند موقعیت‌های کلیدی را تصاحب کنند. سوریه، همان‌گونه که تا دیروز آن را می‌شناختیم، محصول کودتای نظامی علویان بود، و خاندان اسد از دل رقابت داخلی آن‌ها پیروز شد.

سرکوب اسلام‌گرایان

برای اهل سنت، تصرف قدرت توسط «فرقه‌ای‌ها» یک چالش بزرگ بود. حافظ اسد، پدر بشار، شورش اسلام‌گرایان در دهه ۱۹۷۰ را سرکوب کرد. این شورش پنج سال پس از ریاست‌جمهوری او آغاز شد، شش سال طول کشید و به دلیل سه عامل شکست خورد: ارتش سوریه، حمایت مسکو، و ایجاد ائتلافی از اقلیت‌ها به دور علویان. این ائتلاف شامل شیعیان، مسیحیان، کردها، دروزی‌ها، ایزدی‌ها، کمونیست‌ها و دیگر گروه‌های دینی و سیاسی بود که تحت حکومت اسلام‌گرایان در معرض نابودی قرار داشتند.

بحران ۲۰۱۱ و تکرار تاریخ

همین اتفاق در سال ۲۰۱۱ رخ داد، زمانی که اهل سنت علیه بشار اسد قیام کردند. این قیام بخشی از فرآیند «بهار عربی» بود، که به دلیل افزایش قیمت غلات و بیکاری گسترده در خاورمیانه و شمال آفریقا شکل گرفت. برخی دولت‌ها در عرض چند هفته و برخی در چند ماه سقوط کردند. بشار اسد نزدیک به ۱۵ سال دوام آورد.

این بار بازیگران خارجی بیشتری وارد میدان شدند، و کردها بازی خود را آغاز کردند. اما شیعیان، تحت حمایت ایران، دوباره در کنار نخبگان علوی قرار گرفتند، همراه با مسیحیان، دروزی‌ها و دیگر اقلیت‌ها. با این حال، بهترین عملکردها را نه نیروهای رسمی ارتش سوریه، بلکه شبه‌نظامیان محلی در دفاع و شرکت‌های نظامی خصوصی در حملات نشان دادند.

در مراحل اولیه جنگ، اصلی‌ترین دشمن ائتلاف متنوعی که در اطراف اسد شکل گرفته بود، نیروهایی بودند که در غرب به عنوان «میانه‌رو» شناخته می‌شدند، هرچند که واقعاً میانه‌رو نبودند. در سال ۲۰۱۴، با استفاده از ضعف نسبی این نیروها، گروه‌های افراطی مانند داعش و القاعده صحنه را تصاحب کردند.

ورود قدرت‌های جهانی

در سپتامبر ۲۰۱۴، با بهانه مبارزه با خلافت خودخوانده اسلام‌گرایان، نیروی هوایی آمریکا و متحدانش وارد جنگ شدند و تلاش کردند ورق را به نفع نیروهای وفادار به خود برگردانند. تنها یک سال بعد، روسیه به درگیری پیوست، اما با هدفی معکوس: نابودی خلافت و کمک به اسد. در آن زمان، داعش حتی در قفقاز شمالی اعلام حضور کرده بود و حکومت اسد توانست پایداری خود را ثابت کند.

ورود روسیه به جنگ یک سرمایه‌گذاری در پیروزی اسد بود، زیرا بقای سوریه تحت حکومت اسد به مسکو اجازه می‌داد از پایگاه‌های نظامی خود در طرطوس و حمیمیم برای تضمین عملیات‌های لجستیکی در آفریقا استفاده کند.

سقوط ناگهانی در ۲۰۲۴

اما بین آغاز جنگ و حملات هوایی نخستین روسیه در سوریه چهار سال و نیم فاصله بود. در این مدت، حکومت اسد مقاومت کرد و پیروز شد. اما در سال ۲۰۲۴، این حکومت تنها در چهار و نیم روز فروپاشید.

دلایل شکست

دولت اسد از درون فروپاشید. نخبگان این دولت پیروزی قبلی خود را مسلم فرض کرده و وعده‌های اصلاحات قانون اساسی و توزیع قدرت را نادیده گرفتند. اقتصاد به دلیل تحریم‌ها و خسارات جنگ فلج شد، و نیروهای نظامی به دلیل کمبود منابع و بی‌میلی به مدرنیزه شدن، متوقف شدند.
یکی از نمونه‌های نمادین، سرنوشت «نیروهای ببر» بود که در دوران جنگ موفقیت‌های بزرگی به دست آوردند، اما پس از ادغام در ارتش سوریه، کارآیی خود را از دست دادند. فرمانده آن‌ها، سهیل الحسن، که به یک اسطوره تبدیل شده بود، در آوریل ۲۰۲۴ کنار گذاشته شد، و با شروع دوباره درگیری‌ها، نیروهای وابسته به او بیش از هر چیز در فرار ماهر بودند.

ظهور الجولانی و نقش ترکیه

حمله نهایی از ادلب آغاز شد، جایی که تحت حمایت ترکیه به مأمنی برای گروه‌های مختلف شورشی تبدیل شده بود. در این منطقه، ابومحمد الجولانی به تدریج قدرت را به دست گرفت، رقبا را سرکوب کرد و یک «دولت در دولت» ایجاد کرد که از نظر کارآیی و کاهش فساد از دمشق برتری داشت.

نتیجه‌گیری

سقوط رژیم علوی‌ها بیشترین ضرر را برای ایران به همراه خواهد داشت، زیرا بخشی از طرح «هلال شیعی» آن را نابود می‌کند. برای روسیه، حفظ پایگاه‌های نظامی‌اش در سوریه اکنون موضوع مذاکره با دولت جدید این کشور خواهد بود.
الجولانی درباره حکومت اسد گفت: «او فقط عمرش را کرده و مرده است.» به نظر می‌رسد این واقعیت را زودتر از همه دیگران او و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، درک کرده‌اند.